قهوه

این بازی شباهت زیادی به بازی اسپیدز آمریکایی دارد، اما تفاوت آن استفاده از ژوکر است. این بازی از خانواده حکم است







شرح مختصر بازی:

در این بازی ژوکر رنگی بالاترین برگ و ژوکر سیاه برگ سر بعد از آن به شمار می‌رود. در این بازی حکم همیشه پیک است. هر فرد در ابتدای بازی تعداد دستی را که می‌تواند بگیرد اعلام می‌کند (حد اقل ۲ دست). سپس بازی می‌کنیم. در پایان هر تیمی که کمتر از مجموع تعهد افرادش دست گرفته بود با ضریب ده منفی می‌خورد. کسب کردن دست تعهد شده ۱۰ امتیاز برای هر دست، و برای دست‌های اضافی گرفته شده ۱ امتیاز برای هر دست حساب می‌شود. بازی تا ۵۰۱ یا ۱۰۰۱ ادامه دارد







شرح کامل بازی:

آغاز بازی:دو ژوکر سیاه و رنگی را وارد دست می‌کنیم و ۲ لو خشت و دل را بیرون می‌کشیم تا ۵۲ برگ کامل شود.

الف) دست دادن: بر حسب قرعه یک نفر دست می‌دهد. دست دادن مانند حکم است اما نیاز به تعیین حاکم نیست چون حکم همیشه پیک است.

نکته مهم در دست دادن این بازی این است که نفر پاستور عوض نمی‌شود تا وقتی که تیم او از نظر امتیاز از تیم رقیب پیش بیفتد. در این هنگام دست دادن به نفر سمت راست منتقل می‌شود. و دوباره این شخص وظیفه دست دادن را تا زمانیکه امتیاز تیمش از رقیب بیشتر ود را انجام خواهد داد

ب) تعهد کردن و نحوه شمارش امتیاز: پس از دست دادن، هر فردی اعلام می‌کند که چند دست خواهد برد. این تعداد از ۲ دست کمتر نمی‌تواند باشد. ابتدا نفر سمت راست پاستور و سپس افراد دیگر از سمت راست اعلام می‌کنند. پس از پایان این مرحله، جمع تعهد هر تیم نوشته می‌شود، مثلأ تیم اول جمعآ ۶ دست و تیم دوم جمعأ ۵ دست خوانده‌است. در پایان بازی، چنانچه تیمی نتوانسته باشد به اندازه دست‌های تعهد شده دست ببرد، تعهد خود × ۱۰ را منفی خواهد خورد. مثلأ تیم اول مورد بحث ما اگر نتواند ۶ دست را بگیرد، ۶۰ امتیاز منفی خواهد خورد. اگر تیمی بتواند همان امتیاز تعهد شده، یا بیشتر از آن را بگیرد، به تعداد دست‌های تعهد شده، هر دست ۱۰ امتیاز و برای دست‌های اضافی که گرفته، هر دست ۱ امتیاز می‌گیرد. مثلأ اگر همان تیم مورد مثال ما به جای ۶ دست، ۸ دست ببرد، ۶۲ امتیاز می‌گیرد: ۶۰ امتیاز برای ۶ دست تعهد شده و ۲ امتیاز برای دو دست اضافی

ج) بازی: بازی توسط فرد سمت راست پاستور آغاز می‌شود و کاملأ مطابق حکم است اما با یک تفاوت در نحوه بازی ژوکرها: ژوکرها را می‌توان در هر زمان که بخواهیم بازی کنیم، بدون توجه به این که آیا خال بازی شده را در دستمان داریم یا نه. مثلأ اگر تک دل بازی شده باشد و ما در دستمان دل هم داشته باشیم، در صورت صلاح دانستن می‌توانیم با ژوکر بازی کنیم و آن را ببریم. ژوکر رنگی بالاترین برگ و ژوکر سیاه برگ سر بعد از آن است. این دو حتی تک پیک یعنی بالاترین برگ حکم را هم می‌برند. اما نکته جالب بازی این است که ژوکر رنگی اجازه بازی شدن را ندارد تا وقتی که ژوکر سیاه بازی شده باشد. در واقع ژوکر رنگی گروگان ژوکر سیاه است و کسی که ژوکر سیاه را داشته باشد می‌تواند با بازی خوب از بازی مناسب ژوکر رنگی جلوگیری کند. نکته دیگر این که ژوکر سیاه باید حتمأ تا دست دهم بازی شود. این کار برای این است که ژوکر رنگی هم اجازه بازی بیابد

د) شمارش امتیاز و پایان بازی: بازی تا رسیدن یکی از دو تیم به امتیاز از پیش تعین شده، که معمولأ ۵۰۱ یا ۱۰۰۱ است. ادامه می‌یابد. ه)قانون دیگری که این بازی دارد امکان خرید و فروش دست است به این صورت که گروهی که تعداد دست کمتری را اعلام کرده اند میتوانند دست بهتر گروه مقابل را با اعلام حداقل دو دست بیشتر(اگر بالای 10 بود یک دست بیشتر)مال خود کنند مثال گروه اول مجوع 7 دست میخواند ولی گروه دوم میبیند با دست بدی که دارد حداکثر 3 دست میگیرد(احتمالاً گروه اول امتیاز بیشتری دارد و میخواهد بدون ریسک تا پایان بازی پیش رود)یعنی گروه اول امکان گرفتن 10 دست را دارد پس گروه اول اعلام میکند که دست گروه اول را میخرد پس هر کس پس از حفظ کردن دست خود دست خود را به نفر سمت راست خود میدهد و دو گروه دوباره تعداد دستی که میخوانند را اعلام میکنند(گروه دوم حداقل باید 9 دست را اعلام کند)خرید و فروش میتواند چند بار انجام شود






سور

چهاربرگ یا سور یا یازده شناخته شده ترین و آسان ترین بازی با ورق است که می‌توان به سادگی آن را فرا گرفت. این بازی را می‌توان به روش‌های گوناگون ۲ نفره، ۳ نفره و ۴ نفره و... انجام داد که البته گونه ۲ نفره آن بیشتر مورد توجه است.

دست دادن: ابتدا یک نفر ورقها را بر زده و چهار برگ به حریف، چهار برگ به خودش و چهار برگ روی زمین پخش می‌کند.

بازی کردن: نحوه بازی به این گونه است که هر گاه مجموع عدد روی چند کارت ۱۱ شد فرد می‌تواند آن برگ‌ها را جمع کند.







قوانین

سرباز همه کارت‌ها را می‌تواند جمع کند به جز شاه و بی بی
کارت شاه می‌تواند کارت شاه دیگر را جمع کند
کارت بی بی می‌تواند کارت بی بی دیگر را جمع کند
در صورتی که بازیکن با کارتی که می‌اندازد زمین را خالی کند آن بازیکن سور زده است
سرباز نمی‌تواند سور بزند
در صورت خالی بودن زمین بازیکن نمی‌تواند سرباز بیندازد (برای جلوگیری از سورخوردن) مگر آنکه دیگر ورقی نداشته باشد







امتیاز بندی

۱۰ خشت ۳ امتیاز دارد
۲ خاج ۲ امتیاز دارد
هفت عدد (برگ) خال خاج ۷ امتیاز دارد (کمتر از هفت عدد امتیازی ندارد و بیشتر از هفت عدد هم تنها ۷ امتیاز را دارد)
هر تک به تنهایی ۱ امتیاز دارد
هر سرباز به تنهایی ۱ امتیاز دارد
هر سور ۵ امتیاز دارد







پوکر

قوانین و رتبه بندی در بازی پوکر

نمودار زیر به ترتیب شامل بهترین دست (Royal Flush) تا بدترین دست ممکن (High Card) است که در بازی پوکر مورد استفاده قرار می‌گیرد. گفتنی است که در بازی پوکر بهترین دست برنده می*شود، بنابراین به طور مثال دست (Full House) نسبت به (Flush) برتری دارد.

رویال فلاش (royal flush): این ترکیب بالاترین دست در رده بندی دستهای پوکر است. پنج کارت از آس تا ۱۰ با یک خال (گشنیز، خشت، دل یا پیک):

A♠ K♠ Q♠ J♠ 10♠

استریت فلاش (استریت به معنای مستقیم یا ردیف است) (straight flush): پنج کارت پشت سر هم با یک خال (گشنیز، خشت، دل یا پیک):

Q♥ J♥ 10♥ 9♥ 8♥

کاره ("Four of a kind" or "Quad"): چهار عدد از یک ورق:

K♣ K♦ K♥ K♠ 9♥

فول هاس (full house): سه تا از یک عدد و ۲ تا از عدد دیگر:

8♣ 8♦ 8♠ K♣ K♠

فلاش (flush): پنج ورق از یک خال بدون ترتیب پشت سر هم:

K♠ J♠ 8♠ 4♠ 3♠

استریت (straight): پنج ورق به ترتیب پشت سر هم از خالهای مختلف* (حتی اگر یک خال با بقیه متفاوت باشد):

5♦ 4♥ 3♠ 2♦ A♦

سه (three of a kind): سه عدد از یک ورق:

7♣ 7♥ 7♠ K♦ 2♠

دو گروه یا دو pari (two pair): دو عدد از دو ورق:

A♣ A♦ 8♥ 8♠ Q♠

یک گروه یا pair(one pair): دو عدد از یک ورق:

9♥ 9♠ A♣ J♠ 4♥

ورق بالا (high card): پنج کارت بدون هیچگونه دسته بندی:

A♦ 10♦ 9♠ 5♣ 4♣

نحوه توزیع ورق*ها

در انواع Hold'em، Omaha و Five Crad Draw یک دیسک در جهت حرکت عقربه‌های ساعت بین بازیکنان می‌چرخد که به آن Dealer می گویند. توزیع کارت از نفر بعد از Dealer شروع می‌شود و به هر نفر یک کارت داده می‌شود تا به Dealer برسیم. سپس این کار یک دور دیگر (در Hold'em) یا سه بار دیگر (در Omaha) انجام می‌شود. (در Hold'em هر نفر ۲ کارت و در Omaha هر نفر ۴ کارت خواهد داشت.)







روند انجام شرط بندی (Betting):

حداقل میزان پول لازم برای ورود به هر دور بازی Big Blind نام دارد. دیسک Dealer نشان می‌دهد که نفر بعد از آن در جهت عقربه‌های ساعت باید نصف میزان حداقل (Small Blind) را قبل از دریافت هر کارتی بپردازد و نفر بعد از وی کل مبلغ را(Big Blind). در واقع این دو نفر مجبور به پرداخت این مبالغ هستند. برای اختصار از این پس از Big Blind و Small Bling به عنوان SB و BB یاد می‌شود.

بعد از توزیع کارت، شرط بندی از نفر بعد از BB شروع می‌شود.

هر بازیکن برای ورود به بازی باید حداقل میزان BB را بپردازد یا در غیر اینصورت از آن دور بازی خارج شود و به اصطلاح جا برود (Fold).

حالت دیگر این است که شخصی با توجه به پتانسیل بالای کارتهای موجود در دستش میزان شرط را افزایش دهد (Raise).

