زاگرس
زاگرُس رشته‌کوهی در غرب و جنوب ایران است. این رشته‌کوه از کرانه‌های دریاچه وان در کردستان ترکیه آغاز شده و پس از گذشتن از استان‌های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه،همدان، ایلام، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و لرستان تا استان‌های فارس، کرمان و هرمزگان ادامه می‌یابد. دامنهٔ این رشته‌کوه به شمال عراق نیز امتداد دارد.






نام

نام باستانی رشته کوه زاگرس کُر یا کور است: بر طبق اسطوره شناسی سومری کور (کر) اساساً نام یک کوه یا کوههایی بوده، و معمولاً به کوههای زاگرس واقع در شرق سومر اطلاق میگردیده است. کور همچنین نام دیگر امپراطوری اکد است که از سه هزار سال پیش و قبل از آن بر کل نواحی زاگرس گسترده شده بود.

بعضی معتقدند ریشه این نام اوستایی است. در زبان اوستایی زاگر Za-G'R' به معنای کوه بزرگ است. اما نظری نیز هست این است که این کلمه از نام مهاجران هندواروپایی ساکن در این منطقه معروف به ساگارتی گرفته شده.

نام قدیمی این رشته‌کوه در زبان فارسی «پاتاق» که نام رشته کوهی معروف در استان کرمانشاه نیز هست بوده و پیش از آن «کهستان» (در عربی «جبال») و «پهله» بود.

واژه «زاگرس» یا «زاگروس» از بیش از هشت دهه پیش و از اواخر دوره قاجار از طریق ترجمه آثار نویسندگان اروپایی (و بعضاً از زبان یونانی) وارد زبان فارسی شده و سپس بر روی نقشه ایران نیز گذاشته شد.

ظاهراً حسن پیرنیا اولین کسی است که واژه زاگرس را در حاشیه صفحه ۲ کتاب خود بنام «تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان» آورده‌است. او خود تاکید نموده که اروپایی‌ها چنین (یعنی زاگرس) نامند.

بعد از نوشته پیرنیا بارها به اشتباه از زاگرس به نام کوه یا دره نام برده شد که برداشت نادرستی است زیرا واژه زاگرس بخش گسترده‌ای از شمال غربی تا جنوب شرقی ایران را با بیش از ۲۴۰ نام از رشته کوه، دشت، دره، رود و شهر و بخش و روستا در استان‌های آذربایجان غربی، کردستان،ایلام،کرمانشاه و اصفهان و کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری و خوزستان و بالاخره لرستان را شامل می‌شود.

واژه زاگرس در هیچ یک از کتابهای تاریخی و جغرافیایی یا مسالک و الممالک و نوشته‌های دوره اسلامی نوشته نشده‌است. در لغت‌نامه دهخدا یا دائرةالمعارف مصاحب نیز نکته‌ای مهم و اساسی در باره ریشه و اصل واژه زاگرس بیان نشده‌است.

محمد قزوینی در صفحه ۴۸ از جلد ۵ کتاب خود می‌نویسد: «زاگرس نام یونانی سلسله جبال غربی ایران به خصوص منطقه بختیاری در غرب ایران است.»

در دانشنامه لاروس از زاگرس به کوتاهی به‌عنوان نام دره‌ای که نفت‌خیز است ذکر شده‌است.

در واژه نامه یونانی به آلمانی که سال ۱۸۸۶ در لایپزیگ به چاپ رسیده واژه Zagrio یا Zagros را به‌عنوان «کوهی در دوران ماد» به نقل از نوشته‌های استرابون و پولیبیوس آورده‌است.

در لغت نامه جغرافیایی Lexique géographique در زیر واژه و عنوان «زاگرو» (زاگرس) آمده‌است:

«رشته کوهی است در آسیا که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده و ماد را از آشور جدا می‌کند.»

رومن گیرشمن باستان‌شناس فرانسوی در کتابش زاگرس را نام قبیله‌ای دانسته و می‌نویسد:

«حرکت عمومی قبایل ایرانی هنوز به پایان نرسیده بود که قبیله سومی از قبیله‌های مهم ایرانی بنام «Zikirtu» یا «ساگارتی» بسوی نواحی شرقی تری رفته و مستقر شدند.»

هرودوت نیز در نوشته‌هایش از همین قبیله مادی صحراگرد با نام «ساگارتی» یاد کرده و می‌نویسد:

«قبیله‌های دیگر که صحراگردند از این قرارند: داین‌ها، ماردها، دروپیک‌ها و ساگارتی‌ها»

دیاکونوف نیز در کتاب تاریخ ماد خود در شرح حمله آشوری‌ها به پارسوا و نفوذ در خاک ماد به استناد کتیبه‌های خوانده شده می‌نویسد:

«بطوری که در متن تصریح شده، آخرین نقطه لشکر کشی ظاهراً دژ مادی زاکروتی بود»

به استناد مطالب ذکر شده ریشه واژه زاگرس از زبان مادی یا اوستایی است و یونانی‌ها با افزودن S (س) به آخر آن این واژه را به شکل یونانی مبدل نمودند.

لذا واژه زاگرس (همانند واژه بختیاری) هم نام کوه و دژ و هم ایل، قوم، قبیله و محلی از مادها بوده‌است.






زمین‌شناسی

رشته کوه‌های زاگرس حاصل یک فعالیت تکتونیکی یعنی برخورد دو صفحه تکتونیکی اوراسیا و عربستان هستند. این چین خوردگی متوقف نشده و دگرگونی زمین در غرب ایران و منطقه زاگرس همچنان ادامه دارد. چین خوردگی‌های متعدد و وجود گنبدهای نمکی فراوان، زاگرس را به منطقه‌ای نفت خیز تبدیل کرده است.

از نظر زمین‌شناسی، زاگرس به دو و یا سه بخش مجزا قابل تفکیک است: زاگرس شمالی، زاگرس میانی و زاگرس جنوبی. تفاوت زاگرس شمالی و جنوبی در نوع چین خوردگی‌ها و نیز در نحوه قرارگیری چین‌ها بر روی گنبدهای نمکی است. استان فارس به طور تقریبی جداکننده دو بخش شمالی و جنوبی زاگرس است. در یک تقسیم بندی دیگر، کوه‌های زاگرس به دو بخش اصلی قابل تفکیک هستند: زاگرس مرتفع و زاگرس چین خورده.






زاگرس مرتفع

زاگرس مرتفع بخش شمال شرقی رشته کوه‌های زاگرس و در واقع اولین ردیف از کوه‌های زاگرس را تشکیل می‌دهند و به صورت دیواره‌ای بلند اما با پهنای نسبتاً کم (حداکثر ۸۰ کیلومتر) از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده‌اند. میزان ارتفاع و بارش برف و باران در این بخش از زاگرس زیاد می‌باشد. مرتفع ترین قلل زاگرس شامل دنا، زردکوه، اشترانکوه و گرین در زاگرس مرتفع قرار دارند.






زاگرس چین خورده

بخش غربی و جنوبی رشته کوه‌های زاگرس، با طولی حدود ۱۳۷۵ کیلومتر و عرضی بین ۱۲۰ تا ۲۵۰ کیلومتر، زاگرس چین خورده نامیده می‌شود. این بخش از زاگرس، همراستا با زاگرس مرتفع، تا خلیج فارس و تنگه هرمز ادامه می‌یابد. تاقدیس‌های بزرگ و کشیده از مشخصه‌های زاگرس چین خورده هستند.






کوه‌ها

نیمهٔ شمالی رشته کوه زاگرس در دورهٔ ایران باستان محل زندگی مادها بوده‌است. بلندترین قله‌های این رشته کوه، دنا (۴۴۰۹ متر)، زردکوه بختیاری (۴۱۷۴ متر)، قالی کوه (۴۰۵۵ متر)، اشتران کوه (۴۰۲۴ متر) و بل (۳۹۴۳ متر) هستند.

