شهر

شهر Ŝahr ؛ سکونتگاهی، نسبتاً بزرگ و دائمی است. سازمان ملل متحد، در سال ۱۳۶۷ خورشیدی، شهر را چنین، تعریف می کند:

شهر، مکانی با تراکم بالای جمعیت و مرکزیت سیاسی، اداری و تاریخی است که در آن، فعالیت اصلی مردم، غیر کشاورزی است و دارای مختصات شهری بوده که از طریق دولتی محلی، اداره می شود.






شاخصهای تفکیک شهر از روستا، عبارت است از:

وسعت
وضعیت و نوع فعالیت اقتصادی
درجه اشتغال و قشربندی اجتماعی
درجه پیچیدگی روابط و مناسبات
چگونگی بهره گیری از نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی
میزان و ترکیب جمعیت.






تعریف
در جهان

واژه Urban در زبان انگلیسی و Urbain در زبان فرانسوی، از ریشه Urbanus لاتین، یعنی شهری یا متعلق به شهر و از Urbs که به شهر رم اطلاق می شد، می آید.

شهر، طی دهه‌های اخیر، از سوی اندیشمندان جغرافیا، جامعه شناسی، اقتصاد، جمعیت‌شناسی و برخی علوم دیگر، تعاریف متعددی از شهر ارائه شده‌است و جامعه شناسان از جمله انگلس و مارکس، شهر را محل تمرکز جمعیت، ابزار تولید، سرمایه، نیازها و احتیاجات و غیره می‌دانند که تقسیم کار اجتماعی، در آنجا صورت گرفته‌است. جغرافی دانان، شهر را منظره ای مصنوعی از خیابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهایی می‌دانند که زندگی شهری را امکانپذیر می‌سازد. مورخان، شهر را با توجه به قدمت آن، تعریف می‌کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جایی اطلاق می‌شود که معیشت غالب ساکنان آن، بر پایه کشاورزی نباشد. جمعیت شناسان نیز، تعداد جمعیت یک نقطه را، ملاک شهری بودن آن نقطه می‌دانند. اندیشمندان طراحی شهری شهر را مجموعه پیچیدهٔ سازمان یافته‌ای می‌دانند که متشکل از سه مولفه اصلی کالبد، تصورات، و فعالیت می‌باشد، که پیوسته در حال تغییر و تحول است. شهرشناسان ، شهر را محلی می‌دانند که بشر دست از زمین کشیده و فکر کردن را آغاز می‌کند.

با توجه به دیدگاه های گوناگون، تعریف های متفاوتی برای شهر، ارائه شده است. در بیشتر کوشش ها، برای تعریف بنیادی و اساسی شهر، دو ملاک در نظر گرفته شده است:

تعیین حداقل اندازه شهر، از نظر جمعیت
تعیین حد نصاب برای چگالی جمعیت (جمعیت نسبی).

ملاک دوم، ملاکی است که میلز، آن را برای تعریف شهر، تائید می کند.

شهر، منطقه ای است که در آن ، زمین، برای خانه سازی، نسبت به سایر عوامل تولید، مخصوصاً، سرمایه، در مقایسه با نواحی اطراف آن، با شدت بیشتری، مورد استفاده قرار می گیرد. از آنجایی که مردم، معمولاً، در نواحی نزدیک به محل سکونت خود، کار می کنند؛ بنابراین، شهر، با دو عامل دیگر، یعنی، اشتغال بیشتر و تولید بیشتر کالا و خدمات، نیز، توصیف می شود. به طور کلی، شهر، منطقه ای است که نسبت تولید و سایر عوامل تولید به زمین، در آن، بیشتر از نواحی همجوار است. بطور کلی، شهرها دارای سیستمهای پیچیده برای بهداشت، آب و برق، کاربری زمین، مسکن و حمل و نقل هستند.






در ایران

شهر، محلی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیائی بخش، واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل، دارای سیمائی با ویژگی های خاص خود، بوده؛ به طوری که اکثریت ساکنان دائمی آن، در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، کشاورزی، خدمات و فعالیت های اداری، اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری، از خودکفائی نسبی، برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود، بوده و حداقل، دارای ده هزار نفر، جمعیت باشد. در هر نقطه که از نظر موقعیت و اهمیت، تشکیل شهرداری، ضرورت داشته باشد؛ ولو، جمعیت آن، به پنج هزار نفر، بالغ نشود؛ وزارت کشور، می تواند، در آن محل، دستور تشکیل انجمن و شهرداری بدهد. در سالهای اخیر، حدنصاب شهر شدن در ایران از ۱۰ هزار و ۵۰۰ نفر به ۳ هزار و ۵۰۰ نفر کاهش یافته‌است.






شهر و شهرنشینی
تاریخ شهر و شهرنشینی

تاریخ تغییرات کالبد شهرها، در دهه های اخیر، بصورت موضوعی مهم، درآمده است. نخستین سه تمدن جهان، بر اساس زمان آغاز آنها؛ بین النهرین، مصر و هند هستند که به تمدن های مرده، مشهور بوده و تمدن غربی، از همین سه تمدن، نشات گرفته است. تمدن چین، استثنای خارق العاده ای می باشد. فرهنگ خدشه ناپذیر آن، از ابتدای پیدایش، در سه هزاره پیش از میلاد، در حاشیه رود زرد تا قرن بیستم م. همچنان، تداوم داشته است.

شهر را باید دارای پیشینه‌ای بیش از هفت هزار ساله دانست که با فاصله اندکی از انقلاب نوسنگی، با تغییر شکل تدریجی جماعت‌های روستایی دائم، در خاورمیانه، ظاهر می شود و به صورتی پیوسته، تا امروز، گسترش می یابد؛ به نحوی که امروزه، به شکل زیست غالب بشری در آمده است. پیدایش شهرها، تحولی شگرف، در فرآیند تاریخ بود.

شهر ، در قلب كل نظام يونان باستان قرار دارد. تمدن يونان، زماني به حوزه‌ای قدرتمند تبديل شد و سخن از معجزه يونانی رفت كه دولت‌-شهرهای يونانی بر پا شدند. سازمان شهر و آينده شهر، در مركز تفكر يونانیان باستان قرار داشت.

انقلاب صنعتی، به عنوان محرکی نیرومند، با ایجاد نهادهای اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساختار شهرها را دگرگون کرد. بلکه تغییرات و تحولات شگرفی را در حیات اجتماعی شهر، به وجود آورد.






دلایل وجود شهر

شهرها، خاصیت مشترکی دارند و آن، تمرکز افراد در یک فضا، برای برآوردن خواسته های مشترک شان است. بنابراین، تفاوت خواسته های مشترک افراد، در دوران گوناگون تاریخ است که باعث پیدایش نظریه های مختلف، درباره دلایل بوجودآمدن شهر، شده است؛ برای مثال، فوستل دوکولانژ، مورخ فرانسوی، معتقد است که شهرهای قدیمی را نباید، با شهرهای جدید، مقایسه کرد. در عصر حاضر، دلایل برتر، برای اثبات وجود شهر، دلایل اقتصادی است.






نظریات شهرشناسی

نظریه های شهرشناسی در جهان: مانند تداوم دوره های تاریخی، شیوه تولید آسیایی، استبداد شرقی و ... می باشد.

نظریه های شهرشناسی ایرانی: مانند راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران، از نظریه شهر به آبادی، رابطه شهروندی و ناشهروندی، مقیاس شهری و مقیاس تک بنا و ... می باشد.






شهر آلفا

هنگامی که شهری گسترش می یابد تا به شهر دیگری می رسد، این منطقه شهری می تواند شهری مهم و گاهی، ابر شهر (مرکز جهانی)، قلمداد شود.






