توریسم

از ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مسؤولین تلاش کرده‌اند ظاهر شهر که جذابترین و توریستی ترین شهر گیلان شمرده می‌شود را بهبود دهند. بنابراین استخر (سل) شرق شهر که برای آبیاری مورد استفاده قرار می‌گرفت برای فعالیتهای تفریحی و پیاده روی بهبود یافته‌است. در روزهای تعطیل بسیاری از ساکنین شهر و منطقه به آنجا می‌روند. یک تله کابین به قله کوه که بر شهر مشرف است وصل شده و پانورامایی بر فراز جلگه و دریای خزر را فراهم می‌کند. ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان در ۱۹۸۸ موجب رونق و افزایش پتانسیلهای شهر شده‌است.





کشاورزی

شهر لاهیجان از دیرباز کانون بازرگانی ابریشم بوده و بیشترین سهم را نیز در تولید و صادرات آن داشته‌است. بیشترین تمرکز تولید چای در ایران در ناحیهٔ بین لاهیجان و لنگرود است. این گیاه اول بار در سال ۱۹۰۲ میلادی توسط کاشف السلطنه به طور آزمایشی در لاهیجان کاشته شد و او موفق شد یک کیلو چای برای مظفرالدین شاه بفرستد. دولت رضا شاه در تلاش برای کاستن از اتکا به چای وارداتی که در آن زمان ۵ % واردات ایران را تشکیل می‌داد در سال ۱۳۱۱ شمسی اولین کارخانه و در ۱۳۱۳ اولین مرکز تحقیقاتی چای را در لاهیجان تأسیس کرد. توسعهٔ کشت چای از موفقیت‌های اصلی سیاست مدرنیزاسیون رضا شاه دانسته می‌شود. دلتای سفیدرود در لاهیجان و رشت بیش از ۶۰ درصد برنج گیلان را تولید می‌کند. لاهیجان از مناطق عمدهٔ تولیدات مرکبات در منطقهٔ خزر است.

در جنوب کوهپایه‌هایی که در فراز شهر اند (دهستانهای لیل و آهندان) مزارع چای با شالیزارهای کشت شده از آب منابع آب (سل به گیلکی) و چشمه‌ها قرار دارند. چایکاری ۷۹۵۹ هکتار را در ۱۹۷۱ در بر می‌گرفت و تعداد زیادی کارخانه فراوری را تغذیه می‌کرد ولی آزادسازی صنعت چای در شروع دهه ۲۰۰۰ بحرانی جدی در این فعالیت عمده منطقه به وجود آورد. درگذشته نه چندان دور گاو برای شخم زنی و حمل و نقل مورد استفاده بود ولی از دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ گاوداری برای تولید شیر و در ثانی گوشت بوده‌است. فقط در دهات حاشیه کوهپایه‌های البرز (مثل کوه بنه در دهستان آهندان اتیرود یا گمل در لیل) است که گالشها گله‌های گاو و گوسفند را پرورش داده در پاییز و زمستان در تپه‌های پردرخت منطقه و در بهار و تابستان به ییلاق مانند چراکوه بالای کلیشم می‌روند. برعکس روستاهای کوهستانی دیلمان حیوانات شان را در زمستان به تپه‌های بالای لاهیجان می‌فرستند. در روستاهای شمالی شهرستان (مانند لیالستان، رودبنه و شیرجوپشت) کشت برنج که فقط در جریان قرن بیستم مهم شد یک فعالیت عمده‌است که از شبکه آبیاری توسعه یافته بر کرانه غربی سفیدرود سود می‌برد. گندم پنبه و کنف در دهه‌های اول قرن بیستم هنوز اهمیت داشت ولی عموماً محو شده‌است. نوغانداری که در آخر قرن نوزده تا شروع قرن بیست و یکم فعالیت عمده بود شدیداً کاهش یافته‌است. مثلاً ۳۹۵۲ تن پیله در ۱۹۹۶ در گیلان تولید می‌شد که در ۲۰۰۶ به فقط ۱۲۵۲ تن (۲۲۲ تن از شهرستان لاهیجان) رسید. تعداد جعبه تولیدی نوغنداران از ۱۴۰۰۰ در ۱۹۷۳ به کمتر از ۹۰۰۰ در ۲۰۰۶ رسید. از ۲۰۰۶ تولید باز هم کمتر شده‌است. باعهای محبوب که نیاز شدید چوب را تغذیه می‌کنند و ماهیگیری فعالیتهای جنبی اند.




محصولات عمده:

چای- محصول اصلی کشاورزی لاهیجان است. سندیکای کارخانجات چای شمال و اداره کل چای شمال ایران در این شهر قرار دارند.
برنج
پیله ابریشم
کنف



اماکن دیدنی
لاهیجان به دلیل برخورداری از جاذبه‌های طبیعی از توریستی ترین مناطق شمالی ایران است.

شهرستان لاهیجان دارای جاهای دیدنی و آثار تاریخی زیادی است که از آن جمله می‌توان اماکن ذیل را نام برد:




طبیعی و تفریحی

شیطان کوه
بام سبز
استخر لاهیجان
تله کابین لاهیجان (فاز اول تله‌کابین لاهیجان که از فراز بام سبز آن آغاز شده، در سال ۱۳۸۴ شمسی راه‌اندازی گردید)
پارک بعثت (باغ ملی)
پارک جنگلی میرصفا
تالاب بین‌المللی امیرکلایه: این تالاب محافظت شده، به وسعت بیش از هزار و دویست هکتار، در ۳۶ کیلومتری شمال شرق لاهیجان و در کنار دریای خزر واقع شده‌است و زیست‌گاه انواع پرندگان، خرندگان، ماهیان و دوزیستان محسوب می‌شود.
تالاب سوستان
روستای سرچشمه و کوه عطاکوه در جاده شوسه‌ای که از پشت روستای سرچشمه به بالای کوه کشیده می‌شود در دامن جنگلی باصفا و باغات چای و نمای زیبا از روستاهای اطراف از جمله سطلسر-سیاهرودبار-کوره و کاه بیجار و روستاهای شهرستان لنگرود. از بالای کوه نیز دریای خزر را می‌توان دید. مردم روستاهای اطراف در روز سیزده بدر برای تفریح به دامن طبیعت زیبای این منطقه می‌آیند. در روزگاران کهن نیز یکی از مکانهای معروف منطقه به شمار می‌رفت و اسم تاریخی آن در دامنه‌های کوه<بازار ده> بود. یکی دیگر از جای تفریحی این کوه پر رمز و راز که در روستای ستار آباد واقع است غار ایست بنام<شوپر چال.> (شوپر نام محلی خفاش و چال نیز یعنبی گودال)
روستای ماهی موشه و آبشار دیدنی آن
روستای بکر و جنگلی گردکوه (روستای کوهپایه‌ای جنگلی که دارای درختان کهنسال افرا و بلوط و توسکا می‌باشد.)
روستای بکر و زیبای چی‌چی‌نی کوتی (به معنای لانه گنجشک) که در کوهپایه‌های آن گونه‌های جانوری مختلف از جمله خرس قهوه‌ای، شغال و روباه و کفتار و نوعی خوک خاکستری در این جنگل‌ها زندگی می‌کنند.





تاریخی

در لاهیجان ۲۶ اثر تاریخی ثبت شده وجود دارد. چهار پادشاهان، بقعه شیخ زاهد گیلانی، حمام گلشن، مسجد اکبریه،بقعه متبرکه و باستانی آقا سید علی کیا (فرزند امام کاظم) در روستای لیالمان، بقعه میر شمس الدین، بقعه امیر شهید، خانه صادقی و پل خشتی از مهمترین این آثار هستند که مورد بازدید علاقه‌مندان قرار می‌گیرند. آثار تاریخی لاهیجان به دلیل بی توجهی مسئولین در حال تخریبند. در هفت محله سنتی لاهیجان (خمیرکلایه، اردوبازار، زمیدان که چهارپادشاه هم خوانده می‌شود، گابنه، شعربافان، پردسر و کاروانسرا بر) بناهای ماندگاری به گذشته درخشان شهر ادای احترام می‌کنند. مقبره چهارپادشاه با درهای چوبی کنده کاری شده و نقاشی‌های دیواری اش که به پایان قرن چهاردهم باز می‌گردد و آرامگاه سید خرم کیا و دیگر فرمانروایان خاندان است، به همراه مسجد مجاورش نمونه‌ای شایان ذکر است. در سوی دیگر میدان، مسجد جامع که دیوارش کتیبه‌ای کنده شده بر مرمر دارد فرمانی از شاه سلطان حسین صفوی در شوال ۱۱۰۶ را بر خود دارد که روسپی گری، قماربازی، مصرف مواد مخدر و جنگ حیوانات را ممنوع می‌کند. شعرباف محله در مجاورت مقبره آقا سید محمد یمنی، که اصالتاً از یمن بود، علاوه بر شش سنگ قبر حکاکی نشده که توسط شش نارون سیبری احاطه شده قرار دارد. برخی مؤمنین پنج شنبه‌ها و جمعه‌ها برای نماز و نیایش در آنجا جمع می‌شوند. در ارتفاعات لاهیجان مقبره کاشف السلطنه قرار دارد و یک موزه چای از تلاشهای او برای این که لاهیجان پایتخت صنعت چای ایران شود تجلیل می‌کند. این شهر مقر شرکت سهامی چای ایران است که در ۱۹۵۶ تاسیس شده‌است. بقعه شیخ زاهد گیلانی که مربوط به قرن هشتم هجری است و در جاده لاهیجان - لنگرود واقع شده نامعمول‌ترین بنا در گیلان و هرمی چهار سو است.



از جمله بناهای تاریخی دیگر لاهیجان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:



بقعه میر شمس‌الدین
مسجد اکبریه ساخته شده در ۱۲۳۹ به فرمان فتحعلی شاه



مسجد جامع لاهیجان
پل تاریخی سیمرود بر روی رود لاهیجان در محله پردسر، ساخته شده در ۸۹۲ ه ق و بازسازی شده در ۱۲۷۱ به دست حاجی قربان لاهیجی
بقعهٔ شیخ ابوالوجیه در روستای کهله بر در زاکله بر تابوت دان آن تاریخ ۹۴۸ ه ق را دارد
بقعه میر شمس الدین در اردوبازار که تابوت دان آن تاریخ ۱۰۱۷ ه ق را دارد
بقعه سید رضا داور کیا در بجاربنه که تابوت دان آن تاریخ ۱۰۱۸ ه ق را دارد
بقعه آقا سید علی بن موسی الکاظم در موتر محله نوبیجار به تاریخ ۱۲۲۴
بقعه آقا میر شهید در اردوبازار که باور بر این است که آقا سید احمد بن امام موسی الکاظم در آن مدفون است به تاریخ ۱۲۲۴
بقعه سید ناصرالدین بن موسی الکاظم در روستای گوکه به تاریخ ۱۲۳۵
بقعه آقا میر صادق در روستای گوکه به تاریخ ۱۲۴۲
بقعه آقا سید امیر کیا بن موسی الکاظم در روستای شیرجوپشت رودبنه به تاریخ ۱۲۴۲
بقعه آقا ابراهیم در محلهٔ گابنه روبروی مسجد اکبریه به تاریخ ۱۲۴۲
بقعه مراد دهنده در روستایی به همین نام
بقعه سید ابوجعفر بن امام علی الرضا معروف به بقعهٔ فوشا در محلهٔ سادات بارگو سر
بقعه ملا میر شمس الدین در روستای لشیدان
بقعه سید حسن بن امام موسی الکاظم در روستای لفمجان
امامزاده آقا سید رضا کیا، بازمانده امام علی النقی متعلق به قرن هشتم هجری
امامزاده آقا سید حسین، بازماندهٔ امام موسی الکاظم. واقع در روستای دموچال، دارای بقعهٔ مستطیلی با چهار ایوان در چهار طرفو ستون‌های چوبی. نقاشی‌های درون و بیرون بقعه صحنه‌های مذهبی را به تصویر می‌کشند.




آموزش
دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی

لاهیجان دارای شش مرکز دانشگاهی است که حدوداً ۱۵ هزار نفر در این مراکز مشغول به تحصیلند.




دولتی

دانشگاه پیام نور واحد لاهیجان
دانشکده فنی و حرفه‌ای شهید رجائی




غیر دولتی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان
موسسه آموزش عالی دیلمان
مؤسسهٔ آموزش عالی غیرانتفاعی اندیشمند
دانشگاه آزاد اسلامی واحد سما




حمل و نقل

جاده ۲۲ یا جاده کناره از لاهیجان می‌گذرد. این شهر دارای یک پایانه مسافربری بین شهری است. لاهیجان، به دلیل حجم بالای مسافران، سازمان حمل و نقل همگانی در این شهر از سال ۸۸ ایجاد شده‌است. هم اکنون ۶۳۸ دستگاه خودرو و ۱۰ ون تحت پوشش این سازمان مشعول به کار اند که با توجه به جمعیت شهر این تعداد ناکافی ست.



خدمات شهری
بیمارستان‌ها

لاهیجان دارای دو بیمارستان دولتی و یک بیمارستان خصوصی است.

بیمارستان دولتی ۲۲ آبان واقع در خیابان امام خمینی که در سال ۱۳۲۷ تأسیس گردید و دارای ۱۵۸ تخت و بخش‌های سی‌سی‌یو، آی‌سی‌یو، جراحی عمومی، داخلی، زنان و زایمان و اطفال می‌باشد. ریاست این بیمارستان در حال حاضر برعهدهٔ دکتر مقدم براتی است.
بیمارستان دولتی سیدالشهدا (شهید انصاری) واقع در بازکیاگوراب (ابتدای بزرگ‌راه لاهیجان - رشت) که در سال ۱۳۵۰ تأسیس شد و دارای ۴۴ تخت و بخش‌های آی‌سی‌یو، چشم، دیالیز، ارولوژی، گوش و حلق و بینی و ارتوپدی است. ریاست این بیمارستان در حال حاضر بر عهدهٔ دکتر سید جلال جلالی می‌باشد.
بیمارستان خصوصی شفا واقع در خیابان کاشف شرقی که در سال ۱۳۷۸ تأسیس شد و دارای ۶۲ تخت و بخش‌های جراحی عمومی، اطفال، زنان و زایمان، داخلی، آی‌سی‌یو و سی‌سی‌یو می‌باشد. ریاست این بیمارستان بر عهدهٔ دکتر نوروزی‌فر است.
بیمارستان خصوصی فوق تخصصی در دست ساخت میلاد لاهیجان دارای ۱۷۰ تخت و بخش‌های اورژانس، اطفال، زنان و زایمان، داخلی، قلب، جراحی عمومی با ۶ اتاق عمل، بخش جراحی قلب، ای سی یو و سی سی یو هرکدام با ۱۴ تخت، رادیو لوژی، آزمایشگاه و ۵ بخش بستری به همراه واحدهای تجاری و خدماتی برای رفاه هر چه بیشتر مراجعین در زیربنای با ۱۲۰۰۰ متر مربع در ضلع شمالی ابتدای جاده لاهیجان به لنگرود واقع شده است.

فرهنگ

در دورهٔ پس از سال ۱۳۳۲ که ۶۱ روزنامهٔ استانی تعطیل شدند، روزنامهٔ پیام ملی لاهیجان از معدود جرایدی بود که در استان‌ها ظهور کرد.




سینماها

در سال‌های ۵۷-۱۳۵۳ لاهیجان دارای چهار سینما با مجموع ۲۴۳۳ صندلی بود اما در حال حاضر یک سینمای فعال در لاهیجان وجود دارد. سینما شهرسبز لاهیجان مراحل پایانی بازسازی را گذرانده است و هم اکنون فعالیت میکند.