حداقل میزان Raise به اندازه یک BB است. از نظر حداکثر میزان Raise پوکر به سه دسته تقسیم می‌شود. Limit و No-Limit و Pot Limit در نوع Limit حداکثر مبلغ افزایش همان یک BB است و اینکار تا حداکثر ۴ دور انجام پذیر است. در نوع Pot Limit حداکثر به اندازه پولی که تا به آن لحظه در میان بازی (Pot) جمع شده می‌توان Raise کرد. در نوع No Limit محدودیتی در میزان افزایش شرط نیست.

بعد از Raise هر بازیکنی باید به میزان آخرین شرط بپردازد تا بتواند در آن دور بازی شرکت کند. برای مثال اگر در یک دور، SB برابر ۱۰ و BB برابر ۲۰ است، اگر کسی مبلغ را به ۶۰ افزایش دهد، نفرات بعدی باید حداقل همان ۶۰ را برای حضور در بازی بپردازند.

مثال ۱ - تعداد افراد ۶ نفر

SB = ۱۰

BB = ۲۰

نفر اول بعد از BB جا می‌رود. (Fold)

نفر دوم ۲۰ دلار می‌پردازد. (Call)

نفر سوم ۲۰ دلار می‌پردازد. (Call)

نفر چهارم که همان نفر صاحب دیسک Dealer است جا می‌رود. (Fold)

نفر SB چون قبلاً ۱۰ تا پرداخته است، برای ادامه باید ۱۰ تای دیگر بپردازد.

نفر BB در اینجا دارای دو انتخاب است. وی می‌تواند یا Check کند به این معنی که چون قبلاً ۲۰ تا پرداخته با اعلام موافقت خود با میزان شرط، آن دور شرط را می‌بندد و وارد دور بعد می‌شویم. حالت دیگر این است که وی Raise می‌کند که در این حالت کلیه افراد باقی‌مانده، باید به نوبت به میزان ما به التفاوت مبلغ جدید و ۲۰ تایی که قبلاً پرداخته‌اند بپردازند تا قادر به ادامه بازی باشند. اگر کسی مایل به پرداخت مبلغ اضافه نیست Fold می‌کند و از آن دور بازی خارج می‌شود ولی پولی که تا آن زمان در بازی گذاشته را از دست خواهد داد.

دور اول کارتهای اشتراکی: سه کارت با نام Flop

بعد از پایان دور اول شرط بندی، ۳ کارت رو می‌شود. این سه کارت متعلق به همه بازیکنان است. به این معنی که هر یک از آنان با اضافه کردن این سه کارت به دو کارت موجود در دست خود یک دست ۵ تایی پوکر که در بالا لیست شده می‌سازد. بعد از نمایش Flop یک دور تازه شرط بندی، انجام می‌شود. در این دور نفر اول برای اعلام شرط SB است که بر اساس گردش عقربه‌های ساعت نفرات بعدی باید بازی کنند. باز هم مانند قبل هر بازیکن می‌تواند Check کند، Raise کند یا در پاسخ به یک Raise جا رفته یا Fold کند.

بعد از بسته شدن دور جدید کارت بعدی اشتراکی رو می‌شود.

دور دوم کارتهای اشتراکی: یک کارت با نام Turn یا Fourth Street

بعد از پایان دور دوم شرط بندی، ۱ کارت رو می‌شود. این کارت نیز همچون سه کارت قبلی متعلق به همه بازیکنان است. به این معنی که هر یک از آنان با اضافه کردن این چهار کارت به دو کارت موجود در دست خود و با ترکیب بهترین دست ۵ تایی از ۶ کارت که در بالا لیست شده می‌سازد. بعد از نمایش Turn یک دور تازه شرط بندی، انجام می‌شود. در این دور نفر اول برای اعلام شرط SB (یا اولین نفر بعد از وی که در بازی حضور دارد) است که بر اساس گردش عقربه‌های ساعت نفرات بعدی باید بازی کنند.

باز هم مانند قبل هر بازیکن می‌تواند Check کند، Raise کند یا در پاسخ به یک Raise جا رفته یا Fold کند.

بعد از بسته شدن دور جدید کارت پایانی اشتراکی رو می‌شود.

دور سوم کارتهای اشتراکی: یک کارت با نام River یا Fifth Street

بعد از پایان دور سوم شرط بندی، ۱ کارت که کارت آخر است رو می‌شود. این کارت نیز همچون چهار کارت قبلی متعلق به همه بازیکنان است. به این معنی که هر یک از آنان با اضافه کردن این پنج کارت به دو کارت موجود در دست خود و با ترکیب بهترین دست ۵ تایی از ۷ کارت که در بالا لیست شده می‌سازد. بعد از نمایش River یک دور تازه شرط بندی، انجام می‌شود. در این دور نفر اول برای اعلام شرط SB (یا اولین نفر بعد از وی که در بازی حضور دارد) است که بر اساس گردش عقربه‌های ساعت نفرات بعدی باید بازی کنند.

باز هم مانند قبل هر بازیکن می‌تواند Check کند، Raise کند یا در پاسخ به یک Raise جا رفته یا Fold کند.

در هر دور بازی اگر افزایش شرط توسط یک بازیکن منتهی به جارفتن یا Fold بقیه شود، نفر باقی‌مانده برنده کلیه پولهایی است که تا آن لحظه جمع شده است.

پس از رو شده کارت آخر یا River و پس از بسته شدن دور شرط، در صورتی که بیش از یک نفر در بازی حضور دارند، Show Down یا نمایش دستها اتفاق می‌افتد. به این معنی که آخرین نفر که قبل از کارت آخر شرط را افزایش داده (و در صورت عدم افزایش، SB یا نفر اول بعد از وی که در بازی حضور دارد) کارتهایش را رو می‌کند و به ترتیب بقیه نیز همین کار را می‌کنند و بهترین دست پولهای موجود را می‌برد.

اگر دو یا چند نفر دستهای مشابه داشته باشند، Split یا تقسیم پول انجام می‌شود.

بدیهی است میزان افزایش مبلغ توسط شما به قدرت دست شما در هر لحظه یا استنباط شما از ضعف حریفتان با توجه به بازی وی تا آن لحظه بستگی دارد.

مثال ۲ (No-Limit Hold'em) - تعداد افراد ۶ نفر

SB: ده دلار

BB: بیست دلار

نفر اول بعد از BB (علی) با دست ۳♠ ۲♦ جا می‌رود. (Fold) نفر دوم (بهزاد) با دست Q♥ J♥ بیست دلار می‌پردازد. (Call) نفر سوم (مجید) با دست A♠ A♦ با شصت دلار افزایش شرط را به هشتاد دلار میرساند. (Raise) نفر چهارم (الهام) که همان نفر صاحب دیسک Dealer است با دست ۵♠ ۴♥ جا می‌رود (Fold). نفر SB (روشنک) چون قبلاً ۱۰ دلار پرداخته است، برای ادامه باید ۷۰ دلار دیگر بپردازد. وی با دست K♠ Q♠ هفتاد دلار دیگر می‌پردازد. نفر BB (مسعود) با دست J♠ 4♥ جا می‌رود. نفر اول بعد از BB که قبلاً جا رفته است. نفر دوم بعد از BB که قبلاً با دست Q♥ J♥ بیست دلار پرداخته است شصت دلار دیگر می‌پردازد و دور شرط بندی بسته می‌شود. پول موجود در Pot: دویست و ۶۰ دلار







Flop:

A♣ 9♠ 7♠

نوبت بهزاد است. وی با ترکیب A♣ 9♠ 7♠ Q♥ J♥ دست قدرتمندی نساخته است. بنابراین چک می‌کند. مجید با ترکیب A♠ A ♦ A♣ 9♠ 7♠ دستی بسیار قدرتمند تا این لحظه دارد. سه آس. وی ۱۰۰ دلار شرط می‌بندد. روشنک با ترکیب A♣ 9♠ 7♠ K♠ Q♠ دستی قدرتمندی ندارد ولی اگر یک پیک دیگر روی زمین ظاهر شود دستی بسیار قدرتمند خواهد ساخت. وی تصمیم می‌گیرد ۱۰۰ دلار برای دیدن کارت بعدی بپردازد. مجدداً بازی به بهزاد می‌رسد. وی نه دست خوبی دارد و نه امیدی برای بهبود دستش دارد. وی از خیر پولی که تاکنون سرمایه گذاری کرده می‌گذرد و جا می‌رود.

پول موجود در Pot: چهارصد و ۶۰ دلار

Turn:

۱۰♠

Board:

A♣ 9♠ 7♠ 10♠

مجید با ترکیب A♠ A ♦ A♣ 9♠ 10♠ با دیدن پیک سوم تا حدودی نگران این است که روشنک با داشتن دو پیک در دستش به فلاش رسیده باشد. با اینحال وی ۲۰۰ دلار شرط می‌بندد. روشنک با ترکیب 9♠ 7♠ K♠ Q ♠10♠ دست بسیار قدرتمندی دارد. وی ۲۰۰ دلار را Call می‌کند.

پول موجود در Pot: هشتصد و ۶۰ دلار

River:

۷♥

Board:

A♣ 9♠ 7♠ 10♠ 7♥

مجید با ترکیب A♠ A ♦ A♣ 7♥ 7♠ تقریباً شکست ناپذیر است. روشنک تنها باید ۷♦ ۷♣ داشته باشد تا با کاره هفت مجید را ببرد که احتمالی بسیار بعید است. مجید تمام موجودی اش را ۱۰۰۰ دلار دیگر باشد به میان می‌گذارد.

روشنک کماکان بهترین ترکیب ممکنش همان 9♠ 7♠ K♠ Q ♠10♠ است. دیدن یک Pair در کارتهای مشترک او را نگران کرده که نکند مجید به فول هاوس رسیده باشد. با این حال وی موجودی باقی‌مانده اش را که ۱۲۰۰ دلار دیگر است را به میان می‌گذارد. البته از موجودی وی تنها ۱۰۰۰ دلار دیگر به میان می‌رود (برابر با آخرین موجودی مجید) و ۲۰۰ دلار برای خودش می‌ماند.

مجید با ترکیب ♠ A ♦ A♣ 7♥ 7♠ (Aces full of Sevens) روشنک را که دارای ترکیب 9♠ 7♠ K♠ Q ♠10♠ است (Flush King high) شکست می‌دهد.






بیست و یک

بیست و یک یا بلک‌جک یکی از بازی ورق‌بازی است که برای انجام آن بایستی از سکه یا اسکناس بهره گرفت. البته برخی از افراد برای پرهیز از بکارگیری سکه یا اسکناس از ژتون‌ها یا اشیای دیگری به عنوان پول استفاده می‌کنند. اما شرط کمیابی آن شی باید رعایت شود.

در این بازی مدیریت مجوعه ورق‌ها همراه ریسک‌پذیری، شرط‌بندی و تا اندازه‌ای بلوف است، به گونه‌ای که باید به عدد ۲۱ دست یافت یا به حد پایین آن دست یافت. اگر بازیکنی مجموع کارت‌هایش بیش از ۲۱ شود، بازی را باخت است. کسی که باخته است می‌بایست به حریفان باخت خود را اعلام کند






بلوف

تعداد بازیکنان:

برای این بازی حداقل نیاز به ۴ نفر می‌باشد و حداکثر ۸ نفر

روش بازی:

ابتدا طبق قرعه شخص دست دهنده مشخص می‌شود و همانند اکثر بازی‌های ورق، از سمت راست شروع به پخش کردن ورق‌ها می‌کند و تعداد کارت‌ها براساس تعداد نفرات مشخص می‌شود.