انواع طرح های توسعه شهری در ایران
طرح هادی شهری

طرح هادی شهری (Guide plan) بیشتر برای شهرهای کوچک و شهرهایی که تا حدود ۲۵۰۰۰ نفر جمعیت دارند، تهیه می‌شود.






طرح جامع شهری

در حقیقت، طرح جامع (Master plan) را می‌توان سیستمی دانست که خط مشی اصولی و کلی سیاست‌های شهری را تعیین می‌کند. روش مطالعه و انجام یک طرح جامع شهری، عبارت است از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویتها، انجام پیش بینی‌های لازم، ارائه طرحها و برنامه‌های توسعه شهری و اجرای آنها.






طرح تفصیلی شهری

طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع (Detailed plan)، نحوه استفاده از زمین‌های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت‌های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می‌شود.






تاریخ شهر و شهرنشینی
تاریخ تغییرات کالبد شهرها، در دهه‌های اخیر، بصورت موضوعی مهم، درآمده است.






شهرنشینی باستان

نخستین سه تمدن جهان، بر اساس زمان آغاز آنها؛ بین‌النهرین، مصر و هند هستند که به تمدن‌های مرده، مشهور بوده و تمدن غربی، از همین سه تمدن، نشات گرفته است. هر چند، تمدن قاره آمریکا (مکزیک، آمریکای مرکزی و پرو)، بسیار دیرتر از تمدن چینی بوجود آمده؛ اما، در اثر بی رحمی و شقاوت اسپانیایی‌ها، بین سال‌های ۱۵۱۸ الی ۱۵۲۳ م. بکلی، از بین رفت. تمدن چین، استثنای خارق العاده‌ای می‌باشد. فرهنگ خدشه ناپذیر آن، از ابتدای پیدایش، در سه هزاره پیش از میلاد، در حاشیه رود زرد تا قرن بیستم م. همچنان، پابرجا باقی مانده و تداوم داشته است.

معنی عام شهر و شهرنشینی در طول تاریخ بشر، معادل مفهوم تمدن است. شهر را باید دارای پیشینه‌ای بیش از هفت هزار ساله دانست که با فاصله اندکی از انقلاب نوسنگی، با تغییر شکل تدریجی جماعت‌های روستایی دائم، در خاورمیانه، ظاهر می‌شود و به صورتی پیوسته، تا امروز، گسترش می‌یابد؛ به نحوی که امروزه، به شکل زیست غالب بشری در آمده و در آینده‌ای نه چندان دور، شاید که به تنها شکل زیست انسان‌ها تبدیل شود. پیدایش شهرها، تحولی شگرف در فرایند تاریخ بود. مورخین، نخستین کسانی بودند که به مطالعه پدیده تجمع انسان‌ها که در شهر، به اوج خود می‌رسد، پرداختند.

در قرون پیش از میلاد، یونانی‌ها، در زمره اقوام متمدن بحساب می‌آمدند. شرایط اقلیمی و جغرافیائی، زبان، نژاد، مذهب، تاریخ و ادبیات مشترک را از عوامل مهم ترقی یونانی‌ها، در این دوران، می دانند. قرون ۴ و ۵ پیش از میلاد را عصر طلائی فرهنگ و تمدن یونان میدانند. در این قرون بود که علوم، هنر و فلسفه در یونان به درجات عالی رسید و با برقراری روابط تجاری، ثروت فراوانی در شهرهای یونان متراکم شد.

شهر، در قلب کل نظام یونان باستان قرار دارد. تمدن یونان، زمانی به حوزه‌ای قدرتمند تبدیل شد و سخن از معجزه یونانی رفت که دولت-شهرهای یونانی بر پا شدند. سازمان شهر و آینده شهر، در مرکز تفکر یونانیان باستان قرار داشت. نظام دقیقی که آنها، برای توزیع زمین و حفظ تعادل در شهرها، داشتند و توسعه تجارت و فناوری‌های ساخت کشتی و کشتیرانی، سبب شد که یونانیان، جزء نخستین کسانی باشند که در تاریخ، برای تشکیل شهرهای مهاجرنشین نوبنیاد، اقدام کنند. این شهرها را با الگوبرداری از مادر شهرها، یعنی شهرهای قدیمیتری که در یونان به وجود آمده بودند، می‌ساختند.

آگورا، ميدان عمومی شهرهای یونان كه نخستين بار، در منطقه ای كه به طور طبيعی، چند خيابان، بهم می رسند، شكل گرفت. اين فضا، فرم هندسی ویژه ای را دنبال نمی كرد. بلكه با گذشت زمان، به شكل های منظم هندسی رسيد. ساختمان های عمومی، داخل اين ميدان، ساخته می شدند كه يكی از آنها، فضای ستون دار و درازی بود كه در آنجا، شهروندان و بازرگانان، به مبادله كالا، مشغول بودند.

رومی ‌ها، شهرهای خود را براساس دو محور، شكل می دادند:‌ يكی، محور شمال به جنوب و ديگری، محور شرق به غرب كه در نقطه تلاقی اين دو محور، مركز شهر، قرار می گرفت و ميدان مركزی شهر يا فوروم كه تقليدی از آگورا بود، ساخته می شد. شهر، دارای ساختمان‌های عمومی سياسی، معابد و بازار بود و تاسيسات آن، به شهر يونانی، شباهت داشت:‌ آمفی تئاترها، سیرک ها، ژيمنازيوم‌ها و استادیوم ها، از جمله اين تاسيسات بودند.






شهر نشینی مدرن

انقلاب صنعتی، به عنوان محرکی نیرومند، با ایجاد نهادهای اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساختار شهرها را دگرگون کرد. بلکه تغییرات و تحولات شگرفی را در حیات اجتماعی شهر، به وجود آورد. بهرحال، شهرهای امروزی، با درهم شکستن بسیاری از سنت ها و ارزشهای گذشته، نه تنها، سنگ بنای اولیه جامعه، یعنی خانواده را نابود کرده است. بلکه، به رغم تماسهای فیزیکی نزدیک و صمیمانه میان افراد، روابط اجتماعی آنان را تضعیف کرده است. به قول پارک، پیشگام مطالعات مستقل جامعه شناسی شهری در آمریکا:

شهر، محل سکونت انسان های منجمدی است که بهم نزدیک هستند. اما، رابطه ای با یکدیگر ندارند.







پارک
بوستان یا پارک به مکانی محفوظ می‌گویند که به صورت طبیعی یا نیمه طبیعی توسط دولت به وجود آمده‌است، و در کنار آن برای تفریح و لذت بردن انسان، یا برای حفاظت از حیات وحش یا زیستگاه طبیعی. بوستان‌ها ممکن است شامل سنگ، فواره، خاک، آب و قسمت‌های چمن باشد. بسیاری از پارک‌ها قانونا حفاظت شده و محفوظ اند.





پارک جنگلی

پارک جنگلی منطقه‌ای وسیع است که طبیعتی دست‌نخورده و مهار نشده دارد. معمولاً برای حفظ محیط زیست این منطقه‌ها از آن محافظت می‌کنند که پارک حفاظت شده نامیده می‌شود.

نخستین بار پارک ملی یلواستون در ایالات متحده در سال ۱۸۷۲ به پارک جنگلی تبدیل شد.





پارک جنگلی باراجین

پارک جنگلی باراجین یا پارک جنگلی فدک در منطقه باراجین شهر قزوین واقع شده است. این بوستان با مساحت ۱۵۰۰ هکتار بزرگترین پارک جنگلی کشور محسوب می شود. قله مردمی ، رودخانه ارنزک ، دسترسی آسان و اشراف به شهر قزوین را می توان از ویژگی های بوستان باراجین دانست.