سینماهای فعال در گذشته

سینما دیاموند متعلق به اکبر پدیدار نظر در ابتدای بلوار شهیدمطهری (روبروی استخر) که در سال ۱۳۵۶ به دلیل ناکافی بودن درآمد تعطیل شد.
سینما مولن‌روژ (ایران) نیز متعلق به اکبر پدیدار نظر بود که در جریان انقلاب ایران تعطیل شد.
سینما شهرسبز متعلق به غلام‌علی آصفی، به علت ناکافی بودن درآمد در سال ۱۳۸۲ بسته شد و مراحل بازسازی آن جهت گشایش مجدد، از سال ۸۹ شروع ودر سال۹۱ پایان یافته است.
سینما رویال (بعثت) متعلق به غلام‌علی صفاری، در سال ۱۳۸۵ به دلیل ناکافی بودن درآمد تعطیل شد. ساختمان نیمه تخریب این سینما در خیابان انقلاب پابرجا است.





تالش

تالش یا طالش، منطقه ای در ایران (استان های گیلان و اردبیل) و جمهوری آذربایجان (تالش گشتاسبی) است.

منطقه تالش از سفیدرود به سوی شمال، تا جلگه ارس-کورا در جنوب جمهوری آذربایجان؛ که در آن شهرستانهای (رایون) لنکران، لریک، یاردیملی، آستارا،ماسالی و جلیل‌آباد ، هشتپر ،اسالم،شفت ،ماسال ، شاندرمن ، رضوان شهر ، پره سر ، فومن ، نمین ، خلخال ، گرمی ، طارم و سایر شهرهای آذربایجان را در بر می‌گیرد. گروه قومی تالشی زبان، یکی از زبان‌های ایرانی شمال غربی، در این منطقه زندگی می‌کنند.




لنگرود

لَنگَرود یک شهر ساحلی (ساحل چمخاله) در شمال در استان گیلان و نزدیک به شهر لاهیجان می‌باشد. جمعیت این شهر بر پایه آمار سرشماری سال ۸۵ برابر با ۱۷۴٬۶۲۹ نفر است. و دارای ۵ شهر (بخش) اطاقور ،کومله،شلمان، مرکزی و چاف و چمخاله می‌باشد.

نام لنگرود، برای نخستین بار در سال ۵۱۲ هـ. ق. در متون تاریخی ذکر شده‌است. این سال مصادف با مرگ سلطان محمد پسر ملک شاه آلب ارسلان است. در دوره صفویان، خصوصاً در دوره سلطنت شاه عباس اول، شهر لنگرود مرکز حوادث مهمی بوده‌است. فرار احمد خان حاکم لاهیجان از لنگرود و دستگیری اعضای خانواده وی توسط کیا فریدون حاکم گیلان و تحویل آنها به شاه عباس، از جمله رویدادهای مهم این دوره شهر است. نادر برای سرکوب تاتارهای شرق مازندران و توسعه تجارت و دستیابی به دریا، لنگرود را برای ایجاد پایگاه دریایی و کارخانه کشتیسازی انتخاب کرد و در توسعه آن کوشید. در زمان قاجار نیز لنگرود مورد توجه قرار گرفت. این شهر، امروزه یکی از مناطق زیبای گردشگری در استان گیلان است.




مردم‌شناسی
بافت قومی مردم لنگرود گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه‌پیش سخن می‌گویند. از نوشته‌های تاریخی چنین استنباط می‌شود که زمین‌های اطراف لنگرود مساعد بوده و به مرور زمان و توسعه بازرگانی در گیلان، لنگرود هم رونق یافته و در زمینه‌های کشاورزی خصوصاً کشت کنف از شهرهای مهم محسوب گردیده، همچنین در زمینه صنعت دارای صنایع فلزی از جمله تفنگ سازی (شکاری) بوده که به علت مرغوبیت و کیفیت، خریدران زیادی داشته‌است. رابینو جهانگرد معروف درخصوص لنگرود چنین می‌نویسد: «کناره‌های رودخانه لنگرود زیباترین منظره‌ای است که من در ایران دیده‌ام». لنگرود دارای محله‌هایی به نام‌های درویشانبر، درب مسجد، فشکالی محله، سوتال محله، در مسجد، کاسه‌گرمحله، قصاب‌محله، گشته مردخال، انزلی‌محله و راه‌پشته است که هر یک دارای اعتبار خاصی است. چمخاله که در ده کیلومتری لنگرود قراردارد از جاذبه‌های گردشگری است و همانند دیگر بنادر دارای فعالیت‌های تجاری بوده که در حال حاضر بسیار محدود است. طبیعت مناسب سبب گردیده مردم لنگرود به کارهای کشاورزی علاقه‌مند باشند. از محصولات عمده لنگرود می‌توان انواع برنج، چای، صیفی‌جات را نام برد. همچنین صید ماهی در این شهر رایج است.

بازار هفتگی لنگرود در روزهای شنبه و چهارشنبه با استقبال فراوان در محل جدید آن (پارک بازار) برگزار می‌گردد. این شهر به جهت کثرت موتورسیکلت سواران به شهر موتور سواران مشهور می‌باشد.




موقعیت جغرافیائی و جمعیت

نام لنگرود LANGAROUD ترکیبی است از دو پاره واژه لنگر LANGAR و رود ROUD. لنگر به معنی وقار و سکون و آرامش است همان گونه که که کشتی لنگر انداخته آرامش می‌یابد. در ترکیب لنگر و رود دو (ر) در هم یکی شده و نام به لنگرود تبدیل می‌گردد و معنی رود سکون یافته و آرام و با وقار معنی می‌گیرد و اگر به رود جاری در این بنگریم آن را دارای جریان آن چنان آرامی می‌بینیم که گویا حرکتی ندارد. لنگرود در طول ۳۰ً و ۱۰َ و ۵۰َ و عرض ۱۱ و ۳۷ جغرافیایی، در ارتفاع ۲۱ متر از سطح دریای خزر قرار دارد. این شهرستان بر روی جلگه‌ای سرسبز و ۱۰ کیلومتر با دریای خزر فاصله دارد و در قسمت‌های جنوبی آن کوهپایه‌های جنوبی آن جنگلی دیده می‌شود. لنگرود در فاصله ۶۰ کیلومتری رشت (مرکز استان) واقع شده‌است و از طرف شمال و غرب به شهرستان لاهیجان، از طرف شرق به دریای خزر و از طرفی به شهرستان رودسر، و از طرف جنوب به شهرستان املش منتهی می‌گردد. در سال ۱۲۷۵ ه. ق /۱۲۳۰ ه. ش. ، یعنی حدود یک سده و نیم پیش جمعیت این شهر دو هزار نفر بوده‌است. اما در سرشماری عمومی نفوس سال ۱۳۷۵ ه. ش چمعیت این شهرستان به ۱۳۵۹۲۲ نفر رسیده که از این تعداد ۶۵۹۷۳ نفر در شهر لنگرود زندگی می‌کنند. هم اکنون شهرستان لنگرود بالغ بر ۶۵٬۳۶۹ نفر جمعیت دارد.
جاذبه‌های گردشگری، تفریحی و امکان دیدنی

ساحل چمخاله در ۹ کیلومتری شمال لنگرود قرار دارد. از دو راه زمینی و یک راه آبی می‌توان به چمخاله رفت.
تالاب زیبا و طبیعی کیاکلایه با انواع پرندگان دریایی و بوستان تفریحی فجر که در قسمتی از تالاب ایجاد گردیده‌است.
باغهای چای و مرکبات پرشکوه
کوه زیبا و ارتفاعات شالنگه پرشکوه
جمعه بازار فروش مرکبات و چای پرشکوه
استخر زیبای شابیجار سل پرشکوه
استخر زیبای پرشکوه سل پرشکوه
لیلاکوه خاستگاه گردشگران طبیعت
طبیعت کوهستانی بلوردکان
پارک جنگلی خرما اطاقور
سنگ تله پرشکوه

روستای زیبا و توریستی پرشکوه که در مسیر لیلاکوه-پرشکوه قرار دارد

طبیعت کوهستانی بکر و دیدنی خرما که در ۱۵ کیلومتری شهرستان لنگرود واقع شده و از مکانهای گردشگری شهر اطاقور به شمار می‌رود

پارک فجر در ابتدای جاده رودسر
پارک آزادی در جاده چمخاله
پل خشتی لنگرود «خشته پل» یا «خشته پورد» که مربوط به دوره ایلخانیان است. این پل [راه پشته] و [انزلی محله] را به مرکز شهر متصل می‌کند.
مسجد جامع لنگرود که تاریخ ساخت در مسجد مربوط به سال ۱۰۰۱ هجری قمری است.
خانه دریا بیگی که از شاهکارهای هنر دوران قاجاریه‌است.
بقعه ملا مریم پرشکوه
بقعه دوازده امام زادگاه ملاط
قلعه دیزبُن
پل خشتی قدیمی نالکیاشر
باغ معروف منجم باشی در روستای دیوشل
روستای زیبای آبچالکی
قله سراسر پوشیده شده از مرکبات و چای تایی پوشته پرشکوه




قلهٔ نگین سبز چهارراه در ابتدای مسیر پرشکوه به اطاقور

مجموعه استخر کومله و باغ پرندگان کومله
بقعه آقا سید قاسم و دو برادران درویشانبر




سر شناسان و هنرمندان

خشیار پزشک - آهنگساز و تنظیم کننده
علی میر فطروس - شاعر، نویسنده، پژوهشگر و مورخ
مهدی هاشمی بازیگر سینما
محمود پاینده لنگرودی - شاعر و مؤلف
محمدشمس لنگرودی - شاعر و پژوهش گر
ناصر هاشمی - بازیگر سینما
ابراهیم شکیبایی لنگرودی - شاعر
افشین معشوری روزنامه نگار و شاعر
ستار خواجه‌تاش - خوشنویس
اکبر ساعتچی - خوش نویس
شهدی لنگرودی - شاعر
مهدی اخوان لنگرودی - ترانه سرا
فریدون محبوبی - معرق کار
نادر زکی پور - شاعر و فیلمساز
حسن رحیمی - نقاش
رضا مقصدی - شاعر
علیمحمد مسیحا - شاعر
یوسف عطوفت شمسی - خوش نویس
مهدی رجایی - نوازنده
اسماعیل کاشی ساز لنگرودی - هنرهای نمایشی





روستاها و مکان‌های لنگرود
پرشکوه - چاف - کوشالشاه - نالکیاشر - آبچالکی - خرما - پروش-سادات محله - ایشیان - شکرکش - لیل - لات لیل - لیسه رود - کیاکلایه - کلیدبر - چالکیاسر - بازارده - انزلی محله - دریاسر - زردآب محله - کاسگر محله - خلات محله - لیالستان - موبندان - پاپکیاده - فتیده - شلمان - گالشکلام - گل سفید - دیوشل - قصاب محله - راه پشته - لیلا کوه - چمخاله - ملاط - مریدان - اطاقور - لوکلایه - جدانوکر - حاج ابراهیم ده - سیاهکل ده - درویشانبر-دریاکنار-بیجارپس




رودسر
رودسر یکی از شهرهای استان گیلان و مرکز شهرستان رودسر است. قومیت مردم رودسر گیلک است که به زبان گیلکی بیه پیش (شرق گیلان) سخن می‌گویند. مذهب مردم رودسر، شیعه علوی اثنی عشری است. جمعیت رودسر بر پایه سرشماری نخستین ۱۳۹۰، ۳۷،۵۷۹ نفر تعیین شده‌است. بزرگان و مشاهیر رودسر:آیت الله سیدمحمدهادی روحانی رانکوهی،حاج سید حسین طالبزاده(از خوانین رودسر موسس مسجد طابزاده و صاحب بزرگترین موقوفات شمال ایران( آقایان هدایت زاده رودسری و تقی خان صوفی املشی از خوانین رودسر و حومه آیت الله محمدی گیلانی شعرا و نویسندگان: کریم کوچکی رودسری_سید حسین طالبزاده _استاد گورگین رودسری_سروش لزرجانی




تاریخچه رودسر

رودسر در زمان قاجاریه و پهلوی اول بخشی ازگستره ی بزرگ منطقه تنکابن کبیر بوده است ورودسر، در زمانهای قدیم، به نامهای کوتم و هوسم نامیده می‌شد. یکی از روستاهای رودسر به نام تمیجان در زمان سلطنت شاه عباس اول دارای ضرابخانه بوده که سکه‌های ضرب شده در این محل موجود است.

مقدسی، جغرافی دان معروف، در سال ۳۷۵ هجری قمری در کتاب (احسن التقاسیم فم معرفه الاقالیم) آورده که هوسم را بازاری نیکو و مسجد جامعی، نزدیک مقر حاکم است. حمدالله مستوفی در سال ۷۴۰ هجری قمری، از هوسم به عنوان بندر و لنگرگاه کشتی‌هایی که از گرگان و طبرستان آذوقه حمل می‌کردند یاد نموده است. نام رودسر ترکیبی از دو پاره واژه رود و سر است. سر در زبان دیلمی و پهلوی به معنی کنار است مانند سر و سامان داشتن یعنی کسی را در کنار خود داشتن. در نتیجه نام این شهر به معنی کنار رود است. این شهر به دلیل قرار داشتن در کنار دریای خزر از ویژگی توریست پذیر خود برای جذب توریست هر ساله مسافران زیادی را برای بازدید از ان به این منطقه می کشاند.




مناطق گردش گری و ابنیه تاریخی

سفیدآب: رودخانه سفیدآب (Sefid AAb) در منطقه کوهستانی معروف به اشکور شهر رحیم آباد واقع شده است. این رودخانه کوهستانی از ذوب شدن برف‌های زیادی در ارتفاعات به وجود آمده و در مسیر جریان خود چشمه‌های متعددی به آن می‌پیوندند و در نهایت به رودخانه بزرگ پلرود متصل می‌شود. آب آن همانند آسمانی زلال و شفاف می‌درخشد و به همین دلیل به آن «سفید آب» می گویند. جریان رود در زیر سایه درختان جنگلی همراه با آواز خوش شیرین و روح انگیز بلبلان جلوه‌ای ویژه و نشاط آور به منطقه می‌بخشد.




منطقه توریستی رامدشت


تاریخچه:
رامدشت محله ای است زیبا و ساحلی در شهرستان رودسر( استان گیلان).علت نامگذاری این محله به گذشته های نه چندان دور(حدود 30 ،40 سال پیش) می رسد ، که محل رام کردن اسب های وحشی بود.در آن زمان این محل تقریباً خالی از سکنه بود و اکثر مساحت آن را دشت های سرسبز تشکیل می داده است.اما از آغاز دهه 70 هجری شمسی با شهرک سازی و خانه سازی،مهاجرت به این مکان افزایش یافت تا جایی که امروزه این منطقه دارای جمعیتی حدود 1000 خانوار شده است.لذا بسیاری از ادارات دولتی شهرستان در این منطقه واقع شده اند.




موقیعیت جغرافیایی:
محله رامدشت از شمال به دریا - از جنوب به روستای کَلدَرِه و زمین های کشاورزی برنج - از شرق به گسکرمحله و از غرب به میدان معلم منتهی می شود.وسعت این محله زیبا حدود 4 کیلومتر مربع می باشد.که دارای طول و عرض جغرافیایی تقریبی 37:8 شمالی و 50:20 شرقی است. رامدشت حدود 22 متر پایین تر از سطح آبهای آزاد قرار دارد.و به همین دلیل یکی از پایین ترین نقاط ساحلی کشور محسوب می شود.