قواعد بازی:

۱: تعداد نفرات باید حتماً زوج باشد. (۴،۶،۸)

۲: در صورتیکه تعداد نفرات بیش از ۴ نفر باشد باید از ۲ دست ورق استفاده شود.

۳: نفر سمت راست دست دهنده به عنوان شروع کننده بازی نسبت به دست خود، تعداد و کارت خود را اعلام کرده و کارت‌های خود را از پشت به زمین می‌اندازد، مثلاً اعلام می‌کند ۲ تا ۷، بدین ترتیب دیگر بازیکنان ملزم به انداختن همان کارت اعلام شده می‌باشد، طبیعی است که شروع کننده و یا یکی از بازیکنان آن کارت اعلام شده را در دست خود نداشته باشند، اینجاست که اصل بازی شروع می‌شود و شخص "بلوف" می‌زند و کارتی به غیر از کارت اعلام شده را زمین می‌اندازد، اگر نفر بعد احساس کند که شخص، کارتی غیر از کارت اعلام شده به زمین انداخته، اعلام بلوف کرده و کارت‌های انداخته شده را، رو می‌کند، در صورتیکه حدسش درست باشد، نفر بلوف زننده، به عنوان جریمه تمامی کارت‌های روی زمین را باید بردارد و اگر به اشتباه اعلام بلوف شده باشد خود شخص باید تمام کارت‌ها را بعنوان جریمه بر دارد، گاهی اوقات پیش می‌آید که یک نفر از بازیکنان بلوف را می‌فهمد و چون نوبتش نیست و نمی‌تواند اعلام بلوف کند، باید از نفر بعد بلوف زننده بخواهد که اعلام کند و اگر به اشتباه اعلام بلوف کند، جریمه شامل خودش می‌شود. در صورتی که هیچ یک از بازیکنان اعلام بلوف نکنند و یک دور بازی تمام شود و نوبت به شروع کننده برسد، او باید تعداد و کارت دیگری را اعلام کند. هرکس زودتر کارت‌هایش تمام شود به عنوان برنده اعلام می‌شود و حکم شاه را دارد، نفر دوم تا ماقبل آخر وزیر، نفر آخر که بازنده بازی است (دزد) مجبور به اجرای حکم شاه می‌باشد.






شیطانک

این بازی بسیار ساده است و یادگیری آن بسیار آسان است و محدودیتی از نظر تعداد نفرات ندارد. با این حال بازی کردن با شمار کمتر از سه و نیز شمار بسیار زیاد از گیرایی آن می‌کاهد. به مجموعه ورق‌ها یک ژوکر افزوده می‌شود و بازکنان تلاش می‌کنند با تبادل نوبتی و شانسی کارت‌ها، هر چه زودتر کارتهای خود را به صورت دو به دو و از یک شماره از دست خود خارج کنند. در پایان کسی که دارنده ژوکر است بازنده بازی است و اصطلاحاً شیطان یا دزد نامیده می‌شود. نفر اول شروع می‌کند و یکی از ورق‌های نفر سمت راست خود را از پشت می‌کشد اگر ورق جوری با آن داشت هر ۲ را زمین می‌اندازد و یک ورق دیگر می‌کشد و همین طور ادامه می‌دهد و اگر ورق هم خوان (ار نظر عددی) نداشت نوبت او تمام می‌شود و نفر سمت راست همین کار را با نفر سمت راست خود می‌کند و دور تکرار می‌شود. جوکر با هیچ ورقی پایین انداخته نمی‌شود و کسی که در آخر جوکر در دستش باقی می‌ماند بازنده است و با نظر جمع جریمه‌ای را می‌دهد.

اگر احیاناً از دست نفر سمت راست خود جوکر را کشیدید سعی کنید لبخند نزنید یا چهرتون تغییر نکنه

نخستین کسی که بازی را به پایان برده است، شاه (یا حاکم) و نفر یکی مانده به نفر پایانی، جلاد نام می‌گیرد و شاه می‌تواند یک حکم کیفر را برای بازنده دستور دهد.






بیست‌سؤالی

بیست‌سؤالی گونه‌ای بازی شفاهی چندنفره است. در این بازی یک نفر یا یک تیم، واژه‌ای را در نظر می‌گیرند. بازیکن یا تیم طرف مقابل باید با پرسیدنِ تنها ۲۰ پرسش بتواند آن واژه را حدس بزند. به پرسش‌های او تنها پاسخِ بله/خیر داده می‌شود.

بهترین استراتژی برای پرسش‌کننده در این بازی، طبقه‌بندی موضوع‌ها است به طوری که بازیکن از موضوع‌های کلی به جزئی برود.






مثال


س: آیا گیاه است؟
پ: بله
س: آیا خوردنی است؟
پ: خیر
س: آیا نوعی درخت است؟
پ: بله






نقطه بازی
نقطه بازی یک بازی است که به شکل سنّتی با شرکت حداقل دو بازیکن، روی کاغذ انجام می‌شود. امروزه شکل‌های رایانه‌ای و برخطِ این بازی هم ساخته شده است.






مافیا

مافیا(که گرگینه یا آدمکش نیز نامیده می‌شود) یک بازی گروهی است که نبرد بین یک اقلیت آگاه و یک اکثریت ناآگاه را شبیه‌سازی می‌کند. بازیکنان به طور مخفیانه تعیین نقش می‌شوند: یا مافیا، که همدیگر را می‌شناسند؛ یا شهروند، که تنها از تعداد افراد مافیا آگاه هستند. در فاز شب بازی، افراد مافیا به صورت مخفیانه یک شهروند را می‌کشند. در طول فاز روز، تمام بازیکنان بازمانده در مورد هویت‌های مافیایی بحث می‌کنند و برای حذف یک مظنون رای می‌دهند.

بازی ادامه می‌یابد تا زمانی که همهٔ مافیاها حذف شوند(برد شهروندان) و یا تعداد مافیاها و شهروندان برابر شود(برد مافیا). یک بازی معمولی با ۷ شهروند (دکتر-کارآگاه-شهروند ساده) و ۲ مافیا شروع می‌شود.

این بازی به صورت آنلاین نیز قابل اجراست.






تاریخچه

دیمیتری دیویدف (به روسی: Дми́трий Давы́довv) به عنوان سازنده این بازی معرفی شده‌است. به گفتهٔ وی، اولین بار مافیا در بهار ۱۹۸۶ در بخش روانشناسی دانشگاه دولتی مسکو بازی شده‌است و سپس در کلاس‌های درس، خوابگاه‌ها و اردوگاه‌های تابستانی دانشگاه مسکو پخش شده‌است. شبکه خبری وایرد (Wired) هم ساخت این بازی را به دیویدف نسبت می‌دهد اما تاریخ اولین بازی را سال ۱۹۸۷ می‌داند. این بازی به سرعت در سایر مدارس و دانشگاه‌های شوروی محبوبیت پیدا کرد. در دهه ۱۹۹۰ این بازی به اروپا و پس از آن به ایالات متحده آمریکا راه یافت. مافیا در اویل دههٔ ۸۰ شمسی وارد ایران شد. وب سایت about.com بازی مافیا را به عنوان یکی از «۵۰ بازی برتر تاریخی و فرهنگی» ایجاد شده از سال ۱۸۰۰ تا به حال، معرفی کرده‌است.






روند کلی بازی

در این بازی بی‌گناهان متهم و حتی کشته می‌شوند (از بازی بیرون انداخته می‌شوند) در حالی که مافیای اصلی (گروه آگاه) تلاش می‌کنند تا دیگران (اکثریت ناآگاه) را متقاعد کنند که آنان قاتل نیستند. مجرمان واقعی در این بازی به دروغ خود را راستگو معرفی کنند و پلیس راستگو باید در مقابل بتواند دست مافیا را رو کند و شهروندان را متقاعد کند تا علیه مافیا دست به کار شوند.

برخی استدلال می‌کنند که بازی مافیا، شبیه ساختن آن چیزی است که در دنیای واقعی در اجتماع و سیاست رخ می‌دهد. آنان مافیا را شبیه سیاست‌ورزی و سیاست‌مداری می‌دانند به گونه‌ای که بازیگران این عرصه باید در فریب نخوردن و فریب دادن توانایی بالایی داشته باشند. در این بازی همچون دنیای سیاست هر فردی باید به شدت مراقب رفتار، گفتار خود و متهم نمودن دیگران باشد تا اکثریت بازیگران سوء برداشتی از او نداشته باشند.

این بازی به نوعی شبیه‌سازی فرایند دادرسی در دادگاه نیز هست که هر کسی در جایگاه وکیل خود باید در برابر یک قاضی بی‌طرف از خود دفاع کرده و شواهد و سرنخ‌های اتهام دیگران را رو کند و با استدلال دیگران را متقاعد کند که خود متهم نیست و کسی دیگری متهم است و در نهایت این هیات منصفه (متشکل از خود بازیگران) است که رای می‌دهد که آیا توضیحات و استدلال‌های آن فرد پذیرفته شده‌است یا خیر.






روش بازی

این بازی نیاز به یک بازیگردان (کدخدا) دارد که خود بازی نمی‌کند و فقط مدیریت بازی را بر عهده دارد. وی ناظر بر اعمال تمام بازیکنان است. در ابتدا، بازیگردان (کدخدا) نقش هر یک از افراد را به طور مخفیانه مثلاً با پخش کارت تعیین می‌کند. در هنگام بازی اگر تخلفی رخ دهد بازی‌گردان (کدخدا) می‌تواند فرد متخلف را از بازی اخراج می‌نماید. بازیکنان بایستی تمام صحبت‌ها و حرکات‌شان را پس کسب اجازه از بازی‌گردان (کدخدا) انجام دهند. بدون اجازهٔ کدخدا کسی حق صحبت کردن را ندارد و برای سخنرانی کردن باید از کدخدا اجازه گرفته شود.

بازی‌گردان (کدخدا) در صورتی که متوجه تقلبی از یکی از بازی‌کنان شود بایستی دخالت کرده و بازی را متوقف کند.

بازیکنی که حذف می‌شوند باید از محوطهٔ بازی خارج شود.

وظیفهٔ اصلی کدخدا مبارزه با ترول‌ها (خرابکارها و متقلبان) می‌باشد.






کاراکترها

این بازی دو گروه اصلی دارد مافیاها و شهروندان

هر کدام از این گروه‌ها نقش‌های مختلفی دارند:

نقش‌های مافیایی

گادفادر - مافیای ساده - ناتاشا

نقش‌های شهروندی

اسنایپر - کاراگاه (رییس پلیس) - دکتر -فراماسون- روئین تن - کشیش - شهروند ساده

مافیای ساده: در فاز شب به همراه گادفادر بیدار می‌شود و یک نفر را برای کشته شدن انتخاب می‌کند.