امکانات

از امکانات این بوستان می توان به زمین چمن، پیست های دوچرخه سواری و موتورسواری، سینمای تابستانه ، شهربازی درفک ، آب نماهای مختلف و کمپینگ ارزان قیمت برای مسافران اشاره کرد.
یکی از مهم ترین پروژه های در دست اقدام در این بوستان ، پروژه دهکده حیات طبیعت است ؛ این مجموعه که در زمینی بالغ بر ۷۰ هزار متر مربع در حال احداث است یک مرکز با کاربری آموزشی ، تحقیقاتی و گردشگری است که از امکاناتی نظیر مزرعه گاومیش ها، حیوانات اهلی ،سوله گوزن ها، کبوترخانه ، باغ خزندگان ، سالن تاکسیدرمی ، آمفی تئاتر ، برکه و آبشار ، آکواریوم ، خانه روستایی، پارکینگ ، سالن پذیرایی و فروشگاه بر خوردار است.





پارک جنگلی بی‌بی یانلو

پارك جنگلی بی‌بی يانلو واقع در روستای بی‌بی یانلو به وسعت ۱۵۱۲ هكتار، جزء جنگلهاي هيركانی غربی و جنگل هلی میان بند محسوب می شود،كه در ضلع جنوب غربی ودر فاصله ۵ كيلومتری آستارا واقع شده است.پارك مذكور داراي جاذبه های طبيعی زيبا و خاصی می باشد كه علاوه بر تنوع فراوان رويشگاههای جنگلی و جانوری آن، وجود چندين دره با دامنه هاي پوشيده از جنگل و چندين قله به عنوان سيمای ويژه و بديع و چشم انداز منحصر به فرد و جالب توجه ای ايجاد كرده، در هر زمانی از سال مشتاقان زيادی را به خود جلب می نمايد.


۴۰ هزار هكتار از مساحت شهرستان آستارا را مناطق جنگلی تشكيل می دهد كه در پارک جنگلی بی بی یانلو انواع گونه هاي جنگلي از قبيل بلوط ، راش ، توسكا ، ممرز ، نمدار ، ملج ، ليلكی ، انجيلی ، آزاد ، افرا ، گردو ، لرگ ، خرمندی ، داغداغان ، شيردار ، گيلاس وحشی ، فندق ، شمشاد جنگلی ، شب خسب ، ون و بارانك به چشم مي خورد.









پارک جنگلی خرگوش‌دره

پارک جنگلی خرگوش دره با مساحتی بیش از 65 هکتار در منطقه ۲۲ شهرداری تهران و روبروی درب اصلی مجموعه ورزشی آزادی و آزادراه های تهران - کرج و آزادگان واقع شده است.

پوشش گیاهی این مجموعه بیشتر از درختان کاج و سرو و اقاقیا و زبان گنجشک تشکیل شده است. این بوستان جزء کمربند سبز تهران محسوب شده و به منظور تلطیف هوای تهران احداث گردیده است.

بوستان مسافران به مساحت ۱۲ هکتار و با هدف اسکان موقت مسافران و تماشاچیان مسابفات فوتبال در این پارک ساخته و راه اندازی شده است.

قطع حدود ۵۰۰۰ اصله از درختان این پارک در سال ۱۳۸۶ به منظور اتصال اتوبان آزادگان به همت باعث ایجاد تنش بسیاری میان دوستداران محیط زیست و شهرداری تهران گردید.






پارک جنگلی شورآب
پارک جنگلی شورآب یکی از پارک های طبیعی اطراف شهر خرم‌آباد است.این پارک طبیعی در کیلومتر ۲۵ جاده خرم‌آباد به پلدختر واقع شده و دارای جاده دسترسی آسفالت، آلاچیق، و دیگر امکانات رفاهی است. پارک جنگلی شورآب به دلیل وجود درختان انبوه بلوط و آب هوای معتدل هر سال در فصل بهار گردشگران بسیاری را خود جذب می کند.چندی پیش طرحی مبنی بر دهکده پارک جنگلی شوراب توسط نمایندگان شهر خرم‌آباد در مجلس مطرح شد که هدف آن ساماندهی پارک و همچنین جذب هر چه بهتر گردشگران بود.






پارک جنگلی کوهسار
بوستان جنگلی کوهسار در شمال‌باختر شهر تهران واقع شده است. این بوستان جنگلی که در دامنهٔ رشته‌کوه البرز قرار دارد در منطقه ۵ شهرداری تهران واقع شده است. بوستان جنگلی یا کوهستانی کوهسار در شمال‌باختر محلهٔ شهران و شمال محلهٔ کن قرار دارد. راه دسترسی به این بوستان از طریق بزرگراه آبشناسان (ایرانپارس) ممکن است. همچنین در درون بوستان، جادهٔ ماشین‌رو نیز وجود دارد که از طریق آن می‌توان به مناطق بالایی بوستان دسترسی داشت. چون این بوستان چندان در میان مردم، شناخته شده نیست، محلی خلوت و بی سروصدا است.






پارک جنگلی لتمال کن

پارک جنگلی لتمال کن با مساحتی بیش از۱۰۰ هکتار در ارتفاعات منطقه ۲۲ شهرداری تهران و شمال بزرگراه همت واقع شده‌است. ارتفاع این بوستان جنگلی ۱۸۰۰ متر از سطح دریا می‌باشد و در طرح تفصیلی تهران جزء کمربند سبز شهر تهران و طرح گلگشت تهران محسوب می‌گردد.

پارک جنگلی لتمال کن دارای پوشش گیاهی متنوّعی است که شامل درختان زبان گنجشک، بربیس، ارغوان و کاج می‌باشد.

بوستان جنگلی لتمال کن در مسیر وزش بادهای شرقی - غربی تهران واقع شده‌است و سهم به سزایی در تلطیف هوای شهر تهران به خصوص حوزه غرب آن داراست. این پارک به دلیل امکانات مناسب و دارا بودن مسیرهای پیاده روی از مقاصد گردشگری و کوه پیمایی شهروندان تهرانی محسوب می‌گردد.






پارک جنگلی مخمل‌کوه

پارک جنگلی مخمل‌کوه یکی از پارک های طبیعی اطراف شهر خرم‌آباد است.مساحت این پارک ۵۰۰ هکتار است، پارک جنگلی مخمل‌کوه در مسیر خرم‌آباد به الشتر و در کیلومتر ۱۵ این جاده واقع شده و دارای جاده دسترسی آسفالت، آلاچیق، و دیگر امکانات رفاهی است.






پارک جنگلی مشگین‌شهر
پارک جنگلی مشگین‌شهر در کناره غربی رود خیاوچای و به موازات آن در بالا دست رودخانه قرار دارد. این پارک تقریبا بیضوی بطول ۵کیلومتربوده که با جاده کشی در مسیر رودخانه بر طول مسیر بالارونده ان افزوده شده، که بتدریج به یک پارک درختان میوه تبدیل میشود







پارک آبی آزادگان

پارک آبی آزادگان از مراکز تفریحی شهر تهران است که در منطقه ۱۵ شهرداری تهران در بخش غربی محله مشیریه، انتهای بزرگراه آزادگان نزدیک به میدان بسیج قرار گرفته‌است. این پارک امکانات شنا، موج سواری و سرسره بازی دارد. مدیریت این پارک را بخش خصوصی تحت نظارت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به عهده دارد.

پارک آبی آزادگان در سال ۱۳۷۴، ساخته شد و حدود دو سال بعد، مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این پارک آبی که از استخر مواج، دایوهای مرتفع و دریاچه تشکیل شده‌است به دست مهندسان ایرانی ساخته شده‌است.