مناطق گردشگری:
1- ساحل زیبای رامدشت : یکی از بهترین سواحل شما برای شنا می باشد. این ساحل به طول 5 کیلومتر و عرض حدود 200 متر همه ساله پذیرای تعداد بسیاری گردشگر از سراسر کشور می باشد.

2- استخر رامدشت ؛ که حدود 9000متر مربع در مرکز رامدشت واقع شده است .در این استخر با شروع فصل سرما انواع پرندگان از جاه های دور مهاجرت کرده و خود را به آن می رسانند.در این استخر انواع ماهی ها ،از جمله کپور،کپور چیک،اسلک و...یافت می شود.که در فصل صید ماهیگران را به سوی خود می کشاند.

3- جنگل ساحلی رامدشت :این جنگل که متأسفانه به دلیل عدم حمایت محیط زیست شهرستان در حال نابودی است،یکی از مناطق زیبا و گردش پذیر شهرستان می باشد.

4- دشت های رامدشت : دشت های زیبا که در جاهای مختلف محله قابل رویت و استفاده هستند.

5- زمین های برنج





حمام استا عزت معمار

تاریخ ساخت بنا ۱۳۲۵-۱۳۱۵ می‌باشد بعضی از قسمت‌ها در سال‌های بعد اضافه شده است اعم از دوش‌های قسمت نمره آقایان ودیوار قسمت شمالی بنا به انضمام پنجره آن که اثری از آن نمانده است. عزت دسترنج معروف به استا عزت معمار به دلیل شرایط سختی که برای استحمام مردم محله تصمیم به ساخت این حمام می‌کند. به گفته اهالی به دلیل کمبود حمام در شهر رودسر مردم برای استحمام و امر نظافت به شهرهای اطراف مانند املش و کلاچای رجوع می‌کردند و این امر انگیزه‌ای شد برای استا عزت معمار که دست به ساخت حمام بزند. در زمان ساخت حمام استا عزت هنوز به درجه استاد معمار نرسیده بود و بنا محسوب می‌شد وبنا به گفته قدیمیان محل و معماران قدیمی (معماران تجربی) یک معمار باید سال‌های زیادی را به عنوان بنا در امر ساخت زیر دست معمار فعالیت می‌نمود تا به درجه استاد معماری می‌رسید. طرح و نقشهٔ این حمام توسط استاد معمار جلالوند ریخته شد. و استا عزت معمار کار بنایی حمام را انجام داد





گنبد پیر محله رودسر

بنای گنبد پیرمحله در ۷ کیلومتری جاده رحیم آباد واقع در جنوب شرقی شهرستان رودسرقرار دارد. این بنا برعکس بناهای باستانی دیگر مورد توجه مردم قرار نگرفته و متروک است که همین موضوع یکی از عوامل مصون ماندن بناوعدم مرمتهای بی اساس از طرف مردم می‌باشد. وجه تسمیه این بنا نیز مشخص نیست وهمچنین جالب است بدانید که کاربری آن نیز همچنان موردبحث کارشناسان می‌باشد. همانطور که گفته شد ساخت این گنبد مربوط به دوره صفوی (کیاییان) و به صورت هشت ضلعی می‌باشد که با ترومپهایی زیبا هشت ضلعی گنبدخانه رابه شانزده ضلعی تبدیل کرده‌اند. همچنین در زیر این گنبد خانه سردابی قرار دارد که گویی محل برداشت آب بوده است. این بنا در سال ۱۳۵۶ توسط سازمان میراث فرهنگی کشور با شماره ۱۵۴۲در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفت.





اقتصاد و محصولات
اقتصاد مردم رودسر، به علت قرار گرفتن درکنا دریا و زمین‌های مناسب بیشتر بر پایه کشاورزی و ماهیگیری استوار است. از محصولات تولید شده در رودسر می‌توان برنج، چای، ابریشم، کنف، مرکبات، گندم، جو، فندق، گردو، حبوبات، گل گاوزبان، انواع سبزی و... را نام برد. تنوع و فراوانی در رودسر باعث گردیده تا بازار هفتگی آن که در روزهای یکشنبه دایر می‌گردد از رونق فراوانی برخوردار باشد. بافت چادرشب، لباس قاسم آبادی، حصیر، جوراب پشمی، زنبیل، نمد بافی و تولید انواع سرامیک و سفال را نام برد که اغلب در یکشنبه بازار رودسر عرضه می‌گردد.




آستارا
آستارا شهری بندری، مرزی، یکی از قطب‌های اقتصادی، توریست داخلی و بین‌المللی در سواحل غربی دریای خزر ، مرکز شهرستانی به همین نام در شمالی‌ترین نقطهٔ استان گیلان و آخرین نقطهٔ مرزی ایران و جمهوری آذربایجان و از نظر جغرافیایی در مرکز منطقه تالش قرار دارد. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای آذربایجان، از غرب به استان اردبیل و از جنوب به شهرستان تالش در استان گیلان محدود شده‌است. آستاراچای، آستارای ایران را از آستارای آذربایجان جدا می‌سازد. بخش اصلی راه شوسه آستارا-اردبیل تقریباً به موازات این رود و خط مرزی کشیده شده‌است. در منطقهٔ آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی، زبان تالشی نیز رایج بود ولی در اثر مهاجرت‌های زیاد از اهمیت آن کاسته شده‌است. این شهر از نظر جغرافیایی بر سر سه راه قرار گرفته‌است: راه جنوبی آن از کنار دریا خزر به بندر انزلی و راه شمالی آن از کناره همین دریا به جمهوری آذربایجان کشیده شده‌است. راه غربی آن که از حیران می‌گذرد، به اردبیل می‌رسد. آستارا از لحاظ اقتصادی، در استان و کشور نقش تعیین‌کننده‌ای را داراست، به طوری‌که یکی از ۳۰ شهر گردش‌پذیر ایران، سومین مرز فعال کشور در زمینه صادرات و واردات رتبه نخست صادرات و بزرگ‌ترین گمرک زمینی شمال کشور، از امن‌ترین و پرترددترین مرزهای زمینی کشور، دومین منبع درآمد استان گیلان ، و دارای بیشترین سهم ارزشی صادرات چمدانی در کشور می‌باشد. علاوه براین، بندرآستارا نخستین بندر خصوصی کشور و پنجمین بندر فعال ترانزیتی شمال کشور است. در حال حاضر بزرگترین پرچم کشور در استان گیلان، در پایانه مرزی آستارا برافراشته شده‌است.





تاریخ

یکی دیگر از ماخذقدیمی که در آن از آستارا یادی به میان آمده، کتاب حدودالعالم(تألیف ۳۷۲ ق/۹۸۲ م) است. در این کتاب، آستارا به شکل استراب ضبط گشته‌است.استان گیلان در قرن چهارم از لاهیجان تا نزدیکی باکو را شامل می شد که از ۸ ناحیه تشکیل شده بود که استراب یکی از نواحی گیلان به شمار می رفت.. بیشتر مؤلفان بعدی مانند علی بن شمس الدین بن حاجی حسین لاهیجی و عبدالفتاح فومنی و میرخواند، همه نام این شهر را به صورت آستارا آورده‌اند.به لحاظ تاریخی قدیمی ترین مورخی که از آستارا نام برده‌است، ظهیرالدین مرعشی است. وی در کتاب گلستان و دیلمستان سه بار این محل را به نام «آستارا» و یک بار به نام«آستاره» آورده‌است.

حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب (تالیف ۷۳۰ هجری قمری) می نویسد:گیلان از اقلیم چهارم است و در کنار دریای خزر قرار دارد.اسپهبد(آستارا) شهری متوسط است و حاصلش غله،برنج و میوه می باشد.این ناحیه گیلان،ناحیه ای آبادان ، با نعمت و توانگر است و در آنجا شهرک هایی است با منبر(مسجد).دراین شهرک ها بازارهاست.طعام مردم این ناحیه برنج است و ماهی.واز این ناحیه جاروب،حصیر مصلای نماز و ماهی به همه جهان صادر می شود.

تنها در صریح الملک (که درباره موقوفات مزار شیخ صفی الدین اردبیلی است)، این نام به شکلهای اصطاراب(استراب )و استاره دیده می‌شود که دو صورت اول با شکل مذکور در حدود العالم قرابت دارد.

از جهانگردان کانی این شهر را نام برده و آن را توصیف کرده‌اند. شاید وصف«ابت» رساتر از دیگران باشد. وی که در ۱۲۵۹ق/ ۱۸۴۳م از این محل می‌گذشته، نام این شهر را دهنه کنار ضبط کرده‌است. به نوشته او «دهکده دهنه کنار در مصب رودخانه آستاراچای قراردارد ودارای ۵۰ تا ۶۰ خانوار جمعیت است و دکانهایی دارد که اجناس آن به خارج ایران حمل می‌شود». آستارا به موجب عهدنامه گلستان که در ۱۲۲۸ هجری قمری مصادف با ۱۸۱۱ میلادی میان دولت ایران و روسیه منعقد شد به دو قسمت تقسیم گردید. قسمتی از این شهر که در شمال آستاراچای است، به دولت روسیه واگذار گردید و آستاراچای مرز میان دو کشور شناخته شد.




جغرافیا
وضعیت

منطقهٔ آستارا از نظر جغرافیائی به دره‌ای اطلاق می‌گردد که حدوداً در مرکز سرزمین تالش و در فاصلهٔ بین سلسله کوه‌های شمالی-جنوبی تالش و دریای خزر و در شرق دشت اردبیل واقع است. پس از بسته شدن عهدنامهٔ ترکمنچای میان دو دولت ایران و روسیه، بخش شمالیِ سرزمین تالش به دولت روسیه واگذار شده و رود آستاراچای به عنوان مرز تعیین گردید که از مرکز آبادی قدیمی آستارا می‌گذشت. بخش جنوبی در ترکیب ایران باقی‌ماند. پس از تاسیس گمرگات و مرزبانی، اهمیت سیاسی و بازرگانی آن افزایش یافت.

آستارا تا تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ خورشیدی یکی از شهرهای استان گیلان تلقی می‌شد که در همان سال با تصویب قانون تقسیمات کشوری جدید به یکی از شهرهای شهرستان اردبیل در شرق استان آذربایجان شرقی تبدیل گشت. در سال ۱۳۳۶ آستارا با تأسیس فرمانداری به یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی مبدل شد تا این که بعدها به برخی دلایل و از جمله تشابهات اقلیمی از خرداد سال ۱۳۳۹ خورشیدی، دوباره به استان گیلان ملحق گردید.




اقلیم

این شهر شامل جلگه و کوهستان است. هوای جلگه در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است.آستارا با بارش میانگین سالانه در حدود ۱۲۰ روز در سال از نقاط پربارش کشور محسوب می‌شود.

آب و هوای آستارا معتدل و مرطوب و میزان بارندگی سالانه به طور متوسط ۱۵۰۰ میلی متر است. رطوبت نسبی در این منطقه بین ۷۵ تا ۸۵ درصد متغیر است. حداکثر بارندگی سالیانه در ایستگاه آستارا ۲/ ۷۸۰ میلی متر و دامنه تغییرات بارندگی سالیانه در محدوده مورد نظر بین ۲۰۰۰ میلی متر در مناطق ساحلی تا ۷۰۰ میلی متر در ارتفاعات نوسان دارد.

متوسط درجه حرارت معادل ۱۷٫۳ درجه سانتی گراد و معدل حداکثر دما ۲۶٫۱ درجه و معدل حداقل دما ۶٫۲ درجه سانتی گراد بوده‌است متوسط روزهای یخبندان در سواحل خزر طی یک دوره ۲۰ ساله، ۱۱ روز در سال برآورد گردیده‌است. با توجه به موقعیت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا و نزدیکی به دره حیران و اقلیم کوهستان، آب و هوای مرطوب و معتدل، اندکی خنک تر از مناطق پست جلگه‌ای دیگر استان می‌باشد.




وضعیت

در محل کنونی شهر آستارا در قدیم روستایی به نام دهنه‌کنار وجود داشته که از زمان قاجاریه گسترش یافته و دگرگون شده‌است. آنچه در مورد سوابق این شهر در کتب تاریخی مشهود است این است که منطقهٔ آستارا تا زمان صفویه و پیش از آن از موقعیت خاصی برخوردار نبوده‌است. از آن زمان به بعد است که به سبب توسعه تجارت و مقاصد استراتژیک اهمیت پیدا کرده و در آن قلاع متعددی ساخته شده‌است. و در واقع دوران شکوفایی این شهر پس از انعقاد قرارداد عهدنامه گلستان و دو تکه شدن آستارای فعلی و آستارای آذربایجان صورت پذیرفت که منجر به شناخته شدن آستارا در بین مردم ایران و خارج از کشور به سبب موقعیت خاص اقتصادی، مرزی و دریایی شد، در اواخر قاجاریه و تا پایان حکومت دودمان پهلوی، آستارا از شرایط ویژه اقتصادی اوایل دوران انعقاد عهدنامه گلستان برخوردار نبود و بیشتر مردم به سمت دریچهٔ فرهنگی روی آوردند، که تاسیس دبیرستان حکیم نظامی در سال ۱۲۸۷، کتابخانه عمومی شماره یک آستارا در سال ۱۳۰۲، شهرداری آستارا در سال ۱۲۸۷ از جملهٔ این موارد بوده است، تشکیل کانون‌های مختلف شعر و ادبیات، ارسال و تامین آموزگاران شهرهای مختلف مناطق گیلان و آذربایجان نیز سبب شناختهٔ این شهر به عنوان شهری فرهنگی شده بود. اما پس از انقلاب اسلامی و فروپاشی شوروی و تشکیل جمهوری آذربایجان به سبب وضعیت معیشتی ضعیف آذری‌های آن سوی آستاراچای و آمد و شدهای رسمی بین دو کشور تشکیل شد، پس از آن رونق اقتصادی و بازسازی مناطق توریستی و گردشگری آستارا رونق گرفت که موازی با آن چهرهٔ این شهر از حالت فرهنگی به حالت توریستی و اقتصادی بدل گشت




معماری و بافت شهری

در روز گاران گذشته در منطقه آستارا تولید و استفاده از سفال سقف رواج زیادی داشت و حتی مرکز شهرستان یعنی شهر آستارا با لقب شهر بام‌های سفالین معروف شده بود . در زمان هایی که در مناطق مرکزی و شرقی گیلان برای سقف سازی منازل از ساقه های علف خشک شده برنج استفاده می کردند (قالی پوش) که در مواقع وزش باد گرم شدید با خطر آتش سوزی مواجه می شدند که بعداً آرام آرام جای خود را به حلب داد آن هم در موقع وزش باد گرم شدید در معرض خرابی قرار دارد. در این موقع در آستارا و روستاهایش مردم از سفال استفاده می کردند. که هم عایق خوبی در برابر گرمای تابستان بود و وجود فضای خالی بین سفال ها موجب ورود نسیم خنک دریا می گردید که موجب کاهش اثرات گرما در داخل بنا می شد و هم در موقع وزش باد های شدید به عنوان بادشکن عمل می کرد و خطر بادبردگی سقف منازل تقریباً صفر بود و نیز در موقع بارش برف برف روبی آن نیز خیلی راحت تر بود. علاوه بر این ، سفال با تاریخ و فرهنگ این منطقه عجیم شده است و حتی سفال برخی از بقیه های متبرکه سطح شهرستان دارای قدمت بیش از ۴۰۰ سال دارند و نیز سفال با فرهنگ این مردم نیز پیوند خورده بود و یکی از عناصر فرهنگی معماری منحصربه‌فرد شهرستان استفاده از سفال سقف بود. تا بیست سال پیش کارگاه‌های سفال در بسیاری از مناطق شهر دیده می شد. در روستاهای خلیله سرا و کرده‌سرا بخش لوندویل تولید سفال سقف اولین، مهمترین منبع در آمد بود ولی امروزه از آن کارگاهها هیچ اثری نیست.