گادفادر (پدرخوانده): رئیس مافیا محسوب می‌شود که در فاز شب با مافیاهای ساده بیدار می‌شود ولی می‌تواند خود را مافیای ساده نشان دهد. (یعنی زمانی که گاد در شب اول اعلام می‌کند "گادفادر اگر مایل است، خودش را اشاره کند" می‌تواند عکس العملی نداشته باشد) ضمناً گادفادر در فاز شب پس از مافیا جداگانه نیز بیدار می‌شود و می‌تواند نظر قبلی خود را نیز تغییر دهد، به هر حال انتخاب آخر با اوست.

ناتاشا: شخصیت منفی بازی که در فاز شب، با ندای خدا (پس از دکتر) بیدار می‌شود و یک نفر را انتخاب می‌کند که در روز بعد لال باشد. ناتاشا نقش مافیایی دارد و باید سعی کند که مافیا را کمک کند ولی از هویت همکارانش خبر ندارد. اگر کشیش درست عمل نکند شهروند منتخب در روز بعد حق صحبت کردن و رأی دادن ندارد.

دکتر: در فاز شب، با ندای خدا (پس از گادفادر) بیدار می‌شود و یک نفر را انتخاب می‌کند که از خطر کشته شدن توسط مافیا نجات یابد.

کشیش (پدر روحانی): در فاز شب با ندای خدا، پس از ناتاشا بیدار می‌شود و یک نفر را که حدس می‌زند لال شده باشد را انتخاب می‌کند که لال نباشد.

کارآگاه: در فاز شب، با ندای خدا بعد از کشیش بیدار می‌شود و یک نفر را که حدس می‌زند مافیا باشد را انتخاب می‌کند که از هویتش آگاه شود. (اگر فرد مورد نظر، گادفادر یا ناتاشا باشد خدا به کاراگاه جواب منفی می‌دهد، به عبارتی بهتر خدا فقط مافیاهای ساده را لو می‌دهد)

اسنایپر (پلیس): در فاز شب، با ندای خدا بعد از کاراگاه بیدار می‌شود و یک نفر را که حدس می‌زند مافیا باشد را انتخاب می‌کند که کشته شود.

رویین‌تن: شهروندی است که یک بار در فاز شب قابل کشته شدن نیست.

فراماسون: یکی از شخصیت‌های شهروندی است که در فاز شب با ندای خدا بیدار می‌شود و می‌تواند یکی از بازیکنان که احتمال می‌دهد شهروند باشد را انتخاب کند و با او لینک کند. خدا به بازیکن انتخاب شده توسط فراماسون به گونه‌ای که کسی متوجه نشود دست می‌زند، آن بازیکن چشم را باز می‌کند و ۲ نفر یکدیگر را شناسایی می‌کنند.(منظور از این حرکت شناسایی شهروندان به صورت مخفیانه می‌باشد.) در شب‌های بعد به همین ترتیب ۲ نفر می‌توانند چشم‌ها را باز کنند و با نفر سوم لینک کنند و ۳ نفر یکدیگر را بشناسند.۳ نکته وجود دارد: ۱- در هنگام لینک کردن در فاز شب، افراد تنها می‌توانند یکدیگر را به عنوان عضوی از شهروندان شناسایی کنند و حق فاش کردن هویت اصلی خود را ندارند ۲- در صورتی که فراماسون یا فراماسونها اشتباها با یک مافیا لینک کنند همه فراماسون‌ها کشته می‌شوند. در حالی که آن مافیا زنده می‌ماند. در این صورت در روز بعد خدا تمام نفرات حذف شده از بازی (کشته شدگان توسط اسنایپر، مافیا، و فراماسونها) را نام می‌برد و فقط اعلام می‌کند که شهر مرگ فراماسونی داشته است و این که چه کسانی فراماسونی کشته شده‌اند را اعلام نمی‌کند ۳- اگر فراماسون اصلی به هر نحوی کشته یا حذف شود در شب‌های بعد سایر کسانی که با فراماسون لینک کرده بودند حق چشم باز کردن یا قدرت لینک کردن با نفر دیگر را ندارند.






فاز شب

خدا به بازیکنان می‌گوید که «همه بخوابند» که به معنای این است که همه بازیکنان چشمان خود را ببندند و سر خود را پایین بیندازند. سپس، با دستور خدا با عنوان «مافیا بیدار شود»، اعضای مافیا چشمان خود را باز می‌کنند و همدیگر را شناسایی می‌کنند. اعضای مافیا در هر شب، با اتفاق نظر باید یکی از شهروندان را به نوبتی که در شب اول تصمیم گرفته‌اند، به قتل برسانند. این کار باید بدون جلب توجه سایر بازیکنان (که چشمانشان بسته‌است) به طور هماهنگ و همزمان انجام شود و با اشاره انگشت به اطلاع خدا رسانده شود. اگر هماهنگی و نوبت رعایت نشود اعضای مافیا در کشتن شهروندان موفق نخواهند بود. طبیعی است که اعضای مافیا معمولاً کسی را می‌کشند که در پیدا کردن هویت افراد مافیا و قانع کردن بقیه در این زمینه موفق تر از سایرین باشد. حتی ممکن است در مواقع بحرانی، برای اعتبار دادن به حرف‌های دوست مافیای خود یا نقض حرف‌های یک شهروند باهوش، یکی از افراد خودی «مافیا» را بکشند و این گونه خلاقیت هاست که به پیچیدگی بازی می‌افزاید. پس از اتمام کارِ مافیا، خدا به آنها می‌گوید چشمان خود را ببندند (این کار معادل این جمله‌است: «مافیاها بخوابند»). در صورتی که بازی، دکتر، پلیس یا کارآگاه نیز داشته باشد، این افراد نیز به ترتیب به دستور خدا چشمان خود را باز می‌کنند و پس از انجام وظیفه خود مجدداً چشمانشان را می‌بندند.

ترتیب اولویت اعلام اسامی در شب به ترتیب ذیل خواهد بود.

۱- پدرخوانده (چون در شب تنها کسی است که قدرت داره و باید نقش خودش رو ایفا کنه دن می‌باشد) ۲- ساقی ۳- اسنایپر ۴- کارآگاه ۵- دکتر ۶- ناتاشا و.. و در آخر فراماسون

لازم به توضیح می‌باشد که به ترتیب اولویت خدای بازی باید اسامی رو دریافت و اعمال کند.






فاز روز

در این مرحله، خدا به بازیکنان اعلام می‌کند که چشمان خود را باز کنند و اتفاقات شب گذشته را به اطلاع آنها می‌رساند. اگر کسی توسط مافیا به قتل رسیده باشد، از این امر آگاه می‌شود و بدون گفتن وصیت از محل میدان بازی خارج می‌شود. سپس، بازیکنان می‌توانند با گرفتن نوبت از خدا شروع به صحبت کنند و استدلال خود را دربارهٔ هویت اعضای باقی‌مانده (بر اساس شواهد و رفتار گذشتهٔ آنان) بیان کنند. پس از اتمام صحبت‌ها، خدا برای حذف یکی از اعضای مظنون به عضویت در مافیا، رای گیری می‌کند و به چند نفر از کسانی که بیشترین رای را دارند اجازه صحبت مجدد برای دفاع از خود داده می‌شود. سپس یک بار دیگر بین این افراد رای گیری می‌شود و در نهایت کسی که بیشترین رای مخالف را دارد (تعداد بیشتری از بازیکنان مشکوک به عضویت او در مافیا هستند) از میدان بازی خارج می‌شود. هر کسی فقط حق دادن یک رای را دارد.

در ابتدای بازی تصمیم گرفته می‌شود:

۱- افرادی که از بازی خارج می‌شوند هویت خود را اعلام کنند یا ناشناس بمانند.

۲- در بازی وصیت کردن وجود داشته باشد یا خیر.






پایان بازی

بازی زمانی پایان می‌یابد که یا تمام مافیاها حذف شوند (برد شهروندان)، و یا تعداد مافیاها و شهروندان مساوی شود (یعنی برد مافیا).

در صورت وجود نقش‌های سفید (بی‌طرف، کیلر) در بازی، اگر بازی طبق روند فوق تمام شود اما نقش‌های سفید همچنان حذف نشده باقی‌مانده باشند، این نقش‌های سفید هستند که برنده می‌باشند.






ساده‌ترین چینش برای بازی

برای شروع می‌توان از ساده‌ترین چینش برای بازی مافیا بهره برد، شرایط ساده‌ترین چینش به شرح زیر است:

۱- وصیت کردن مجاز نیست، و شهروندان پس از حذف حق صحبت‌کردن ندارند.

۲- پس از هر حذف در فاز شب روز بعد کدخدا نقش بازیکن حذف شده را اعلام می‌کند.

۳- برای بازی به ۸ بازیکن نیاز است. (۱ کدخدا ۱ دکتر ۱ کارآگاه ۳ شهروند عادی و ۲ مافیا)

۴- بازی در مرحلهٔ یک شب آغاز می‌شود.

۵- مافیا امکان خودکشی (حذف یکی از یاران مافیایی خود) را ندارد.

۶- مافیا می‌تواند برای رد گم کنی و گیج کردن شهروندان هیچ‌کس را در مرحلهٔ شب حذف نکنند.






اندیشه‌های مافیایی (کاربرد در بازی مافیا)

برای پیروزی در بازی مافیا روش‌های متفاوتی وجود دارد، اما برای چینش فوق که ساده‌ترین نوع چینش بازی است، ساده‌ترین شیوهٔ عملکرد غالباً اینگونه می‌باشد که کارآگاه خود را معرفی می‌کند و دکتر نیز سعی می‌کند پنهان بماند تا توسط مافیا شناسایی نشده و حذف نشود تا بتواند همچنان به درمان شهروندان بپردازد.

در مقابل مافیا برای آنکه مانعی برای کارآگاه ایجاد کند اقدام به جای‌زدن دروغین خود به عنوان کارآگاه می‌کند، در این بین این شهروندان عادی هستند که اهمیت اصلی را دارند و باید تصمیم بگیرند که به کدام‌یک از پلیس‌ها اعتماد نمایند.






سودوکو
سودوکو (به ژاپنی: 数独) جدول اعدادی است که امروزه یکی از سرگرمی‌های رایج در کشورهای مختلف جهان به شمار می‌آید.






تاریخچه

سودوکو، مخفف یک عبارت ژاپنی 数字は独身に限る که خوانده می‌شود سوجی وا دوکوشین نی کاگیرو به معنی «ارقام باید تنها باشند» است.

هر چند این بازی برای اولین بار در یک مجله پازل آمریکایی در سال ۱۹۷۹ انتشار یافت، ولی انتشار آن به طور مستمر و پی‌گیر برای نخستین مرتبه بر می‌گردد به ژاپن در ۱۹۸۶ و از سال ۲۰۰۵ این سرگرمی به محبوبیت جهانی دست یافت و نخستین مسابقه ملی آن در سال ۲۰۰۸ در فیلادلفیا، آمریکا بر‌گزار شد.

در ایران برای اولین بار روزنامه همشهری در سال ۱۳۸۵ ه.ش اقدام به چاپ سودوکو به صورت روزانه کرد.