دنا با ارتفاع ۴۴۰۹ متر بلندترین ارتفاعات زاگرس می‌باشد و از ۴۴ قله مرتفع بالای ۴۰۰۰ متر تشکیل شده‌است و بیش از ۸۰ کیلومتر طول دارد. از لحاظ موقعیت جغرافیایی، کمی از آن در جنوب استان اصفهان و بخش اعظم آن در شمال شرقی استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد. در تمام سال پوشیده از برف بوده و یکی از کم نظیرترین منابع انواع واقسام گیاهان دارویی در دنیاست. این کوه سرچشمهٔ اصلی رود کارون است.

زردکوه بختیاری با ارتفاع ۴۱۷۴ متر در در نزدیکی شهرستان کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری قرار دارد. زردکوه بختیاری در تمام طول سال پوشیده از برف بوده و سرچشمهٔ اصلی رودخانهٔ زاینده‌رود است.

قالی کوه در جنوب شهرستان الیگودرز قرار دارد نیز با ارتفاع ۴۰۵۵ متر جز قله‌های بلند زاگرس محسوب می‌شود. آبشار آب سفید نیز در این ناحیه از رشته کوه زاگرس قرار دارد منطقه قالی کوه پناهگاه حیوانات وحشی بسیاری است.

اشترانکوه با ارتفاع ۴۰۲۴ متر در جنوب شهرستان‌های الیگودرز و ازنا بلندترین قله زاگرس میانی است که دارای هشت قله بلند و به هم پیوسته‌است که در تمام طول سال پوشیده از برف است. سرچشمه اصلی رود دز و یکی از سرچشمه‌های کارون و کرخه است.دریاچه گهر نیز در این رشته کوه قرار گرفته‌است.

از دیگر ارتفاعات مهم زاگرس شمالی می‌توان به رشته کوه گرین در حد فاصل استان‌های لرستان و همدان اشاره کرد. بیشتر مساحت این رشته کوه در محدوده شهرستان بروجرد و در جنوب غربی تا شمال غربی شهر بروجرد قرار گرفته است، اما با این وجود، گرین با طول بیش از ۱۸۰ کیلومتر، بخش اعظم مساحت شهرستان‌های بروجرد، الشتر و نورآباد در استان لرستان، شهرستان نهاوند در استان همدان و نیز بخش‌هایی از استان کرمانشاهان را فرا گرفته است. قله‌های ولاش، چهل نابالغان، سه کوزان، هجده یال و میش پرور با ارتفاع بیش از ۳۴۰۰ متر از بلندترین ارتفاعات رشته کوه گرین هستند.

بلندی‌های زاگرس حوضه آبخیز رودخانه‌های زاینده‌رود، کارون و کرخه و دز را تشکیل می‌دهد و با توجه به حجم بارش و پایین بودن سطح تبخیر و موقعیت نسبتاً مناسب سازندهای زمین‌شناختی بخش اعظم آب‌های زمینی و زیرزمینی کشور به میزان ۴۵ تا ۵۰ درصد را تأمین می‌کند.





زاگرس چین خورده

زاگرس چین خورده یک پهنه زمین‌شناسی در غرب ایران، در بخش غربی و جنوبی رشته‌کوه زاگرس، با طولی حدود ۱۳۷۵ کیلومتر و عرضی بین ۱۲۰ تا ۲۵۰ کیلومتر است. این بخش از زاگرس، در ادامهٔ زاگرس مرتفع، تا خلیج فارس و تنگه هرمز ادامه می‌یابد. تاقدیس‌های بزرگ و کشیده از مشخصه‌های زاگرس چین خورده هستند.

ارتفاع کوه‌های منطقه نسبت به زاگرس مرتفع کمتر است اما وسعت ناحیه کوهستانی بیشتر است.





زاگرس مرتفع

زاگرس مرتفع (و نیز: پهنهٔ راندگی زاگرس مرتفع و یا زون زاگرس مرتفع) یکی از زون‌های زمین شناسی کشور ایران در محدوده رشته کوه زاگرس است. زاگرس مرتفع بخش شمال شرقی رشته کوه‌های زاگرس و در واقع اولین ردیف از کوه‌های زاگرس را تشکیل می‌دهند و به صورت دیواره‌ای بلند اما با پهنای نسبتا کم (حداکثر ۸۰ کیلومتر) از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده‌اند. میزان ارتفاع و بارش برف و باران در این بخش از زاگرس زیاد می‌باشد. مرتفع ترین قلل زاگرس شامل زردکوه، دنا، اشترانکوه و گرین در زاگرس مرتفع قرار دارند. زاگرس چین خورده در جنوب زاگرس مرتفع قرار دارد.








زردکوه

زرد کوه بختیاری با حداکثر ارتفاع بیش از ۴۲۰۰ متر دومین کوه زاگرس از نظر ارتفاع (پس از دنا) است.

این کوه در نزدیکی کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری در ایران قرار دارد.






قله‌ها

رشته کوه زردکوه بختیاری در جنوب غربی ایران و از انتهایی‌ترین قسمت غربی استان چهارمحال و بختیاری تا شرق و شمال شرق خوزستان امتداد یافته‌است.

این رشته کوه یکی از غنی‌ترین ذخایر طبیعی آب ایران است و رودخانه‌های کارون، به عنوان بزرگترین رودخانه ایران و زاینده‌رود (که از استان چهارمحال و بختیاری وارد استان اصفهان می شود) از این رشته‌کوه سرچشمه می‌گیرند.

از قلل زیبا و معروف آن می‌توان به شاه شهیدان، زرده، دوزرده، هفت‌تنان، کلونچین و کینو اشاره کرد. در این میان، قلّه کلونچین، با ارتفاع ۴۲۲۱ متر بلندترین قله زردکوه بختیاری است. همچنین قله شاه شهیدان هم ۴۱۵۰ متر بلندی دارد.





دنا

دِنا بلندترین کوه‌ رشته‌کوه‌ زاگرس در باختر ایران و در باختر مرکز فلات ایران است. دنا از ۲۰ کیلومتری شرق یاسوج آغاز شده و تا ۷۰ کیلومتری شمال غرب آن ادامه می‌یابد. این کوه از شمال غرب (روستای کتا) آغاز و به سمت جنوب شرق (منطقه کاکان)امتداد یافته است که بیش از ۸۰ کیلومتر طول دارد و دارای ۱۵ کیلومتر پهنای متوسط است. دنا دارای ۴۰ قله بالای ۴۰۰۰ متر است که بلندترین قلهٔ آن، ب‍یژن۳، ۴۴۰۹ متر ارتفاع دارد و در ۳۵ کیلومتری شمال غربی یاسوج قرار دارد. شهر سیسخت مرکز شهرستان دنا در دامن این کوه جای گرفته است. با توجه به طول زیاد و ارتفاعات گوناگون، بارش سالانه در این کوه از ۶۰۰ تا ۱۸۰۰ میلی‌متر متغیراست و رودهای چندی از آن سرچشمه می‌گیرند که نهایتاً با اجتماع آنها سرشاخهٔ اصلی کارون شکل می‌گیرد.

از میان رودخانه‌هایی که از این قله سرچشمه می‌گیرند می‌توان از بشار، خرسان، ریگان، ماربر، میریان، کوه گل، سریس، تیزاب و دزکرد نام برد.






منطقهٔ حفاظت‌شده

کوه دنا در ۵ کیلومتری شهر سی سخت مرکز شهرستان دنا قرار دارد منطقه حفاظت شده دنا، همچنین بعنوان یک ذخیره گاه زیستکره با وسعتی معادل ۹۳ هزار و ۸۲۱ هکتار در جنوب غربی کشور در شمال استان کهگیلویه و بویراحمد و جنوب استان اصفهان قرار گرفته‌است. از سوی دیگر در دامنه‌های دنا دره‌های متعددی وجود دارد که پر از چشمه کوچک و بزرگ است. بسیاری از این چشمه‌ها از زیربرف می‌جوشند و از دامنه‌های پرشیب دنا سرازیر می‌شوند و پس از پیوستن به یکدیگر رودخانه‌های سرد، شیرین و زلال بشار و خرسان را تشکیل می‌دهند.





دالاهو

دالاهو نام کوهستانی در رشته‌کوه زاگرس در استان کرمانشاهان و از طبیعت بسیار زیبایی دارد. در این کوهستان زیبا جنگل و چشمه‌های زیادی و جود دارد مثل نره کانی، چم زریسک، سراب قورچی واشی و سراب گوراجوب و سراب سفرشاه.