مردم
جمعیت
جمعیت شهرستان آستارا بر اساس سرشماری سال ۱۳۵۵ خورشیدی، ۳۵٬۹۴۵ نفر بوده و طبق بر آورد سال ۱۳۶۳ خورشیدی، به ۴۳٬۸۶۴ نفر رسیده و و بر اساس سرشماری ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان ۸۱۲۳۴ نفر است. براساس آخرین سرشماری در سال۱۳۹۰ شهرستان آستارا دارای جمعیتی بیش از ۸۵۰۰۰ نفر و تعداد خانوار آستارا در حدود ۲۵۱۹۲ تخمین زده شده است.




زبان
پیشینه، اکثریت و زبان اصلی مردم آستارا ترکی است.عده‌ای از مردم نیز به زبان تالشی و گیلکی صحبت می‌کنند.




دین
به جهت اینکه جمعیت غالب در آستارا را مردمان آذری تشکیل می‌دهند،اسلام و شیعه اثنی عشری دین و مذهب مردمان آستارا به شمار می‌رود.مردم این شهر به ائمه معصومین ارادت خاصی داشته و همزمان با شیعیان سراسر جهان طبق یک رسم دیرینه در روز بزرگداشت مقام و منزلت معصومین ، دسته های عزادار زنجیر زن و سینه زن مساجد، هئیت های مذهبی، تکایا و حسینیه ها این شهر با خواندن نوحه های سوگ انگیز به ترکی به عزاداری پرداخته و طبق یک سنت دیرینه شب عاشورا را در امامزاده ابراهیم و قاسم به شب زنده داری می‌پردازند. آیین طشت گذاری نیز از مهمترین و ریشه دارترین سنت های این منطقه ترک زبان استان گیلان است.




گردشگری

اماکن طبیعی

آبشار لاتون
تله کابین حیران
گردنه حیران
پناهگاه حیات وحش لوندویل
باغ پرندگان آستارا
کوته کومه
تالاب استیل
آستاراچای
پارک جنگلی بی‌بی یانلو
باغ ملی
باغ چای عباس آباد
بهشت کاکتوس‌ها
کوه اسپیناس
ساحل صدف
ساحل شریعتی
آسیو شوان(اسیاب آبی)
چشمه آب گرم علی داشی





اماکن تاریخی

قلعه شیندان
قلعه تک آغاج
بقعه پیرقطب الدین
بقعه شیخ تاج‌الدین محمود خیوی
بقعه سیدمحمد دوست
امامزاده ابراهیم و قاسم
دبیرستان حکیم نظامی
کتابخانه عمومی شماره یک آستارا
مدرسه شهیدمدنی (به نام پیشین: مدرسه داریوش)
مدرسه سنایی سیبلی
طرق مظفری





آثار تاریخی

اکنون قدیمی ترین بنای منطقه متعلق به دوره ایلخانی بوده و تعداد دیگر از آثار دوران صفویه و قاجاریه این بنای کهن را همراهی می‌کنند. شایان ذکر است که بناها و آثار دوران اسلامی منطقه شهرستان آستارا اکثراً شامل قبور قدیمی و بقاع و آرامگاه‌هایی هستند که در دامنه کوه‌ها و جنگل‌ها به صورت متروک و برخی بدون تاریخ و بنا واقع شده‌اند و از لحاظ فیزیکی وضعیت مناسبی ندارند.



هتل

در شهر آستارا هتل‌های متعددی مشغول به فعالیت هستند




اقتصاد

از نظر اقتصادی می‌توان گفت آستارا به هیچکدام از شهرستان‌های هم تراز خود شباهتی ندارد. وجود نقطه صفر مرزی با شوروی در گذشته و جمهوری آذربایجان در حال حاضر و همچنین دارابودن مرز آبی و خاکی با این کشور از جمله دلایل این ناهمگونی است. آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حیاتی دریای خزر و همچنین نزدیکی به مرکز کشور (نسبت به دیگر نقاط مرزی کشور) با فاصله ۵۳۰ کیلومتر از تهران و ۱۹۰ کیلومتر از مرکز استان گیلان از ویژگی‌های طبیعی منحصربه‌فردی سود می‌برد. که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

قرار داشتن در نقطة مرزی ایران با جمهوری آذربایجان
همسایگی با ۴ کشور تازه استقلال یافته شوروی سابق
تنها راه ترانزیتی زمینی خلیج فارس با کشورهای آسیای میانه
اتصال آستارا (ایران) به آستارا (آذربایجان) از طریق راه آهن در آینده نزدیک
دسترسی آسان به امکانات خطوط انتقال گاز و برق
طبیعت ملایم و مساعد و گردشگری مناسب
دریایی ملایم با ۱۲۰ روز آفتابی و با شیب کم
بزرگراه جاده ۴۹ (ایران) که مرز آذربایجان را از طریق آستارا به قزوین و تهران و از طریق ساوه به جاده ۶۵ متصل می‌کند.
بزرگراه جاده ۱۶ (ایران) جاده‌ای در شمال و شمال غربی ایران است که از گیلان شهرآستارا آغاز می‌شود و از شهرهای تبریز، اردبیل و سراب می‌گذرد و به ترکیه متصل می‌شود. قسمتی از این جاده به خاطر گذر از میان دریاچهٔ ارومیه توسط پل، بسیار مهم است.

وبه همه اینها باید اضافه کرد که مرز آستارا، تقریباً تنها مرز امن و دست نخورده و بدون تنش ایران در حداقل ۸۰ سال گذشته‌است که خود تأثیر بسزایی درامنیت اقتصادی و سیاسی این شهر دارد. قدمت تاریخی و وضعیت فرهنگی مناسب یکی دیگر از مزایای این شهر مرزی است. با دست به دست هم دادن این عوامل ما به شهر مرزی روبرو می‌شویم که علی‌رغم وسعت کم و دور افتادگی نسبی دارای همیت اقتصادی و استراتژیکی زیادی است. به طوری که می‌توان ادعا کرد، از نظر سطح اقتصادی، پیشرفت‌های شهری، سطح فرهنگی، سطح گردشگری و سطح سواد عمومی ما با منطقهٔ مرزی سرو کار داریم که اصولاً با عام ترین ویژگی نقاط مرزی (یعنی محرومیت) بیگانه‌است. سطح درآمد عمومی اکثر مردم شهر بالا و یا متوسط بالاست و فقر چندان در حومه شهر به چشم نمی‌خورد. بیشترین سهم در درآمد مردم شهر را می‌توان در وهله اول، بازار کالاهای وارداتی آن داراست. بطوری که بعد از آزاد شدن عبور و مرور مرزی بازاری تأسیس شد که در ابتدا تنها به عرضهٔ کالاهای مبادله‌ای مرزنشینان اختصاص داشت، اما امروزه یکی از فعالترین و پر رونق ترین و معروف ترین بازارهای مرزی در نوع خود است به طوری که تقریباً در ایام تعطیل از سراسر کشور می‌توان مسافران و خریدارانی را در این شهر مشاهده کرد که البته به همراه خود مبادلة فرهنگی را نیز به همراه دارد. از دیگر آثار وجود این بازار، سطح اشتغال زایی بالای آنست در حال حاضر جمعیت زیادی از شهرها و استان‌های مجاور، بصورت مهاجرانی دائمی در این بخش مشغول فعالیت می‌باشند که به اظهار عموم سطح درآمد مناسبی نیز از این محل دارند. بطور نسبی اگر ۵۰ درصد فعالیت اقتصاد اهالی را بازار کالاهای وارداتی آن در نظر بگیریم می‌توان بقیهٔ فعالیت‌ها را به شرح زیر در نظر گرفت:

۵٪ازشاغلین بخش گمرکی که عمدتاً غیربومی هستند.
۱۰٪شاغلین بخش خدمات وتجارت شهری وگردشگری
۱۵٪دربخش کشاورزی ودامپروری که عمدتاً روستاییان هستند
۵&مشاغل دولتی، آموزشی وبهداشتی
۱۰٪شاغلین دربخش مسکن مشغولند.

دلیل بالا بودن سهم اشتغال در بخش مسکن، حجم گسترده ساخت و ساز در سالهای اخیر بدلیل افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت ازیک سو و تمایل به سطوح زندگی مرفه تر و تخریب بافت سنتی قدیمی بخاطر افزایش سطح درآمد عمومی از سوی دیگر است. بگونه‌ای که در حال حاضرفعالیت در بخش مسکن از فعالیت‌های اقتصادی پرسود تلقی می‌شود.

بانک توسعه صادرات ایران یکی از بانکهای تخصصی فعال در ایران است. عمده فعالیت این بانک اعطای تسهیلات خرد و کلان به صادرکنندگان ایرانی است بانک توسعه صادرات دارای تعداد معدودی شعبه‌است که در تهران، برخی شهرستانها و نیز در مناطق آزاد کشور پراکنده‌اند. این بانک همچنین نمایندگی‌هایی در بلاروس، ونزوئلا و قزاقستان دارد.

شعبات بانک توصعه صادرات در ۳۱ مرکز استان پراکنده شده‌است که البته در پایتخت بانضمام شعبه مرکزی ۴ شعبه دیگر نیز وجود دارد. از جمله شعبه‌های دیگر بانک توسعه صادرات که در کل کشور به ۴ نقطه متمرکز شده است؛ عبارتنداز:مناطق آزاد (کیش،قشم،چابهار) و بندرآستار




کشاورزی

کشاورزان آستارا از ایام قدیم در این منطقه به کشت برنج اشتغال داشته اند که نتیجه آن ظهور چند رقم بومی برنج می باشد که در نتیجه انتخاب سنتی توسط کشاورزان حاصل شده اند و این در حالی است که امروزه 3200 هكتار از زمين های اين شهرستان زير كشت برنج قرار دارد كه عمده ترين محصول كشاورزي آن محسوب ميشود.،




گمرک

تاریخ تاسیس گمرک درآستارا، به صورت دقیق در دست نیست. ولی مطابق شواهد تاریخی در سال ۱۲۰۵ هـ. ش وقتی عباس میرزا می‌خواست برای قشون هزینه کند از فتحعلی شاه درخواست کمک مالی می‌کند، شاه در جواب می‌گوید از پول عوارض گمرکی آستارا فراهم کنید. و. ژان اوین در کتاب «ایران امروز» به توصیف آستارا پرداخته و می‌نویسد «آستارا بندری است در جوار اردبیل. این شهر گمرکی دارد که از سوی متصدیان بلژیکی اداره می‌شود.

امروزه گمرک آستارا به عنوان یک اداره کل در امور واردات و صادرات قطعی، ورود و خروج موقت، تعاونی مرز نشینان، ترانزیت داخلی و خارجی، کارتینگ بین‌المللی، مبدا و مقصد کارنه تیر، کاپوتاز، امور مسافری، مرجوعی و امانت‌های پستی و قضایی به فعالیت مشغول می‌باشد. این گمرک رتبه اول تجارت چمدانی را در میان مرزهای زمینی شمال کشور با اختصاص بیش از ۴۵ درصد از کل صادرات چمدانی کشور به دست آورده‌است ودر حال حاضر اداره کل گمرک آستارا به عنوان بزرگترین گمرک زمینی شمال کشور علاوه بر ارائه خدمات مختلف گمرکی، در زمینه امور مسافری نیز فعالیت می‌نماید. بیشترین حجم صادرات استان نیز از این گمرک به آذربایجان، روسیه و دیگر کشورها صادر می‌گردد. عمده ترین کالاهای وارداتی این گمرک، آهن آلات، انواع چوب و تخته، انواع محصولات مصرفی و البسه و لوازم خانگی کشورهای ترکیه، آذربایجان و چین همچنین عمده کالاهای صادراتی شامل مواد غذایی، محصولات کشاورزی، انواع ماشین، مواد معدنی، مصالح ساختمانی و برخی کالاهای صنعتی و... می‌باشد. اداره کل گمرک بندرآستارااز لحاظ صادرات رتبه نخست را در شمال کشور برعهده دارد. وازنظر تردد در کل کشور رتبه سوم رابه خوداختصاص داده‌است. جالب این که قدمت ساختمان اصلی گمرک آستارا به حدود ۱۰۰ سال قبل برمی گردد. ساختمانهای قدیمی گمرک این بناهای قدیمی که شامل مهمانسرا و ساختمان اداری می‌باشد، هم اکنون استوار و مورد استفاده می‌باشند.

به دلیل وجود گمرک در آستارا و بر اساس اطلاعات موجود در موزه ملی ایران، نخستین اتومبیل از مرز زمینی آستارا در دوره مظفرالدین شاه وارد ایران شد. بر اثر وجود این گمرک و بنا بر گزارش اداره کل گمرک آستارا بیش از یک میلیون نفر از اتباع کشورهای مختلف همه ساله از این گمرک تردد می‌کنند.

اهم فعالیت گمرک بندرآستارا از بدو تاسیس تاکنون

قدمت اداره کل گمرک بندرآستارا در حدود دو قرن
ورود نخستین خودرو به کشور ازطریق مرز زمینی آستارا در دوره مظفرالدین شاه
رتبه اول تجارت چمدانی کشور (بیش۵۰٪از کل صادرات چمدانی ایران)
رتبه اول صادرات درمیان گمرکات شمال کشور به روسیه و جمهوری اذربایجان و گرجستان و ترکیه...
رتبه سوم پرترددترین مرز زمینی کشور
امن ترین مرز زمینی ایران طی چندین سال اخیر



تاسیسات گاز

موقعیت

تاسیسات اندازه گیری گاز آستارا واقع در شمال غرب شهر آستارا در مسیر جاده قدیم آستارا - اردبیل همجوار با مرز کشور آذربایجان (شوری سابق) آستاراچای در زمینی به مساحت ۵۷۰۰۰ متر مربع که ۳۰۰۰۰ متر مربع آن بصورت بایر می‌باشد، واقع شده است. رطوبت نسبی در این منطقه بین ۷۵ تا ۸۵ درصد متغیر است. میزان بارندگی بر اساس یک برآورد بیست ساله ۱۲۰۰ میلی متر در سال گزارش شده که حداکثر بارندگی سالیانه ۱۷۸۰ میلیمتر و دامنه تغییرات بارندگی سالیانه بین ۲۰۰ میلیمتر در مناطق ساحلی خزر تا ۷۰۰ میلیمتر در ارتفاعات نوسان دارد.



تاریخچه تاسیسات

تاسیسات اندازه گیری گاز آستارا در سال ۱۳۴۹ با هدف صادرات گاز به اتحاد جماهیر شوروی (جمهوری آذربایجان فعلی) به مقدار روزانه ۲۵ تا ۳۰ میلیون متر مکعب مورد بهره برداری قرار گرفت که پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی صادرات گاز و در سال ۱۳۵۹ قطع گردید و مجدداً از سال ۱۳۶۹ صادرات گاز به اتحاد جماهیر شوروی به مدت ۳ سال انجام شد که در سال ۱۳۷۲ به علت فروپاشی اتحاد جماهیر شوری مجدداً صادرات قطع شد.




واردات به جای صادرات

از تاریخ ۱۳۸۴٫۸.۱۰ واردات گاز از جمهوری آذربایجان بر اساس قراداد معاوضه گاز(SWAP) مابین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان، واردات روزانه حداکثر یک میلیون متر مکعب گاز از جمهوری آذربایجان و از طریق آستارا انجام و معادل آن از طریق ایستگاه جلفا به جمهوری خودمختار نخجوان گاز صادر می‌شود که در حال حاضر نیز ادامه دارد.