قانون بازی

نوع متداول سودوکو یک جدول ۹x۹ است که کل جدول هم به ۹ جدول کوچک‌تر ۳x۳ تقسیم شده‌است. در این جدول چند عدد به طور پیش فرض قرار داه شده که باید باقی اعداد را با رعایت سه قانون زیر یافت:

قانون اول: در هر سطر جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.
قانون دوم: در هر ستون جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.
قانون سوم: در هر ناحیه ۳x۳ جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.







روش حل

ابتدا در تمام خانه‌های خالی جدول، اعداد را از یک تا نه می‌نویسیم.

سپس به سراغ یکی از اعدادی که از قبل توسط طراح نوشته شده می‌رویم و تمام اعداد مشابه آن را که در عرضش (بصورت افقی) قرار گرفته‌اند را پاک می‌کنیم و سپس یک خط افقی در بالای آن عدد می‌کشیم که مشخص باشد.

در این مرحله همانند مرحله قبل عمل می‌کنیم با این اختلاف که در تمام خانه‌های عمودی در بالا یا پایین عدد مورد نظر اعداد مشابه را پاک می‌کنیم وسپس با یک خط عمودی در کنار آن عدد آن را مشخص می‌نماییم. اکنون باید اعداد مشابه عدد مورد نظر را در مربع نه خانه‌ای متناظر، پاک کنیم وعدد را با یک دایره بر دور آن مشخص کنیم.

فقط سه مرحله قبلی را در مورد تمام اعداد از قبل نوشته شده (اعداد چاپی) تکرار کنیم و کشیدن خطهای عمودی افقی و دایره را بر آن عددها نباید فراموش کنیم که این عمل می‌تواند به شما نشان دهد که کدام یک از قلم افتاده‌است.

وقتی که تمام اعداد چاپی با هر سه علامت مشخص شد کار ما تا این مرحله تمام شده‌است. در این مرحله به دنبال خانه‌هایی می‌گردیم که فقط یک عدد در آنها باقی‌مانده و آن اعداد را پررنگ می‌کنیم.

ما باید در هر ستون نیز عددی را که فقط یکبار درآن ستون آمده را پیدا کنیم که این عدد یقیناً جواب همان خانه‌است و این عدد را هم پررنگ کنیم. اکنون در هر مربع نه خانه‌ای عددی را که فقط یکبار در این نه خانه آمده‌است را یافته و به عنوان جواب یادداشت می‌کنیم.

اگر احساس کردید که روش فوق بسیار وقت گیر و خسته کننده است از روش میانبر زیر استفاده کنید توجه داشته باشید که هر عدد در هر مربع یک بار مصرف می‌شود و جدول ما دارای نه تا از مجموعه خانه‌های مربع شکل است سه در سه لذا هر عدد علاوه بر اینکه در هر ردیف وهر ستون یکبار مصرف می‌شود در هر مربع نیز یک بار مورد استفاده قرار می‌گیرد پس اگر عددی در یک مربع بزرگ پیدا شد بگردید و نظیر آن عدد را در مربع بزرگ در همان ردیف و یا همان ستون پیدا کنید، اگر آن را پیدا کردید یک خط فرضی از آن عدد از هر مربع بصورت افقی و یا عمودی بکشید با این کار ۲ ستون و یا دو ردیف از مربعی که عدد در آن نبوده است از محاسبات حذف می‌شوند و فقط ۳ خانه از آن مربع باقی می‌ماند، همین کار را هم از طرف مقابل از همان عدد انجام دهید یک خانه خالی بر جای می‌ماند که جای همان عدد است. معمولاً با این کار بیشتر خانه‌های خالی پر می‌شوند که مابقی را از طریق اسکن کردن سطر به سطر و یا ستون به ستون می‌توان بدست آورد. من با این روش معمولاً براحتی جداول سخت را حل می‌کنم و هر چه بیشتر تمرین کنید سرعتتان بیشتر می‌شود امید وارم توانسته باشم خوب توضیح بدهم

متأسفانه بصورت شکل نمی‌توانم روی این صفحه چیزی بنویسم امید وارم آنها که توان این کار را دارند نوشته‌های مرا تکمیل نمایند







جدول کلمات متقاطع
جدول کلمات متقاطع یک جدولی است که کلمات را به شکل حرف به حرف قرار در آن قرار دارد و به عمد بعضی از خانه‌های آن خالی هستند که توسط کسی که حل می‌کند باید پر شود و این کلمات به وسیله خانه‌های سیاه از هم جدا می‌شوند و نوعی سرگرمی است. خانه‌های جداول غالباً شماره گذاری شده‌اند و به دو دسته عمودی و افقی تقسیم می‌شود مانند «۲۰ افقی» یا «۵ عمودی».قانون کلى در طراحى جدول ، تعداد خانه هاى يکسان و مساوى در دو رديف افقى و عمودى ميباشد. به عنوان مثال اگر در خانه <<5 عمودى>> شش خانه خالى که معرف کلمه اى شش حرفى است داشته باشيم،به همان نسبت بايستى در خانه <<5 افقى >> هم شش خانه داشته باشيم.






مکعب روبیک

مکعب روبیک یک جورچین (پازل) مکانیکی است که در سال ۱۹۷۴ توسط یک مجسمه‌ساز و پروفسور معمار مجارستانی به نام ارنو روبیک ابداع شد. نام اصلی آن " مکعب جادویی " است که توسط مخترع آن نام‌گذاری شده است.

این اسباب بازی در سال ۱۹۸۰ به افتخار سازنده آن به " مکعب روبیک " تغییر نام یافت و برنده جایزه ویژه بهترین پازل جهان در آلمان شد و گفته شده پرفروشترین اسباب بازی جهان با ۳۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ عدد است. فروش مکعب روبیک در ایالات متحده در سال ۲۰۰۶ شاهد افزایشی ناگهانی بود. این افزایش به فیلم "در جستجوی خوشبختی" نسبت داده می‌شود. در این فیلم ویل اسمیت با حل کردن مکعب روبیک یک بازرگان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در هر مکعب روبیک کلاسیک ۶ وجه و در هر وجه ۹ تکه و هر وجه دارای یک رنگ است، در نتیجه کلاً دارای ۶ رنگ (رنگ بندی سنتی: سفید، زرد، نارنجی، قرمز، آبی، و سبز) است. گفته می‌شود این مکعب دارای ۴۳ تریلیون جایگشت (تعداد ترکیب‌های ممکن برای موقعیت رنگ‌ها) است.

مکانیزم محوری این پازل به شما این امکان را می‌دهد که در هر وجه به طور جداگانه رنگ‌های دیگر را به هم ریخت، و هدف از بازی این است که تمام رنگ‌های آن در وجه خود و به صورت درست در کنار هم قرار گیرند.

در سال‌های بعد این مکعب گسترش یافت و مدل‌های دیگری از آن درست شده‌است، از جمله: ۲×۲×۲ (مکعب جیبی، مینی مکعب و یا مکعب یخی)، ۳×۳×۳ (مکعب استاندارد)، ۴×۴×۴ (انتقام روبیک، یا مکعب استاد) و ۵×۵×۵ (مکعب پروفسورها) و به تازگی اندازه‌های بزرگتر نیز درست شده‌اند (وی کیوب ۶ و وی کیوب ۷) و بزگترین مکعبی که درست شده‌است ۱۷×۱۷×۱۷ می‌باشد.






توسعه و پیشرفت

در ماه مارس سال ۱۹۷۰، لری نیکولز مکعب ۲×۲×۲ خود را به نام " پازل با تکه‌های قابل گردش در گروه " اختراع و درخواست حق ثبت اختراع در کانادا را برای آن کرد. قطعات مکعب نیکولز که با آهنربا به هم متصل شده بود. این مکعب با شماره ثبت (| ۳۶۵۵۲۰۱ ثبت اختراع آمریکا) در تاریخ ۱۱ آوریل سال ۱۹۷۲، دو سال قبل از اختراع روبیک ثبت شد و به وی اعطا شد.

در ماه آوریل سال ۱۹۷۰، فرانک فاکس درخواست ثبت اختراع مکعب " کروی ۳×۳×۳ " خود را ارائه داد و او گواهی خود را در بریتانیا با شماره ثبت اختراع (۱۳۴۴۲۵۹) در ۱۶ ژانویه، ۱۹۷۴ دریافت کرد.

ارنو روبیک "مکعب جادویی " خود را در سال ۱۹۷۴ اختراع و در سال ۱۹۷۵ در مجارستان با شماره ثبت اختراع HU۱۷۰۰۶۲ ثبت بین‌المللی کرد. اولین سری از این اسباب بازی در سال ۱۹۷۷ تولید و در مغازه‌های بوداپست برای فروش گذاشته شد. مکعب جادویی با تکه‌های به هم پیوسته پلاستیکی ارزان تر و سبک تر از مکعب آهن ربایی طراحی شده توسط نیکولز بود. در سپتامبر سال ۱۹۷۹ با حضور در اولین نمایشگاه بین‌المللی اسباب بازی لندن به جهان غرب و بعد از آن در ژانویه و فوریه ۱۹۸۰ با حضور در دو نمایشگاه بین‌المللی دیگر در نورنبرگ و نیویورک پازل خود را به جهان معرفی کرد و این اسباب بازی پس از اولین حضور در نمایشگاه بین‌المللی، به سرعت توانست جای خود را در قفسه‌های مغازه‌های اسباب بازی غرب باز کند و مکعب روبیک در چهار سال اخیر در ایران پرورش بسیار یافته است و شرکت ایران پازل یک از این شرکت‌ها نیز می‌باشد.

Panagiotis Verdes یونانی، مخترع روش ایجاد مکعب‌های بزگتر از مکعب روبیک، از ۵×۵×۵ تا ۱۱×۱۱×۱۱ است. او در طراحی‌هایش، که شامل مکانیزم‌های بهبود یافته برای مکعب‌های ۳×۳×۳، ۴×۴×۴ و ۵×۵×۵، مناسب برای حل سرعتی است، همانطور که از تاریخ ۱۹ ژوئن ۲۰۰۸ مدل‌های ۵×۵×۵، ۶×۶×۶، و ۷×۷×۷ در دسترس کیوبرها قرار گرفتند و در سال‌های اخیر در کشور ایران این مکعب توسعه بسیار یافته است و مورد علاقه انان قرار گرفته است و حدود هفت میلیون مکعب روبیک در سال ساخته می‌شود البته این مقدار تولید مربوط به شرکت سون تاونز می باشدشرکت‌های مختلف دیگری هم برای تولید این مکعب وجود دارد مانند دایان و شنگ ان.

هواخواهان حرفه‌ای مکعب روبیک صدها الگوریتم (مجموعه‌ای از حرکات) برای حل کردن آن را یاد می‌گیرند. آن‌ها باید همچنین روی سرعت دستان خود نیز کار کنند. اگر یک تازه‌کار به حل کردن مکعب روبیک توسط یک فرد حرفه‌ای نگاه کند، متوجه می‌شود که آن‌ها برای چرخاندن قطعات مکعب به جای اینکه آن را کاملاً در دستانشان بگیرند به آن ضربه‌های ناگهانی می‌زنند.






یادبودها

در تاریخ ۱۹ می ۲۰۱۴ گوگل لگوی خود را به مناسبت ۴۰ سالگی مکعب روبیک تغییر داد.






