وضعیت کنونی

امروزه در نگهداری از این مجموعه توجهی صورت نمی‌گیرد. در بافتِ ساختمان‌های این بنا می‌توان سوراخ‌های زیادی را دید که به دستِ گنج یابان کنده شده‌است. بازدید کنندگان نیز خود باید راهِ بالا رفتن را انتخاب کنند و با توجه به ساختار تپه و خشتی بودنِ این سازه، سرعتِِ تخریب بوسیله بازدیدکنندگان -بویژه در روزهای بارانی- بیشتر می‌شود.





نظرات تاریخ‌نویسان، جغرافیانویسان و سایر نویسندگان

از تاریخ نویسان و جغرافیا نویسان قدیم، برخی راجع به آتشگاه اصفهان مطالبی نوشته‌اند. از آن جمله:

ابن خردادبه در قرن سوم هجری در کتاب المسالک والممالک می‌گوید:

در قریه مارابین، قلعه‌ای از بناهای طهمورث موجود است و در آن آتشکده‌ای ست.

حمزه اصفهانی در قرن چهارم هجری در کتاب سنی ملوک‌الارض والانبیا پس از نام بردن از آتشکده‌های اصفهان می‌نویسد:

کی‌اردشیر در شهر اصفهان، به یک روز سه آتشکده بنیاد گذاشت. یکی را به هنگام برآمدن آفتاب در جانب «قلعه ماربین» (ماربین، مهربین یا آتشگاه امروزی) به نام آتشکدهٔ شهر اردشیر، دوم آتشکده‌ای به نام زروان اردشیر به هنگام ظهر در دارک از روستاهای خوار (برخوار فعلی) و سوم، آتشکدهٔ مهر اردشیر در روستای "اردستان».

صادق هدایت در کتابِ اصفهان نصف جهان درباره آن چنین نوشته‌است:

کوه آتشگاه، روز آبادیش، شکوه مخصوص داشته‌است. این پرستشگاه مانند مسجد و کلیسا دورش دیوار نداشته و چیزی را از کسی نمی‌پوشانیده. مانند آتش؛ سره و پاکیزه بوده. همان آتش جاودان نماینده پاکیزگی و زیبایی که به سوی آسمان زبانه می‌کشیده و در شب‌های تار، از دور، دل‌های افسرده را قوت می‌داده و از نزدیک، با پیچ و خمِ دلربا، با روانِ انسان گفتگو می‌کرده.





باغ پرندگان اصفهان

باغ پرندگان اصفهان در دههٔ هفتاد خورشیدی به وسیلهٔ شهرداری اصفهان بر پا شد و اکنون زیر نظر سازمان رفاهی تفریحی شهرداری اصفهان اداره می‌شود. مساحت باغ پرندگان ۱۷۰۰۰ متر مربع است و با سیم توری که بر روی ۱۱ ستون فلزی حداکثر به بلندی ۲۲ متر قرار دارد، محصور شده است. در این باغ بیش از ۵۰۰۰ پرنده از گونه‌های مختلف وجود دارد. این پرندگان از ایران و دیگر کشورهای جهان مانند استرالیا، اندونزی، چین و تانزانیا گردآوری شده‌اند. فضاهای مختلفی بسته به شرایط زیست محیطی طبیعی پرندگان در این باغ فراهم شده که برخی از آنها بدین ترتیبند:

برکه برای پرندگان آبچر مانند اردک‌ها، فلامینگوها، پلیکان‌ها.
قفس‌های شیشه‌ای با امکانات ویژه شبیه گلخانه‌ای برای پرندگانی مانند طوطی‌ها، مرغ عشق‌ها که توان زندگی در آب‌وهوای زمستان اصفهان را ندارند.
قفس‌های فلزی برای پرندگان شکاری مانند عقاب‌ها، جغدها و شاهین‌ها که به دلیل نوع خوراک آنها امکان رها کردن آنها در باغ وجود ندارد.
صخره برای پرندگان منطقه‌های سنگلاخی و بیابانی مانند کبک‌ها، تیهوها و بلدرچین‌ها.
محیط سرسبز و پردرخت برای پرندگان جنگلی مانند طاووس‌ها، قرقاول‌ها.





باغ خوشبختی‌آباد

باغ خوشبختی‌آباد باغی گسترده در اصفهان زمان صفویان بوده که چشم‌انداز بر بستر زاینده‌رود داشته‌است.

شاه صفوی و میهمانان او مراسم آتشبازی و چراغانی و قایقرانی بر روی بستر رودخانه بویژه قسمتی که میان پل سعادت‌آباد و پل خواجو قرار داشته‌است را از تالار عمارت آیینه‌خانه تماشا می‌کرده‌اند.

جهانگردان بیگانه دورهٔ شاه سلیمان صفوی مانند «سانسون» و «انگلبرت کمپفر» در سفرنامه‌های خود از میهمانی‌های باشکوه و مراسم جشن و شرفیابی سفرای بیگانه به تفضیل سخن گفته‌اند.





باغ گل‌های اصفهان
باغ گل‌های اصفهان یکی از پروژه‌های بزرگی است که در دههٔ هفتاد در اصفهان به پایان رسیده و به بهره برداری رسیده است. از ویژگی‌های برجستهٔ این باغ کارکرد چندگانهٔ تفریحی، فرهنگی، آموزشی و پژوهشی آن و همچنین به کار بردن عناصر معماری سنتی در بناهای باغ است.





بخش‌های مختلف مجموعهٔ باغ گل‌ها

پاویون ورودی: پاویون ورودی شامل ساختمانی است به ابعاد ۹ در ۶ متر و بلندی ۶ متر که در طبقهٔ همکف آن دفتری برای ارائهٔ اطلاعات دربارهٔ باغ و نمایشگاه بذر قرار دارد. از سکوی طبقهٔ یکم می‌توان چشم انداز کلی پارک را تماشا کرد. طبقهٔ دوم این بنا دارای یک سالن برای نمایش فیلم و اسلاید انواع گیاهان است.
باغ صخره‌ای: مساحت این باغ ۲۵۰۰ متر است و ۲۵۰ گونه گیاهان صخره‌ای در این باغ کاشته شده‌اند.
آبشار باغ: این آبشار در سمت شرقی باغ صخره‌ای قرار دارد و از بلندای ۴ متری حجم قابل توجهی از آب به داخل برکه می‌ریزد. در ساختمان آبشار انواع سنگ‌های رودخانه‌ای به کار رفته است تا آبشار کاملاً طبیعی به چشم آید.
برکه: برای لطیف تر کردن هوا و پرورش انواع گیاهان آبزی، در طرح باغ برکه‌ای به مساحت حدود ۳۵۰۰ متر مربع در ضلع جنوب شرقی آن ساخته شده است.
محوطهٔ مخصوص کودکان: در باغ با انواع پرچین‌ها محیطی برای بازی کودکان ساخته شده است.
محوطهٔ باغ: سطح کلی باغ چمنکاری است و با در نظر گرفتن باغچه‌ها در طرح‌های گوناگون، کاشت گل‌های فصلی، یک ساله، دو ساله، همیشگی و درختچه‌های زینتی میسر شده است. در میانهٔ باغ، طرح فرش بوته و ترنج با گل‌های مختلف نقش شده است. گذرگاه‌های باغ که تقریباً ۵۰۰۰ متر مربع است با سنگفرش‌های گرانیتی در طرح‌های گوناگون فرش شده است.
باغ رز: باغ رز، مجموعهٔ باغچه‌هایی است که برای کاشت انواع گل‌های رزی که در ایران کاشته می‌شود، ساخته شده است.
گلخانه: با توجه به کمبود گل در فصل زمستان، گلخانه‌هایی به مساحت ۷۰۰ متر مربع در ضلع شمال شرقی باغ ساخته شده است که بازدید از انواع گل را در فصل‌های سرد برای مهمانان باغ ممکن می‌سازد.
باغ گیاهان دارویی و خوراکی: این مجموعه با مساحت ۱۱۷۰ متر مربع دارای ۱۳۲ گونه گیاهان دارویی و خوراکی منطقه‌های مختلف ایران است.
آب‌نماها: گذرگاه‌های اصلی و فرعی با آب‌نماهایی به اندازهٔ ۴۰ در ۸۰ سانتیمتر به همراه فواره‌هایی زینت داده شده‌اند. آب به کار رفته در آب‌نماها از مرکز باغ به آب‌نماها وصل شده و پس از بازگشت دوباره به صورت چرخشی جریان پیدا می‌کند.