بوستان المهدی

پارک اَلمَهدی پارکی است تازه‌ تأسیس که در شهر تهران و در ضلع جنوب شرقی میدان آزادی واقع شده‌است.

این پارک که ساخت و تجهیزش مدت‌های طولانی به درازا کشید، دارای امکاناتی همچون قایق‌رانی، وسایل پرورش اندام و محل بازی کودکان می‌باشد. به دلیل نزدیکی این پارک به ترمینال غرب اتوبوس‌رانی تهران، آلاچیق‌هایی نیز برای استراحت و خواب مسافران و رهگذران نیز در آن ساخته شده‌است.





باغ پرندگان تهران

باغ پرندگان تهران در شمال‌شرق تهران در دل جنگل لویزان واقع شده است. باغ پرندگان تهران در ۲ فاز طراحی شده است. فاز اول که هم اکنون به بهره برداری رسیده است به نام "دشتچر" نام گذاری شده است و شامل پرنده‌هایی است که در قفس نگهداری می‌شوند و یا توان پرواز ندارند. فاز دوم که مساحتی کمتر از فاز اول دارد در محدوده شمالی در حال احداث است و "آبچر" نام دارد. این فاز شامل پرندگانی است که قابلیت پرواز دارند و احتمالاً مشابه آنچه در باغ پرندگان اصفهان وجود دارد توسط تور از خروج پرندگان از آن جلوگیری خواهد شد. زمان احداث این باغ ۳ سال به طول انجامید.






جزئیات

فاز اول باغ پرندگان که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ افتتاح شدو به بهره‌برداری رسید. در قسمت ورودی محوطه باغ اولین چیزی که جلب توجه می‌کند طوطی‌های سخنگو هستند که به شما خوشامد می‌گویند. پرندگانی نظیر کبوتر، طوطی، کلاغ، خروس، فنج . . . . در این محوطه قرار گرفته‌اند. باغ پرندگان تهران محدوده بزرگی دارد و به دلیل طراحی مسیرهای پیچ در پیچ در آن مسیر طولانی را شامل می‌شود.با توجه به اینکه ورودی باغ در بالاترین قسمت آن قرار دارد و از بالا تقریباً محوطه باغ قابل رویت است . در شمالی ترین قسمت باغ پرندگان بزرگترین قفس آن جلب توجه می‌کند که گونه‌هایی از عقاب‌ها بر روی درختان تنومند اما بی شاخه در آن قرار داده شده‌اند.برخی گونه‌های لاشخور هم در این قفس به چشم می‌خورند ،گونه‌هایی از جغد،شاهین نیز در قفس‌های کوچکی در آن قرار گرفته‌اند.در قسمت میانی باغ پرندگانی نظیر قرقاول،طاووس،پلیکان،فلامینگو و . . . . قرار گرفته‌اند. این محدوده توسط آبشارها و برگه‌های بزرگی که از بالادست باغ آبگیری می‌شوند احاطه شده است. دوطرف برگه‌های آب توسط پل‌های چوبی و زیبایی به هم وصل شده است.در محدوده جنوبی باغ هم پرندگان نام آشنایی هم چون اردک،قوی سیاه و سپید،غاز و . . . . به چشم می‌خورند.




طراحی زیبای محوطه باغ پرندگان:

از شاخصه‌های باغ پرندگان تهران طراحی زیبا و منحصربه‌فرد محوطه باغ است.محوطه باغ پرندگان را مسیرهای سنگفرش شده که توسط درختان و گل‌های زیبایی محصور شده است در بر گرفته است. سایه بانهایی از جنس چوب،نی و پوشال ،نیمکت‌های چوبی با طراحی‌های متنوع،آلاچیق‌های چوبی،عدم وجود تیر برق یا تاسیسات اضافی،تابلوهای راهنمای طرح چوب با خط نستعلیق، آبشارهای کوچک و زیبا و طراحی هوشمندانه برکه‌ها و پل‌های چوبی آن از شاخصه‌های این باغ می‌باشد.






باغ‌وحش تهران

باغ‌وحش تهران یا باغ‌وحش ارم باغ‌وحشی در تهران است که در زمینی به وسعت تقریبی ۵ هکتار در کیلومتر ۴ اتوبان تهران کرج قرار گرفته است.






تاریخچه

از روزگاران قدیم در ایران نگهداری برخی از جانوران و پرندگان در پاره یی خانواده‌ها مرسوم بوده‌است و گاه در گوشه و کنار شهر حیوانی را برای تماشا می‌آوردند. برای مثال میمون بازی در دوره فتحعلی شاه در سبزه میدان بود که یک شیر و یک خرس که صاحبش آنها را زنجیر کرده بود در معرض نظاره اهالی و به احتمال به صورت نوعی کسب و کار، قرار می‌دادند. همچنین در نقطه جنوب غربی دارالخلافه در محلی که به فیلخانه شهرت داشت، فیلی نگهداری می‌شد که در برخی مراسم مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در دوره قاجار ایرانیان با باغهای وحش اروپایی آشنا شدند. اما نخستین باغ وحش یا «مجمع الوحوش» در دوره ناصرالدین شاه در خیابان لختی سعدی کنونی در جایی که زمانی نام خیابان باغ وحش و بعد ماشین خانه و سرانجام اکباتان نامیده شد، تاسیس گردید که البته هیچ گاه به صورت باغ وحش کاملی در نیامد و گاه اهالی شهر برای تماشای چند حیوان بدانجا می‌رفتند. ناصرالدین شاه پس از سفرهای خود به اروپا و دیدن باغ وحش‌های اروپایی، علاقه خاصی به باغ وحش و حیوانات پیدا کرد و به همین دلیل محل دوشان تپه را انتخاب کرد که از پیش در سال ۱۲۶۹ قمری ۱۸۵۳ میلادی عمارت باشکوهی در آن برپا کرده بود و با استفاده از قنات، دریاچه یی نیز پدید آورده بود که منظره‌های بسیار زیبا و دیدنی آن اهالی را به خود جلب می‌کرد. در باغ وحش دوشان تپه، چهار شیر نر و ماده از کوه‌های شیراز، سه ببر از مازندران، یک یوز، سه پلنگ از جاجرود، پنج خرس از دماوند، کفتار، بوزینه، یک میمون، خر و طاووس های بسیار وجود داشت..






منتخب گونه‌های جانوری

در حال حاضرتعداد ۱۲۱ گونه جانوری بومی ایران و دیگر نقاط جهان در قالب گروههای زیر در باغ وحش نگهداری می‌شوند که تعدادی از آنها به شرح زیر معرفی می‌گردند:

گربه سانان: شیر آفریقایی، ببر بنگال، پلنگ ایرانی و آفریقایی، سیاه گوش.
سگ سانان: گرگ، شغال، روباه
پریمات‌ها: شامپانزه، بابون، رزوس
گوشتخواران (خرسها) خرس قهوه‌ای
پرندگان: درنای تاجدار، طاووس، قرقاول، پلیکان، بالابان، کرکس، عقاب
خزندگان: مارپیتون، تمساح پوزه کوتاه ایران، بزمجه، ایگوانا، لاک پشت
کیسه داران: کانگورو
خرطوم داران: فیل سریلانکایی
جوندگان: تشی، سنجاب ایرانی، خرگوش، همستر
آبزیان: پنگوسی، گربه ماهی آفریقایی، لاک پشت آبی
فردسمان (اسب و الاغ): گورخر آسیایی
زوج سمان (گوزنها): گوزن زرد ایرانی گوزن قرمز
شتر شکلان: شتر دو کوهانه






بوستان بهشت مادران

بوستان بهشت مادران پارکی است در تهران که در شرق بزرگراه شهید حقانی و غرب منطقه سید خندان تهران قرار دارد. این بوستان مخصوص خانم‌ها ساخته شده و حجاب در آن اجباری نیست.اگرچه در ابتدا پیست دوچرخه سواری در پارک ساخته شده و بهره برداری شد اما پیست دیگر مورد استفاده نیست و حتی آوردن دوچرخه به پارک مجاز نمی‌باشد. روز های پنجشنبه از ساعت 8 شب ،ایام تعطیل رسمی و جمعه ها آقایان نیز می توانند از پارک استفاده کنند.