همچنین گیاهان دارویی و خوراکی زیادی در این منطقه یافت می‌شود مثل چونویر که باعث معروفیت روغن کرمانشاهی شده است؛ این گیاه را داخل روغن ریخته تا مزه و طعم روغن را عوض کند و روغن بسیار خوشمزه و خوشبو شود. گیاهان خوراکی دیگری مثل کنگر، زو، پیچک (کلانه) و ریواس نیز در این منطقه یافت می‌شود.





فدلک
فدلک کوهی است از رشته‌کوه‌های زاگرس. این کوه در شمال شرقی شهر شوشتر قرار دارد. بین کوه کوشکک و فدلک تنگه‌ای زیبا و بزرگ بنام تنگ عقیلی است که رودخانه کارون از آن عبور کرده و وارد جلگه خوزستان می‌شود.ارتفاع بلندترین نقطه فدلک از سطح دریا ۳۵۰ متر است. قبل از این که صنعت و ماشین وارد ایران شود تنها راهی که دشت عقیلی را به شهر شوشتر وصل می‌کرد راهی بود که از کوه‌های فدلک عبور می‌کند که از روستای دشت بزرگ واقع در عقیلی شروع می‌شود و در نزدیکی روستای تخت قیصر به شوشتر منتهی می‌شود و در قدیم مردمان روستاهای عقیلی از طریق این راه به شوشتر عبور و مرور داشتند . وجود رودخانه کارون در مسیر و وجود چشمه‌های طبیعی در دل کوه همچنین پل‌های گلی و چوبی بر روی دره‌هایی که عبور رامشکل می‌کرده مناظر بسیار بدیعی را خلق کرده که بسیار دیدنی است و می‌توان به جذب گردشگر به شهر شوشتر کمک کند.





میوله
میوله (Meywale) نام کوهی در شمال غربی شهر کرمانشاه و مشرف به پارک کوهستان که غار دو اشکفت بر دامنه این کوه قرار دارد. قله اصلی این کوه، دو شاخ یا دو کل نامیده می شود.





اشترانکوه

اُشْتُران‌ْ‌کوه، به معنی کوه آب در پارسی باستان (از زبانهای بکار برده شده در جنوب غربی ایران و زبان رسمی دربار هخامنشیان) رشته‌کوهی در شرق استان لرستان و یکی از بلندترین رشته‌کوه‌های زاگرس است. اشتران‌کوه از غرب به شهرستان دورود، از شمال به شهرستان ازنا و از شرق و جنوب به شهرستان الیگودرز محدود می‌شود. بلندترین قله این رشته‌کوه به نام سن‌بران ۴۰۲۴ متر بلندا دارد. این رشته‌کوه سرچشمه یکی از سرشاخه‌های رود دز به نام ماربره است که در دوره کوهزایی جدید ایجاد شده‌است. این کوه از جمله کوه‌های جوان می‌باشد که در حدود ۳۰ میلیون سال پیش ایجاد شده‌است.

قله‌های بلند و پر برف، دره‌های ژرف و طولانی، رودهای دائمی، پوشش گیاهی و جانوری بسیار متنوع، روستاهای کوهپایه‌ای از جمله ویژگی‌های اشترانکوه می‌باشد که به سبب بلندی در شعاع ۱۰۰ کیلومتری به خوبی پیدا است. گفته می‌شود نام آن به سبب وجود قله‌های ۸ گانه که هر کدام بلندتر از ۴۰۰۰ متر می‌باشد و مانند کاروانی از شتر به ردیف قرار گرفته، به شترکوه و یا اشترانکوه معروف گشته‌است.

قله‌های مهم آن از شمال باختری به جنوب خاوری این‌هاست: چال میشان، گل‌گل، گل‌گهر، سن بران، کوله لایو، میرزایی، فیالسون، لگه، سراب شاه تخت، سوزنی مهرجمال، پیاره دره تخت، پیاره کمندان، ازنادر و کوله‌جنو.

در ارتفاعات اشتران‌کوه دره‌هایی یخچالی وجود دارد که در اصطلاح محلی به آنها چال می‌گویند. از جمله این چال‌ها می‌توان از چال میشان، چال کبود، چال بران، چال فیالسون، چال شاه‌تخت، چال پیارو و چال همایون نام برد.

رودهای کوچک بسیاری از این قله‌ها سرچشمه می‌گیرند که ماربره، گهررود، دره دایی و دره دزدان از آن جمله‌اند. دریاچه گهر در یکی از دامنه‌های جنوب باختری اشتران‌کوه و در دره گَهَررود قرار دارد.

دامنه‌های اشتران‌کوه از دیرباز محل استقرار برخی طوایف بوده است؛ چنانکه در حدود سال ۵۰۰ قمری، خاندان فضلویه که از کردهای شام شمرده می‌شدند، پس از مهاجرت از آن‌جا و عبور از میافارقین و آذربایجان، در دامنه‌های شمالی سکوت گزیدند. آنان بعدها به اتابکان لرستان شهرت یافتند. مراتع دامنه‌های اشتران‌کوه مورد استفاده عشایر این ناحیه است. اشتران کوه و به‌ویژه دریاچه گهر دارای جاذبه‌های طبیعی بسیاری است.






حیات وحش

این رشته کوه در حدود سال ۱۳۴۰ از لحاظ گونه‌های جانوری و گیاهی جزء مناطق حفاظت شده قرار گرفت و در سال ۱۳۴۸ جزء محیط زیست جهانی قرار گرفت. از گونه‌های جانوری آن می‌توان به خرس قهوه‌ای، روباه، کفتار، گراز، گرگ خاکستری، بز کوهی، قوچ، گربه وحشی، گربه جنگلی، سنجاب درختی، مار قیطانی وکبک دری و از پرندگان می‌توان به عقاب، کبک، جغد، اردک و شاهین اشاره نمود که همگی تحت حفاظت محیط زیست می‌باشند.

در اشتران‌کوه پسته کوهی به فراوانی یافت می‌شود و پوشش گیاهی متنوع آن اعم از گون، ریواس و استپ‌ها در شیب ملایم بعضی نقاط و گل‌های طبیعی و خودرو محل مناسبی برای جانوران ساکن در اشترانکوه‌است که در آن زاد و ولد کرده و از آنان تغذیه می‌کنند.

اشتران‌کوه پذیرای کوهنوردان و گردشگران و زمین‌شناسانی از اقصی نقاط کشور و خارج از کشور بوده که برای تفریح و ورزش و پژوهش علمی مراجعه نموده‌اند..

در برخی از نقاط اشتران‌کوه سنگوارههایی یافته‌اند که در میان آن‌ها سنگواره‌هایی از جانوران مانند صدف و ماهی وجود دارد.

روستاهای بسیاری در کوهپایه اشتران‌کوه وجود دارند که از آن‌ها می‌توان به دره تخت، سیوله، کمندان و طیان که همگی از توابع شهرستان ازنا هستند اشاره نمود. روستای دره تخت به دهکده گردشگری تبدیل شده‌است.






منطقه حفاظت‌شده

منطقه حفاظت‌شده اشتران‌کوه یکی از مناطق حفاظت‌شده ایران است که علاوه بر دریاچه گهر، تونل برفی کمندان، پریزکوه، چشمه وقت ساعت و دره اسپر را نیز شامل می‌شود. این منطقه ۹۸ هزار هکتار وسعت دارد و یکی از مهم‌ترین منابع طبیعی ایران به شمار می‌آید.

سراسر کوهستان و دامنه های اشترانکوه محل سکونت طوایف مختلفی از شاخه چهارلنگ بختیاری می باشد و همانگونه که خود ذکر کرده اید اصطلاح اتابکان لرستان یا کردهای شام مربوط به 500سال پیش می باشد





سفیدکوه

سفید کوه نام کوهستانی در ۱۰ کیلومتری جنوب شهر کرمانشاه در غرب ایران است که بلندترین قله آن ۲۸۰۵ متر ارتفاع دارد، خط الرأس کوه سفید مرز طبیعی بین منطقه درود فرامان و سر فیروز آباد ماهیدشت است.