شیلات

قبل از سال ۱۲۵۱ هـ. ش صید از لنکران تا بندرانزلی در اجارهٔ میر ابراهیم خان تالشی بود تا اینکه میرمحمد خان آستارایی، صید گاهی در کولیور انزلی ایجاد نمود و ادارهٔ آن را بر عهدهٔ پسرش میر محمد باقر گذاشت. نام برده در انزلی به جوانمردی شهرت داشت. بعد از سال ۱۲۵۱ هـ. ش امتیاز دریای خزر از طرف دولت ایران به یکی از اتباع روس واگذار گردید. در آن موقع آستارا ناحیه یک شیلات و بزرگترین بازار فروش انواع ماهی بود که به آستاراخان صادر می‌شد. در سال ۱۳۲۰ه. ش این امتیاز به انزلی واگذار، تا در بهمن ۱۳۳۱ هـ. ش دورهٔ زمامداری دکتر مصدق، شیلات، ملی اعلام شد و پس از احداث مراکز صیدآستارا دوباره رونق از دست رفته را به دست آورد. اهمیت فعالیت‌های شیلاتی صرف نظر از تامین مواد پروتئینی اهالی و استان و ایجاد اشتغال از جهات دیگری از جمله صادرات و ارزآوری و به عنوان عاملی در جهت توسعه عمران مناطق ساحلی و روستایی شهرستان حائز اهمیت است. در بخش شیلات در سال ۱۳۶۰، ۲۲۰ صیاد دامگستر بومی به سمت مشاغلی پایدار در این زمینه مانند صید صنعتی کیلکا و پره هدایت شدند. در راستای توسعه این بخش با شناسایی ۱۷ مزرعه پرورش ماهیان سردابی تا کنون ۸ مزرعه پروانه دریافت کرده‌اند که سالانه در حدود ۷۰ تن ماهی تولید می‌کنند. در ۹ مرکز آب بندان به مساحت ۵۰ هکتار نیز حدود ۶۰ تن انواع ماهی‌های گرم آبی تولید می‌شود. در بخش ماهیان خاویاری نیز سه مرکز فعال در آستارا سالانه حدود ۲۰۰ تن گوشت و ۱۰ تن خاویار خالص تولید و به بازارهای جهانی عرضه می‌کنند. بخش آبزی پروری ادارهٔ شیلات آستارا نیز پس از چند دهه تعطیلی در نیمه دوم سال ۱۳۸۶ شروع به کار کرده‌است.





کشاورزی ودامداری

این شهرستان با توجه به شرایط ویژه اقلیمی از مناطق مستعد کشاورزی بشمار می‌آید و یکی از فعالیتهای مهم مردم این شهرستان می‌باشد. از محصولات مهم کشاورزی آن می‌توان برنج، گندم، جو، ذرت، محصولات جالیزی و سبزیها را نام برد.. سطح زیر کشت این شهرستان۴۲۹۵۸ هکتار که برنج، سبزی و صیفی، مرکبات و میوه‌های دانه دار برداشت می‌شود. در نتیجه کاشت برنج در شالیزارهای شهرستان آستارا، گمان بر این است که برخی ارقام برنج مانند رقم حسنی در اثر انتخاب سنتی توسط کشاورزان، از این شهرستان نشات گرفته اند.کاشت برنج در ۳۲۰۰ هکتار زمین و شالیکوبی در ۱۰ کارخانه برنجکوبی تولید به ۱۵۱۰۷ تن محصول در سال منجر می‌شود همچنین از ۳۰۰ هکتار زمین زیر کشت توتون هر ساله ۲۱۰ تن برگ سبز به دست می‌آید. گندم نیز در ۳۹۸ هکتار کشت می‌شود و ۴۹۲ تن در سال محصول می‌دهد.

شهرستان آستارا بدلیل شرایط مناسب آب و هوایی برای کشت نباتات علوفه‌ای و برخورداری از مراتع برای دامپروری نیزمستعد است. دراین شهرستان گوشت قرمز، گوشت مرغ، شیرو تخم مرغ و عسل تولید می‌گرددو انواع مختلف ماهی پرورش وصید وخاویار تولید می‌گردد.

از دیگر فعالیتهای اقتصادی شهرستان زنبورداری است که از رونق زیادی برخوردار است و براساس آمارگیری از زنبورداران، در سالجاری مقدار ۲۵۸ نفر از اعضاء تعاونی زنبورداران شهرستان آستارا با ۳۷۵۰۹ کلنی زنبورعسل مقدار ۷۹۴ تن عسل به ارزش اقتصادی سی و پنج میلیارد ریال پرورش دادند. وجود دریای خزر علاوه بر اینکه صید ماهی را رواج داده‌است موجب ایجاد کارخانجات صدف کوبی گردیده که در آنها از صدف‌های اطراف ساحل، خوراک طیور تهیه می‌کنند شهرستان آستارا از مراکز مهم کشاورزی در استان گیلان به شمار می‌رود که همه ساله بخش وسیعی از تولیداتی چون؛ برنج، کیوی، ازگیل، خرمالو، ذرت و گندم، علاوه بر عرضه در بازار مصرف داخلی به کشورهای حاشیه دریای خزر صادر می‌گردد.

نخستین باغ کیوی گیلان در شهرستان آستارا با ۲۲ سال قدمت در فضایی به مساحت دو هکتار معروف به 'باغ کیوی ماهوتی دایر شده‌است. مرکز تحقیقاتی به منظور مطالعات کارشناسی ایجاد باغات کیوی در شمال و همه مناطق مستعد کشور در کنار قدیمی ترین باغ کیوی استان گیلان دایر می‌شود. باغ کیوی برادران شیبانی به مساحت پنج هکتار در حومه آستارا هر ساله به تولید بیش از ۱۵۰ تن کیوی می‌پردازد.




پاساژ و بازارها
بازار بزرگ ساحلی آستارا (بساط):

این بازار به عنوان یکی از مراکز مهم تجاری گیلان به شمار می‌رود، که از سال ۱۳۶۸ پس از بازگشایی مجدد مرز ایران با کشور تازه استقلال یافته جمهوری آذربایجان با نام «بساط یا تخته بازار» رونق گرفت و مشهور شد.

پس از استقبال هموطنان با خرید متوالی از این بازار، طرحی سنتی توسط شهردار وقت با بام‌های سفالین که بومی منطقه‌است، طراحی و احداث شد. حال پس از گذشت ۲۳ سال از احداث این مرکز تجاری کمتر کسی از هموطنان است که از آن بازدید و یا از غرفه‌های آن خرید نکرده باشد.

در این بازار می‌توان انواع البسه متناسب با فصول سال، لباس ورزشی، لوازم آرایشی و بهداشتی، وسایل بازی کودکان، لوازم خانگی و وسایل تزئینی منازل تولید داخل و خارج کشور را به وفور و با نازل ترین قیمت یافت کرد.

در بازار بزرگ ساحلی آستارا بالغ بر ۱۵۰۰ مغازه موجود می‌باشد که سهم بسزایی در اقتصاد این شهرایفا می‌کند. روبروی بازار بزرگ ساحلی از پل فارابی تا پارکینگ بازار بزرگ ساحلی، پاساژها، بازارها ومجتمع‌های تجاری متعددی قد علم کرده‌است. که با این وجود می‌توان تعداد مغازه‌های بازار بزرگ ساحلی آستارا را به انضمام ۲۸ پاساژ، بازار و مجتمع تجاری مذکور به چیزی در حدود ۲۵۰۰ مغازه تخمین زد.



مجموعه بازارهای نور

در شهرستان آستارا بازارهای متعددی وجود دارد که پس از بازار بزرگ ساحلی، مجموعه بازارهای نور از آن جمله‌اند. این بازار که در مرکز شهر آستارا واقع شده‌است بیش از پنجاه سال قدمت دارد و پاساژها و بازارهای مدرن متعددی در آن احداث شده‌است. اکثر کالاهای ارائه شده در این مرکز از تولیدات کشورهای مختلف از قبیل، ترکیه، چین، اکراین، آلمان، آذربایجان، تایلند، مالزی، هند و دیگر کشورها می‌باشند. از سایر پاساژها و مجتمع‌های مجموعه بازارهای نور می‌توان به پاساژ نور، پاساژ بزرگ رضا، بازار بزرگ عمیدی، پاساژوصلی، پاساژ حیدرزاده، مرکز خرید ایده‌آل و بازار روس را نام برد.



پاساژ ولیعصر

پاساژ ولیعصر اواخر دهه ۷۰ شمسی در خیابان شهید نادر حاجی عباسی (مرکزشهر) احداث شد. بنای اولیه در دو طبقه ساخته شد ولی بعدها طبقه سوم نیز به پاساژ ولیعصر اضافه گردید. وضعیت مغازه‌ها و نمای داخلی پاساژ در حد مطلوبی ساخته شده‌است.

هم اکنون در پاساژ ولیعصر بالغ بر ۶۰ مغازه در زمینه البسه ورزشی، مجلسی، زنانه، شال و روسری، لوازم آرایشی و بهداشتی، بچه گانه، کیف وکفش، مانتو، بدلیجات و... مشغول به فعالیت می‌باشند که اجناس این پاساژ به طور گسترده از کشورهای ترکیه، اندونزی، ویتنام، درجه یک چین وارد می‌گردد. از عمده مشکلات این پاساژ می‌توان به نمای بیرونی آن اشاره کرد که پس از طی بیش از یک دهه از تاسیس آن به حالت آجر و بدون نمای خاصی رها شده‌است.



پاساژ سیدان

پاساژ سیدان روبروی بانک توصعه صادرات ایران شعبه آستارا پس از راه اندازی پاساژ ولیعصر افتتاح شد، پاساژ سیدان تقریباً در دو و نیم طبقه طراحی و ساخته شده‌است که از لحاظ قوانین در نوع خود منحصربه‌فرد می‌باشد، زیرا مغازه‌ها در طول روز نباید به هیچ وجه بسته شوند و ساعت ورود و خروج مغازه داران در یک بازه مشخص از سوی مدیریت پاساژ می‌باشد.

پاساژ سیدان نیز در زمینه‌های گوناگونی از قبیل لباس مردانه، زنانه، مجلسی، مانتو، بچه گانه، کیف وکفش و... مشغول به فعالیت می‌باشد. که اکثر اجناس مغازه داران به مانند پاساژ ولیعصر درجه یک بوده از کشورهای معتبر در زمینه البسه نظیر ترکیه و جین خریداری می‌گردد.



پاساژ ایده‌آل

پاساژ ایده‌آل در خیابان شهیدنادرحاجی عباسی مجاورت پاساژ ولیعصر، پس از راه اندازی پاساژ ولیعصر وسیدان احداث شد. فاز اول پاساژ ایده‌آل در ۴ طبقه با امکاناتی نظیر آسانسور و پله برقی به همراه یک پاساژ در زیرزمین به مغازه داران تحویل داده شد، یکی از مجموعه پاساژهای ایده‌آل بعدی که ساخته شد در مجموعه بازارهای نور در طبقات دو، سه، چهار قرار داشت که هیچگاه رونق پاساز ایده‌آل را به خود ندید.

مجموعه‌های دیگری که توسط سرمایه گذار پاساژهای ایده‌آل طراحی و ساخته شد پاساژ بزرگی جنب فلکه بانک ملی بود که پس از اتمام نصف ملک به صاحب پاساژ ولیعصر فروخته شد.

پروژه شرکت لاله بزرگ با مشارکت شهرداری بندرآستارا: در حال احداث
پروژه سیتی سنتر(city center): در حال احداث
پروژه کاکتوس بزرگ: در حال احداث



پایانه ترانزیت

ترمینال ترانزیت آستارا دریچه ای مرزی برای وصل کردن اروپا ، روسیه و کشورهای آسیای میانه به پایانه راه آهن آستارای آذربایجان در مرزهای ایران - آذربایجان به وسیله خط آهن است. همچنین ترمینال آستارا به عنوان محل ورود برای کالاهای حمل شده با کشتی از طرف اروپا و کشورهای آسیای میانه به کار می رود. این کالاها از طریق ایران به وسیله تریلرهای جاده ای به عراق ترانزیت می شوند. صادرات محموله های ایرانی به وسیله جاده به آستارا و از آستارا به روسیه و کشورهای آسیای میانه و اروپا با خط آهن از دیگر مزیت های ترمینال آستارا است.کالاها با راه آهن از اروپای غربی در مدت ۱۵ روز ‚ یا ظرف مدت ۱۰-۵ روز از روسیه و کشورهای آسیای میانه ، به آستارا می رسند. از آستارا، به وسیله جاده ، به مقصدهای نهایی در ایران فرستاده می شوند.




بندر

ملگونف در سفرنامهٔ خود حدود ۱۴۰ سال پیش می‌نویسد «آستارا بندری است که هرساله از حاجی ترخان(آستراخان کنونی) و باکو ۵۰ کشتی به آنجا می‌آید و اغلب بارشان آهن است»این اسکله در دوران پهلوی از رونق می‌افتد تا زمانی که پس از انقلاب اسلامی اسکله‌ای مدرن شروع به احداث گردید و بخش صیادی آن به بهره‌برداری رسید. و امروزه بندرآستارا، نخستین بندر خصوصی و چندمنظوره کشور و پنجمین بندر فعال ترانزیتی شمال کشور می‌باشد.

اسکله تجاری آستارا با عنوان نخستین بندر خصوصی کشور به صورت رسمی در نیمه دوم فروردین ۱۳۹۲ شمی با حضور معاون اول رئیس جمهور وقت افتتاح شد، در تاریخ ۱۳۹۱٫۱۲٫۱۹ نخستین کشتی پهلوگرفته در بندرآستارا یک کشتی با ۳۶۰۰ تن گندم و بار کانتینری از آکتائو قزاقستان بود. همچنین در تاریخ ۱۳۹۲٫۰۱٫۲۰ نخستین محموله صادراتی بندر آستارا به مقصد جمهوری آذربایجان و بندرباکو بارگیری شد. در هفت‌ماهه سال ۱۳۹۲ نیز ۱۲۰۰ تن کالا به ارزش ۱ میلیون و ۴۲۷هزار دلار از طریق اسکله بندر آستارا با ۱۵ فروند کشتی به کشورهای روسیه و جمهوری آذربایجان صادر شده است. عمده کالاهای صادره شامل کربنات کلسیم، پودر پی وی سی، سرامیک، کاشی، پودر صابون، سیمان سفید و تیتانیوم دی اکسید بوده است. در همین مدت زمان یک هزار تن کالای وارداتی (تخته) به ارزش ۲۰ میلیارد ریال در اسکله بندر آستارا ترخیص شده که از کشور روسیه وارد شده است. از زمان بازگشایی بندر تا اردبیهشت ۱۳۹۳، ۲۷ فروند کشتی در این لنگرگاه پهلو گرفته که فعالیت‌های بندری در این اسکله کماکان ادامه دارد.




راه آهن

تکمیل طرح راه‌اندازی راه آهن قزوین، رشت، بندر انزلی وبندرآستارا می‌تواند کمک شایانی در رشد اقتصادی ایران و به طبع استان گیلان و بندرآستارا باشد. تکمیل این طرح می‌تواند تاثیر به سزایی در رشد صنعت حمل و نقل در ایران داشته باشد. موقعیت استراتژیک بندر آستارا در در دریای خزر و هزینه کمتر حمل و نقل بار به جمهوری آذربایجان از طریق راه آهن و کشتی موجب افزایش اهمیت اتمام هر چه سریعتر این طرح می‌گردد. خط‌آهن قزوین - رشت - انزلی - آستارا به عنوان یکی از قطعات کریدور شمال به جنوب برای منطقه اهمیت دارد. در صورت تکمیل این کریدور بسیاری از کشورها ترجیح می‌دهند به دلیل کوتاه بودن طول مسیر و ارزان شدن هزینه‌های حمل و نقل، جابه‌جایی کالای ترانزیتی خود را از طریق این کریدور و کشور ایران انجام دهند که این امر موجب افزایش درآمد کشور از محل ترانزیت خواهد شد.