باغ‌های تاریخی اصفهان

با توجه به موقعیت جغرافیایی اصفهان در مرکز فلات ایران و داشتن رودخانه‌ای مانند زاینده رود و مادیهای منشعب از آن که سراسر خاک حاصلخیز این شهر را مشروب می‌کند بی‌جهت نبوده‌است که اصفهان در فلات خشک و کم آب ایران از دورترین ازمنه تاریخی تا این زمان به طراوت و سرسبزی و داشتن باغهای گسترده مشهور بوده‌است. ایجاد این باغها مخصوصاً در دوره‌هایی که اصفهان پایتخت بوده‌است بیشتر مورد توجه قرار گرفته و نویسندگان تاریخ اصفهان از قرن سوم هجری به بعد همواره به این باغها اشاراتی داشته‌اند و از آن جمله‌است: باغ عیسی بن ایوب بین محله خُشینان (حوالی امامزاده اسماعیل امروز) و یهودیه (جوباره امروز) از قرن چهارم هجری و باغ عبدالعزیز از دوره فرمانروایی علاءالدوله دیلمی کاکویه که در داخل حصار اصفهان قرار داشته‌است.

در دوره سلاجقه که اصفهان به پایتختی ملکشاه سلجوقی انتخاب شده‌است احداث چند باغ وسیع، اصفهان را به صورت باغی بزرگ و پهناور جلوه می‌داده‌است. نام این باغها عبارت بوده‌است از: باغ بکر، باغ فلاسان، باغ احمدسیاه، باغ کاران، باغ دشت گور و بیت‌الماء اما مهم‌ترین این باغها، باغ کاران بوده که منطقه وسیعی را در شمال بستر زاینده‌رود در بر می‌گرفته و خیابان کمال اسماعیل وفردوسی و منوچهری و مجمر و چهارباغ صدر و مشتاق و محله بزرگ خواجو (طرازآباد دوره دیالمه و سلاجقه) در محوطه این باغ قرار داشته‌است و هم اکنون یکی از محلات خواجو «باغ کاران» نام دارد. این باغ تا قرن هشتم هجری نیز برقرار بوده و حافظ شاعر مشهور ایران در یکی از غزلهای خود به این باغ اشارتی دارد که می‌گوید:
گرچه صد رود است در چشمم مدام زنده رود و باغ کاران یاد باد

از قرن هشتم تا آغاز عصر صفویه عدم مراقبت و ویرانی در این باغها راه می‌یابد تا آنجا که جز نام آنها چیزی باقی نمی‌ماند. شاه اسماعیل اول صفوی در محل فعلی میدان بزرگ اصفهان باغ وسیعی به نام «نقش جهان» احداث می‌کند و برای سکونت خود که معمولاً برای شکار به اطراف این شهر می‌آمده‌است دستور بنای ساختمانی را به نام «عمارت مهدی» می‌دهد.

در زمان شاه عباس اول که پایتخت ایران از قزوین به اصفهان انتقال می‌یابد قسمت‌هایی از آن باغ به میدان تبدیل می‌شود و همراه با توسعه شهر و کاخها و پلها و مساجد و میاد ین و خیابانها، احداث باغهای بزرگ هم، شهر اصفهان را به صورت یک باغ سراسری در می‌آورد. فهرست این باغها که از آغاز انتخاب اصفهان به پایتختی صفویه در سال ۱۰۰۰ هجری تا افول ستاره اقبال این سلسله در سال ۱۱۳۵ هجری به وجود آمده و هر یک از آنها ده‌ها جریب وسعت داشته به شرح زیر است:



باغ ارم،
باغ اعتمادالدوله،
باغ ایشیک آقاسی باشی،
باغ باباامیر،
باغ بادامستان،
باغ برج و باغ حاج صالح درضلع شرقی چهارباغ نو (مقصود چهارباغ خواجو است)،
باغ بزرگ عباس آباد در ضلع غربی چهارباغ،
باغ پهلوان حسین که مادی نیاصرم از وسط آن می‌گذشته‌است،
باغ تخت در ضلع غربی چهارباغ،
باغ تفنگچی آقاسی،
باغ توپخانه و باغ عسکر،
باغ توشمال باشی،
باغ جزایرخانه،
باغ جشاران یا جوشاران (گشاران)،
باغ جلودار،
باغ جنت در شمال بستر زاینده رود،
باغ جون کمر،
باغ چرخاب،
باغ چهلستون،
باغ چینی خانه در حوالی چهارباغ،
باغ خرگاه یا خیمه گاه،
باغ خلیل خانه و توحید خانه،
باغ خیاط خانه،
باغ داروغه دفتر،
باغ داروغه،
باغ دیوان بیگی،
باغ رضاقلی خان،
باغ زرشک،
باغ زین خانه و فتح‌آباد،
باغ سپهسالار،
باغ سلطانعلی خان،
باغ سیف‌الدوله مشهور به باغ آلبالو،
باغ صالح آباد و باغ نظر وباغ قراخان در ساحل شمالی زاینده رود،
باغ صفی‌آباد،
باغ طاووس خانه،
باغ عموطاهر،
باغ فراشخانه،
باغ فرنگ،
باغ فیل خانه،
باغ قرچقای خان،
باغ قورچی باشی علیا و سفلی،
باغ قورچی‌ها و باغ انارستان و سقاخانه که در حال حاضر به استثنای باغ چهلستون و باغ هشت بهشت و چهار باغ اثر دیگری از باغهای مشهور آن زمان باقی نمانده‌است.
باغ قوشچیان و غلامان مطبخ،
باغ قوشخانه در محله قد یمی طوقچی که مرکز تربیت قوشهای شکاری و محل استقبال شاهان صفوی از مهمانهای خود بوده‌است،
باغ کاج،
باغ کجاوه خانه جنب بازار رنگرزان،
باغ کلاه شاه،
باغ کومه و باغ وحش در لنجان اصفهان که شکارگاه و محل نگهداری حیوانات وحشی بوده‌است،
باغ گلدسته، باغ شیرخانه در ضلع شرقی چهارباغ،
باغ ماما سلطان،
باغ محمود،
باغ مستمند،
باغ مهردار،
باغ میرآخور،
باغ نارنجستان و عمارتی که داشته‌است،
باغ نسترن در ساحل رودخانه،
باغ نگارستان در حوالی چهارباغ،
باغ وقایع نویس،
باغ هزارجریب که از همه باغهای دیگر وسیع تر و زیباتر بوه و در دامنه شمالی کوه صفه و در محل فعلی دانشگاه اصفهان و شرق و شمال آن گسترده بوده‌است و سیاحان خارجی عصر صفویه و از آن جمله توماس هربرت و ژان شاردن به تفصیل از آن سخن گفته‌اند و توماس هربرت این باغ را در سفرنامه خود «بهشت شاه‌عباس» و نیز باغ عباس‌آباد که به شخص شاه عباس اول انتساب دارد نام داده‌است.
باغ هشت بهشت یا باغ بلبل که کاخ سکونت شاه سلیمان صفوی در این باغ قرار داشته‌است.