راسوند

راسوَند یا دوخواهران رشته‌کوهی است واقع در غرب اراک در استان مرکزی ایران.

راسوند یکی از شاخه‌های زاگرس است.

رشته‌کوه راسوند به طرف جنوب شرقی ادامه داشته و به کوه‌های الوندلکان با ارتفاع ۳۰۵۶ متر در غرب خمین می‌پیوندد.






قلل عمده

شهباز ۳۳۸۸ متر
سفیدخانی ۲۸۲۰ متر






بمو

بَمو، کوهستانی در رشته‌کوه‌های زاگرس با زمینهای استپی و نیمه استپی است و در استان فارس و شمال شهر شیراز واقع است که در سال ۱۳۴۱ با نام پارک ملی بمو به صورت حفاظت شده در آمد.

مرتفع‌ترین قلهٔ آن کَل اسد می‌باشد که در حدود ۲۶۶۱ متر ارتفاع دارد.این کوهستان بین دشت شیراز و دشت مرودشت واقع شده‌است. همچنین میانگین بارندگی سالانه دراین منطقه حدود چهار صد میلیمتر می‌باشد.






پوشش گیاهی

پوشش گیاهی منطقه عمدتا بوته زار، گَوَن، شقایق و لالة واژگون، درختچه‌های انجیر وحشی، گیلاس وحشی و ارژن می‌باشد.






پوشش حیوانی

از جمله پوشش‌های حیوانی منطقه بمو قوچ، میش، بز، پازن، آهو، کفتار، گرگ، گربه وحشی، خرس قهوه‌ای، گراز، پلنگ، روباه، خرگوش و خارپشت می‌باشند.همچنین پرندگانی من جمله کبک، تیهو، کرکس، انواع چکاوک، هما، شاهین، دال و عقاب طلایی در منطقه وجود دارند.خزندگان منطقه نیز سوسمار، مار غیرسمی و افعی کوهی را تشکیل می‌دهند.





پراو

کوه پراو (شیخ علی خان) (پَرآو =زبان کردی)(به معنای =پر آب) بلندترین قله شهر کرمانشاه با ۳۳۵۷ متر از سطح دریا در شمال شرقی شهر کرمانشاه واقع شده است. غار پراو یکی از غارهای عمودی برتر جهان است. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد غار پراو وجود دهانه آن در ارتفاع سه هزار متری از سطح دریا است که این بالاترین سطح در بین تمام غارهای دنیا می‌باشد . در سال ۱۳۸۸ غار پراو توسط سازمان حفاظت محیط زیست ایران به عنوان اثر طبیعی - ملی به ثبت رسید .

این کوه در حقیقت امتدادی از ارتفاعات الوند است که به سوی کوه های طاق بستان پیش میرود و از آنجا به سمت کردستان میرود، بلندترین کوه این ارتفاعات ، قله بیستون است.





پیازه
قله پیازه قله ای واقع در کوه قله برد از کوههای رشته کوه زاگرس است.اين کوه از ارتفاعات نيمه جنگلى زاگرس است که ۲۹۵۳ متر ارتفاع دارد و در ۲۴ کيلومترى جنوب شرقى مريوان، در شرق روستاى المانه واقع شده است. کوه پيازه از شرق به کوه چله خانه، از شمال شرقى به کوه شاه‌نشين و از شمال غربى به کوه کنولان متصل مى‌شود.





بیستون

کوه بیستون کوهی در نزدیکی شهر بیستون و ۳۲ کیلومتری شهر کرمانشاه ودر شهرستان هرسین قرار دارد که سنگ‌نبشته بیستون بر روی آن قرار دارد. این سنگنبشته که به فرمان داریوش بزرگ بر روی کوه به سه خط میخی اکدی، عیلامی و پارسی باستان نوشته شده مهم‌ترین اثر تاریخی به جا مانده در کوه بیستون است.

تا کنون ۲۸ اثر از آثار تاریخی کوه بیستون در فهرست آثار ملی و ۱۳ اثر همراه سنگ‌نبشته بیستون در ۸ ژوئیه ۲۰۰۵ به ثبت جهانی رسیده است.






وجه تسمیه
کوه بیستون در افسانه‌ها

در کتاب شاهنامه اثر فردوسی از مردی به نام فرهاد سخن به میان می آید که عاشق زنی به نام شیرین می شود، بر اساس آن افسانه خسروپرویز به فرهاد دستور می دهد که دور کوه بیستون را برش بزند تا به آب برسد و اگر موفق شد می تواند با شیرین ازدواج کند. پس از سال‌ها و حذف نیمی از کوه آب پیدار می‌شود و در این بین خسرو به فرهاد خبر می‌دهد که شیرین فوت کرده است. فرهاد از جا در می رود و تبر را به بالا می اندازد و در اثر ضربه تبر در جا می‌میرد.





کوه تمندر

رشته کوه تمندر در بخش بربرود غربی شهرستان الیگودرز واقع شده‌است. این رشته کوه در ضلع شرقی دشتی واقع شده که غرب آن اشترانکوه با حداکثر ارتفاع 4090 متر و جنوب آن قالی کوه با حداکثر ارتفاع 4058 متر قرار دارد. رشته کوه تمندر دارای قلل مرتفعی است که به استناد نقشه های 1:50000 سازمان جغرافیایی ارتش، بلندترین آن ها در ضلع شمالی با ارتفاع 3547 متر قرار گرفته است. مهم ترین قله های ضلع شرقی، دو قله با ارتفاع یکسان 3245 متری هستند. در ضلع جنوبی این مجموعه، دو قله ی 3370 و 3325 متری واقع اند. رشته جنوبی تمندر، شامل یک خط الرأس ۱۵ کیلومتری است که در انتهای باختری آن قلعه ی مخروبه قدیمی به نام قلعه دختر قرار دارد. مهم ترین قله ی بخش غربی نیز 2942 متر ارتفاع دارد. کوهستان تمندر یکی از بزرگترین شکارگاه‌های شهرستان الیگودرز است. زنجیره به هم پیوسته کوه‌ها و قله‌های استان لرستان نه تنها می‌تواند به یکی از کانون‌های توسعه ورزش کوه نوردی و صخره نوردی تبدیل شود، بلکه به علت برف گیری و وجود شیب‌های مناسب در پاره‌ای از مناطق، قابلیت ایجاد و توسعه ورزش اسکی را نیز دارند






سراب غار تمندر

سراب غار تمندر نیز که در دل کوه قرار دارد و از ضلع شمالی آن بیرون می آید جز جاذبه های طبیعی منطقه به حساب می آید این سراب چشمه ای است که با آب فراوان از دل کوه بیرون می آید هرچند اخیرا غار بسته شده و از آب آن برای پرورش ماهی استفاده می شود .






سراب گردکانک

سراب پر آب دیگری در دل کوه تمندر است که از ضلع جنوبی آن بیرون می آید





قالی‌کوه
قالی کوه یا غالیه کوه رشته کوهی از کوه‌های زاگرس در مرکز بخش بشارت زلقی شهرستان الیگودرز است بلندترین قله این رشته کوه ۴۰۵۵ متر ارتفاع دارد در دل این رشته کوه غار باستانی و غار بزنوید از زیبایی تاریخی طبیعی برخوردارند ین کوه از شمال غربی به سراب کیگوران از شرق به روستای کیزاندره و از جنوب شرقی به آبشار آب سفید ختم می‌شود در شمال این رشته کوه دشت لاله‌های واژگون که بزرگترین دشت لاله واژگون جهان است قرار دارد. یکی اززیباترین دره های قالیکوه دره دام نام دارد وعلت نامگذاری این دره وجود مسیرها صعب العبوروحیوانات وحشی همانند خرس می باشد.درنهایت به آبشار آب سفید ختم میشود وبزرگترین یخچال قالیکوه درمسیر این دره قراردارد که طول آن چندی کیلومتر میباشد. ازدیگرزیباییهای این منطقه وجود درخت سروکوهی (به زبان محلی اوورس)میباشد که به صورت زیبایی درون سنگ وصخره رشد میکند وهنگامی که این درخت توسط صاعقه آتش میگیرد مردم محلی اعتقاد دارند که این درخت پیرشده است وخودسوزی میکندتا درختان جوان جایگزین آنها شوند. این منطقه به دلیل داشتن گونه‌های جانوری(مانند خرس و گراز و قوچ و میش کوهی و گرگ و انواع پرندگان شکار و ...) و گیاهی کم نظیر داری اهمیت است و به دلیل قله‌مرتفع یکی از مناسب‌ترین مکان‌های کوهنوردی در ایران است همچنین مهمترین سرشاخه های اصلی رود دز از قالیکوه سرچشمه می گیرند





بل

کوه بُل (در زبان پهلوی به معنای بلند)، واقع در شهرستان اقلید از بلندترین قله‌های زاگرس و بلندترین ارتفاع در استان فارس به شمار می‌رود.