نیروهای نظامی
هنگ مرزی

آستارا پس از جدایی آذربایجان کنونی از ایران و ملحق شدن به شوروی سابق توسط عهدنامه‌های ننگین دولت قاجاریه دوتکه شد. قسمت شمالی آستارا در ترکیب شوروی سابق و آستارای جنوبی در ترکیب ایران قرار گرفت. بالطبع حساسیت‌های مرزی باعث می‌شد افرادی در هر دو سوی مرزها از خاک کشور خود محافظت نمایند. در اواخر دولت قاجاریه و اوایل پهلوی مردمان آستارا و خوانین حیران از خاک کشور دفاع می‌کردند که پس از تشکیل یکپارچه فرماندهی مرزبانی و سامان بخشیدن به شرایط موجود، پاسگاه‌های مرزی توسط سربازان و ماموران نظامی آموزش دیده شروع به کار کرد.

آستارا به هیچ وجه چهره یک شهر مرزی را که با افکار مردم تداعی می‌شود را ندارد، و یکی از بی تنش ترین و آرامترین مرزهای زمینی کشور در طول دهه‌های گذشته به شمار رفته‌است. این امر زمانی نمود می‌یابد که خانه‌های مردم آستارا در ۱۰ متری مرزها ساخته می‌شود و کشاورزان در روستاهای مرزی نظیر کشفی در یک وجبی سیم خاردارها به کاشت برنج مشغول می‌شوند.

آستارا نزدیک به ۳۷٫۵ کیلومتر مرز زمینی و با حدود ۱۵ کیلومتر مرز استراتژیکی دریایی در حساس ترین نقطه ممکن با دولت آذربایجان قرار دارد. پاسگاه‌ها و برجک‌های متعددی در داخل شهر، روستاها و جاده‌های منتهی به آستارا وجود دارد که وظیفه خطیر دفاع از کیان مملکت را برعهده دارند.

فرماندهی هنگ مرزی شهرستان آستارا زیر نظر فرماندهی هنگ مرزی استان گیلان به مرکزیت بندرانزلی به فعالیت می‌پردازد.نکته قابل تامل در مرکزیت انزلی اینکه این شهر چهرهٔ یک شهر مرزی در حوزه مرز زمینی را ندارد ولی مقر فرماندهی استان در این شهر قرار گرفته‌است. آستارا تنها مرز زمینی استان و اتصال دهندهٔ گیلان به سرزمین‌های قفقاز می‌باشد علاوه بر مرز زمینی، مرز دریایی آستارا نیز به فعالیت خود در پاسداری از حوزهٔ آبی می‌پردازد.

فرماندهی مرزبانی آستارا در خیابان ملت و معاونت عملیات و امور مرزی روبروی پارک معلم جنب اداره گل گمرک بندرآستارا با ساختمان بسیار قدیمی ساخته شده‌است. پاسگاه‌ها و برجک‌های داخل شهر در محدوده پل مرزی ایران و کشور آذربایجان و در کنار گمرک زمینی آغاز می‌گردد و تا انتهای بلوار جانبازان که انتهای حوزه شهری محسوب می‌شود پایان می‌باید. پاسگاه‌های حوزه جغرافیایی مرزبانی آستارا از روستاهای آستارا تا تونل آستارا-اردبیل به صورت زیر قرار گرفته‌است:

پاسگاه مرزی خشکه دهنه
پاسگاه مرزی باغ سیروس
پاسگاه مرزی قلعه
پاسگاه مرزی کشفی
پاسگاه مرزی خانبلاغی
پاسگاه مرزی بهارستان
پاسگاه مرزی آقچای
پاسگاه مرزی حیران
پاسگاه مرزی ونه بین

در بین پاسگاه‌ها برجک‌های مرزبانی متعددی وجود دارد که روی آنها از طریق اعداد اسم گذاری شده‌است.(به عنوان مثال برجک مرزی شماره ۱۰ آستارا)

با توجه به مرز دریایی در حدود ۱۵ کیلومتری با کشور آذربایجان، فرماندهی مرزبانی در حوزه دریایی نیز دارای دو پایگاه ثابت دریایی به نام‌های پاسگاه مرزی ساحلی چلوند و ناوگروه شناوری در محدوده اسکله تجاری آستارا می‌باشد.




نیروی دریایی

نیروی دریایی در شمال کشور از سابقه دیرینه‌ای برخوردار است، ناوگان شمال به عنوان ارشد نظامی ارتش در استان گیلان، منطقه چهارم دریایی انزلی، پایگاه دریایی آستارا، فرماندهی تخصص‌های دریایی در رشت و تفنگداری دریایی در منجیل را زیرمجموعه خود دارد. حفاظت از محدوده تحت حاکیمت جمهوری اسلامی ایران در دریای خزر از طریق گشت‌های سطحی، هوایی و نیز حفظ امنیت سکوی نفتی امیر کبیر از جمله وظایف مهم ناوگان شمالی نیروی دریایی ارتش است.

آستارا به عنوان پیشانی ورودی دریای خزر از سمت کشورآذربایجان دارای پایگاه دریای سیبلی در محدوده روستای سیبلی و پایگاه مستقر در محدوده اسکله تجاری آستارا به فرماندهی ناخدا سوم علی سنچولی به فعالیت خود می‌پردازد.




خدمات شهری
شهرداری (بلدیه)

پیشینه نخستین نهادهای رسمی برای اداره امور شهر بر می‌گردد به چند دهه قبل از انقلاب مشروطیت و به دوران حکومت سلسله قاجار در سال ۱۲۸۶ شمسی که قبلاً شهرداری را به عنوان بلدیه می‌شناختند و به تصویب مجلس شورای ملی رسید و اولین بلدیه بر اساس قانون بلدیه در شهر تهران تاسیس گردید و تا سال ۱۳۰۰ شمسی فقط در ۹ شهر به نام‌های کرمان - تبریز - همدان - دزفول - مراغه - مشهد - ماکو و آستارا بلدیه تشکیل شد و از آغاز سلطنت رضا شاه تا سال ۱۳۰۹ شمسی حدود ۵۲ شهرداری در سراسر کشور تاسیس گردید.

تاریخچه فعالیت‌های شهرداری و شهرداری آستارا به سه قسمت کلی می‌توان تقسیم نمود:

شهرداری آستارا برای اولین بار در سال ۱۲۸۷ شمسی از سوی عده‌ای از فرهیختگان و بزرگان شهر با هدف حمایت از اهالی آستارا و ایجاد امکانات رفاهی و خدمات نوین به سبک شهرهای مدرن دنیا تحت نظر حکومت وقت به شکل انجمنی به نام انجمن ولایتی – فرهنگی و بلدی ایجاد شد.
دومین دوره فعالیت شهرداری در آستارا از سال ۱۳۰۱ شمسی با تصویب قانون بلدیه در مجلس ملی شروع شد. از مهم ترین اتفاقات این دوره می‌توان احداث اولین خیابان‌های آستارا به سبک امروزی و ایجاد پارک و خرید دستگاه موتور برق و ایجاد تاسیسات مربوط به تامین و اداره شهر اشاره نمود.
سال ۱۳۱۱ شمسی آغاز سومین دوره شهرداری آستارا به حساب می‌آید که توسط دولت و انجمن بلدیه اداره می‌شد که مهم ترین وقایع این دوره شهرداری پایه گذاری اولین سری از قوانین و مقررات شهری و رونق چشمگیر فعالیت‌های شهرداری را می‌توان نام برد. همچنین در این دوره و به سال ۱۳۲۹ اولین انجمن شهر آستارا به صورت مستقل تشکیل و شهرداری از بخش داری مجزا شد و واولین شهردار رسمی آستارا به نام جلیل حسینی انتخاب گردید.

از وقایع ناگوار این دوره از شهرداری، می‌توان به از بین رفتن تجهیزات و امکانات شهری در کودتای شهریور ۱۳۲۰ اشاره نمود.




مراکز بهداشتی و درمانی

بیمارستان دکترشریعتی(۱۳۰۸)
بیمارستان شهیدبهشتی آستارا(۱۳۵۳)
اورژانس وپلی کلینیک نخصصی بیمارستان شهید بهشتی
درمانگاه تامین اجتماعی آستارا
بیمارستان یکصدتختخوابه آستارا(درحال احداث)

طی سال‌های اخیر بیمارستان شریعتی تغییر نام داده واز زیر مجموعه‌های بیمارستان شهید بهشتی شده‌است. به طور کلی شهر از نظر خدمات درمانی، دارویی و واکسیناسیون در سطح مطلوبی به سر می‌برد، اما رویهٔ معمول آن است که اهالی شهر برای اکثر بیماریهای مهم به شهرهای اردبیل یا رشت مراجعه می‌کنند.




فرهنگ
سینما

در سال ۱۳۷۶ شمسی و پس از آتش سوزی در یکی از قدیمی ترین و بزرگترین سینماهای گیلان در آستارا سینما قیام، سینما آستارای سابق، که ابتدا با نام سالن اپرا در سال ۱۳۲۰ شمسی در میدان اصلی و مرکزی شهر احداث شده بود.

حال در آستارا یک سینما به نام سینما دریا، چهار سالن تئاتر کانون امام خمینی، دانشگاه آزاد، کانون پرورش فکری کودکان و سالن باغ ملی «تئاتر شهر» و سه سالن اجتماعات مجهز در هتل بین‌المللی اسپیناس، اداره تبلیغات اسلامی به نام «شهدای گمنام» و سالن سپاه آستارا، یک گالری هنری مدرن «گالری هنری معراج» موجود می‌باشد، که با احداث سالن بزرگ ۷۵۰ نفری سینما و تئاتر اداره ارشاد شمار اماکن فرهنگی شهر افزایش می‌یابد. لازم به توضیح است آستارا در زمینه سینما دارای یک سینما چهاربعدی درحاشیه سواحل دریا ویک سینما پنج بعدی در ورودی شهر می‌باشد.
کتابخانه عمومی

یکی از قدیمی ترین و نخستین کتابخانه‌های کشور ، کتابخانه عمومی شماره یک آستارا (به نام پیشین: قرائت‌خانه آستارا) به تاریخ ۱۳۰۳ تاسیس شده است.

طبق آمار ۱۳۸۲ در استان گیلان ۵۵ کتابخانه عمومی دولتی وجود دارد که در مجموع حدود ۲۱۳٬۴۹۸ جلد کتاب، به غیر از نشریه‌های ادواری، دارند. تعداد اعضای آنها طبق آمار ۷۲۸٬۵۴ نفر است. قدیمی‌ترین این کتابخانه‌ها کتابخانه عمومی شماره ۱ شهر آستاراست که در ۱۳۰۳ توسط گروهی از مردم این شهر تأسیس شد و در ۱۳۴۵ به مالکیت وزارت فرهنگ و هنر وقت درآمد. هم‌اکنون این کتابخانه بیش از ۱۵۰۰۰ جلد کتاب دارد.

در سطح شهر علاوه بر کتابخانه عمومی شماره (۱)، کتابخانه عمومی شماره (۲) نیز در ارائه خدمات به مردم فعال می باشد.



نشریات فعال

هفته نامه پیام آستارا
هفته نامه تارک خزر
دو هفته نامه آوای آستارا
دو هفته نامه خط آخر
ماهنانه طریقت
ماهنامه کشکول



آموزش

آستارا برای سالیان مدید و از سال‌های پیش از وقوع انقلاب اسلامی رکورددارِ میزان جمعیت باسواد در کشور است. مطابق آخرین آمار آستارا با داشتن بیش از ۹۸٫۸٪ باسواد نخستین شهر باسواد ایران است.

اکنون طبق آمار منتشر شده از سوی اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان و برگزاری جشن ریشکنی بی سوادی در سال ۱۳۸۷ به ۱۰۰ درصد افزایش یافته‌است.

در آستارا از دیرباز، مکتب خانه‌هایی در سطح شهر و روستا وجود داشته‌است. در آغاز جنبش مشروطه در این شهر، چند مکت خانه معروف دایر بوداین مکتب خانه‌ها اغلب در مساجد و یا خانه‌های شخصی تشکیل و توسط معلمین روحانی اداره می‌شدند. به طوری که آقای میرزامحمد آخوندزاده در کتاب خاطرات خود نوشته‌است، در آستارا قبل از سال ۱۲۸۷ یعنی تاسیس مدارس جدید(دبیرستان حکیم نظامی ومدرسه سنایی سیبلی)، مکتب خانه‌های آبرومندی وجود داشته‌است. همانطور که آقایان عبدالحسین انصاری و سید محمد علی جمال زاده در خاطرات خود نوشته‌اند:مدارس ملی جدیدی که در تهران بعد از مشروطیت دایر شده بود، با مکتب خانه ها چندان تفاوتی نداشته‌اند فقط کمی تمیزتر و آبرومندتر بودند. مدرسه ملی آستارا هم مانند مدارس ملی اولیهٔ تهران همانند مکتبخانه‌ها بوده‌است. از جمله مکتب خانه‌های پسرانه آستارا در آن زمان مکتب خانه ملا رحیم طایر (ضیاء) در ساختمان دو مرتبه وهاب زاده‌ها و مکتب خانه ملا محمود (نیای محمودیان) در خیابان حکیم نظامی در خانه شخصی او و مکتب خانه میزا جعفرقلی نعمت اللهی در مسجد آبروان (حسینیه میرزا) وابسته به مسجد آبروان که بعدها مسجد مستقلی شد فعال بودند. علاوه بر مکتب خانه‌های پسرانه، چند مکتب خانه مخصوص دختران هم در این شهر دایر بود که مدیره آن جا را ملا باجی می‌نامیدند. اغلب این مکت خانه‌ها در کلاس‌های اول بطور مختلط (پسر و دختر) تشکیل می‌شد. از جمله مکتب خانه ملا باجی مش خجه (مشهدی خدیجه) که در کوچه مجتهدی مکتب خانه داشت و آقای جلیل بزرگمهر فرزند شیخ عبدالحمید مجتهدی (مجتهد آن زمان آستارا) در کتاب خاطرات خود می‌نویسد:پدرم قبل از هفت سالگی مرا به مکتب خانه مش خجه که در همسایگی ما بود سپرد. مکتب خانه دیگر مکتب خانه خانم سیده بیگم (مادر بزرگ آقای میر ایوب سیدی مقدم و مرحوم یعقوب بصیر)در کوچه عباسیه دایر بود. مدیر و معلم مکتب خانه دیگر مرحومه فاطمه شاهین معروف به ملا نقل بود. این بانوی باسواد که در مدارس باکو تحصیل کرده بود، در آن موقع برای بانوان خانواده‌های اعیان و ثروتمندان مانند یک روحانی، درخانه‌ها روضه می‌خواند و از روی کتاب مسائل شرعی می‌گفت. از این جهت او را ملا نقل می‌نامیدند چون که در واقع یک ملای مخصوص بانوان بود.