متروی اصفهان
متروی اصفهان به مجموعهٔ در حال احداث قطارهای شهری در شهر اصفهان گفته می‌شود. «سازمان قطار شهری اصفهان و حومه» مسوولیت ساخت و بهره برداری متروی اصفهان را بر عهده دارد.




تاریخچه

پس از تصویب بودجه احداث قطار شهری در ۵ کلان شهر کشور در مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۹ طراحی تفضیلی خط شمال- جنوب به طول ۱۲٫۵ کیلومتر در سال ۱۳۸۰ آغاز شد. عملیات اجرایی این خط در سال ۱۳۸۱ آغاز شده‌است و همچنان ادامه دارد.
سازمان قطار شهری اصفهان و حومه

از خرداد ۱۳۸۷ عبدالجواد زعفرانی مدیر عامل این سازمان است. پیش از آن عبدالحسین سیف اللهی این سمت را بر عهده داشته است .




خطوط

خط شمالی-جنوبی (قرمز)

این خط از شمال شهر اصفهان شروع شده تا ترمینال مسافربری صفه در جنوب امتداد دارد. طول کل مسیر حدود ۲۰ کیلومتر است و حدود ۲۱ ایستگاه در طول آن ساخته خواهد شد. ایستگاههای این خط عبارتند از:

ایستگاه پاسداران
ایستگاه کاوه
ایستگاه مدرس
ایستگاه شهدا
ایستگاه تختی
ایستگاه هتل پل
ایستگاه شریعتی
ایستگاه آزادی
ایستگاه مرداویج
ایستگاه فنی حرفه ای
ایستگاه کوی امام
ایستگاه صفه




خط شرقی-غربی (آبی)

خط شرقی-غربی از خمینی شهر شروع و پس از عبور از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) و در ایستگاه مشترک امام حسین از زیر خط شمالی-جنوبی وارد خیابان سپه شده و از زیر قسمت شمال میدان نقش جهان به سمت خیابان حافظ می‌رود. این خط در خیابان هاتف به سمت شمال ادامه می‌یابد و پس از عبور از روی میدان لاله در طول خیابان زینبیه ادامه می‌یابد. طول کل مسیر ۲۲ کیلومتر و دارای ۲۰ ایستگاه می‌باشد. فاز یک این مسیر مورد تصویب قرار گرفته است.





شبکه برون شهری

خط جنوب غرب (آبی تیره): از ایستگاه مشترک آزادی شروع می‌شود. پس از عبور از شهر درچه، فلاورجان و فولادشهر و عبور از گردنه گاوپیسه به ذوب آهن اصفهان و زرین شهر ختم می‌شود. طول کل این مسیر حدود ۴۳ کیلومتر خواهد بود.

خط اصفهان-شاهین شهر (سبز): از ترمینال مسافربری کاوه شروع و به شاهین شهر در شمال ختم خواهد شد. طول این مسیر حدود ۹ کیلومتر خواهد بود.

خط اصفهان-بهارستان (بنفش): از ترمینال مسافربری صفه شروع و به بهارستان ختم خواهد شد. طول این خط حدود ۱۶ کیلومتر خواهد بود.





ساخت

در طی مراحل ساخت خط شمالی-جنوبی به پنج قطعه تقسیم شده‌است:

قطعه یک (شمال غرب): از ایستگاه پاسداران تا ایستگاه کاوه به طول ۷٫۷ کیلومتر. ساخت به روش حفر و پوش با مقطع مستطیل به ابعاد ۶×۸ متر و در عمق ۸ تا ۱۰ متر از سطح زمین. (این قطعه در سال ۱۳۸۳ به خط شمالی-جنوبی اضافه گردید و طول این خط را از ۱۲ به ۲۰ کیلومتر افزایش داد.)

قطعه دو (شمالی): از ایستگاه کاوه تا ایستگاه مدرس به طول ۲٫۶ کیلومتر. ساخت به روش حفر و پوش با مقطع مستطیل به ابعاد ۶×۸ متر و در عمق ۸ تا ۱۰ متر از سطح زمین. (عملیات اجرایی در سال ۱۳۸۲ به اتمام رسیده‌است).

قطعه سه (میانی): از ایستگاه پایانه درون شهری بابلدشت تا ایستگاه شریعتی به طول ۵٫۵ کیلومتر. حفاری با دستگاه TBM با دو تونل رفت و برگشت مجزا با مقطع دایره و قطر داخلی ۶ متر و عمق ۱۴ تا ۱۸ متر از سطح آسفالت. ادعا شده‌است این قطعه در گذر از رودخانه از عمق ۱۴ متری و با ۷۰ متر فاصله از بالا دست سی و سه پل عبور خواهد کرد.

قطعه چهار (شریعتی ـ آزادی): از ایستگاه شریعتی تا ایستگاه آزادی به طول ۶۲۰ متر. ساخت بصورت دو تونل نعل اسبی توسط دستگاه رودهدر (Roadheader) در عمق ۱۴ تا ۱۶ متری سطح خیابان.

قطعه پنج (جنوبی): از ایستگاه آزادی تا ایستگاه صفه به طول ۳٫۸ کیلومتر. حفاری توسط دو دستگاه حفار نیمه اتوماتیک رودهدر (Roadheader) به روش NATM. با دو تونل رفت و برگشت مجزا با مقطع نعل اسبی و قطر داخلی ۶ متر و عمق ۱۴ تا ۲۷ متر از سطح آسفالت.




پیمانکاران

شرکت مهندسی پل و ساختمان الموت (سهامی خاص، تاسیس ۱۳۶۲): اجرای قطعه میانی و جنوبی متروی اصفهان را در دست اجرا دارد. دو دستگاه TBM متعلق به سازمان قطار شهری به صورت امانت تا پایان عملیات اجرایی در اختیار این شرکت است.




هزینه

سیدمرتضی سقائیان نژاد، شهردار اصفهان، در ۲۵ شهریور ۱۳۸۸ اعلام کرد که تا کنون برای متروی اصفهان نزدیک به ۵۰۰ میلیارد تومان هزینه شده‌است. او همچنین قیمت خرید دستگاه TBM را ۲۰ میلیارد تومان گزارش کرد.




تاثیرات بر بافت قدیمی شهر و آثار باستانی

عبور مترو در عمق، همراه با حفاری‌ها و تخریب‌های زیادی در سطح زمین است. در حال حاضر محوطه­‌های وسیعی در محل ایستگاههای شهدا، تختی، امام­ حسین(ع)، شریعتی و آزادی گودبرداری شده‌است. تلاش برای این همه عملیات عمرانی در نزدیکی برخی نقاط خاص اصفهان عهد صفوی همچون باروی اصفهان، دروازه دولت، ورودی عباس­ آباد، محل سردر و کاخ هزارجریب، مایه نگرانی است. با توجه به نسبت سطوح گسترده­ مناطق گودبرداری شده به سطح کل خیابان چهارباغ، همواره صاحب نظران خیابان شمس آبادی را که موازی خیابان چهارباغ است بعنوان مسیر مترو پیشنهاد داده‌اند.