این کوه با ارتفاع ۳۹۴۳ متر، یازدهمین قله بلند ایران محسوب می‌شود. راه دسترسی به این قله از سمت جنوب شهر اقلید است.





رشته‌کوه گرین

رشته‌کوه گَرین از رشته کوه‌های مهم غرب ایران است که بیشتر مساحت آن در شمال استان لرستان و بخشی نیز در استان‌های همدان و کرمانشاهان قرار دارد. گرین از رشته کوه‌های بلند زاگرس است که در ادامه اشترانکوه قرار دارد و طول آن به بیش از ۱۸۰ کیلومتر می‌رسد. این رشته کوه در استان کرمانشاهان به کوه‌های پرو و بیستون می‌پیوندد. ولاش با ۳۶۲۳ متر ارتفاع، بلندترین قله این رشته کوه است.

قله‌های بلند آن شامل یال کبود در کوه چهل نابالغان در نهاوند، قله ۱۸ یال، سه کوزان و میش پرور در بروجرد و نیز قله ولاش در شمال الشتر است. دیگر قله‌های آن شامل بازگیر و چهل تن می‌شود.

گرین از غرب به دلفان، از شمال به نهاوند، از شرق به شهرستان بروجرد و از جنوب به شهرستان سلسله محدود می‌شود. گرین در گویش محلی گرّو garru یا garri و در گویش لکی گروین garvin نامیده می‌شود و یکی از کانون‌های آبگیر دائمی لرستان است که رودهای دز و گاماسب را تغذیه می‌کند. سرآب‌های فراوانی در پای این کوه وجود دارد و آب آشامیدنی بروجرد والشتر و نیز آب مورد نیاز کشاورزی دشت سیلاخور نیز از همین سرآب‌ها تأمین می‌شود. صعود به کوه گرین از طریق روستاهای غرب شهر بروجرد، جنوب نهاوند یا شمال الشتر امکان پذیر است. دهکده ییلاقی ونایی در این پای این کوه قرار دارد. این کوه خرس، کفتار، گرگ و روباه دارد و در گذشته پلنگ نیز داشته‌است. بخش عظیم این کوه در جنوب نهاوند بوده و جلوه‌های زیبایی به این منطقه می‌دهد سرآب‌هایی مانند سرآب گاماسیاب و گیان، فارسبان،کنگاور کهنه وملوسان از این رشته کوه سرچشمه می‌گیرند.ضلع جنوبی کوه در شمال دشت الشتر قرار گرفته و رود کهمان از دامنه های گرین به دشت جاریمی شود و نهایتا پس از یکی شدن با آب رود کشکان به سیمره رسیده که در خوزستان به نام کرخه ادامه می یابد. سراب گاماسیاب با آبیاری دشت نهاوند به کرمانشاه سرازیر می شود.این رشته کوه تقریبا تا اوایل مرداد ماه برف دارد البته داخل دره‌ها مدت و گرمای بیشتری برای ذوب برف این کوه لازم است.

از مرتفع‌ترین و زیباترین قله‌های این رشته کوه، قله ولاش است که مسیر صعود آن از روستای پرسک در شرق الشتر یا از ونایی و تیزه زن در بروجرد می‌باشد.
4:07 am
حجت بن حسن (مهدی)

بنابر اعتقاد شیعیانِ دوازده‌امامی، حجت بن حسن فرزند حسن بن علی عسکری (امام یازدهم شیعیان) و دوازدهمین و آخرین امام و همان مهدی موعود است. همچون پیامبر اسلام نامش محمد و کنیه اش ابوالقاسم است. همچنین «امام زمان»، «صاحب الزمان»، «ولی عصر»، «قائم آل محمد» و «مهدی موعود» از القاب اوست.






پس از مرگ حسن عسکری (امام یازدهم شیعیان) در سال ۲۶۰ هجری و سن ۲۸ سالگی، از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه —که در زمان حیاتشان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند— بطور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه بوجود آمد. در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. عده‌ای از شیعیان اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده‌ است یا این فرزند در گذشته‌است؛ بسیاری از شیعیان امامت جعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروه‌هایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامان نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ عثمان بن سعید، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاه اقلیت شیعه بود، به‌مرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی‌اند.

از دیدگاه تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت. به نظر می‌رسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورتبندی نهایی خود برسد و پس از آن هم توجیه ها و تبیین های دینی گسترده‌ای در موردش ارائه شد. شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند. کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.) در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی —که در خلال دوره سفرا (موسوم به غیبت صغری) گرد آورد— به موضوع غیبت و علت آن پرداخت. به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد. پس از وی ابن بابویه (و.۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. از دیگر سو، متخصصان علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.

در باور کنونی شیعه دوازده امامی، حجت بن حسن در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ ه.ق. در سامرا به دنیا آمد؛ او در پنج سالگی و پس از مرگ پدرش به امامت رسید. پس از مرگ حسن عسکری، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب با شیعیان تماس می‌گرفت. البته بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که از آغاز تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابتِ خاص در قرن‌های چهارم و پنجم هجری توسط علمای شیعه مانند شیخ طوسی و برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است. پس از یک دوره هفتاد ساله (موسوم به غیبت صغری) و با مرگ علی بن محمد سمری، چهارمین نائب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت شیعیان را فراگرفت. آنها در نهایت در سده پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند. به باور شیعیان، پس از دوران سفرا، شیعیان با مهدی در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً غیبت کبری می‌نامند. پس از پایان دورهٔ غیبت، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که از طریق وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.

اعتقاد به امام غائب، برکات متعددی برای شیعیان تحت آزار و ستم داشت. از آنجا که امام غائب پتانسیل تهدید کمتری نسبت به یک امام حاضر داشت تنش ها با حاکمان سنی مذهب کاهش یافت. اعتقاد به ظهور امام غائب باعث شد که انتظار بتواند جایگزین چالش مستمر نظام سیاسی حاکم شود. امام غائب باعث عامل وحدت شیعیانی شد که پیش از آن، هر گروه، دور یکی از امامان حاضر گرد می آمدند و دچار انشقاق شده بودند. به علاوه اعتقاد به ظهور امام غایب (به عنوان مهدی)، شیعیان را در تحمل شرایط دشوار یاری نموده و به آنها امید آینده‌ای سرشار از دادگری داده است.