بوستان پلیس
بوستان پلیس (پارک پلیس) در قطعه زمینی موسوم به باغ مجید آباد (باغ اناری) واقع در شمال شرق تهران به مساحت ۵۱۶۶۶۳ مترمربع احداث شده است. فضای این بوستان توسط خیابان سی و پنج متری پیشنهادی طرح تفضیلی شهر تهران به دو قطعه تقسیم می گردد که قطعه شمالی حدود ۲۷ هکتار و قطعه جنوبی حدود ۲۴ هکتار بوده و ارتباط بین این دو بخش توسط یک پل عابر پیاده برقرار می گردد. طراحی محوطه این بوستان الهام گرفته از باغهای ایرانی است. در این بوستان محورهای طولی و عرضی عمود برهم، استخرهای زاویه دار همراه با جریان آب، راههای مستقیم و کلاً منظم هندسی به چشم می خورد و تنها معابر درجه ۳ فرعی به صورت نامنظم طراحی شده است و تقریباً می توان سبک طراحی آن را منظم دانست. برخی از گونه های گیاهی کاشته شده در این پارک عبارتند از: انواع کاج ـ سرو تبریزی ـ اقاقیا ـ بیدمجنون ـ زیتون ـ توت ـ پیراکانتا ـ یاس زرد ـ میخک هندی ـ ترون ـ زرشک ـ شیرخشت ـ بوداغ ـ مورد ـ شمشاد ـ انواع بالارونده ها امکانات پارک شامل موارد زیر هستند: نمازخانه ـ کتابخانه ـ رستوران ـ زمین بازی کودکان ـ وسایل بدنسازی ـ زمین ورزشی ـ آلاچیق ـ برکه ـ استخر ـ آبنما و تعداد ۲۴ چشمه سرویس بهداشتی
1:06 pm
حجت بن حسن (مهدی)

بنابر اعتقاد شیعیانِ دوازده‌امامی، حجت بن حسن فرزند حسن بن علی عسکری (امام یازدهم شیعیان) و دوازدهمین و آخرین امام و همان مهدی موعود است. همچون پیامبر اسلام نامش محمد و کنیه اش ابوالقاسم است. همچنین «امام زمان»، «صاحب الزمان»، «ولی عصر»، «قائم آل محمد» و «مهدی موعود» از القاب اوست.






پس از مرگ حسن عسکری (امام یازدهم شیعیان) در سال ۲۶۰ هجری و سن ۲۸ سالگی، از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه —که در زمان حیاتشان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند— بطور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه بوجود آمد. در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. عده‌ای از شیعیان اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده‌ است یا این فرزند در گذشته‌است؛ بسیاری از شیعیان امامت جعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروه‌هایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامان نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ عثمان بن سعید، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاه اقلیت شیعه بود، به‌مرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی‌اند.

از دیدگاه تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت. به نظر می‌رسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورتبندی نهایی خود برسد و پس از آن هم توجیه ها و تبیین های دینی گسترده‌ای در موردش ارائه شد. شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند. کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.) در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی —که در خلال دوره سفرا (موسوم به غیبت صغری) گرد آورد— به موضوع غیبت و علت آن پرداخت. به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد. پس از وی ابن بابویه (و.۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. از دیگر سو، متخصصان علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.

در باور کنونی شیعه دوازده امامی، حجت بن حسن در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ ه.ق. در سامرا به دنیا آمد؛ او در پنج سالگی و پس از مرگ پدرش به امامت رسید. پس از مرگ حسن عسکری، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب با شیعیان تماس می‌گرفت. البته بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که از آغاز تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابتِ خاص در قرن‌های چهارم و پنجم هجری توسط علمای شیعه مانند شیخ طوسی و برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است. پس از یک دوره هفتاد ساله (موسوم به غیبت صغری) و با مرگ علی بن محمد سمری، چهارمین نائب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت شیعیان را فراگرفت. آنها در نهایت در سده پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند. به باور شیعیان، پس از دوران سفرا، شیعیان با مهدی در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً غیبت کبری می‌نامند. پس از پایان دورهٔ غیبت، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که از طریق وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.

اعتقاد به امام غائب، برکات متعددی برای شیعیان تحت آزار و ستم داشت. از آنجا که امام غائب پتانسیل تهدید کمتری نسبت به یک امام حاضر داشت تنش ها با حاکمان سنی مذهب کاهش یافت. اعتقاد به ظهور امام غائب باعث شد که انتظار بتواند جایگزین چالش مستمر نظام سیاسی حاکم شود. امام غائب باعث عامل وحدت شیعیانی شد که پیش از آن، هر گروه، دور یکی از امامان حاضر گرد می آمدند و دچار انشقاق شده بودند. به علاوه اعتقاد به ظهور امام غایب (به عنوان مهدی)، شیعیان را در تحمل شرایط دشوار یاری نموده و به آنها امید آینده‌ای سرشار از دادگری داده است.




منبع‌شناسی

به نوشته جاسم حسین احادیث مربوط به غیبت مهدی قائم را بسیاری از گروه های شیعه گردآوری کرده اند. پیش از سال ۲۶۰ ه./۸۷۴ م. در آثار سه مذهب واقفیه، زیدیه جارودیه و امامیه موجود است. از واقفیه، انماطی ابراهیم بن صالح کوفی از اصحاب امام محمد باقر کتابی به نام «الغیبه» نوشت. علی بن حسین طائی طاطاری و حسن بن محمد بن سماعه هر یک کتابی به نام «کتاب الغیبه» نوشتند و امام موسی کاظم را به عنوان امام غائب معرفی کردند. از زیدیه ابوسعید عباد بن یعقوب رواجینی عصفری (و. ۲۵۰ ه./۸۶۴ م.) در کتابی به نام «ابوسعید عصفری» احادیثی در خصوص غیبت، ائمه دوازده گانه و ختم ائمه به دوازده می آورد بی آنکه نام آنها را برشمرد. از امامیه علی بن مهزیار اهوازی (وکیل امام نهم و دهم) (وفات حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ ق.)، دو کتاب به نام های «کتاب الملاحم» و «کتاب القائم» نوشت که هر دو درباره غیبت امام و قیام او با شمشیر مطالبی دارد. حسن بن محبوب سراد (م. ۲۲۴ ه./ ۸۳۸ م.) کتاب «المشیخه» را در موضوع غیبت می نویسد. فضل بن شاذان نیسابوری (۲۶۰ ه./ ۸۷۳ م.) کتاب «الغیبه» را نوشت که ظاهراً مطالب آن از کتاب «المشیخه» نقل شده است. وی که دو ماه پیش از امام یازدهم می میرد، امام دوازدهم را قائم می داند. به نوشته پوناوالا منابع پیش از دوران موسوم به غیبت کبری بسیار پراکنده و ناکافی‌اند و مشکلی که پژوهشگران در هنگام بررسی این منابع با آن مواجه می‌شوند، میزان تاریخی بودن این منابع است.