رکوردها

این اسپید کیوبرها به ترتیب رکورداران جهان در مکعب روبیک می‌باشند:







انسان

روبیک ۳×۳×۳:

Mats Valk با زمان ۵٫۵۵ ثانیه از هلند
Feliks Zemdegs با زمان ۵٫۶۶ ثانیه از استرالیا
Michał Pleskowicz با زمان ۶٫۱۱ از لهستان
Asia Konvittayayotin با زمان ۶٫۱۵ از تایلند







ربات

۳/۲۵۳ ثانیه








چامپ

چامپ (به انگلیسی: Chomp) یک بازی ۲ نفره بر روی یک صفحه مستطیلی شکلات تشکیل شده از قطعات کوچک تر مربع شکل است. بازیکنان، به ترتیب، یک خانه از صفحه را انتخاب می کنند و تمام خانه‌های سمت راست و پایین آن خانه را می خورند. خانه بالا سمت چپ سمی است و بازیکنی که آن را بخورد، بازندهٔ بازی است.

شکلِ شکلاتیِ بازی را دیوید گیل به کار برده است اما شکل دیگر بازی که به صورت انتخاب مقسوم علیه اعداد صحیح ثابت است، نیز توسط فردریک شوا ارائه شده است.






برنده کیست؟

چامپ، از جمله بازی‌های منصفانه ۲ نفره با اطلاعات کامل است. می توان نشان داد که برای هر صفحه مستطیلی بزرگ تر از ۱*۱، بازیکن اول، برنده است. این موضوع را می توان با استدلال سرقت راهبرد نشان داد: در نظر بگیرید که بازیکن دوم، یک راهبرد برد با توجه به هر حرکت اولیه بازیکن اول دارد. سپس، در نظر بگیرید که بازیکن اول، فقط خانه پایین سمت راست را انتخاب می کند. با توجه به فرض ما، بازیکن دوم باید یک حرکتی بکند که قطعا به برنده شدن او بیانجامد. اما اگر اینچنین حرکتی موجود باشد، بازیکن اول می توانست آن حرکت را انجام دهد که منجر به پیروزی وی شود. در نتیجه، بازیکن دوم، راهبرد پیروزی نخواهد داشت.

رایانه ها، می توانند به سادگی حرکات منجر به برد در صفحات ۲ بعدی با اندازه معقول را محاسبه کنند.






تعمیم‌های چامپ

چامپ ۳ بعدی، یک تخته شکلات مکعبی که به صورت (i,j,k) مشخص می‌شود دارد. یک حرکت، تمام خانه هایی که شاخص بزرگ تر یا مساوی خانه انتخاب شده را دارند شامل می شود. با روش مشابه، می توان بازی چامپ را به هر چند بعدی تعمیم داد.







بازی‌های تخته‌ای

بازی‌های تخته‌ای به بازی‌هایی گفته می‌شود که روی یک سطح از پیش طراحی شده یا تخته انجام می‌شود. در این بازی‌ها مهره‌ها یا ژتون‌ها بر اساس قوانین مشخصی روی تخته قرار می‌گیرند، حرکت داده می‌شوند و یا از روی آن برداشته می‌شوند. این بازی‌ها ممکن است از نوع بازی‌های راهبردی مجرد باشند، یا مبنای آن بخت و اقبال باشد و یا ترکیبی از این دو. معمولاً هدفی وجود دارد که بازیکن تلاش می‌کند به آن دست یابد. بازی‌های تخته‌ای اولیه بازنمایی نبردی بود میان دو ارتش. در بازی‌های تخته‌ای متأخرتر نیز هدف شکست بازیکن حریف است که ممکن است معنای آن ضربه زدن به مهره‌های حریف باشد، یا به دست آوردن یک موقعیت و یا کسب امتیاز.

بازی‌های تخته‌ای از نظر انواع و شیوه‌های بازی بسیار متفاوتند. گاهی بازنمایی یک وضعیت در زندگی واقعی هستند، مانند سرنخ و گاهی مضمون آن ارتباطی با زندگی ندارد، مانند دام. قوانین آن ممکن است بسیار ساده باشد، مانند ایکس او و دوز، یا بسیار پیچیده به نحوی که یک جهانِ بازی کامل با جزئیات فراوان خلق شود، مانند بازی سیاه‌چاله‌ها و اژدهاها. مدت زمانی که برای یادگیری و به دست آوردن مهارت در یک بازی تخته‌ای لازم است نیز بر حسب نوع بازی متفاوت است. یادگرفتن یک بازی لزوماً ارتباطی به پیچیدگی قوانین ندارد، برخی بازی‌های تخته‌ای، نظیر شطرنج و گو، قوانین ساده‌ای دارند که به حالت‌های پیچیده منجر می‌شوند.







آتاری
آتاری (به انگلیسی: Atari) یک شرکت و نام تجاری با مالکان چندملیتی است که از سال ۱۹۷۲ فعالیت خود را آغاز کرد. این شرکت هم‌اکنون زیرنظر شرکت آتاری اینتراکتیو فعالیت می‌کند؛ شرکت‌هایی که همگی از شرکت مادر آتاری اس‌ای پیروی می‌کنند. شرکت اصلی آتاری در سال ۱۹۷۲، توسط نولان باشنل و تد دابنی پایه گذاری شد. شرکتی که از همان آغاز، پیشرو در زمینه بازی‌های ویدئویی، کنسول‌های بازی و رایانه‌های خانگی بود. محصولاتی چون پونگ و آتاری ۲۶۰۰ از تولیدات محبوب و پرفروش این شرکت به حساب می‌آمد. این محصولات و فعالیت‌های شرکت آتاری، کمک شایانی را برای معرفی سیستم‌های رایانه‌ای در پیشبرد صنعت سرگرمی از ۱۹۷۰ تا میانه ۱۹۸۰ انجام داد.







بازی‌های کودکان

بازی‌های کودکان بهبازی‌های گروهی کودکان گفته می‌شود که ممکن است توسط بزرگسالان نیز انجام شود که معمولاً در کوچه، مدرسه و یا حیاط خانه‌ها انجام می‌شود.
بالا بلندی، توپ چرخی، تیله بازی، خاله بزغاله، خروس جنگی، زو، شاه و وزیر، الک دولک، شمع گل پروانه، عمو زنجیر باف، قایم باشک، قلعه، کلاغ پر، گل یا پوچ، لی لی، هفت‌سنگ، وسطی و … از بازی‌های قدیمی کودکان ایرانی هستند. برخی از بازی‌های قدیمی اکنون فراموش شده‌اند.






شیوه‌های بازی

یک به یک: بازی‌هایی مانند ۳ ریگگ و دوز (ایکس-او) که تنها دو نفر بازیکن دارد.
یک به چند: بازی‌های یک به چند بازی‌هایی هستند که یک نفر در مقابل یک گروه قرار می‌گیرد. در این بازی‌ها به آن یک نفر گرگ هم گفته می‌شود.
گروه به گروه: بازی‌های گروهی بین دو گروه انجام می‌شود. قبل از شروع بازی باید یارکشی شود. به این صورت که دو نفر سردسته می‌شوند و هر یک به نوبت از میان سایر افراد یاران خود را انتخاب می‌کنند.







اصطلاحات

بازی‌های کودکانه دارای اصطلاحات خاصی است که در بسیاری از این بازی‌ها استفاده می‌شود.

گرگ: در بازی‌های یک به چند به آن یک نفر گرگ گفته می‌شود.
یارکشی: در بازی‌های گروه به گروه به عمل انتخاب افراد گروه توسط سرگروه‌ها گفته می‌شود.
شیر یا خط: روشی برای انتخاب شروع کننده بازی.
گردو شکستم: روشی برای انتخاب شروع کننده بازی.
تا سه نشه بازی نشه
جاده خدا: تقاضای دادن فرجه و کمی راه برای فرار. بصورت جاده خدا بده
موچ یا دستم به خاک مرتضی علی: برای متوقف کردن بازی برای گفتن حرفی مهم استفاده می‌شود. بصورت من موچم و موچ استفاده می‌شود.
جرزنی: وقتی کسی تقلب می‌کند سایر هم بازی‌ها برای اعتراض اصطلاح جرزنی یا جرزدن را استفاده می‌کننذ.
نخودی: فردی که در آمار بازی زیاده آمده‌است و هیچ‌کس ایده‌ای ندارد که چه نقشی می‌توان به او سپرد و یا از نظرسنی از بقیه کوچک‌تر است و بازی‌کنان می‌خواهند دل‌شکستگی حاصل نشود، در نتیجه نقشی سفید(احتمالاً بیطرف) به عنوان نخودی وارد بازی می‌شود.







بازی‌های کودکانه بر پایه حروف الفبا






محتویات
ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

سه ریگک

این بازی که بیشتر در افغانستان بازی می‌شود شبیه xo است. روش بازی بدین گونه‌است که روی یک کاغذ مربعی کشیده می‌شود و سپس با کشیدن دو خط از وسط اضلاع آن به هم به چهار مربع تقسیم می‌شود. سپس دو شرکت کننده به نوبت ۳ ریگ خود (که غیر همرنگ هستند و می‌تواند حبوباتی مانند نخود هم باشند) را در ۹ نقطه بوجود آمده می‌گذارند بطوری که هرکدام تلاش می‌کند یک ردیف سه تایی را پر کند. اگر کسی توانست یک ردیف سه تایی (در اصطلاح این بازی یک قطار) را پر کند برنده‌است. اگر پس از تمام شدن سه ریگ هر کس برنده‌ای وجود نداشت به بازی با جابجا کردن ریگ‌ها ادامه پیدا می‌کند تا یکی برنده شود.

اصطلاح:حالت دوقطاره در این بازی به حالتی گفته می‌شود که فردی بتواند وضعتی را بوجود آورد که در حرکت بعدی امکان ساخت دو قطار را داشته باشد. در این حالت بازیکن مقابل هر کاری که کند فقط می‌تواند از قطار شدن یک ردیف جلوگیری کند و در نهایت بازیکن اول برنده می‌شود.







نُه ریگک

۹ ریگک شبیه سه ریگک است. با این تفاوت‌ها:

شکل کشیده شده عبارت از سه مربع تو در تو هستند که چهار خط میان اضلاع شان را به هم وصل کرده و در مجموع ۲۴ نقطه بوجود آمده‌است.
هر بازیکن دارای ۹ ریگ است
پس از چیده شدن مهره‌ها هر مهره فقط می‌تواند به خانه‌های آزاد مجاور خود برود. (با توجه به شکل گراف گونه به گره‌های مجاور خود)
در صورتی که بازیکنی بتواند یک قطار (یک ردیف سه تایی از ریگ‌هایش) درست کند حریف باید یک ریگ از ریگ‌های خود را از میدان خارج کند. اگر در جریان اول بازی باشد که ریگ‌ها کامل گذاشته نشده‌اند باشد یکی از ریگ‌های بیرونی و اگر در جریان بازی باشد یک از ریگ‌ها به انتخاب خودش.
در صورتی که ریگ‌های یک بازیکن به ۳ ریگ رسید شرط حرکت در نقطه‌های مجاور را ندارد و به هر خانه‌ای می‌تواند برود. در این وضعیت اگر بازیکن دیگر یک قطار درست کرد بازیکن اول که دیگر با داشتن دو ریگ نمی‌تواند هیچ قطاری درست کند بازنده مسابقه خواهد شد و بازی به پایان می‌رسد.