براساس قانون و با توجه به اینکه چهارباغ عباسی با شماره ۱۱۹ در فهرست آثار ملی ثبت شده‌است، انجام هرگونه پروژه عمرانی در حوالی آن، تنها با نظر موافق سازمان میراث فرهنگی کشور میسر است . سیف‌الله امینیان، مدیر میراث فرهنگی اصفهان، اعلام کرد که سازمان میراث فرهنگی اصفهان، مخالفت خود را با عبور مترو از چهارباغ عباسی، حد فاصل میدان دروازه دولت تا سی و سه پل، در مکاتبات و جلسات مختلف به مقامات ارشد استان، استاندار و مقامات مسوول سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشوراعلام کرده است. او بر پیشنهاد سازمان میراث فرهنگی بر عبور مترو از خیابان شمس آبادی تاکید کرد. در جلسه‌ای که در ۱۲ مهرماه ۱۳۸۰ در سازمان میراث فرهنگی کشور و با حضور نمایندگان شهرداری، سازمان قطار شهری اصفهان و میراث فرهنگی تشکیل شد، با توجه به نوع خاک، لایه بندی خاک و شرایط اقلیمی، عبور مترو به صورت زیرزمینی از محور چهارباغ خسارت بار ارزیابی گردید.

در سال ۱۳۸۳ رییس وقت سازمان نظام مهندسی اصفهان، عبدالله کوپایی، عضو هیات مدیره «سازمان قطار شهری اصفهان و حومه»، در مصاحبه با ایسنا لزوم عبور مترو از خیابان چهار باغ را مورد تایید قرار داد .

در یک برنامه زنده تلویزیونی که از شبکه یک در ۲۶ شهریور ۱۳۸۸ پخش شد، حبیب اله تحویل پور، معاون فرهنگی شهرداری اصفهان، ضمن تکذیب عبور مترو از چهارباغ اصفهان گفت: «مترو از چهارباغ اصفهان گذر نکرده و مسیر آن بین خیابان شمس آبادی و چهارباغ است». در همین برنامه ابوالفضل قربانی، سخنگوی شورای شهر اصفهان، اظهار داشت که موضوع متروی اصفهان پس از رسیدن به خیابان چهارباغ سیاسی شده‌است .

نگرانی دیگر، احتمال حضور متکدیان، دوره­­­ گردها و دستفروشان در کنار ایستگاه‌های مترو و در کنار مناطق توریستی شهر است.





عبور از نزدیکی سی و سه پل

در ۱۶ فروردین ۱۳۸۸، شرکت الموت اعلام کرد که دستگاه حفار تونل غربی با موفقیت از زیر زاینده رود عبور کرده‌است . همچنین در همین منبع که به نظر می‌آید در تاریخی بعد از ۱۶ فروردین ۱۳۸۸ به روز رسانی شده‌است اشاره شده که حفاری تونل شرقی نیز که در اردیبهشت ۱۳۸۸ آغاز شده بود از زیر زاینده رود در طی ۳۰ روز حفاری، با موفقیت عبور کرده‌است .

در ۹ شهریور ۱۳۸۸، خبرگزاری میراث فرهنگی گزارش کرد که تونل شرقی خط «شمال- جنوب»، پس از گذشتن از زیر زاینده رود با انحراف از مسیر، درکنار سی و سه پل در حدود ۴۰ متر به اشتباه حفاری کرده‌است. بنا بر این گزارش از واگن‌های حمل خاک حفاری شده، مصالح غیرمعمول مشاهده شده که به قسمتی از پی یک سازه شباهت دارد و این احتمال می‌رود که دستگاه حفار، در اثر انحراف از مسیر، با ورودی جنوبی سی و سه پل برخورد کرده‌است و مصالح غیرعادی قسمتی از پی سی و سه پل باشد. درصورت صحت این مساله و آسیب وارد آمدن به پی این پل تاریخی، احتمال نشست آن در زمان جاری شدن مجدد آب در رودخانه زاینده رود وجود دارد.

در ۱۱ شهریور ۱۳۸۸، عبدالجواد زعفرانی، رییس «سازمان قطار شهری اصفهان و حومه»، خبر انحراف دستگاه حفاری تونل شرقی خط شمال به جنوب را در نزدیکی سی‌وسه‌پل تایید کرد. او میزان انحراف را ۳۵ تا ۴۰ متر از مسیر اصلی بیان کرد و آن را ناشی از نقص فنی در دوربین دستگاه حفاری دانست .

در ۲۵ شهریور ۱۳۸۸، سیدمرتضی سقائیان نژاد، شهردار اصفهان، اعلام کرد که انحراف مسیر مترو تعمدی است. او با شاره به اینکه «نامه‌ای مبنی بر تعمدی بودن در انحراف متروی اصفهان وجود دارد که نمی‌توان اصل این نامه را در اختیار رسانه‌ها قرار داد» افزود «چون متن این نامه محرمانه‌است نمی‌توان از یک ارگان خاص در این خصوص نام برد». او همچنین فاصله تونل از پایه‌های پل را در نقطه انحراف ۴۳٫۲۶ متر و در نقطه میانی ۴۵٫۷۷ متر اعلام کرد. او با اشاره به هشت راهکار ارایه شده توسط مشاور آلمانی، تنها از ادامه مسیر فعلی با قوس موجود و جابجایی ۱۰۰ متری ایستگاه مترو نام برد.





احتمال عبور خط دوم مترو اصفهان از زیر میدان نقش جهان

اولین تائیدیه محکم عبور مترو اصفهان از زیر میدان نقش جهان، به میزگرد تخصصی شهر تاریخی اصفهان در افق توسعه پایدار بر می گردد که دوسال قبل به همت چند رسانه در اصفهان برگزار شد. در این نشست، عباس حاج رسولی ها به صراحت از طرح عبور مترو از میدان نقش جهان سخن گفت و اعلام کرد خط شرقی-غربی مترو اصفهان که از زیر میدان نقش جهان عبور می کند مصوبه شورای عالی ترافیک را دارد و تنها در صورت لغو این مصوبه اجرایی نمی شود. این در حالی که مسعود علویان‌صدر، معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در گفت‌وگویی در خرداد ماه سال 91 گذشته درخروجی رسانه ها قرار گرفت، نسبت به حذف میدان نقش جهان از لیست آثار جهانی در صورت عبور مترو از زیر آن هشدار داده و اعلام کرد: براساس گزارشی که در زمان حضورکارشناسان یونسکو در ایران ارائه شد، مسؤولان قطار شهری اصفهان در اجرای محور‌ شرقی ـ غربی که از زیر میدان نقش جهان می‌گذرد ، اصرار دارند و این موضوع خطری جدی برای میدان نقش جهان و مجموعه‌ی اطراف آن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، عباس حاج رسولی‌ها رییس شورای شهر اصفهان در گفتگویی مدعی شد که مترو اصفهان هم از یوسنکو و هم سازمان میراث فرهنگی تائیدیه دارد و انان عبور از زیر میدان نقش جهان را تائید کرده اند. یک روز پس از این اظهارنظر، مدیرکل میراث فرهنگی استان اصفهان ادعای رییس شورای شهر اصفهان را تکذیب کرد. معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیز ضمن رد ادعای وجود تائیدیه سازمان میراث فرهنگی و یونسکو برای خط دوم مترو اصفهان، از نامه‌نگاری با شورای عالی ترافیک برای جلوگیری از عبور قطار شهری از حریم میدان نقش جهان اصفهان خبر داد. علویان صدر تصریح کرد: تمامی رایزنی‌ها و تلاش خود را برای رفع خطر از میدان تاریخی نقش جهان به کار خواهیم بست و به هیچ نهادی اجازه نمی دهیم تا خلاف موازین، میراث جهانی ایرانیان را تهدید کنند. استاندار اصفهان نیز به ادعای وجود تائیدیه برای خط دوم مترو اصفهان واکنش نشان داده و در خصوص احتمال عبور خط دوم مترو اصفهان از زیر میدان نقش جهان گفته بود: متاسفانه خط اول متروی اصفهان پس از اجرا، چالش بزرگی را به همراه داشت و باید مراقب باشیم تا در خصوص خط دوم این موضوع مجددا اتفاق نیفتد زیرا پس از اجرای خط اول متروی اصفهان و یا اتفاقاتی نظیر آن باید کسانی که دغدغه آثار باستانی دارند و به هویت اصفهان فکر می‌کنند دائما موضوع را از طریق رسانه‌ها دنبال کنند. هرچند پس از این اظهارنظرها و اعتراض به خبر کذب، عباس حاج رسولی ها، رییس شورای اسلامی شهر اصفهان در نشست مطبوعاتی مدعی شد، حضور نماینده میراث فرهنگی در جلسه شورای عالی ترافیک در زمان تصویب خط شرقی-غربی مترو اصفهان نشان مهر تائید این سازمان برخط دوم مترو اصفهان است. این در حالی است که صورت جلسه شصت و ششمین جلسه شورای عالی ترافیک نشان می دهد نماینده میراث فرهنگی در این جلسه حضور نداشته است و ادعای وجود تائیدیه سازمان میراث فرهنگی و یونسکو برای عبور مترو اصفهان از زیر میدان نقش جهان، ادعایی تو خالی است
7:57 am
اختلافات شیعیان در مورد وجود فرزند حسن عسکری