منبع‌شناسی

به نوشته جاسم حسین احادیث مربوط به غیبت مهدی قائم را بسیاری از گروه های شیعه گردآوری کرده اند. پیش از سال ۲۶۰ ه./۸۷۴ م. در آثار سه مذهب واقفیه، زیدیه جارودیه و امامیه موجود است. از واقفیه، انماطی ابراهیم بن صالح کوفی از اصحاب امام محمد باقر کتابی به نام «الغیبه» نوشت. علی بن حسین طائی طاطاری و حسن بن محمد بن سماعه هر یک کتابی به نام «کتاب الغیبه» نوشتند و امام موسی کاظم را به عنوان امام غائب معرفی کردند. از زیدیه ابوسعید عباد بن یعقوب رواجینی عصفری (و. ۲۵۰ ه./۸۶۴ م.) در کتابی به نام «ابوسعید عصفری» احادیثی در خصوص غیبت، ائمه دوازده گانه و ختم ائمه به دوازده می آورد بی آنکه نام آنها را برشمرد. از امامیه علی بن مهزیار اهوازی (وکیل امام نهم و دهم) (وفات حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ ق.)، دو کتاب به نام های «کتاب الملاحم» و «کتاب القائم» نوشت که هر دو درباره غیبت امام و قیام او با شمشیر مطالبی دارد. حسن بن محبوب سراد (م. ۲۲۴ ه./ ۸۳۸ م.) کتاب «المشیخه» را در موضوع غیبت می نویسد. فضل بن شاذان نیسابوری (۲۶۰ ه./ ۸۷۳ م.) کتاب «الغیبه» را نوشت که ظاهراً مطالب آن از کتاب «المشیخه» نقل شده است. وی که دو ماه پیش از امام یازدهم می میرد، امام دوازدهم را قائم می داند. به نوشته پوناوالا منابع پیش از دوران موسوم به غیبت کبری بسیار پراکنده و ناکافی‌اند و مشکلی که پژوهشگران در هنگام بررسی این منابع با آن مواجه می‌شوند، میزان تاریخی بودن این منابع است.

در خلال دوره سفارت موسوم به غیبت صغری (۲۶۰-۳۲۹ ه./۸۷۴-۹۴۱ م.) فقها و مبلغان بر اساس اطلاعات کتب پیشین و فعالیت های سازمان وکالت نوشته اند که در کتب تاریخی این دوره یافت نمی‌شود. ابراهیم بن اسحاق نهاوندی (م. ۲۸۶ ه./۸۹۹ م.) که مدعی نیابت امام دوازدهم بود کتابی در موضوع غیبت نوشت. عبدالله بن جعفر حمیری(م. بعد از ۲۹۳ ه./ ۹۰۵ م.) که خود کارگزار امامان دهم و یازدهم و نواب اول و دوم بود کتاب «الغیبه و الحیره» را نوشت. ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م.) کتاب «الامامه و التبصره من الحیره» و کلینی (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م.) بخش عمده ای از کتاب حجت اصول کافی را به غیبت اختصاص داد.

از سال (۳۲۹ ه./۹۴۱ م.) با پایان سفارت و آغاز دوره موسوم به غیبت کبری چندین اثر برای تبیین غیبت و علت طولانی شدن ان نگاشته شد. به گفته جاسم حسین پنج اثر در این زمان نگاشته شد که اساس عقاید بعدی امامیه درباره غیبت را تشکیل می دهد. نخستین کتاب الغیبه نعمانی توسط ابوعبدالله محمد بن جعفر نعمانی (م.۳۶۰ ق.) با استفاده از آثار فوق‌الذکر بدون توجه به اعتقادات نویسندگان آن آثار تدوین شده است. دومین اثر کمال‌الدین و تمام‌النعمة است که توسط شیخ صدوق (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.) بر اساس اصول اربعمائه گردآوری شده است و با توجه به جایگاه پدرش، علی بن بابویه، اطلاعات معتبری از دوران وکلا و ارتباط مخفی آنها با امام غایب از طریق چهار سفیر ارائه می دهد. سومین مورد «الفصول العشرة فی الغیبة» توسط شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) نوشته شد و اطلاعات تاریخی در مورد دوران غیبت و پانزده دیدگاه پدیدار شده در میان امامیه در دوران غیبت و از میان رفتن همه آنها جز اثنی عشریه بیان می کند. همچنین در کتاب الارشاد به سبک کلینی و نعمانی به نقل احادیث و توجیه طولانی شدن عمر امام غایب می پردازد. چهارمین اثر توسط سید مرتضی (۳۵۵ - ۴۳۶ ه.ق /۱۰۴۴-۱۰۴۵ م.) شاگرد شیخ مفید با عنوان «مسئلة وجیزة فی الغیبة» نوشت. این اثر و کتاب دیگری با نام «البرهان علی صحة طول عمر الامام الزمان» تألیف محمد بن علی کراجکی (م. ۴۴۹ ق./ ۱۰۵۷ م.) فاقد اطلاعات تاریخی هستند. پنجمین اثر الغیبة نوشته شیخ طوسی (۳۸۵-۴۶۰ ق. / ۱۰۶۷ م.) بر مبنای کتابی به نام «الاخبار الوکالة الاربعة» نوشته احمد بن نوح بصری اطلاعات تاریخی معتبری از فعالیت های مخفی سفرا ارائه می دهد و نیز به شیوه حدیثی و عقلی اثبات می کند امام دوازدهم همان مهدی قائم است که باید در غیبت به سر برد و سایر ادعاها در خصوص غیبت دیگر افراد نظیر علی بن ابیطالب، محمد بن حنفیه و موسی کاظم مردود است. این کتاب مأخذ اصلی نویسندگان بعدی شیعه امامی و بخصوص بحار الانوار محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷-۱۱۱۰ ق.) بوده است.

به نوشته جاسم حسین منابع غیرشیعه بر کتاب «المسترشد» اثر ابوالقاسم بلخی معتزلی (م. حدود ۳۰۱ ق./ ۹۱۳ م.) اتکا دارد که معتقد است حسن عسکری بی وارث از دنیا رفت و ظاهراً اطلاعات خود در خصوص دسته بندی شیعه پس از سال ۲۶۰ را از حسن بن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه.ق.) گرفته است. این کتاب مبنای اطلاعات المغنی عبدالجبار معتزلی (م. ۴۱۵ ق. / ۱۰۲۴ م.) و ابوالحسن اشعری (م. ۳۲۴ ق./ ۹۳۵ م.) قرار گرفت و کتاب اشعری مرجع سایر کتاب های اهل سنت نظیر ابن حزم (م. ۴۵۶ ق. / ۱۰۳۷ م.) و شهرستانی (م. ۵۴۸ ق. / ۱۱۵۳ م.) درباره دسته بندی های شیعه بوده است.

بیان موضوع در منابع تاریخ عمومی مسلمانان متفاوت است. محمد بن جریر طبری (۲۲۴ - ۳۱۰ ق./ ۹۲۲ م.) که معاصر دوران غیبت بود در تاریخ طبری اشاره ای به موضوع امام دوازدهم و فعالیت های شیعیان امامی نمی‌کند در حالی که به فعالیت های سایر گروه های شیعه نظیر اسماعیلیه می پردازد و حتی کاربرد حدیث مهدی قائم توسط این گروه ها در کسب قدرت را پی می گیرد. جاسم حسین علت ذکر نشدن فعالیت های امامیه در این کتاب را مخفیانه بودن آن می داند. مسعودی (حدود ۲۸۳ – ۳۴۶ ق. / ۸۹۶ - ۹۵۷ م.) در مروج‌الذهب، التنبیه و الاشراف و نیز اثبات و الوصیه که به وی منسوب است به فشارها و سخت گیری های عباسیان علیه امامان شیعه که منجر به وقوع غیبت شد می پردازد. ابن اثیر (۵۵۵ - ۶۳۰ه ق / ۱۲۳۲ م.) در الکامل فی التاریخ به اختلافات میان وکلای امام در دوران غیبت و تأثیر غلو در بروز آن می پردازد. به عقیده جاسم حسین ممکن است وی اطلاعات خود را از کتاب «تاریخ الامامیه» اثر یحیی بن ابی طی (م ۶۳۰ ق. / م.۱۲۳۲) گرفته باشد.

به نوشته ساشادینا بسیار مشکل‌است که مرزی میان مطالب تاریخی از یک طرف با تذکره‌نویسی و مطالب اعتقادی شیعه از طرف دیگر در کتاب‌های نویسندگان شیعه تعیین کرد. زیرا زندگی‌نامهٔ امامان در کتاب‌های نویسندگان شیعه، آکنده از داستان‌هایی به سبک تذکره‌هایی‌است که عارفان برای مرشدان و قدیسان خود می‌نویسند. برای مطالعه دربارهٔ امام دوازده شیعیان باید به منابعی اتکا کرد که نه می‌توان آنها را کاملاً تاریخی و نه می‌توان کاملاً زندگی‌نامه‌های مذهبی و تذکره‌ای دانست. به هر حال این منابع بیشترین کمک را به پژوهشگران در راه درک دوره‌ای می‌کند که ایدهٔ منجی آخرالزمان را به عقیدهٔ غالب در مذهب شیعه تبدیل کرده‌است.