آ

آب بازی و تفنگ آبپاش

آفتاب مهتاب

دو نفر پشت به پشت هم می‌دهند و دستهایشان را در هم قفل می‌کنند. سپس به نوبت کمی خم شده و هم‌بازی را چند سانتیمتر از زمین بلند می‌کنند. هنگام بازی این شعر خوانده می‌شود:

آفتاب مهتاب چه رنگه؟ چقدر هر دو قشنگه







اتل متل توتوله

این بازی را می‌توان حتی یک نفره اجرا کرد. به صورتی که پاها را دراز کرده و شعر مخصوص آن خوانده می‌شود و با هر ضرب آهنگ شعر دست روی یک پا می‌رود و در پایان شعر پایی که شعر روی آن پایان می‌پذیرد به عنوان بازنده انتخاب می‌شود واین کار تا باقی مانند یک پا ادامه می‌یابد. شعر اتل متل به این صورت است:

اتل متل توتوله

گاو حسن چه جوره

نه شیر داره نه پستون

گاوشو بردن هندستون

یک زن کردی بستون

اسمشو بزار عمه قزی

دور کلاش قرمزی

هاچین و واچین

یه... پا... تو... ورچین.

شعر اتل متل به گونه‌های دیگری نیز خوانده می‌شود که البته رواج کمتری دارد، مثل:

اتل متل یک مورچه... قدم میزدتو کوچه... اومد یک کفش ولگرد... پای اونو لگد کرد... مورچه پا شکسته... راه نمیره نشسته... با برگی پاشو بسته... مورچه جونم تو ماهی... خوب بشه پات الهی... هاچین و واچین... یک پاتو ورچین






ا
استُپ هوایی

نام دیگر این بازی احتمالاً استپ آزاد است. در این بازی که به وسیله تعدادی بازیکن به همراه یک توپ انجام می‌شود (تعداد نفرات نامحدود)، توپ توسط فرد شروع کننده بازی به هوا پرتاب می‌شود، همزمان با پرتاب توپ به هوا نام شخصی از بازیکنان حاضر توسط پرتاب کننده با صدای رسا گفته می‌شود. فردی که نام او برده شده سعی می‌کند که توپ را بدون اصابت آن به زمین بگیرد. در این حین دیگر بازیکنان شروع به دویدن و دور شدن از آن منطقه می‌نمایند.

فردی که نام او برده شده در صورتی که موفق به گرفتن توپ شد، دوباره عمل پرتاب توپ به هوا و صدا زدن نام یکی دیگر از بازیکنان را انجام می‌دهد. در صورتی که موفق به گرفتن توپ نگردید، آنگاه به دنبال توپ دویده و سعی می‌نماید هرچه سریعتر توپ را بگیرد. به محض گرفتن توپ می‌گوید: " استوپ ". بازیکنان دیگر به محض شنیدن کلمه استوپ موظف هستند در هر جایی که هستند، توقف نمایند. شخصی که توپ را در دست دارد، می‌تواند به دلخواه به طرف هر کسی که نزدیک تر بوده و یا هر کس که وی مایل است، توپ را پرتاب نماید. در این حالت هیچیک از بازیکنان مجاز به حرکت نمی‌باشند.

در صورتی که توپ به فرد مورد نظر برخورد نمود، یک امتیاز منفی به ضرر فردی که توپ به او برخورد نموده منظور شده و بازی مجدداً توسط او آغاز می‌شود. در صورتی توپ به وی برخورد ننماید یک امتیاز منفی به ضرر شخص پرتاب کننده منظور گردیده و بازی مجدداً توسط او آغاز می‌شود. بازی با همین چرخه تکرار شده تا امتیاز منفی شخصی به عدد مورد توافق و از پیش تعیین شده‌ای برسد. در این حالت دیگر بازیکنان به غیر از شخص دارای امتیاز منفی وارد شور شده و نامی مستعار برای وی انتخاب می‌نمایند. از اینجا به بعد وی را با نام مستعار انتخاب شده می‌خوانند (در هنگام پرتاب توپ به هوا).

هر کس وی را با نام اصلی وی صدا کند، یک امتیاز منفی به حسابش منظور خواهد شد. با رسیدن امتیازات منفی به عدد مورد توافق و از پیش تعیین شده دیگری، شخص مورد نظر را رو به دیوار یا سطح دیگری چسبانده (تکیه داده) و هر یک از بازیکنان وی را با توپ مورد اصابت قرار می‌دهند.

پس از پایان این توپ باران، شخص مورد نظر اصطلاحاً سوخته و از بازی خارج می‌شود. دیگر بازیکنان آنقدر به بازی ادامه داده تا یک نفر باقی بماند که او همان برنده نهایی بازی است.






اسم فامیل

اسم فامیل یک نوع بازی است که با قلم و کاغذ انجام می‌شود. تعداد مجاز شرکت کنندگان در این بازی نامحدود است. در این بازی شرکت کنندگان ابتدا روی کاغذ جدولی رسم می‌کنند که ردیف اول آن مواردی همچون نام دختر، نام پسر، نام خانوادگی، شهر، کشور، نام غذا، نام میوه، نام هنرمند، نام خودرو، نام حیوان، و غیره نوشته شده‌است.

در مرحله بعد شرکت کنندگان روی یکی از حروف الفبا توافق می‌کنند و با شروع بازی سعی می‌ککند تمامی ستون‌های جدول را به نحوی پر کنند که با حرف مشخص شده آغاز شود. این کار با سرعت و مخفیانه انجام می‌گیرد. اولین نفری که تمام موارد را پر کرد استُپ می‌گوید و بقیه باید دست از پر کردن ستون‌ها بکشند.

سپس هر کلمه نوشته شده ستون به ستون مقایسه می‌شود و به هر گزینه امتیاز داده می‌شود. امتیاز دهی معمولاً به این شیوه‌است که اگر کلمه نوشته شده در هر ستون منحصربه‌فرد باشد و فقط یک نفر آن را نوشته باشد ۲۰ امتیاز و اگر کلمات نوشته شده در هر ستون مشترک باشد به هر نفر ۱۰ امتیاز و اگر کلمه‌ای نوشته نشده باشد ۵امتیاز به فرد تعلق می‌گیرد. جمع امتیاز ستون‌ها امتیاز فرد در آن مرحله را مشخص می‌کند.

پس از چند دور بازی به این شیوه نتایج مجموع شمرده می‌شود و برنده تعیین می‌شود.






دوز (ایکس-او)

این بازی یک بازی دو نفره‌است به وسیله یک قلم و کاغذ انجام می‌شود. نام این بازی به دلیل علامت‌های X و O است که در طول بازی استفاده می‌شود. برای آغاز این بازی در یک صفحه جدولی با ۳ ردیف و ۳ ستون رسم می‌شود و هر یک از طرفین یکی از علامت‌های X یا O را انتخاب می‌کنند و تا انتهای بازی برای پر کردن خانه‌های جدول از آن استفاده می‌کنند.

برای شروع بازی یکی از طرفین به قید قرعه علامت X یا O را که قبلاً انتخاب کرده در یکی از خانه‌های جدول ۹ خانه‌ای قرار می‌دهد. سپس نفر دوم علامت مربوط به خود را در خانه‌های دیگر که هنوز پر نشده‌اند قرار می‌دهد و پس از آن مجدداً نوبت نفر اول خواهد بود.

نقطه پایان بازی در هر مرحله جایی است که یکی از حریفان بتواند علامتی را که در ابتدای بازی انتخاب کرده در یکی از ردیفهای افقی، عمودی یا قطری قرار دهد و در طول بازی هر یک از طرفین با قرار دادن علامت خود در مقابل علامت‌های حریف نباید اجازه دهند که حریف یک خط عمودی، افقی یا قطری را با علامت خود پر کند.

نام این بازی در ادبیات انگلیسی Tic-tac-toe می‌باشد.






ب
بالابلندی

بالا بلندی یک بازی چند نفره‌است. در این بازی ابتدا یک نفر به اصطلاح گرگ می‌شود. بقیه بازیکنان فرار می‌کنند و گرگ باید آنها را بگیرد. گرگ نمی‌تواند یک بازیکن را در وضعیتی که بر یک سکوی بالاتر از زمین است بگیرد. آخرین کسی که گرگ او را می‌گیرد در مرحله بعد گرگ می‌شود.






پ

پانتومیم

این بازی با تعداد نفراتی بیش از چهار نفر قابل انجام است. بدین صورت که پس از یارکشی نفرات به دو تیم تقسیم می‌شوند. یکی از تیمها طراح معما و دیگری حدس زننده و بازیگر پانتومیم می‌باشد. از تیم ۱ یک نفر داوطلب ِاجرا شده و موضوع پانتومیم که می‌تواند مشتمل بر چند کلمه باشد، در گوش وی توسط یکی از اعضای تیم ۲ نجوا می‌شود. نکته اینکه نفرات تیم ۲ قبلاً طی مشورت با هم بر سر موضوع پانتومیم به توافق رسیده‌اند.

نفر داوطلب تیم ۱ با زبان ایما و ادا و اشاره (زبان ناشنوایان) یا حرکاتی که نشانگر موضوع باشند، سعی در رساندن مطلب به هم تیمی‌های خود می‌نماید. آنقدر که ایشان موفق به گفتن آن کلمه یا جمله گردند. از زیباییهای این بازی طرح موضوعات مفهومی و انتزاعی است که وجود خارجی و فیزیکی نداشته و فرد داوطلب با هنر به کارگیری ادا و اشارات سعی در فهماندن آن و بیان آن توسط هم تیمی‌های خود می‌نماید. هر چه تعداد افراد بیشتر باشد، انجام بازی لذت بیشتری بدست خواهد داد.

پینوکیو







ت

تبرک

برای شروع کننده بازی استفاده میشود که فردی انگشتانش را در هم میکند و فرد دیگر باید با سرعت دستش را درون دست و انگشتان حریف ببرد و در بیاورد بی آنکه حریف دست او را بگیرد اگر توانست برنده است و اگر حریف دست او را بگیرد برنده حریف است .







تخم مرغ گندیده

این بازی گروهی انجام می‌شود همه به صورت دایره روی زمین می‌نشینند. گرگ به آرامی دور انها راه می‌رود و می‌خواند «تخم مرغ گندیده» بقیه می‌گویند «پیف پیف پیف پیف بو می‌ده» یا «افتاب ندیده».

گرگ با خود دستمالی دارد که انرا بر شانه یکی قرار می‌دهد و در جهت ساعت فرار می‌کند. فرد دستمالدار باید به دنبال گرگ بدود و دستمال را به او بزند. گرگ باید فرار کند تا بتواند در جای خالی او بنشیند. در حین این تعقیب و گریز بچه‌ها با ریتم دست زده و می‌خوانند «تخمه گندیده گندیده افتاب ندیده ندیده».