سالهای امامت

حسن عسکری طی سال های امامت خود در سامرا تحت محدودیت های اعمال شده از سوی خلیفه عباسی می زیست. وی زیر نظر جاسوسان معتمد عباسی بود و لذا نمی توانست با شیعیان ارتباط آزادانه داشته باشد و تنها خواص اصحابش با وی شخصاً ارتباط داشتند. وی در سال 260 ه.ق. بیمار شد. معتمد چند نفر مراقب به همراه پزشک و قاضی القضات را بر بالین وی فرستاد.





نهایتاً وی در اثر این بیماری در 8 ربیع‌الاول آن سال مقارن با اول ژانویه 874 درگذشت. معتمد، ابوعیسی فرزند متوکل را فرستاد تا بر وی نماز گزارد. او پس از انجام مراسم در منزلش دفن شد. بنا بر روایت شیخ طوسی عثمان بن سعید در طول بیماری حسن عسکری بر بالین وی بود و مراسم غسل و به خاک سپاری را وی به جا آورد. بدین ترتیب طبق مآخذ قدیم امامیه حسن عسکری آشکارا پسرش را معرفی ننمود و جانشینی را به طور علنی معرفی نکرد. بدین ترتیب امامیه که معتقد بودند زمین نمی‌تواند از حجت خدا خالی باشد و امام بعدی با وصایت توسط امام قبلی معرفی می شود دچار حیرت شدند و به فرقه های متعدد منشعب گشتند.

از سوی دیگر به نوشته مدرسی در زمان امامت حسن عسکری بر شیعیان، امامت وی توسط برادرش جعفر به چالش کشیده شد و منجر به اوج گیری اختلاف، دشمنی، نفرت و خصومت بین دو برادر و یاران آنها گردید. دشمنی‌هایی که حتی به خشونت کشیده شد و شدیدترین تبلیغات منفی دو طرف علیه همدیگر را به دنبال داشت. فوت حسن عسکری بدون فرزند و بدون برادر دیگری جز جعفر، امامیه را دچار بزرگترین مشکل عقیدتی نمود که تا به حال تجربه کرده‌بود. واضح بود که یاران نزدیک حسن عسکری تمایلی به برگشت به سوی جعفر پس از تمام ماجراها و دشمنی‌های زمان حسن عسکری نداشتند.به نوشته جاسم حسین عده ای از شیعیان با تفاسیر متعدد به امامت جعفر گرویدند. گروهی با رویکرد و ادله ای مشابه افطحیه معتقد بودند امامت از حسن عسکری به برادرش جعفر رسیده است. این گروه بیشتر در میان متکلمان بخصوص در کوفه رواج داشت. رهبر آنان علی بن الطلح یا الطلحی خزاز از متکلمان مشهور افطحیه بود همچنین ممکن است خانواده علمی افطحی مذهب بنوفضال به ویژه احمد بن حسن (ف. 260) و برادرش علی بن حسن (ف. 270) به این آیین گرویده باشند. گروه دیگر از اساس منکر امامت حسن عسکری بودند و پیش از درگذشت وی هم معنقد بودند علی هادی، جعفر را به امامت برگزیده است و علی بن محمد بن بشار از رهبران آن بود و موفق شد برخی از معتقدان به امامت حسن عسکری را نیز پس از درگذشت وی جذب کند. اما جعفر خود مدعی بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن علی هادی به وی رسیده است.




اختلاف بین جعفر و مادر حسن عسکری

بین جعفر و مادر حسن عسکری بر میراث وی اختلافی بروز کرد که توسط مدرسی و جاسم حسین به دو شکل متفاوت تبیین شده است. مدرسی می گوید مادر حسن عسکری، حُدَیث، در نقطهٔ مقابل ادعا کرد که فرزند حسن عسکری هنوز به دنیا نیامده اما کنیزی به نام صغیل از حسن حامله‌است. این ادعا صرفاً برای آن بود که دست جعفر برادر حسن عسکری از ارث کوتاه شود؛ زیرا در صورت فرزنددار بودن حسن، برطبق فقه اهل سنت میراث حسن عسکری تنها به مادر او تعلق می‌گرفت. این ادعا به جایی نرسید و کنیز تا چندین سال تحت نظر بود و فرزندی به دنیا نیاورد. بزرگان شیعه و یاران نزدیک حسن عسکری نیز بعضی جانب جعفر را گرفتند و عده‌ای جانب مادر حسن عسکری را. اما جاسم حسین می گوید طبق روایت شیخ مفید حسن عسکری وصیت نامه ای تنظیم کرد و تمام دارایی خود را به مادرش بخشید. حُدَیث پس از دریافت خبر درگذشت وی از مدینه به سامرا آمد اما تمام اموال تحت سیطره عباسیان درآمده بود و جعفر نیز بر حق خود بر از ارث اصرار داشت. حدیث با استناد به فقه امامیه گفت حسن عسکری وی را وارث خود قرار داده و جعفر حقی درآن ندارد. پس از آنکه محقق شد ثقیل آبستن نبوده قاضی به نفع حدیث رأی داد اما میراث بر خلاف فقه امامیه نصف شد.