در خلال دوره سفارت موسوم به غیبت صغری (۲۶۰-۳۲۹ ه./۸۷۴-۹۴۱ م.) فقها و مبلغان بر اساس اطلاعات کتب پیشین و فعالیت های سازمان وکالت نوشته اند که در کتب تاریخی این دوره یافت نمی‌شود. ابراهیم بن اسحاق نهاوندی (م. ۲۸۶ ه./۸۹۹ م.) که مدعی نیابت امام دوازدهم بود کتابی در موضوع غیبت نوشت. عبدالله بن جعفر حمیری(م. بعد از ۲۹۳ ه./ ۹۰۵ م.) که خود کارگزار امامان دهم و یازدهم و نواب اول و دوم بود کتاب «الغیبه و الحیره» را نوشت. ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م.) کتاب «الامامه و التبصره من الحیره» و کلینی (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م.) بخش عمده ای از کتاب حجت اصول کافی را به غیبت اختصاص داد.

از سال (۳۲۹ ه./۹۴۱ م.) با پایان سفارت و آغاز دوره موسوم به غیبت کبری چندین اثر برای تبیین غیبت و علت طولانی شدن ان نگاشته شد. به گفته جاسم حسین پنج اثر در این زمان نگاشته شد که اساس عقاید بعدی امامیه درباره غیبت را تشکیل می دهد. نخستین کتاب الغیبه نعمانی توسط ابوعبدالله محمد بن جعفر نعمانی (م.۳۶۰ ق.) با استفاده از آثار فوق‌الذکر بدون توجه به اعتقادات نویسندگان آن آثار تدوین شده است. دومین اثر کمال‌الدین و تمام‌النعمة است که توسط شیخ صدوق (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.) بر اساس اصول اربعمائه گردآوری شده است و با توجه به جایگاه پدرش، علی بن بابویه، اطلاعات معتبری از دوران وکلا و ارتباط مخفی آنها با امام غایب از طریق چهار سفیر ارائه می دهد. سومین مورد «الفصول العشرة فی الغیبة» توسط شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) نوشته شد و اطلاعات تاریخی در مورد دوران غیبت و پانزده دیدگاه پدیدار شده در میان امامیه در دوران غیبت و از میان رفتن همه آنها جز اثنی عشریه بیان می کند. همچنین در کتاب الارشاد به سبک کلینی و نعمانی به نقل احادیث و توجیه طولانی شدن عمر امام غایب می پردازد. چهارمین اثر توسط سید مرتضی (۳۵۵ - ۴۳۶ ه.ق /۱۰۴۴-۱۰۴۵ م.) شاگرد شیخ مفید با عنوان «مسئلة وجیزة فی الغیبة» نوشت. این اثر و کتاب دیگری با نام «البرهان علی صحة طول عمر الامام الزمان» تألیف محمد بن علی کراجکی (م. ۴۴۹ ق./ ۱۰۵۷ م.) فاقد اطلاعات تاریخی هستند. پنجمین اثر الغیبة نوشته شیخ طوسی (۳۸۵-۴۶۰ ق. / ۱۰۶۷ م.) بر مبنای کتابی به نام «الاخبار الوکالة الاربعة» نوشته احمد بن نوح بصری اطلاعات تاریخی معتبری از فعالیت های مخفی سفرا ارائه می دهد و نیز به شیوه حدیثی و عقلی اثبات می کند امام دوازدهم همان مهدی قائم است که باید در غیبت به سر برد و سایر ادعاها در خصوص غیبت دیگر افراد نظیر علی بن ابیطالب، محمد بن حنفیه و موسی کاظم مردود است. این کتاب مأخذ اصلی نویسندگان بعدی شیعه امامی و بخصوص بحار الانوار محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷-۱۱۱۰ ق.) بوده است.

به نوشته جاسم حسین منابع غیرشیعه بر کتاب «المسترشد» اثر ابوالقاسم بلخی معتزلی (م. حدود ۳۰۱ ق./ ۹۱۳ م.) اتکا دارد که معتقد است حسن عسکری بی وارث از دنیا رفت و ظاهراً اطلاعات خود در خصوص دسته بندی شیعه پس از سال ۲۶۰ را از حسن بن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه.ق.) گرفته است. این کتاب مبنای اطلاعات المغنی عبدالجبار معتزلی (م. ۴۱۵ ق. / ۱۰۲۴ م.) و ابوالحسن اشعری (م. ۳۲۴ ق./ ۹۳۵ م.) قرار گرفت و کتاب اشعری مرجع سایر کتاب های اهل سنت نظیر ابن حزم (م. ۴۵۶ ق. / ۱۰۳۷ م.) و شهرستانی (م. ۵۴۸ ق. / ۱۱۵۳ م.) درباره دسته بندی های شیعه بوده است.

بیان موضوع در منابع تاریخ عمومی مسلمانان متفاوت است. محمد بن جریر طبری (۲۲۴ - ۳۱۰ ق./ ۹۲۲ م.) که معاصر دوران غیبت بود در تاریخ طبری اشاره ای به موضوع امام دوازدهم و فعالیت های شیعیان امامی نمی‌کند در حالی که به فعالیت های سایر گروه های شیعه نظیر اسماعیلیه می پردازد و حتی کاربرد حدیث مهدی قائم توسط این گروه ها در کسب قدرت را پی می گیرد. جاسم حسین علت ذکر نشدن فعالیت های امامیه در این کتاب را مخفیانه بودن آن می داند. مسعودی (حدود ۲۸۳ – ۳۴۶ ق. / ۸۹۶ - ۹۵۷ م.) در مروج‌الذهب، التنبیه و الاشراف و نیز اثبات و الوصیه که به وی منسوب است به فشارها و سخت گیری های عباسیان علیه امامان شیعه که منجر به وقوع غیبت شد می پردازد. ابن اثیر (۵۵۵ - ۶۳۰ه ق / ۱۲۳۲ م.) در الکامل فی التاریخ به اختلافات میان وکلای امام در دوران غیبت و تأثیر غلو در بروز آن می پردازد. به عقیده جاسم حسین ممکن است وی اطلاعات خود را از کتاب «تاریخ الامامیه» اثر یحیی بن ابی طی (م ۶۳۰ ق. / م.۱۲۳۲) گرفته باشد.

به نوشته ساشادینا بسیار مشکل‌است که مرزی میان مطالب تاریخی از یک طرف با تذکره‌نویسی و مطالب اعتقادی شیعه از طرف دیگر در کتاب‌های نویسندگان شیعه تعیین کرد. زیرا زندگی‌نامهٔ امامان در کتاب‌های نویسندگان شیعه، آکنده از داستان‌هایی به سبک تذکره‌هایی‌است که عارفان برای مرشدان و قدیسان خود می‌نویسند. برای مطالعه دربارهٔ امام دوازده شیعیان باید به منابعی اتکا کرد که نه می‌توان آنها را کاملاً تاریخی و نه می‌توان کاملاً زندگی‌نامه‌های مذهبی و تذکره‌ای دانست. به هر حال این منابع بیشترین کمک را به پژوهشگران در راه درک دوره‌ای می‌کند که ایدهٔ منجی آخرالزمان را به عقیدهٔ غالب در مذهب شیعه تبدیل کرده‌است.




پیشینه اعتقاد شیعه به مهدی و قائم

چنانکه جاسم حسین توضیح می دهد مفهوم «مهدی» به عنوان شخص هدایت شده از زمان پیامبر استعمال می شد. هم اهل سنت آن را برای خلفای راشدین به کار بردند و هم شیعه آن را برای امامان استفاده کرد. برای مثال در قیام حسین بن علی شیعیان کوفه از وی به عنوان مهدی دعوت کردند و هم سلیمان بن صرد پس از کشته شدنش با این عنوان از او تجلیل کرد. اما کاربرد آن در مفهوم منجی از زمان قیام مختار و توسط مختار ثقفی برای محمد حنفیه پدیدار شد.