پیشینه اعتقاد شیعه به مهدی و قائم

چنانکه جاسم حسین توضیح می دهد مفهوم «مهدی» به عنوان شخص هدایت شده از زمان پیامبر استعمال می شد. هم اهل سنت آن را برای خلفای راشدین به کار بردند و هم شیعه آن را برای امامان استفاده کرد. برای مثال در قیام حسین بن علی شیعیان کوفه از وی به عنوان مهدی دعوت کردند و هم سلیمان بن صرد پس از کشته شدنش با این عنوان از او تجلیل کرد. اما کاربرد آن در مفهوم منجی از زمان قیام مختار و توسط مختار ثقفی برای محمد حنفیه پدیدار شد.

به‌گفته سعید امیرارجمند و ویلفرد مادلونگ، اولین اشارات به وجود «باور به مهدی»، غیبت و منجی در نزد مسلمانان به زمان فرقهٔ شیعهٔ کیسانیه بازمی‌گردد؛ فرقه‌ای که پس از سرکوب قیام مختار شکل گرفت. آنان محمد حنفیه، فرزند علی و امام اول شیعیان را مهدی می‌دانستند و پس از فوت او چنین اعلام کردند که او نمرده‌است و در کوه رضوا در مدینه در غیبت بسر می‌برد و روزی به عنوان مهدی و قائم بازخواهد گشت. به نوشته مادلونگ شیعیان بارها به افراد متعددی از خاندان پیامبر اسلام به عنوان مهدی روی آوردند. اما این افراد نتوانستند انتظارات شیعیان را برآورده سازند. افرادی مانند محمد حنفیه، ابوهاشم فرزند محمد حنفیه، محمد بن معاویه از خاندان جعفر ابوطالب، محمد ابن عبدلله نفس زکیه، جعفر صادق و موسی کاظم هر کدام در برهه‌ای، مهدی موعود شیعیان شناخته می‌شدند. علاوه بر کیسانیه، زیدیه از عنوان مهدی با مفهوم منجی انتهای تاریخ برای رهبرانشان که قیام مسلحانه کردند مکرراً استفاده نمودند. همچنین گروه های منشعب از امامیه نظیر ناووسیه و واقفیه این لقب را با همین مفهوم برای امامان ششم و هفتم پس از درگذشتشان به کار بردند.

به گفته عبدالعزیز ساچادینا هم محمد باقر و هم جعفر صادق در موارد مختلف توسط پیروانشان مورد اطمینان قرار گرفتند که اگر در مقابل حکومت فعلی قیام کنند از آنها پشتیبانی خواهند نمود. ولی این امامان در پاسخ شیعیانشان را به آرامش فرا می‌خوانند و می‌گفتند گرچه همه امامان قائم هستند و قابلیت سرنگون کردن حکومت‌های جور را دارند ولی قائم موعود پس از غیبت به فرمان خدا ظهور خواهد کرد تا بی عدالتی را از میان ببرد. در خصوص کاربرد مهدی به عنوان منجی توسط امامیه اختلاف نظر وجود دارد. به نوشته مدرسی امامیه از زمان علی و کیسانیه با ایده قائم آشنا بودند. تا زمان دوران موسوم به غیبت صغری، مفهوم مهدی یک ایده متعلق به غیر امامیه بود. شیعیان در دوران غیبت به تدریج ایده مهدی متعلق به غیر امامیه و قائم متعلق به امامیه را در هم ادغام کردند. هرچند در کتاب‌های برجا مانده تا دهه‌های آخر قرن سوم هجری/نهم میلادی امام دوازدهم شیعه همان قائم دانسته می‌شد. اما از شروع قرن بعدی، کتاب‌های شیعه امام دوازدهم شیعه را مهدی می‌نامیدند. ساشادینا نیز می گوید مهدویت امام دوازدهم بسط نظریه امامت امام غائب بود که آن را با عقیده ظهور مهدی و ایجاد عدالت ترکیب نمود در حالی که پیش از آن امام دوازدهم مهدی موعود تلقی نمی شد. در مقابل جاسم حسین می نویسد نه تنها مهدی به معنای منجی نزد امامیه از زمان ائمه به کار می رفته، بلکه امامان پیشین معتقد بودند هر یک از آنان اگر شرایط ایجاب کند می تواند مهدی قائم باشد.وی می گوید از نخستین سال ها مسلمانان باور داشتند که پیامبر نوید آمدن مردی از نسل حسین بن علی را داده که در آینده با شمشیر قیام می کند تا بدعت ها را از اسلام بزداید. اما رقابت سیاسی میان مسلمانان سبب شد برخی گروها اقدام به بهره برداری و تحریف احادیث نبوی نمایند تا از آنها در نبرد سیاسی استفاده برند.

به گفته ارجمند بیشتر این کیسانی‌ها ایرانیان نومسلمان بودند و احتمالاً این ایرانیان با باورهای زردشتی در مورد منجی آشنا بودند؛ با قهرمانانی مانند گرشاسب که پس از بیداری از یک خواب طولانی، اهریمنان را از زمین برمی‌چینند. به نوشتهٔ محمدعلی امیرمعزی و تیموتی فرنیش،بسیاری از اعتقادات مسلمانان در مورد منجی، ظهور منجی، غیبت و مؤلفه‌های آن، مدیون ادیان پیشین مانند مانویت، دین زردشت، یهودیت و مسیحیت است.

اما به نوشته جاسم حسین منشأ دیدگاه مهدی به عنوان منجی در احادیث پیامبر بوده است که توسط بیست و شش نفر از صحابه و در کتاب های حدیث اهل سنت، زیدیه و امامیه نقل شده است. وی ضعیف بودن احادیث را رد می کند و می گوید این احادیث در زمان امویان نیز رواج داشته و در کتاب سلیم بن قیس منسوب به سلیم بن قیس هلالی (م. حدود 80-90 ق./ 699- 708 م.) هم آورده شده است. از سوی دیگر مورخان و متکلمان شیعه نظیر سید مرتضی عسکری و محمدحسین طباطبایی با تأکید بر اشتراک ادیان مختلف در خصوص کلیت موضوع نوید به آمدن مهدی و برپایی دین و برقراری عدل در زمین، این موضوع را از مشترکات ادیان الهی و ناشی از منشأ فطری ادیان می دانند. این گروه نخستین اشاره به مهدی را در احادیث پیامبر اسلام که از طرق شیعه و سنی روایت شده ذکر می کنند برمی شمارند و وجود وی را از ضروریات تحقق وعده های اسلام و قرآن در برپایی عدل و قسط در زمین می دانند.