به نوشته جاسم حسین، ابوسهل نوبختی روایت می کند اصحاب سر حسن عسکری که احادیث وی را روایت می کردند و نایبان او بودند پس از درگذشت وی متفق‌القول بودند او از خود پسری برجا گذاشته که امام است. آنان شیعیان را از پرسیدن نام او و افشای وجودش برای دشمنان منع می کردند. همچنین طبق گزارش های شیخ صدوق، شیخ طوسی و رجال نجاشی حسن عسکری پیش از فوت پسر خود را به عنوان جانشین به چهل تن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها دستور داده درطول غیبت وی از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت کنند. بخش بزرگتری از شیعیان این نظر را پذیرفتند هر چند در بدو امر در خصوص زمان تولد، نام وی و اینکه آیا وی مهدی قائم است یا خیر اختلاف داشتند. ما به نوشته مدرسی تا زمان مرگ حسن عسکری صحبتی از فرزند وی به میان نبود و حسن عسکری نیز در وصیتش تنها از مادرش نام برده بود. پس از مرگ او، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عمری، این مسأله را اعلام کردند که حسن عسکری پسری می‌داشته که جانشین مشروع امامت است. طبق گفته عمری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود چرا که بیم آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. در مقابل، فاطمه (خواهر حسن عسکری) و جعفر (برادر حسن عسکری) اعلام کردند که فرزندی از امام شیعه به دنیا نیامده‌است. حکیمه، عمه حسن عسکری، نیز به وجود فرزندی از حسن عسکری معتقد بود (در روایتی خود شاهد بدنیا آمدن بوده‌است؛ اما در روایتی دیگر از او نقل شده که خود تولد فرزند حسن را ندیده‌است بلکه از نامه‌ای که حسن به مادرش نوشته بود از تولد این فرزند آگاه





فرزند غایب

به نوشته مدرسی در این زمان، نایبان امام در گذشته (امام یازدهم)، اصرار در نگاه داشتن این اعتقاد بودند که فرزندی از عسکری در غیبت هست که به فرمان خدا قیام خواهد نمود. معتقدان این این ایده در آماج حمله همه جناح‌ها بودند و مورد مخالفت شدید قرار می‌گرفتند. عباسیان مخصوصاً نگران جانشین موعود عسکری در غیبت بودند. معتمد به این دلیل دستور داد خانه امام را بگردند (همه اتاق‌ها را پس از جستجو قفل می‌کردند). تلاش‌هایی صورت گرفت تا معلوم شود آیا امام از خود فرزندی باقی گذشته است یا خیر و ماماهایی در حرم امام گماشته شدند تا هر گونه حاملگی را تشخیص دهند. یکی از کنیزان که مشکوک به حاملگی بود در قرنطینه‌ای در یک خانه مخصوص تحت مراقبت قرار گرفت. در موردی دیگر، همسر عسکری به نام صیقل زندانی شد که چرا محل اختفای پسرش را نمی‌گوید. این شرایط تا زمانی که خلیفه درگیر ناآرامی‌های سیاسی شد که توسط صاحب الزنج و حاکمان استانهای ایران، مصر و سوریه ایجاد شده بودند ادامه یافت. عباسیان همچنین جعفر، برادر عسکری و مدعی جایگاه امامت را مورد حمایت قرار دادند تا در خانواده امام نزاعی برقرار کند. منابع شیعه جعفر را شخصی دنیا دوست و لذت جو معرفی می‌کنند که برای امام شدن از اهرم‌های فشار مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) استفاده نمود و بیشتر از یک بار سعی در بدنامی کسانی نمود که اعتقاد به امامت فرزند غایب عسکری داشتند.

بیشتر وکلای محلی که تا پیش از فوت امام شیعه مسئولیت برقراری ارتباط بین شیعیان و امامان و جمع‌آوری خمس و وجوهات شرعی برای شیعیان را برعهده داشتند، گفتهٔ عثمان بن سعید را تایید کردند. اما بعضی شک خود را در مورد وجود چنین فرزندی ابراز نمودند. در این میان عثمان بن سعید از سامرا به بغداد مهاجرت کرد. عثمان آن دسته از وکلا که به او وفادار بودند را در سمت خود نگه داشت و آنان به نیابت امام و نیز جمع‌آوری وجوهات شرعی برای امامی که تولدش را وعده داده بودند، ادامه دادند.بگفتهٔ حسین مدرسی، اکثریت شیعیان در شهرهای متفاوتی از ایران، به‌خصوص قم وضع موجود را پذیرفتند و به پرداخت وجوهات به نائبان ادامه‌دادند. اما عراق و کوفه وضع متفاوتی داشت. بسیاری یا شاید حتی اکثریت شیعیان، امامت جعفر را پذیرفتند. بزرگان و متکلمانی از شیعه مانند علی بن حسن بن فضال، برجسته‌ترین روحانی شیعه در کوفه، از این جمله بودند. اما جعفر نیز مدت زیادی عمر نکرد و چند سالی پس از فوت برادرش حسن عسکری (۲۷۱ ق.) درگذشت.در این میان عثمان بن سعید در بغداد تا زمان مرگ (حدوداً بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ ق) به اداره دستگاه امامت ادامه داد. او اصرار داشت که در تماس مستقیم با فرزند حسن عسکری است.




تاریخچه اعتقاد به امام دوازدهم و غیبت

یک دیدگاه رایج در میان پژوهندگان تاریخ تشیع آن است که باور به تعداد ائمه (دوازده امام) و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است، بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافته‌است. در مقابل جاسم حسین می گوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از سال 260 ق. مطرح بوده است.

در خصوص روند شکل‌گیری اعتقادات شیعه دوازده امامی، به گفتهٔ امیرمعزی، منابع دورهٔ حیرت، بحران عمیقی را نشان می‌دهد. بررسی منابع این دوران شک و ابهام عمیق شیعیان در مورد تعداد امام‌های شیعه و حتی موضوع غیبت را نشان می‌دهد. ابوجعفر برقی (وفات ۲۸۰ ق /۸۸۷ یا ۸۹۳ میلادی)، در فصل اول کتابش، که اختصاص به تفسیرهای مختلف از اعداد دارد، به اعداد ۳ تا ۱۰ می‌پردازد، اما در مورد عدد ۱۲ چیزی نمی‌گوید. یا هم عصر او صفار قمی (۲۹۰ ه.ق. / ۹۰۲ م.) در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش، در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند و هیچ اشاره‌ای به غیبت نمی‌کند.چند دهه بعد ابن‌بابویه (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.)، معروف به شیخ صدوق، احادیثی زیادی در مورد عدد دوازده و در میان آن در مورد دوازده امام نقل می‌کند. ایتان کولبرگ نیز آثار نویسندگان امامیهٔ هم عصر وفات حسن عسکری (مثال ابن برقی و صفار قمی) را بررسی می‌کند و چنین بیان می‌کند که «نبود عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معنا می‌باشد که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود.» به نوشته امیرمعزی برای اولین بار اشاره به دو غیبت امام دوازده را در آثار ابوسهل نوبختی می‌بینیم که به قول او دومی از اولی سخت‌تر است. از او دو نظریه در مورد امام غایب در منابع متاخر ذکر شده‌است. یکی اینکه امام دوازدهم مرده‌است و فرزند او از دیدگان پنهان شده‌است و امامت از این فرزند به فرزند بعدی منتقل می‌شود تا زمانی که امام خود را بر مسلمانان علنی نماید. دیگر آنکه وجود او بصورتی روحانی باقی‌مانده‌است. به نوشتهٔ امیرمعزی هیچکدام از این دو تئوری در اعتقادات متاخرتر شیعه ادامه پیدا نکرده‌است.به گفته وی تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد. پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه شد. در مقدمهٔ کتاب الغیبة (تألیف حدود ۳۳۳ تا ۳۴۲ ق.) به قلم ابن ابی زینب نعمانی (وفات ۳۶۰ ق.) ، نویسنده تأسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه (شیخ صدوق) مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سؤالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.