به‌گفته سعید امیرارجمند و ویلفرد مادلونگ، اولین اشارات به وجود «باور به مهدی»، غیبت و منجی در نزد مسلمانان به زمان فرقهٔ شیعهٔ کیسانیه بازمی‌گردد؛ فرقه‌ای که پس از سرکوب قیام مختار شکل گرفت. آنان محمد حنفیه، فرزند علی و امام اول شیعیان را مهدی می‌دانستند و پس از فوت او چنین اعلام کردند که او نمرده‌است و در کوه رضوا در مدینه در غیبت بسر می‌برد و روزی به عنوان مهدی و قائم بازخواهد گشت. به نوشته مادلونگ شیعیان بارها به افراد متعددی از خاندان پیامبر اسلام به عنوان مهدی روی آوردند. اما این افراد نتوانستند انتظارات شیعیان را برآورده سازند. افرادی مانند محمد حنفیه، ابوهاشم فرزند محمد حنفیه، محمد بن معاویه از خاندان جعفر ابوطالب، محمد ابن عبدلله نفس زکیه، جعفر صادق و موسی کاظم هر کدام در برهه‌ای، مهدی موعود شیعیان شناخته می‌شدند. علاوه بر کیسانیه، زیدیه از عنوان مهدی با مفهوم منجی انتهای تاریخ برای رهبرانشان که قیام مسلحانه کردند مکرراً استفاده نمودند. همچنین گروه های منشعب از امامیه نظیر ناووسیه و واقفیه این لقب را با همین مفهوم برای امامان ششم و هفتم پس از درگذشتشان به کار بردند.

به گفته عبدالعزیز ساچادینا هم محمد باقر و هم جعفر صادق در موارد مختلف توسط پیروانشان مورد اطمینان قرار گرفتند که اگر در مقابل حکومت فعلی قیام کنند از آنها پشتیبانی خواهند نمود. ولی این امامان در پاسخ شیعیانشان را به آرامش فرا می‌خوانند و می‌گفتند گرچه همه امامان قائم هستند و قابلیت سرنگون کردن حکومت‌های جور را دارند ولی قائم موعود پس از غیبت به فرمان خدا ظهور خواهد کرد تا بی عدالتی را از میان ببرد. در خصوص کاربرد مهدی به عنوان منجی توسط امامیه اختلاف نظر وجود دارد. به نوشته مدرسی امامیه از زمان علی و کیسانیه با ایده قائم آشنا بودند. تا زمان دوران موسوم به غیبت صغری، مفهوم مهدی یک ایده متعلق به غیر امامیه بود. شیعیان در دوران غیبت به تدریج ایده مهدی متعلق به غیر امامیه و قائم متعلق به امامیه را در هم ادغام کردند. هرچند در کتاب‌های برجا مانده تا دهه‌های آخر قرن سوم هجری/نهم میلادی امام دوازدهم شیعه همان قائم دانسته می‌شد. اما از شروع قرن بعدی، کتاب‌های شیعه امام دوازدهم شیعه را مهدی می‌نامیدند. ساشادینا نیز می گوید مهدویت امام دوازدهم بسط نظریه امامت امام غائب بود که آن را با عقیده ظهور مهدی و ایجاد عدالت ترکیب نمود در حالی که پیش از آن امام دوازدهم مهدی موعود تلقی نمی شد. در مقابل جاسم حسین می نویسد نه تنها مهدی به معنای منجی نزد امامیه از زمان ائمه به کار می رفته، بلکه امامان پیشین معتقد بودند هر یک از آنان اگر شرایط ایجاب کند می تواند مهدی قائم باشد.وی می گوید از نخستین سال ها مسلمانان باور داشتند که پیامبر نوید آمدن مردی از نسل حسین بن علی را داده که در آینده با شمشیر قیام می کند تا بدعت ها را از اسلام بزداید. اما رقابت سیاسی میان مسلمانان سبب شد برخی گروها اقدام به بهره برداری و تحریف احادیث نبوی نمایند تا از آنها در نبرد سیاسی استفاده برند.

به گفته ارجمند بیشتر این کیسانی‌ها ایرانیان نومسلمان بودند و احتمالاً این ایرانیان با باورهای زردشتی در مورد منجی آشنا بودند؛ با قهرمانانی مانند گرشاسب که پس از بیداری از یک خواب طولانی، اهریمنان را از زمین برمی‌چینند. به نوشتهٔ محمدعلی امیرمعزی و تیموتی فرنیش،بسیاری از اعتقادات مسلمانان در مورد منجی، ظهور منجی، غیبت و مؤلفه‌های آن، مدیون ادیان پیشین مانند مانویت، دین زردشت، یهودیت و مسیحیت است.

اما به نوشته جاسم حسین منشأ دیدگاه مهدی به عنوان منجی در احادیث پیامبر بوده است که توسط بیست و شش نفر از صحابه و در کتاب های حدیث اهل سنت، زیدیه و امامیه نقل شده است. وی ضعیف بودن احادیث را رد می کند و می گوید این احادیث در زمان امویان نیز رواج داشته و در کتاب سلیم بن قیس منسوب به سلیم بن قیس هلالی (م. حدود 80-90 ق./ 699- 708 م.) هم آورده شده است. از سوی دیگر مورخان و متکلمان شیعه نظیر سید مرتضی عسکری و محمدحسین طباطبایی با تأکید بر اشتراک ادیان مختلف در خصوص کلیت موضوع نوید به آمدن مهدی و برپایی دین و برقراری عدل در زمین، این موضوع را از مشترکات ادیان الهی و ناشی از منشأ فطری ادیان می دانند. این گروه نخستین اشاره به مهدی را در احادیث پیامبر اسلام که از طرق شیعه و سنی روایت شده ذکر می کنند برمی شمارند و وجود وی را از ضروریات تحقق وعده های اسلام و قرآن در برپایی عدل و قسط در زمین می دانند.





شرایط محیطی امامیه در سده های سوم و چهارم

شرایط محیطی در دوران آخرین امامان شیعه

از زمان حکومت متوکل عباسی (۲۳۲- ۲۴۷ ه. ق. / ۸۴۷ - ۸۶۱ م.) سیاست مدارای مأمون (۱۹۸- ۲۱۸ ه. ق. / ۸۱۳ - ۸۳۳ م.) و خلفای پس از وی با شیعیان یکباره به کنار گذشته شد. در دوران متوکل به دستور او حرم حسین بن علی تخریب شد و امام دهم شیعه، هادی، از مدینه به سامرا فراخوانده شد تا تحت نظارت خلیفه باشد. متوکل از هیچ وسیله ممکن در آزار رساندن و بی احترامی به وی دریغ نمی‌کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که فشار شدیدی بر امامان در سامرا می‌آمد و شیعیان در عراق و حجاز در شرایط اسف باری زندگی می‌کردند. منتصر، پسر و جانشین متوکل این سیاست‌ها را برداشت و در نتیجه امام هادی آزادی بیشتری پیدا کرد. سیاست‌های متوکل در زمان مستعین (۸۶۲ - ۸۶۶ م.) هم ادامه یافت. احتمالاً در این زمان بود که امام دهم شیعه عثمان بن سعید را به نمایندگی خود در عراق برگزید (که البته این نمایندگی در زمان امام یازدهم حسن عسکری نیز تایید شد).در دوران آخرین امامان شیعه، شبکه‌ای از وکلا شکل گرفته بود؛ البته این شبکه بیشتر از آنکه به مانند سایر شبکه‌های علوی آن زمان (اسماعیلیه، زیدیه، نوادگان حسن بن علی) به قصد برپایی قیام تشکیل شده باشد، کار گردآوری وجوهات دینی مانند خمس و زکات را انجام می‌داد. شرایط سیاسی و مذهبی سال‌های آخر امامت حسن عسکری و نخستین دهه‌های پس از مرگ او —همزمان با خلافت معتمد عباسی (۲۵۶ -۲۷۹ ه. ق. /۸۷۶-۸۹۲ م.)— بسیار پرچالش بود. این دوران به جهت سیاسی، مصادف بود با عصر ضعف خلافت عباسیان؛ بدین صورت آنان از اعمال مؤثر حاکمیت خود جز در بخش محدودی از سرزمین عراق ناتوان بودند. در این دوره، افراد مختلف در جای‌جای قلمرو عباسیان قیام کرده‌بودند و سرزمین مسلمانان دچار تجزیه سیاسی شده‌بود. معتمد عباسی، حسن عسکری را —که رقیبی بالقوه برای خلافت به شمار می‌رفت— در سامرا تحت نظارت و مراقبت قرار داده و او را حتی از ملاقات با پیروانش نیز بازداشته بود.