به دلیل مسافرت بازرگانان، تجار و ساکنین این شهر به نقاط مختلف روسیه و دیگر ممالک اروپایی، فرهنگ و تمدن جدید اروپا سریعتر به این شهرستان نفوذ کرده و تقریباً همزمان با تاسیس دارالفنون تهران، در آستارا نیز مدرسهٔ صادقیه- با نام اولیه مبارکه- احداث گردید.

در دوره قاجاریه به همت وتلاش اهالی با فرهنگ آستارا نخستین مدرسه به سبک نوین به نام دبیرستان حکیم نظامی درسال۱۲۸۷ه. ش بنا نهاده شد که به همراه مدرسه سنایی سیبلی درسال ۱۳۸۷ جشن یکصدسالگی خود رابرگزار کردند.

همچنین در سال ۱۳۰۰، نخستین مدرسهٔ دخترانه به نام «تربیت بنات» و همچنین قرائت خانه در این شهر تأسیس شد که با کمی وقفه در سال ۱۳۰۸، نخستین گروه دانش آموختگان دختر، گواهی نامهٔ ۶ ساله ابتدایی را اخذ کردندایجاد این مراکز سبب رشد و ارتقا فرهنگ منطقه شده‌است. از افراد معروفی که در مدارس آستارا تدریس می‌کرده‌است، شاعر معاصر نیما یوشیج است.

ازجمله دیگر مدارس قدیمی آستارا می‌توان به مدرسه ابتدایی شهیدمدنی(داریوش سابق) اشاره کرد که در سال ۱۳۱۹ه. ش کار آموزش وپرورش دانش آموزان را آغاز کرده‌است. شایان ذکر است قدمت بنای مدرسه به بیش از یکصدسال پیش بر می‌گردد که از مکان‌های نظامی استارا محسوب می‌شد.

از قدیمی ترین و نخستین کتابخانه کشور ، کتابخانه عمومی شماره یک آستارا(در گذشته قرائت خانه آستارا) به تاریخ ۱۳۰۳ تاسیس شده است.


عمومی

طبق آخرین آمار ارائه شده از سوی اداره آموزش و پرورش آستارا ، در سال تحصیلی ۹۲-۱۳۹۱ تعداد دانش آموزان مدارس دولتی و غیردولتی ۱۴۵۰۰ اعلام شده است که در ۷۴ مدرسه ابتدایی ، ۳۰ مدرسه راهنمایی و ۲۰ مدرسه متوسطه در شهرستان آستارا مشغول به تحصیل می باشند.


عالی

دانشگاه آزاد اسلامی آستارا
آموزشکده فنی وحرفه‌ای سما واحد آستارا
دانشگاه پیام نور مرکز آستارا
دانشگاه جامع علمی وکاربردی آستارا
مؤسسه آموزش عالی شهریار آستارا
حوزه علمیه برادران حضرت ولی عصرآستارا

شایان ذکر است نخستین مرکزآموزش عالی درآستارا، دانشگاه آزاد اسلامی است که تاسیس آن به سال تحصیلی ۱۳۶۶/۶۷ بر می‌گردد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا با دورشته کشاورزی ومعارف اسلامی وجذب ۲۵۸ دانشجو کار خود را آغاز کرده‌است. در حال حاضر بیش از ۱۰،۰۰۰ هزار دانشجو و طلبه در دانشگاه‌ها و حوزه علمیه در حال تدریس می‌باشند.
11:16 am
حجت بن حسن (مهدی)

بنابر اعتقاد شیعیانِ دوازده‌امامی، حجت بن حسن فرزند حسن بن علی عسکری (امام یازدهم شیعیان) و دوازدهمین و آخرین امام و همان مهدی موعود است. همچون پیامبر اسلام نامش محمد و کنیه اش ابوالقاسم است. همچنین «امام زمان»، «صاحب الزمان»، «ولی عصر»، «قائم آل محمد» و «مهدی موعود» از القاب اوست.






پس از مرگ حسن عسکری (امام یازدهم شیعیان) در سال ۲۶۰ هجری و سن ۲۸ سالگی، از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه —که در زمان حیاتشان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند— بطور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه بوجود آمد. در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. عده‌ای از شیعیان اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده‌ است یا این فرزند در گذشته‌است؛ بسیاری از شیعیان امامت جعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروه‌هایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامان نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ عثمان بن سعید، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاه اقلیت شیعه بود، به‌مرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی‌اند.

از دیدگاه تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت. به نظر می‌رسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورتبندی نهایی خود برسد و پس از آن هم توجیه ها و تبیین های دینی گسترده‌ای در موردش ارائه شد. شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند. کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.) در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی —که در خلال دوره سفرا (موسوم به غیبت صغری) گرد آورد— به موضوع غیبت و علت آن پرداخت. به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد. پس از وی ابن بابویه (و.۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. از دیگر سو، متخصصان علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.

در باور کنونی شیعه دوازده امامی، حجت بن حسن در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ ه.ق. در سامرا به دنیا آمد؛ او در پنج سالگی و پس از مرگ پدرش به امامت رسید. پس از مرگ حسن عسکری، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب با شیعیان تماس می‌گرفت. البته بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که از آغاز تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابتِ خاص در قرن‌های چهارم و پنجم هجری توسط علمای شیعه مانند شیخ طوسی و برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است. پس از یک دوره هفتاد ساله (موسوم به غیبت صغری) و با مرگ علی بن محمد سمری، چهارمین نائب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت شیعیان را فراگرفت. آنها در نهایت در سده پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند. به باور شیعیان، پس از دوران سفرا، شیعیان با مهدی در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً غیبت کبری می‌نامند. پس از پایان دورهٔ غیبت، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که از طریق وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.

اعتقاد به امام غائب، برکات متعددی برای شیعیان تحت آزار و ستم داشت. از آنجا که امام غائب پتانسیل تهدید کمتری نسبت به یک امام حاضر داشت تنش ها با حاکمان سنی مذهب کاهش یافت. اعتقاد به ظهور امام غائب باعث شد که انتظار بتواند جایگزین چالش مستمر نظام سیاسی حاکم شود. امام غائب باعث عامل وحدت شیعیانی شد که پیش از آن، هر گروه، دور یکی از امامان حاضر گرد می آمدند و دچار انشقاق شده بودند. به علاوه اعتقاد به ظهور امام غایب (به عنوان مهدی)، شیعیان را در تحمل شرایط دشوار یاری نموده و به آنها امید آینده‌ای سرشار از دادگری داده است.




منبع‌شناسی

به نوشته جاسم حسین احادیث مربوط به غیبت مهدی قائم را بسیاری از گروه های شیعه گردآوری کرده اند. پیش از سال ۲۶۰ ه./۸۷۴ م. در آثار سه مذهب واقفیه، زیدیه جارودیه و امامیه موجود است. از واقفیه، انماطی ابراهیم بن صالح کوفی از اصحاب امام محمد باقر کتابی به نام «الغیبه» نوشت. علی بن حسین طائی طاطاری و حسن بن محمد بن سماعه هر یک کتابی به نام «کتاب الغیبه» نوشتند و امام موسی کاظم را به عنوان امام غائب معرفی کردند. از زیدیه ابوسعید عباد بن یعقوب رواجینی عصفری (و. ۲۵۰ ه./۸۶۴ م.) در کتابی به نام «ابوسعید عصفری» احادیثی در خصوص غیبت، ائمه دوازده گانه و ختم ائمه به دوازده می آورد بی آنکه نام آنها را برشمرد. از امامیه علی بن مهزیار اهوازی (وکیل امام نهم و دهم) (وفات حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ ق.)، دو کتاب به نام های «کتاب الملاحم» و «کتاب القائم» نوشت که هر دو درباره غیبت امام و قیام او با شمشیر مطالبی دارد. حسن بن محبوب سراد (م. ۲۲۴ ه./ ۸۳۸ م.) کتاب «المشیخه» را در موضوع غیبت می نویسد. فضل بن شاذان نیسابوری (۲۶۰ ه./ ۸۷۳ م.) کتاب «الغیبه» را نوشت که ظاهراً مطالب آن از کتاب «المشیخه» نقل شده است. وی که دو ماه پیش از امام یازدهم می میرد، امام دوازدهم را قائم می داند. به نوشته پوناوالا منابع پیش از دوران موسوم به غیبت کبری بسیار پراکنده و ناکافی‌اند و مشکلی که پژوهشگران در هنگام بررسی این منابع با آن مواجه می‌شوند، میزان تاریخی بودن این منابع است.

در خلال دوره سفارت موسوم به غیبت صغری (۲۶۰-۳۲۹ ه./۸۷۴-۹۴۱ م.) فقها و مبلغان بر اساس اطلاعات کتب پیشین و فعالیت های سازمان وکالت نوشته اند که در کتب تاریخی این دوره یافت نمی‌شود. ابراهیم بن اسحاق نهاوندی (م. ۲۸۶ ه./۸۹۹ م.) که مدعی نیابت امام دوازدهم بود کتابی در موضوع غیبت نوشت. عبدالله بن جعفر حمیری(م. بعد از ۲۹۳ ه./ ۹۰۵ م.) که خود کارگزار امامان دهم و یازدهم و نواب اول و دوم بود کتاب «الغیبه و الحیره» را نوشت. ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م.) کتاب «الامامه و التبصره من الحیره» و کلینی (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م.) بخش عمده ای از کتاب حجت اصول کافی را به غیبت اختصاص داد.

از سال (۳۲۹ ه./۹۴۱ م.) با پایان سفارت و آغاز دوره موسوم به غیبت کبری چندین اثر برای تبیین غیبت و علت طولانی شدن ان نگاشته شد. به گفته جاسم حسین پنج اثر در این زمان نگاشته شد که اساس عقاید بعدی امامیه درباره غیبت را تشکیل می دهد. نخستین کتاب الغیبه نعمانی توسط ابوعبدالله محمد بن جعفر نعمانی (م.۳۶۰ ق.) با استفاده از آثار فوق‌الذکر بدون توجه به اعتقادات نویسندگان آن آثار تدوین شده است. دومین اثر کمال‌الدین و تمام‌النعمة است که توسط شیخ صدوق (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.) بر اساس اصول اربعمائه گردآوری شده است و با توجه به جایگاه پدرش، علی بن بابویه، اطلاعات معتبری از دوران وکلا و ارتباط مخفی آنها با امام غایب از طریق چهار سفیر ارائه می دهد. سومین مورد «الفصول العشرة فی الغیبة» توسط شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) نوشته شد و اطلاعات تاریخی در مورد دوران غیبت و پانزده دیدگاه پدیدار شده در میان امامیه در دوران غیبت و از میان رفتن همه آنها جز اثنی عشریه بیان می کند. همچنین در کتاب الارشاد به سبک کلینی و نعمانی به نقل احادیث و توجیه طولانی شدن عمر امام غایب می پردازد. چهارمین اثر توسط سید مرتضی (۳۵۵ - ۴۳۶ ه.ق /۱۰۴۴-۱۰۴۵ م.) شاگرد شیخ مفید با عنوان «مسئلة وجیزة فی الغیبة» نوشت. این اثر و کتاب دیگری با نام «البرهان علی صحة طول عمر الامام الزمان» تألیف محمد بن علی کراجکی (م. ۴۴۹ ق./ ۱۰۵۷ م.) فاقد اطلاعات تاریخی هستند. پنجمین اثر الغیبة نوشته شیخ طوسی (۳۸۵-۴۶۰ ق. / ۱۰۶۷ م.) بر مبنای کتابی به نام «الاخبار الوکالة الاربعة» نوشته احمد بن نوح بصری اطلاعات تاریخی معتبری از فعالیت های مخفی سفرا ارائه می دهد و نیز به شیوه حدیثی و عقلی اثبات می کند امام دوازدهم همان مهدی قائم است که باید در غیبت به سر برد و سایر ادعاها در خصوص غیبت دیگر افراد نظیر علی بن ابیطالب، محمد بن حنفیه و موسی کاظم مردود است. این کتاب مأخذ اصلی نویسندگان بعدی شیعه امامی و بخصوص بحار الانوار محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷-۱۱۱۰ ق.) بوده است.

به نوشته جاسم حسین منابع غیرشیعه بر کتاب «المسترشد» اثر ابوالقاسم بلخی معتزلی (م. حدود ۳۰۱ ق./ ۹۱۳ م.) اتکا دارد که معتقد است حسن عسکری بی وارث از دنیا رفت و ظاهراً اطلاعات خود در خصوص دسته بندی شیعه پس از سال ۲۶۰ را از حسن بن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه.ق.) گرفته است. این کتاب مبنای اطلاعات المغنی عبدالجبار معتزلی (م. ۴۱۵ ق. / ۱۰۲۴ م.) و ابوالحسن اشعری (م. ۳۲۴ ق./ ۹۳۵ م.) قرار گرفت و کتاب اشعری مرجع سایر کتاب های اهل سنت نظیر ابن حزم (م. ۴۵۶ ق. / ۱۰۳۷ م.) و شهرستانی (م. ۵۴۸ ق. / ۱۱۵۳ م.) درباره دسته بندی های شیعه بوده است.

بیان موضوع در منابع تاریخ عمومی مسلمانان متفاوت است. محمد بن جریر طبری (۲۲۴ - ۳۱۰ ق./ ۹۲۲ م.) که معاصر دوران غیبت بود در تاریخ طبری اشاره ای به موضوع امام دوازدهم و فعالیت های شیعیان امامی نمی‌کند در حالی که به فعالیت های سایر گروه های شیعه نظیر اسماعیلیه می پردازد و حتی کاربرد حدیث مهدی قائم توسط این گروه ها در کسب قدرت را پی می گیرد. جاسم حسین علت ذکر نشدن فعالیت های امامیه در این کتاب را مخفیانه بودن آن می داند. مسعودی (حدود ۲۸۳ – ۳۴۶ ق. / ۸۹۶ - ۹۵۷ م.) در مروج‌الذهب، التنبیه و الاشراف و نیز اثبات و الوصیه که به وی منسوب است به فشارها و سخت گیری های عباسیان علیه امامان شیعه که منجر به وقوع غیبت شد می پردازد. ابن اثیر (۵۵۵ - ۶۳۰ه ق / ۱۲۳۲ م.) در الکامل فی التاریخ به اختلافات میان وکلای امام در دوران غیبت و تأثیر غلو در بروز آن می پردازد. به عقیده جاسم حسین ممکن است وی اطلاعات خود را از کتاب «تاریخ الامامیه» اثر یحیی بن ابی طی (م ۶۳۰ ق. / م.۱۲۳۲) گرفته باشد.

به نوشته ساشادینا بسیار مشکل‌است که مرزی میان مطالب تاریخی از یک طرف با تذکره‌نویسی و مطالب اعتقادی شیعه از طرف دیگر در کتاب‌های نویسندگان شیعه تعیین کرد. زیرا زندگی‌نامهٔ امامان در کتاب‌های نویسندگان شیعه، آکنده از داستان‌هایی به سبک تذکره‌هایی‌است که عارفان برای مرشدان و قدیسان خود می‌نویسند. برای مطالعه دربارهٔ امام دوازده شیعیان باید به منابعی اتکا کرد که نه می‌توان آنها را کاملاً تاریخی و نه می‌توان کاملاً زندگی‌نامه‌های مذهبی و تذکره‌ای دانست. به هر حال این منابع بیشترین کمک را به پژوهشگران در راه درک دوره‌ای می‌کند که ایدهٔ منجی آخرالزمان را به عقیدهٔ غالب در مذهب شیعه تبدیل کرده‌است.