در این زمان محدثان شیعه سعی در اثبات وجود امام شیعه و برطرف کردن شک موجود در میان شیعیان نمودند.به نوشته مدرسی از راویان سنّی حدیث، گفتاری منسوب به پیامبر رسیده است که بر اساس آن دوازده خلیفه پس از او خواهند بود که همگی از قبیله قریش هستند (و اینکه پس از این دوازده خلیفه هرج و مرج بر جامعه حکمفرما خواهد بود). این گفتار خیلی پیشتر از غیبت امام دوازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هجری رواج داشته است. بطور قطع این حدیث هم در زمان امویان و در حمایت از مشروعیت ایشان و هم در زمان جنبش‌های ضد اموی برسر زبان‌ها بود (به‌گفته سید حسین مدرسی محدثان شیعه حتی حدیث دوازده خلیفه را حدیثی ضد شیعی می‌دانستند و آنرا «بایکوت» کرده‌بودند.) بنابرین هیچ‌کس نمی‌توانست ادّعا کند که این گفتار به هیچ عنوان نوشته امامیه در دوران پس از غیبت بوده باشد. در واقع هیچ شاهد مکتوبی از دهه‌های آخر سده سوم هجری وجود ندارد که نشان دهد این گفتار هیچ‌گاه توجه راویان شیعه حدیث را جلب کرده بوده یا کسی در جامعه شیعه فکر کرده باشد که این حدیث می‌توانسته مربوط به آنها بوده باشد. تا حدود سال ۲۹۵ هجری که شیعیان دنباله‌رو انتظار داشتند امامت تا آخرالزمان ادامه پیدا کند و تعداد امامان را بیش از این می‌دانستند، در ابتدا توجهی به این حدیث نمی‌کردند. شیعیان در این زمان متوجه «حدیث دوازده خلیفه» شدند. از این زمان بود که محدثان شیعه آنقدر حدیث در مورد دوازده بودن تعداد امامان یافتند که خود مبنای کتاب‌های مستقلی در این باب شد.ایتان کولبرگ با ذکر این مطلب که تمایل به عدد دوازده جایگاه ویژه‌ای در تمدن‌های باستانی داشته‌است می‌نویسد.احتمالاً روایات تورات و انجیل در مورد «دوازده قبیلهٔ بنی‌اسرائیل» و «دوازده حواریون عیسی»، ریشهٔ ترجیح اسلامی برای نسبت دادن عدد دوازده بر شمار رهبران بوده‌است. به عنوان مثال از واژه «نقبا» نه فقط برای ۱۲ قبیله بنی‌اسرائیل (اشاره شده در قرآن)، بلکه برای دوازده نمایندهٔ پیامبر در اهالی مدینه یا دوازده رهبری که قیام عباسیان علیه امویان را رهبری کردند نیز استفاده شده‌است. یا یکی از غلات شیعه به نام ابومنصور عجلی (اعدام در سال ۱۲۱/۷۳۸) خود را ششمین پیامبر از سلسله ۱۲ پیامبری معرفی کرد که آخرین آنها «قائم» خواهد بود.به هر حال اشارات زیادی در تورات و انجیل در حمایت از اینکه عدد دوازده، عدد مربوط به تعداد «مؤمنان برگزیده» است وجود دارد (هر چند به همین میزان، اشارات زیادی در مکاشفه یوحنا در حمایت اینکه عدد ۴ یا ۷ تعداد برگزیدگان است وجود

به نوشته ساشادینا دغدغهٔ اصلی بزرگان شیعه در این زمان اثبات وجود واقعی فرزند حسن عسکری و معرفی او به عنوان امام غایب به شیعیان بود. با کوشش‌های شماری از متکلمان و محدثان شیعه امامی مانند ابوسهل نوبختی (و. ۹۲۳ م.)، ابوجعفر ابن قبه (وفات حدود 319 ق.)، کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)، نعمانی و بخصوص ابن بابویه (و. ۳۸۱ ه.ق. / ۹۹۱ یا ۹۹۲ م.) اثر ارزنده او کمال الدین که معمار و تبیین کنندهٔ نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش امام غائب است، این هدف حاصل آمد.در این زمان کلینی در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی، که در خلال این دوره گردآورده‌بود، به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است.بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.به گفتهٔ عبدالعزیز ساشادینا در فاصله زمانی نوبختی و هنگامی که شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) مطالب خود را دربارهٔ امام دوازدهم ارائه داد، موضوع جانشینی حسن عسکری در بین شیعیان امامی جا افتاده بود.به هر شکل، تا سالهای پایانی غیبت صغری، مصادف با دهه سی و چهل قرن دهم میلادی اکثریت شیعه امامیه، امامت امام دوازدهم از نسل حسن عسکری را پذیرفته بودند.

به گفتهٔ سعید امیر ارجمند اعتقاد به غیبت در نزد شیعیان، در میان مجموعه عقایدی بود که از کیسانیه وارد شیعه شد. با این حال وی تأثیر واقفیّه (که بر امامت موسی کاظم توقف کردند) را در پذیرش ایده غیبت توسط شیعه امامیه مهم تر می‌داند. اولین نوشته های کلامی در زمینه غیبت را حدود سی سال پس از مرگ حسن عسکری و در آثار ابوسهل نوبختی و ابن قبه رازی می‌توان یافت. این دو که تمایلات معتزله داشتند به جای اتکا به احادیث راه حلی کلامی را برای نظریه غیبت بر گزیدند. ایده‌ای که در وضعیت بحران از نو واقفیان به عاریت گرفته‌شده‌بود.به نوشته پوناوالا آثار بجا مانده از آن زمان شیعه چنین می‌نمایاند که شیعیان در ابتدا پیش‌بینی نمی‌کردند که غیبت امام غایبشان مدت زیادی ادامه داشته‌باشد. اما زمانی که غیبت امام شیعیان طولانی شد و حجت بن حسن ظهور نکرد، شیعیان بتدریج امام پنهان را همان مهدی موعود پنداشتند. از حدود سال ۲۹۵ ه.ق./۹۰۸ م. بود که شیعیان متوجه شدند که اوضاع غیرعادی‌تر از چیزی است که در ابتدا می‌پنداشتند و امام حاضری در آینده نزدیک وجود نخواهد داشت و نیز پرسش در مورد تعداد قطعی امامان مورد بحث شیعیان قرار گرفته‌است. از این زمان است که حدیث‌هایی مبنی بر اینکه «تعداد امامان دوازده نفر می‌باشد» بر سر زبان‌ها افتاد.به نوشتهٔ ورنا کلم مرگ علی بن محمد سمری (329 ق.)، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دورهٔ غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها نهایتاً در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.در این زمان علمای شیعه با رویکرد کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.متکلمان از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.






دوران امامت و غیبت

دوره سفرا یا غیبت صغری

بنابر اعتقاد شیعه دوازده امامی، این دوره از مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق. (۸۷۴ م.) آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. (۹۴۱ م.) به طول انجامیده‌است. در این دوره، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب و آن هم در شرایط خاص با شیعیان تماس می‌گرفت. در طی دوران غیبت صغری، شیعیان از طریق این چهار نائب با مهدی در ارتباط بوده و درخواست‌ها و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند و پاسخ می‌گرفتند.