شرایط محیطی در سال‌های آغازین غیبت کبری

سال‌های آغازین موسوم به غیبت کبری، همزمان با دورانی بود که به «قرن شیعه» معروف است. در سال ۳۳۴ ه. ق. /۹۴۵ م. بنی‌عباس تحت سلطهٔ حکومت شیعهٔ آل‌بویه درآمد؛ آل بویه با اینکه احتمالاً در آغاز زیدی بودند، هنگامی که به حکومت رسیدند به شیعهٔ دوازده امامی گرایش یافتند؛ آل‌بویه چون از نسل پیامبر مسلمانان نبودند باید امامی زیدی از نسل پیامبر را برای اطاعت کامل از او به امامت می‌رساندند. بنابراین احتمالاً به همین دلیل بود آنان پس از رسیدن به حکومت، به شیعه دوازده امامی متمایل شدند و ایدهٔ یک امام غائب از نظر سیاسی برای بوییان مطلوبتر بود.همزمان با آل‌بویه، حکمرانان شیعه فاطمی در مصر و شمال آفریقا، خاندان بنی حمدان در شمال عراق و سوریه و ادریسیان بر بخش‌هایی از شمال آفریقا حکمرانی می‌کردند.

شیعه در این زمان به دلیل نفوذ سلسله‌های فاطمیان و آل‌بویه در قلب سرزمین‌های اسلامی، مستحکمترین بنیادهای دینی و فکری خود را بنیان نهاد. در این دوره بود که آثار بنیادین اعتقادی شیعه برای نسل‌های بعدی فراهم‌شد. آل‌بویه علوم شیعی را ترویج نمودند و علمای دینی را از مکاتب گوناگون حمایت کردند و زمینه ورود علوم کلامیِ معتزلی به شیعه را فراهم ساختند.





رویکرد تاریخی: از دوران حیرت تا تبیین نهایی اعتقادات تشیع دوازده امامی
در این بخش در خصوص دیدگاه های مختلف درباره سیر تاریخی اعتقاد به حجت بن حسن به عنوان امام دوازدهم، مهدی و غیبت وی در جامعه شیعه توضیح داده می شود.




فرقه های امامیه در دوران حیرت

با درگذشت حسن عسکری(و. ۲۶۰ ه.ق. /۸۷۴ م.)، امام یازدهم شیعه، سردرگمی بزرگی برای نیم قرن در بین شیعیان پدید آمد که نویسندگان شیعه از آن تحت عنوان «دوران حیرت» نام می‌برند. در این دوران، انشقاق در بین شیعیان شدت یافت و جنبش‌های رقیب مانند اسماعیلیه نیز استفادهٔ کافی از این موقعیت نمودند. تبلیغات در این دوران به حدی بود که بسیاری از شیعیان و بسیاری از بزرگان شیعهٔ امامی، مذهب خود را ترک نمودند. شیعه امامی به فرق متعدد منشعب شد. مسعودی (و. ۳۴۶ ه.ق. /۹۵۷ م.) در کتاب مروج‌الذهب تعداد این فرقه‌ها را بیست فرقه شمرده‌است و حسن ابن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه.ق.) در کتاب فرق الشیعه، از چهارده فرقه با ذکر جزئیات اعتقادی آنها نام می‌برد.

در یک دسته بندی کلی گروهی از شیعیان چنین می‌پنداشتند که حسن عسکری اصلاً فرزندی نداشته‌است و گروهی دیگر می‌گفتند حسن عسکری امام بدون فرزندی است که نمرده‌است و حسن عسکری همان مهدی غایب است.گروهی نیز معتقد بودند که حسن عسکری فرزندی ندارد و آنها روی به سوی برادر حسن عسکری، جعفر گردانیدند.گروه دیگری عنوان می‌کردند که فرزند حسن عسکری پیش از مرگ پدرش درگذشته‌است.یک گروه هم اعتقاد داشتند که فرزند حسن عسکری همان مهدی است که پدرش او را از ترس خلیفه زمان مخفی نگاه داشته و تنها توسط شمار کمی از یاران مورد اعتمادش دیده شده‌است.به گفتهٔ امیرمعزی، تنها بخشی از شیعیان که در آن زمان در اقلیت کوچکی بودند چنین دیدگاهی داشتند اما به گفته جاسم حسین اکثریت شیعیانی که امامت حسن عسکری را پذیرفته بودند تابع این دیدگاه بودند. مذهب این گروه به‌مرور به مذهب تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی می‌باشند.

این فرقه‌ها را به پنج دسته کلی تقسیم می‌شوند؛ به جز آخرین دسته، سایر فرقه‌های منشعب شده تا صد سال پس از فوت حسن عسکری از میان رفتند:

واقفیه بر حسن عسکری: کسانی که مرگ حسن عسکری را باور نداشته و او را به عنوان «مهدی آل محمد» زنده می‌پنداشتند و به نام «واقفیه»، یعنی کسانی که بر امامت حسن عسکری توقف کرده‌اند، شناخته می‌شدند.
جعفریه: کسانی که پس از مرگ حسن عسکری، به برادر او جعفر بن علی الهادی ( ۲۲۶ تا ۲۷۱ ق.) گرویده و به دلیل آنکه فرزند حسن عسکری را ندیده بودند، به امامت جعفر گردن نهادند که دسته ای از آنان وی را جانشین امام دهم شیعه (هادی) و دسته ای دیگر او را به عنوان امام دوازدهم می شناختند. به این گروه «جعفریه» می‌گفتند.
محمدیه: عده ای که پس از انکار امامت حسن عسکری، به امامت اولین فرزند هادی محمد (حدود ۲۲۸ تا ۲۵۲ ق.) که در زمان حیات پدرش درگذشته بود، گرویدند. به اینان «محمدیه» گفتند.
ختم امامت: شمار دیگری بر این باور بودند که همان‌گونه که پس از محمد (پیامبر مسلمانان) دیگر پیامبری نخواهد آمد، پس از مرگ حسن عسکری نیز امامی وجود نخواهد داشت.
قطعیه: این گروه که خود چندین شاخه بودند، به امامت فرزندی که خود برای حسن عسکری قائل بودند اعتقاد داشتند. این جریانی همان جریانی بود که به تدریج به شیعه دوازده امامی فعلی تبدیل گشت.

دوره‌ای که باعث ایجاد این ابهام شد، در دوران خلافت معتمد عباسی (خلافت: ۲۵۶ تا ۲۷۹ ق. / ۸۷۰ تا ۸۹۲ م) شروع شد و تا زمان خلیفه عباسی مقتدر (خلافت: ۲۹۵ تا ۳۲۰ ق. / ۹۰۸ تا ۹۳۲ م) ادامه یافت.
ساعت : 1:06 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page