پیشینه اعتقاد شیعه به مهدی و قائم

چنانکه جاسم حسین توضیح می دهد مفهوم «مهدی» به عنوان شخص هدایت شده از زمان پیامبر استعمال می شد. هم اهل سنت آن را برای خلفای راشدین به کار بردند و هم شیعه آن را برای امامان استفاده کرد. برای مثال در قیام حسین بن علی شیعیان کوفه از وی به عنوان مهدی دعوت کردند و هم سلیمان بن صرد پس از کشته شدنش با این عنوان از او تجلیل کرد. اما کاربرد آن در مفهوم منجی از زمان قیام مختار و توسط مختار ثقفی برای محمد حنفیه پدیدار شد.

به‌گفته سعید امیرارجمند و ویلفرد مادلونگ، اولین اشارات به وجود «باور به مهدی»، غیبت و منجی در نزد مسلمانان به زمان فرقهٔ شیعهٔ کیسانیه بازمی‌گردد؛ فرقه‌ای که پس از سرکوب قیام مختار شکل گرفت. آنان محمد حنفیه، فرزند علی و امام اول شیعیان را مهدی می‌دانستند و پس از فوت او چنین اعلام کردند که او نمرده‌است و در کوه رضوا در مدینه در غیبت بسر می‌برد و روزی به عنوان مهدی و قائم بازخواهد گشت. به نوشته مادلونگ شیعیان بارها به افراد متعددی از خاندان پیامبر اسلام به عنوان مهدی روی آوردند. اما این افراد نتوانستند انتظارات شیعیان را برآورده سازند. افرادی مانند محمد حنفیه، ابوهاشم فرزند محمد حنفیه، محمد بن معاویه از خاندان جعفر ابوطالب، محمد ابن عبدلله نفس زکیه، جعفر صادق و موسی کاظم هر کدام در برهه‌ای، مهدی موعود شیعیان شناخته می‌شدند. علاوه بر کیسانیه، زیدیه از عنوان مهدی با مفهوم منجی انتهای تاریخ برای رهبرانشان که قیام مسلحانه کردند مکرراً استفاده نمودند. همچنین گروه های منشعب از امامیه نظیر ناووسیه و واقفیه این لقب را با همین مفهوم برای امامان ششم و هفتم پس از درگذشتشان به کار بردند.

به گفته عبدالعزیز ساچادینا هم محمد باقر و هم جعفر صادق در موارد مختلف توسط پیروانشان مورد اطمینان قرار گرفتند که اگر در مقابل حکومت فعلی قیام کنند از آنها پشتیبانی خواهند نمود. ولی این امامان در پاسخ شیعیانشان را به آرامش فرا می‌خوانند و می‌گفتند گرچه همه امامان قائم هستند و قابلیت سرنگون کردن حکومت‌های جور را دارند ولی قائم موعود پس از غیبت به فرمان خدا ظهور خواهد کرد تا بی عدالتی را از میان ببرد. در خصوص کاربرد مهدی به عنوان منجی توسط امامیه اختلاف نظر وجود دارد. به نوشته مدرسی امامیه از زمان علی و کیسانیه با ایده قائم آشنا بودند. تا زمان دوران موسوم به غیبت صغری، مفهوم مهدی یک ایده متعلق به غیر امامیه بود. شیعیان در دوران غیبت به تدریج ایده مهدی متعلق به غیر امامیه و قائم متعلق به امامیه را در هم ادغام کردند. هرچند در کتاب‌های برجا مانده تا دهه‌های آخر قرن سوم هجری/نهم میلادی امام دوازدهم شیعه همان قائم دانسته می‌شد. اما از شروع قرن بعدی، کتاب‌های شیعه امام دوازدهم شیعه را مهدی می‌نامیدند. ساشادینا نیز می گوید مهدویت امام دوازدهم بسط نظریه امامت امام غائب بود که آن را با عقیده ظهور مهدی و ایجاد عدالت ترکیب نمود در حالی که پیش از آن امام دوازدهم مهدی موعود تلقی نمی شد. در مقابل جاسم حسین می نویسد نه تنها مهدی به معنای منجی نزد امامیه از زمان ائمه به کار می رفته، بلکه امامان پیشین معتقد بودند هر یک از آنان اگر شرایط ایجاب کند می تواند مهدی قائم باشد.وی می گوید از نخستین سال ها مسلمانان باور داشتند که پیامبر نوید آمدن مردی از نسل حسین بن علی را داده که در آینده با شمشیر قیام می کند تا بدعت ها را از اسلام بزداید. اما رقابت سیاسی میان مسلمانان سبب شد برخی گروها اقدام به بهره برداری و تحریف احادیث نبوی نمایند تا از آنها در نبرد سیاسی استفاده برند.

به گفته ارجمند بیشتر این کیسانی‌ها ایرانیان نومسلمان بودند و احتمالاً این ایرانیان با باورهای زردشتی در مورد منجی آشنا بودند؛ با قهرمانانی مانند گرشاسب که پس از بیداری از یک خواب طولانی، اهریمنان را از زمین برمی‌چینند. به نوشتهٔ محمدعلی امیرمعزی و تیموتی فرنیش،بسیاری از اعتقادات مسلمانان در مورد منجی، ظهور منجی، غیبت و مؤلفه‌های آن، مدیون ادیان پیشین مانند مانویت، دین زردشت، یهودیت و مسیحیت است.

اما به نوشته جاسم حسین منشأ دیدگاه مهدی به عنوان منجی در احادیث پیامبر بوده است که توسط بیست و شش نفر از صحابه و در کتاب های حدیث اهل سنت، زیدیه و امامیه نقل شده است. وی ضعیف بودن احادیث را رد می کند و می گوید این احادیث در زمان امویان نیز رواج داشته و در کتاب سلیم بن قیس منسوب به سلیم بن قیس هلالی (م. حدود 80-90 ق./ 699- 708 م.) هم آورده شده است. از سوی دیگر مورخان و متکلمان شیعه نظیر سید مرتضی عسکری و محمدحسین طباطبایی با تأکید بر اشتراک ادیان مختلف در خصوص کلیت موضوع نوید به آمدن مهدی و برپایی دین و برقراری عدل در زمین، این موضوع را از مشترکات ادیان الهی و ناشی از منشأ فطری ادیان می دانند. این گروه نخستین اشاره به مهدی را در احادیث پیامبر اسلام که از طرق شیعه و سنی روایت شده ذکر می کنند برمی شمارند و وجود وی را از ضروریات تحقق وعده های اسلام و قرآن در برپایی عدل و قسط در زمین می دانند.





شرایط محیطی امامیه در سده های سوم و چهارم

شرایط محیطی در دوران آخرین امامان شیعه

از زمان حکومت متوکل عباسی (۲۳۲- ۲۴۷ ه. ق. / ۸۴۷ - ۸۶۱ م.) سیاست مدارای مأمون (۱۹۸- ۲۱۸ ه. ق. / ۸۱۳ - ۸۳۳ م.) و خلفای پس از وی با شیعیان یکباره به کنار گذشته شد. در دوران متوکل به دستور او حرم حسین بن علی تخریب شد و امام دهم شیعه، هادی، از مدینه به سامرا فراخوانده شد تا تحت نظارت خلیفه باشد. متوکل از هیچ وسیله ممکن در آزار رساندن و بی احترامی به وی دریغ نمی‌کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که فشار شدیدی بر امامان در سامرا می‌آمد و شیعیان در عراق و حجاز در شرایط اسف باری زندگی می‌کردند. منتصر، پسر و جانشین متوکل این سیاست‌ها را برداشت و در نتیجه امام هادی آزادی بیشتری پیدا کرد. سیاست‌های متوکل در زمان مستعین (۸۶۲ - ۸۶۶ م.) هم ادامه یافت. احتمالاً در این زمان بود که امام دهم شیعه عثمان بن سعید را به نمایندگی خود در عراق برگزید (که البته این نمایندگی در زمان امام یازدهم حسن عسکری نیز تایید شد).در دوران آخرین امامان شیعه، شبکه‌ای از وکلا شکل گرفته بود؛ البته این شبکه بیشتر از آنکه به مانند سایر شبکه‌های علوی آن زمان (اسماعیلیه، زیدیه، نوادگان حسن بن علی) به قصد برپایی قیام تشکیل شده باشد، کار گردآوری وجوهات دینی مانند خمس و زکات را انجام می‌داد. شرایط سیاسی و مذهبی سال‌های آخر امامت حسن عسکری و نخستین دهه‌های پس از مرگ او —همزمان با خلافت معتمد عباسی (۲۵۶ -۲۷۹ ه. ق. /۸۷۶-۸۹۲ م.)— بسیار پرچالش بود. این دوران به جهت سیاسی، مصادف بود با عصر ضعف خلافت عباسیان؛ بدین صورت آنان از اعمال مؤثر حاکمیت خود جز در بخش محدودی از سرزمین عراق ناتوان بودند. در این دوره، افراد مختلف در جای‌جای قلمرو عباسیان قیام کرده‌بودند و سرزمین مسلمانان دچار تجزیه سیاسی شده‌بود. معتمد عباسی، حسن عسکری را —که رقیبی بالقوه برای خلافت به شمار می‌رفت— در سامرا تحت نظارت و مراقبت قرار داده و او را حتی از ملاقات با پیروانش نیز بازداشته بود.



شرایط محیطی در سال‌های آغازین غیبت کبری

سال‌های آغازین موسوم به غیبت کبری، همزمان با دورانی بود که به «قرن شیعه» معروف است. در سال ۳۳۴ ه. ق. /۹۴۵ م. بنی‌عباس تحت سلطهٔ حکومت شیعهٔ آل‌بویه درآمد؛ آل بویه با اینکه احتمالاً در آغاز زیدی بودند، هنگامی که به حکومت رسیدند به شیعهٔ دوازده امامی گرایش یافتند؛ آل‌بویه چون از نسل پیامبر مسلمانان نبودند باید امامی زیدی از نسل پیامبر را برای اطاعت کامل از او به امامت می‌رساندند. بنابراین احتمالاً به همین دلیل بود آنان پس از رسیدن به حکومت، به شیعه دوازده امامی متمایل شدند و ایدهٔ یک امام غائب از نظر سیاسی برای بوییان مطلوبتر بود.همزمان با آل‌بویه، حکمرانان شیعه فاطمی در مصر و شمال آفریقا، خاندان بنی حمدان در شمال عراق و سوریه و ادریسیان بر بخش‌هایی از شمال آفریقا حکمرانی می‌کردند.

شیعه در این زمان به دلیل نفوذ سلسله‌های فاطمیان و آل‌بویه در قلب سرزمین‌های اسلامی، مستحکمترین بنیادهای دینی و فکری خود را بنیان نهاد. در این دوره بود که آثار بنیادین اعتقادی شیعه برای نسل‌های بعدی فراهم‌شد. آل‌بویه علوم شیعی را ترویج نمودند و علمای دینی را از مکاتب گوناگون حمایت کردند و زمینه ورود علوم کلامیِ معتزلی به شیعه را فراهم ساختند.





رویکرد تاریخی: از دوران حیرت تا تبیین نهایی اعتقادات تشیع دوازده امامی
در این بخش در خصوص دیدگاه های مختلف درباره سیر تاریخی اعتقاد به حجت بن حسن به عنوان امام دوازدهم، مهدی و غیبت وی در جامعه شیعه توضیح داده می شود.




فرقه های امامیه در دوران حیرت

با درگذشت حسن عسکری(و. ۲۶۰ ه.ق. /۸۷۴ م.)، امام یازدهم شیعه، سردرگمی بزرگی برای نیم قرن در بین شیعیان پدید آمد که نویسندگان شیعه از آن تحت عنوان «دوران حیرت» نام می‌برند. در این دوران، انشقاق در بین شیعیان شدت یافت و جنبش‌های رقیب مانند اسماعیلیه نیز استفادهٔ کافی از این موقعیت نمودند. تبلیغات در این دوران به حدی بود که بسیاری از شیعیان و بسیاری از بزرگان شیعهٔ امامی، مذهب خود را ترک نمودند. شیعه امامی به فرق متعدد منشعب شد. مسعودی (و. ۳۴۶ ه.ق. /۹۵۷ م.) در کتاب مروج‌الذهب تعداد این فرقه‌ها را بیست فرقه شمرده‌است و حسن ابن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه.ق.) در کتاب فرق الشیعه، از چهارده فرقه با ذکر جزئیات اعتقادی آنها نام می‌برد.

در یک دسته بندی کلی گروهی از شیعیان چنین می‌پنداشتند که حسن عسکری اصلاً فرزندی نداشته‌است و گروهی دیگر می‌گفتند حسن عسکری امام بدون فرزندی است که نمرده‌است و حسن عسکری همان مهدی غایب است.گروهی نیز معتقد بودند که حسن عسکری فرزندی ندارد و آنها روی به سوی برادر حسن عسکری، جعفر گردانیدند.گروه دیگری عنوان می‌کردند که فرزند حسن عسکری پیش از مرگ پدرش درگذشته‌است.یک گروه هم اعتقاد داشتند که فرزند حسن عسکری همان مهدی است که پدرش او را از ترس خلیفه زمان مخفی نگاه داشته و تنها توسط شمار کمی از یاران مورد اعتمادش دیده شده‌است.به گفتهٔ امیرمعزی، تنها بخشی از شیعیان که در آن زمان در اقلیت کوچکی بودند چنین دیدگاهی داشتند اما به گفته جاسم حسین اکثریت شیعیانی که امامت حسن عسکری را پذیرفته بودند تابع این دیدگاه بودند. مذهب این گروه به‌مرور به مذهب تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی می‌باشند.

این فرقه‌ها را به پنج دسته کلی تقسیم می‌شوند؛ به جز آخرین دسته، سایر فرقه‌های منشعب شده تا صد سال پس از فوت حسن عسکری از میان رفتند:

واقفیه بر حسن عسکری: کسانی که مرگ حسن عسکری را باور نداشته و او را به عنوان «مهدی آل محمد» زنده می‌پنداشتند و به نام «واقفیه»، یعنی کسانی که بر امامت حسن عسکری توقف کرده‌اند، شناخته می‌شدند.
جعفریه: کسانی که پس از مرگ حسن عسکری، به برادر او جعفر بن علی الهادی ( ۲۲۶ تا ۲۷۱ ق.) گرویده و به دلیل آنکه فرزند حسن عسکری را ندیده بودند، به امامت جعفر گردن نهادند که دسته ای از آنان وی را جانشین امام دهم شیعه (هادی) و دسته ای دیگر او را به عنوان امام دوازدهم می شناختند. به این گروه «جعفریه» می‌گفتند.
محمدیه: عده ای که پس از انکار امامت حسن عسکری، به امامت اولین فرزند هادی محمد (حدود ۲۲۸ تا ۲۵۲ ق.) که در زمان حیات پدرش درگذشته بود، گرویدند. به اینان «محمدیه» گفتند.
ختم امامت: شمار دیگری بر این باور بودند که همان‌گونه که پس از محمد (پیامبر مسلمانان) دیگر پیامبری نخواهد آمد، پس از مرگ حسن عسکری نیز امامی وجود نخواهد داشت.
قطعیه: این گروه که خود چندین شاخه بودند، به امامت فرزندی که خود برای حسن عسکری قائل بودند اعتقاد داشتند. این جریانی همان جریانی بود که به تدریج به شیعه دوازده امامی فعلی تبدیل گشت.

دوره‌ای که باعث ایجاد این ابهام شد، در دوران خلافت معتمد عباسی (خلافت: ۲۵۶ تا ۲۷۹ ق. / ۸۷۰ تا ۸۹۲ م) شروع شد و تا زمان خلیفه عباسی مقتدر (خلافت: ۲۹۵ تا ۳۲۰ ق. / ۹۰۸ تا ۹۳۲ م) ادامه یافت.
ساعت : 11:16 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page