به نوشتهٔ ساشادینا و جاسم حسین، شبکهٔ وکلا در دوران امامان مسئول گردآوری خمس، زکات و سایر وجوهات شرعی شیعیان برای امامان بود. در شرایطی که چند امام آخر به‌شدت تحت نظارت و مراقبت بودند و امکان ارتباط مستقیم شیعیان با امامان وجود نداشت، عملاً اداره امور ساختار مرکزی جامعه شیعه بر عهدهٔ وکلا بود. در شرایط غیبت امام، وکلا سرپرستی و رهبری مجازی جامعه شیعه را در خصوص امور دینی و مالی برعهده گرفتند. جاسم حسین می گوید بتدریج رهبری شبکه وکلا تبدیل به تنها مرجعی شد که می توانست مشروعیت امام جدید را تعیین و اثبات کند. برای نمونه محمد جواد وصیت خود در خصوص نصب علی هادی به عنوان امام بعد را به رئیس شبکه وکلای خود گفت.به نوشتهٔ ساشادینا، در منابع اولیه از جمله کتاب‌های کلینی و ابن بابویه (شیخ صدوق)، به وکلا به طور عمومی اشاره شده و ابن بابویه چندین نفر را نام برده‌است که به گفتهٔ وی با مهدی در ارتباط بوده و سمت وکالت را بر عهده داشته‌اند بی‌آنکه کسی از آنها را به عنوان وکیل ویژه یا نائب خاص معین کند. اما بخصوص برخی از وکلا بطور نیابی خمس را از شیعیان می‌گرفته‌اند و عثمان بن سعید نیز یکی از وکلای حسن عسکری بود. ساشادینا از بررسی روایات ابن بابویه نتیجه می‌گیرد تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابت خاص در دوره‌های بعد برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است.

به نوشتهٔ ساشادینا، در شرایطی که جامعه شیعه پس از مرگ حسن عسکری دست کم به چهارده فرقه منشعب شده بودند، پذیرش نهایی این عقیده که حسن عسکری فرزندی داشته که امام آخر و دوازدهم شیعه است در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری رخ داد. این امر به رهبری محمد بن عثمان و شبکهٔ وکلای او در سراسر سرزمین‌های اسلامی و با کمک ابوسهل نوبختی، متکلم بزرگ شیعه، انجام شد. رابطهٔ نزدیک و دوستانهٔ ابوسهل با خاندان شیعهٔ بنی فرات که وزرای عباسیان بودند نیز پذیرش این امر را حتی در میان سایر مسلمانان تسهیل کرد. بدین ترتیب جامعه شیعه، حول اعتقاد به امامت حجت بن حسن و رهبری محمد بن عثمان مجدداً متحد شد.

به نوشته ورنا کلم از دیدگاه تاریخی اعتقاد به وجود «نواب اربعه» در آثار محدثان و علمای شیعهٔ چند دهه اول دوران موسوم به غیبت صغری به چشم نمی‌خورد. کلینی اشارات مبهمی به نامه‌هایی از امام زمان می‌کند که به دست شیعیان می‌رسیده‌است.حتی در کتاب التنبیه ابوسهل نوبختی —که بین سال‌های ۹۰۳ تا ۹۱۳ نوشته شده— به بحرانی در میان شیعیان اشاره شده‌است. ابوسهل می‌نویسد که تقریباً تمام یاران نزدیک حسن عسکری تا بیست سال بعد از مرگ او درگذشته‌اند. آنها کسانی بودند که ادعا می‌نمودند با امام غایب شیعه در ارتباط هستند و فرمان‌های او را به اطلاع شیعیان می‌رساندند. بعد از مرگ این افراد دیگر نشانی از امام برای شیعیان و اثباتی برای وجود او برای افرادی که دچار شبهه شده یا ناباوران وجود نداشت. در این زمان آنها تنها می‌توانستند به کمک تفسیر احادیث امامان پیشین شیعه، غیبت طولانی امام را توجیه نمایند. در نوشته‌های نویسندگان شیعه تا چند دههٔ بعد از این زمان، به تداوم فعالیت سفرا اشاره نشده‌است.

عنوان سفیر در ابتدا در کتاب الغیبه نعمانی به چشم خورد اما نام و تعداد این نایبان ذکر نشده‌بود. سپس ابن بابویه نام چهار نایب را در کمال‌الدین ثبت نمود و مبسوط‌ترین گزارش‌ها دربارهٔ فعالیت سفرا در کتاب الغیبه ابوجعفر طوسی آمده‌است. به نوشتهٔ ایتان کولبرگ، عمدهٔ این گزارش‌ها بر مبنای دو کتاب که اکنون در دسترس نیست می‌باشد: اخبار ابی العمر و ابی الجعفر العمریان اثر ابن برنیه کاتب و اخبار الوکاله الربعه نوشته احمد بن علی بن عباس بن روح صیرفی. به گفتهٔ کولبرگ در دانشنامهٔ اسلام، اعتقاد به سفرا در نزد خاندان نوبختی شکل گرفت.

ورنا کِلِمْ در دانشنامه ایرانیکا، چنین می‌نویسد که احتمالاً گسترش ایدهٔ نایبان چهارگانه توسط خاندان نوبختی در میان شیعیان انجام شده باشد. اطلاعات موجود در مورد دو نائب اول چنین می‌نمایاند که این دو پس از مرگشان به عنوان نائب خاص امام زمان شناخته شدند؛ زیرا نیابت باید از زمان مرگ حسن عسکری شروع می‌شد. در سطح شخصی باید گفت دو فامیل عمری و نوبختی با هم خویشاوند بودند. دختر ابن عمری، ام کلثوم با یکی از نوبختی‌ها ازدواج کرد و منشی حسین بن روح بود. لازم به ذکر است که به گفتهٔ ورنا کلم، نوهٔ ام کلثوم(ابن برنیه)، منبع اصلی کتاب‌های شیخ طوسی بود که برای اولین بار وجود چهار نائب خاص امام زمان را مطرح نمودند.




نواب اربعه

۱) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری

منابع شیعه اطلاعات کمی در مورد زندگی دو نایب اول امام زمان به دست می‌دهند. عثمان ادعا می‌نمود که فرزند حسن عسکری را به چشم دیده بود. او از وکیلان حسن عسکری و هادی بوده‌است. به اعتقاد کنونی شیعه، عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود، هر چند به گفته کِلِم چنین پیداست که تعیین وی به سمت واسطه امام دوازدهم به طور رسمی نبوده‌است.او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان حسن عسکری، عثمان پول از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری، مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.


۲) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید

محمد همراه پدرش عثمان بن سعید، وکالت حسن عسکری را بر عهده داشت. از دیدگاه کنونی شیعه، محمد چهل سال وکالت را عهده‌دار بود و طی این مدت وجوهات شیعیان را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.


۳) ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی

نکته مهم در مورد او این بود که بعد از ربع قرن٬ ارتباط رسمی با امام غائب از سر گرفته‌شد. اولین توقیعی که نوبختی در ۲۴ شوال ۳۰۵ هجری ارائه نمود٬ فرمانی بود که امام غائب در آن حسین بن روح را بعنوان نفر اول سلسله مراتب شیعه تائید می‌کرد.به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ ه.ق./ ۹۱۷ م. بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند.حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث، با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید.حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره‌مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.
در دوران حسین بن روح، ابوجعفر محمد بن علی الشلمغانی (اعدام شده در سال ۳۲۲/ ۹۳۳) دستیار حسین روح و مامور او در بغداد، ادعا کرد که او سفیر واقعی و برحق حسین بن روح است و البته پس از چندی بطور کلی قضیه وجود امام غایب را انکار کرد. همچنین منصور حلاج نیز از کسانی بود که به مخالفت با نیابت حسین بن روح پرداخت و هر دو خشم شیعیان آن زمان را بر انگیختند و با نفوذی که خاندان نوبختی داشتند، توسط دولت عباسی اعدام شدند.


۴) ابوالحسن علی بن محمد سمری (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)

از دیدگاه تاریخی، تنها در زمان خاندان نوبختی بود که نواب مورد پذیرش عموم شیعه بودند و کنترل شیعیان را در دست داشتند. در زمان علی بن محمد، این کنترل دوباره از بین رفت و مورد پذیرش عموم شیعیان نبود. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران موسوم به غیبت کبری شروع شد.
ساعت : 7:57 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page