شرایط محیطی امامیه در سده های سوم و چهارم

شرایط محیطی در دوران آخرین امامان شیعه

از زمان حکومت متوکل عباسی (۲۳۲- ۲۴۷ ه. ق. / ۸۴۷ - ۸۶۱ م.) سیاست مدارای مأمون (۱۹۸- ۲۱۸ ه. ق. / ۸۱۳ - ۸۳۳ م.) و خلفای پس از وی با شیعیان یکباره به کنار گذشته شد. در دوران متوکل به دستور او حرم حسین بن علی تخریب شد و امام دهم شیعه، هادی، از مدینه به سامرا فراخوانده شد تا تحت نظارت خلیفه باشد. متوکل از هیچ وسیله ممکن در آزار رساندن و بی احترامی به وی دریغ نمی‌کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که فشار شدیدی بر امامان در سامرا می‌آمد و شیعیان در عراق و حجاز در شرایط اسف باری زندگی می‌کردند. منتصر، پسر و جانشین متوکل این سیاست‌ها را برداشت و در نتیجه امام هادی آزادی بیشتری پیدا کرد. سیاست‌های متوکل در زمان مستعین (۸۶۲ - ۸۶۶ م.) هم ادامه یافت. احتمالاً در این زمان بود که امام دهم شیعه عثمان بن سعید را به نمایندگی خود در عراق برگزید (که البته این نمایندگی در زمان امام یازدهم حسن عسکری نیز تایید شد).در دوران آخرین امامان شیعه، شبکه‌ای از وکلا شکل گرفته بود؛ البته این شبکه بیشتر از آنکه به مانند سایر شبکه‌های علوی آن زمان (اسماعیلیه، زیدیه، نوادگان حسن بن علی) به قصد برپایی قیام تشکیل شده باشد، کار گردآوری وجوهات دینی مانند خمس و زکات را انجام می‌داد. شرایط سیاسی و مذهبی سال‌های آخر امامت حسن عسکری و نخستین دهه‌های پس از مرگ او —همزمان با خلافت معتمد عباسی (۲۵۶ -۲۷۹ ه. ق. /۸۷۶-۸۹۲ م.)— بسیار پرچالش بود. این دوران به جهت سیاسی، مصادف بود با عصر ضعف خلافت عباسیان؛ بدین صورت آنان از اعمال مؤثر حاکمیت خود جز در بخش محدودی از سرزمین عراق ناتوان بودند. در این دوره، افراد مختلف در جای‌جای قلمرو عباسیان قیام کرده‌بودند و سرزمین مسلمانان دچار تجزیه سیاسی شده‌بود. معتمد عباسی، حسن عسکری را —که رقیبی بالقوه برای خلافت به شمار می‌رفت— در سامرا تحت نظارت و مراقبت قرار داده و او را حتی از ملاقات با پیروانش نیز بازداشته بود.



شرایط محیطی در سال‌های آغازین غیبت کبری

سال‌های آغازین موسوم به غیبت کبری، همزمان با دورانی بود که به «قرن شیعه» معروف است. در سال ۳۳۴ ه. ق. /۹۴۵ م. بنی‌عباس تحت سلطهٔ حکومت شیعهٔ آل‌بویه درآمد؛ آل بویه با اینکه احتمالاً در آغاز زیدی بودند، هنگامی که به حکومت رسیدند به شیعهٔ دوازده امامی گرایش یافتند؛ آل‌بویه چون از نسل پیامبر مسلمانان نبودند باید امامی زیدی از نسل پیامبر را برای اطاعت کامل از او به امامت می‌رساندند. بنابراین احتمالاً به همین دلیل بود آنان پس از رسیدن به حکومت، به شیعه دوازده امامی متمایل شدند و ایدهٔ یک امام غائب از نظر سیاسی برای بوییان مطلوبتر بود.همزمان با آل‌بویه، حکمرانان شیعه فاطمی در مصر و شمال آفریقا، خاندان بنی حمدان در شمال عراق و سوریه و ادریسیان بر بخش‌هایی از شمال آفریقا حکمرانی می‌کردند.

شیعه در این زمان به دلیل نفوذ سلسله‌های فاطمیان و آل‌بویه در قلب سرزمین‌های اسلامی، مستحکمترین بنیادهای دینی و فکری خود را بنیان نهاد. در این دوره بود که آثار بنیادین اعتقادی شیعه برای نسل‌های بعدی فراهم‌شد. آل‌بویه علوم شیعی را ترویج نمودند و علمای دینی را از مکاتب گوناگون حمایت کردند و زمینه ورود علوم کلامیِ معتزلی به شیعه را فراهم ساختند.





رویکرد تاریخی: از دوران حیرت تا تبیین نهایی اعتقادات تشیع دوازده امامی
در این بخش در خصوص دیدگاه های مختلف درباره سیر تاریخی اعتقاد به حجت بن حسن به عنوان امام دوازدهم، مهدی و غیبت وی در جامعه شیعه توضیح داده می شود.




فرقه های امامیه در دوران حیرت

با درگذشت حسن عسکری(و. ۲۶۰ ه.ق. /۸۷۴ م.)، امام یازدهم شیعه، سردرگمی بزرگی برای نیم قرن در بین شیعیان پدید آمد که نویسندگان شیعه از آن تحت عنوان «دوران حیرت» نام می‌برند. در این دوران، انشقاق در بین شیعیان شدت یافت و جنبش‌های رقیب مانند اسماعیلیه نیز استفادهٔ کافی از این موقعیت نمودند. تبلیغات در این دوران به حدی بود که بسیاری از شیعیان و بسیاری از بزرگان شیعهٔ امامی، مذهب خود را ترک نمودند. شیعه امامی به فرق متعدد منشعب شد. مسعودی (و. ۳۴۶ ه.ق. /۹۵۷ م.) در کتاب مروج‌الذهب تعداد این فرقه‌ها را بیست فرقه شمرده‌است و حسن ابن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه.ق.) در کتاب فرق الشیعه، از چهارده فرقه با ذکر جزئیات اعتقادی آنها نام می‌برد.

در یک دسته بندی کلی گروهی از شیعیان چنین می‌پنداشتند که حسن عسکری اصلاً فرزندی نداشته‌است و گروهی دیگر می‌گفتند حسن عسکری امام بدون فرزندی است که نمرده‌است و حسن عسکری همان مهدی غایب است.گروهی نیز معتقد بودند که حسن عسکری فرزندی ندارد و آنها روی به سوی برادر حسن عسکری، جعفر گردانیدند.گروه دیگری عنوان می‌کردند که فرزند حسن عسکری پیش از مرگ پدرش درگذشته‌است.یک گروه هم اعتقاد داشتند که فرزند حسن عسکری همان مهدی است که پدرش او را از ترس خلیفه زمان مخفی نگاه داشته و تنها توسط شمار کمی از یاران مورد اعتمادش دیده شده‌است.به گفتهٔ امیرمعزی، تنها بخشی از شیعیان که در آن زمان در اقلیت کوچکی بودند چنین دیدگاهی داشتند اما به گفته جاسم حسین اکثریت شیعیانی که امامت حسن عسکری را پذیرفته بودند تابع این دیدگاه بودند. مذهب این گروه به‌مرور به مذهب تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی می‌باشند.

این فرقه‌ها را به پنج دسته کلی تقسیم می‌شوند؛ به جز آخرین دسته، سایر فرقه‌های منشعب شده تا صد سال پس از فوت حسن عسکری از میان رفتند:

واقفیه بر حسن عسکری: کسانی که مرگ حسن عسکری را باور نداشته و او را به عنوان «مهدی آل محمد» زنده می‌پنداشتند و به نام «واقفیه»، یعنی کسانی که بر امامت حسن عسکری توقف کرده‌اند، شناخته می‌شدند.
جعفریه: کسانی که پس از مرگ حسن عسکری، به برادر او جعفر بن علی الهادی ( ۲۲۶ تا ۲۷۱ ق.) گرویده و به دلیل آنکه فرزند حسن عسکری را ندیده بودند، به امامت جعفر گردن نهادند که دسته ای از آنان وی را جانشین امام دهم شیعه (هادی) و دسته ای دیگر او را به عنوان امام دوازدهم می شناختند. به این گروه «جعفریه» می‌گفتند.
محمدیه: عده ای که پس از انکار امامت حسن عسکری، به امامت اولین فرزند هادی محمد (حدود ۲۲۸ تا ۲۵۲ ق.) که در زمان حیات پدرش درگذشته بود، گرویدند. به اینان «محمدیه» گفتند.
ختم امامت: شمار دیگری بر این باور بودند که همان‌گونه که پس از محمد (پیامبر مسلمانان) دیگر پیامبری نخواهد آمد، پس از مرگ حسن عسکری نیز امامی وجود نخواهد داشت.
قطعیه: این گروه که خود چندین شاخه بودند، به امامت فرزندی که خود برای حسن عسکری قائل بودند اعتقاد داشتند. این جریانی همان جریانی بود که به تدریج به شیعه دوازده امامی فعلی تبدیل گشت.

دوره‌ای که باعث ایجاد این ابهام شد، در دوران خلافت معتمد عباسی (خلافت: ۲۵۶ تا ۲۷۹ ق. / ۸۷۰ تا ۸۹۲ م) شروع شد و تا زمان خلیفه عباسی مقتدر (خلافت: ۲۹۵ تا ۳۲۰ ق. / ۹۰۸ تا ۹۳۲ م) ادامه یافت.
ساعت : 4:07 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page