تلفن بازی (en:Chinese whispers)

توپ بازی







توپ چرخی

در قدیم بچه ها (بیشتر پسر بچه‌ها) روی زمین چاله‌هایی (پنج-شش تا) به پهنای کف یک دست و عمق تقریبی دو-سه انگشت با فاصله‌های نیم متری از هم می‌کندند و تیله (گوی‌های شیشه‌ای کوچکی به اندازه تقریباً دو برابر یک نخود) را در دست گرفته و از یک نقطه شروع و به نوبت سعی می‌کردند تیلهٔ خود را با قرار دادن آن بین نوک انگشت شصت و انگشت وسط به داخل یکی از گودالها بیندازند، اگر افتاد یک امتیاز به نفع او و نوبت دیگری است و فرد امتیاز آورده در دور بعد تیله‌اش را از همان مکان چاله به سمت چاله بعدی با همان شیوه مخصوص باید پرت می‌کرد، و اگر هم نمی‌افتاد تیله همان جا که افتاده‌است می‌ماند تا دو باره نوبت به او برسد و دوباره تلاش کند. این بازی تا وقتی ادامه دارد که یکی زودتر از بقیه همه چاله‌ها را طی کند یا اینکه به توافق خودشان آخری برای بازی انتخاب کنند. این بازی مقید به تعداد افراد نیست و با هر تعداد نفری قابل اجراست.






ج

جفتک چارکش

(به ترکی: تازادان انزلی) یک نفر به قید قرعه روی زمین خم می‌شود و دیگران از روی او می‌پرند. بعد از پریدن آنها هم خم می‌شود تا بقیه از روی آنها بپرند. همزمان با این کار شعری می‌خوانند با این مضمون: تازادان انزلی دی... ایکی دلی خان اکبری دی... اشک بلی سیندیردی...

جنگ انگشت en:Thumb war

در این بازی دو نفره هر دو بازیکن به هم دست می دهند و در حالی که دستان یکدیگر را گرفته‌اند با انگشت شصت خود انگشت شصت طرف مقابل را پائین نگه می دارند






خ

خاک بازی

خاله بزغاله

یکی خاله بزغاله شده و از بچه‌ها مراقبت می‌کند. گرگ می‌آید و این شعر را یکی در میان با خاله بزغاله می‌خواند و سپس سعی به دزدیدن بچه‌ها از خاله بزغاله می‌کند.

-سلام سلام خاله بزغاله.

علیک سلام خاله بزغاله.

-دختر داری خاله بزغاله.

نه ندارم خاله بزغاله

-پس اون چیه خاله بزغاله

کور و علیله خاله بزغاله

خانه سازی







خر وسطی en:Keep Away

این بازی شبیه بازی وسطی هست با این تفاوت که بازیکن وسط باید مسیر توپ ارسالی بین دیگر بازیکن‌ها را قطع کند و اجازه انتقال توپ را ندهد







خرک en:Leapfrog

در این بازی همه بازی‌کن‌ها خم می‌شوند به نحوی که با دستانشان بتوانند زانوهای خود را لمس کنند (رکوع مانند) و بازیکن آخر باید با دست گذاشتن بر روی پشت آنها از روی کمر آنها بپرد و در انتها سقف به صورت خرک منتظر نفر بعد بماند.






د
دستش ده

در این بازی (که به اشتباه دست رشته گفته می‌شود) هر چه تعداد نفرات آن بیشتر باشند لذت بازی بیشتر خواهد بود، فردی به عنوان خرس وسط انتخاب می‌شود. این فرد می‌بایست در حین پاسکاریِ توپ (با دست) بین بازیکنان، توپ را از آنان بگیرد. شخصی که توپ را از دست می‌دهد جای او را می‌گیرد. عمل قاپیدن توپ در هوا نیز در این بازی مجاز است. هنگامی که این بازی به جای دست با پا انجام شود، به خرس وسط موسوم می‌شود.







بازی رنگها

نام دیگر این بازی «رنگه به رنگه» و یا احتمالاً «حساب گرجه فرنگی» است. ابتدا یک نفر به اصطلاح گرگ می‌شود. سپس گرگ و سایر بازیکنان شعری نظی این شعر را می‌خوانند.

گرگ: حساب گرجه فرنگی

(یا گرگ: رنگه به رنگه)

سایرین:به چه رنگی

گرگ:به رنگ طوسی

و بقیه بازی شبیه بازی بالا بلندی است با این تفاوت که بازیکنان فقط وقتی در مصونیت هستند که شیئی به همان رنگ را در دست داشته باشند.






چ

چوب و چرخ en:Hoop rolling

در این بازی فرد تلاش در هدایت کردن چرخ یا لاستیک کهنه (دوچرخه، ماشین) می‌کند به صورت که با تکه‌چوب یا دست چرخ را به حرکت در می آورد و باید تلاش کند تا چرخ مداوم در حرکت باشد و بر روی زمین نیفتد

چلک ماسه

بازی‌ای سنتی و گروهی شبیه به بیس بال با این تفاوت که به جای توپ از قطعه چوب استفاده می‌شود.






ز
زو (بَد بَده)

بازی زو یک بازی است که از زمان‌های قدیم وجود داشته. بازی به این صورت است که افراد به۲گروه تقسیم می‌شوند. به ترتیب در هر ۲گروه انتخاب شده و با گفتن کلمه زوووووووو می‌روند و یکی از افراد گروه مقابل را می‌گیرد.

ابتدا افراد به دو گروه هفت نفره تقسیم می‌شوند و یک گروه گرگ و دیگری بره می‌شود. آن گاه یکی از گرگ‌ها می‌گوید زووو و به یکی از بره‌ها دست می‌زند اگر بره‌ها گرگ را تا زمانی که زویش بند بیاید بتوانند نگه دارند آن گرگ یکی از بره‌ها می‌شود.






س
سنگ، کاغذ، قیچی

این بازی دو نفره می‌باشد. مشت نماد سنگ، دو انگشت سبابه و وسطی برخاسته(علامت V)نماد قیچی و کف دست باز شده نماد کاغذ می‌باشند. دو نفر بازیکن دستها را به پشت برده و همزمان می‌گویند: " سنگ، کاغذ، قیچی ". هر کدام می‌توانند دست خود را به عنوان یکی از نمادهای بالا نشان دهند. ترتیب برتری هر یک از نمادها بر دیگری به صورت ذیل می‌باشد: برتری کاغذ بر سنگ، برتری سنگ بر قیچی، برتری قیچی بر کاغذ. شخص برنده شخصی است که نماد نشان داده شده توسط وی بر نماد فرد مقابل به شرحی که آمد، برتری داشته باشد. این بازی بیشتر به منظور تعیین بازیکن آغازگر بازی دیگری کاربرد دارد مانند گردو، شکستم.

سنگ پراندن روی آب







ش
شاه، دزد، وزیر

این بازی معمولاً" با ۴ نفر انجام می‌شود. ابتدا تکه‌های همشکل وکوچکی از کاغذ تهیه می‌شود و روی هر کدام بترتیب کلمات "شاه" " وزیر " " جلاد" و "دزد" نوشته می‌شود و سپس کاغذها به شکل یکسان تا می‌شود تا کسی از داخل آن خبردار نشود، سپس هر یک از بازیکنان کاغذی را برمی‌دارند، وقتی همه کاغذها را برداشتند و از سمت خود آگاه شدند(البته غیر از شاه کسی نامش را فعلاً" لو نمی‌دهد)، شاه رو به دیگران می‌گوید: ((وزیر من کیست؟))آنگاه وزیر هم با نشان دادن کاغذ، خود را به شاه معرفی می‌کند. آنگاه شاه می‌گوید:((دزد را از میان این دو پیدا کن.))صحنه حساس بازی اینجاست چون وزیر باید دزد را از میان دو نفر باقی‌مانده پیدا کند. بالاخره وزیر یک نفر را بعنوان دزد معرفی می‌کند که دو حالت در پی خواهد داشت. اگر حدس وزیر درست بود که شاه فرمان شکنجه‌ای را به جلاد صادر می‌کند و جلاد هم دزد بخت برگشته را شکنجه می‌کند، اما اگر حدس وزیر اشتباه بود و جلاد را اشتباهاً" بجای دزد معرفی کرده بود معمولاً" جلاد بلافاصله پس از حدس وزیر و معرفی او خواهد گفت:((چرا به جلاد توهین کردی؟!!)) و سپس شاه شکنجه‌ای را به جلاد می‌گوید تا جلاد وزیر بخت برگشته را تنبیه کند. شکنجه‌ها معمولاً" کمی کودکانه و بعضاً" دردآور بود مثل سبیل آتشین یا بشین و پاشو و... هر دور بازی از تقسیم کاغذها تا تنبیه بیشتر از چند دقیقه طول نمی‌کشد لذا در نیم ساعت می‌توان بیش از شش یا هفت مرتبه بازی کرد.







شمع گل پروانه

این بازی معمولاًَ با ۳نفر انجام می‌شود. دو نفر دوطرف یک طناب را گرفته(به صورتی که وسط طناب کمی به زمین برخورد کند)، نفر سوم وسط می‌ایستد و نفرات طرفین طناب را با این شعر را (شمع گل پروانه افسانه و اسم طرفین بازی) طناب را میچرخوانند و نفر وسط از روی طناب می‌بیپرد و روی هر اسمی که نتواند از روی طناب بپرد جایش را با اسمی که بر روی آن می‌ایستد، جایش را با آن عوض می‌کند.

شن بازی
شیشه بازی

شیطون فرشته







ص

صندلی بازی

صندلی بازی یک بازی گروهی است که معمولاً توسط کودکان در مهمانی‌ها و جشن تولد بازی می‌شود. بازی با هر تعداد بازیکن و صندلی‌هایی به تعداد یکی کمتر از بازیکن‌ها آغاز می‌شود. هنگامی که آهنگ پخش می‌شود بازیکنان به ردیف دور صندلی‌ها راه می‌روند یا می‌دوند. هنگامی که پخش کنندهٔ آهنگ ناگهان موسیقی را قطع می‌کند، همه بازیکنان باید فوراً در رقابت با یکدیگر روی یکی از صندلی‌ها بنشینند. چون تعداد صندلی‌ها یک عدد کمتر از تعداد افراد است، در هر دور یک نفر بدون ثندلی (صندلی) می‌ماند و می‌سوزد…






ط
طناب کشی






ع
عمو زنجیرباف

ابتدا دو نفر که تقریباً از لحاظ نیروی جسمانی و قد و وزن یکسان و قدری بزرگتر از بقیه باشند انتخاب می‌شوند. یکی به عنوان سرگروه و دیگری عمو زنجیرباف. این دو بازیکن به دو سر رشته و زنجیری که سایر بازیکنان با قلاب کردن دست‌های یکدیگر درست کرده‌اند پیوسته و دایره‌وار کمانی را تشکیل می‌دهند. ابتدا سرگروه، عمو زنجیرباف را مورد خطاب قرار داده و سؤال و جواب‌هایی را به صورت شعر رد و بدل می‌کنند. البته در اینجا بقیه بچه‌ها سرگروه را همراهی می‌کنند.

عموزنجیرباف... ! بعله... ؟

زنجیر منو بافتی... ؟ بعله... !

پشت کوه انداختی... ؟ بعله... !

بابا اومده... ! چی چی آورده... ؟

نخود و کشمش... ! بخور و بیا... !

با صدای چی... ؟! با صدای گربه... ! میو، میو، میو...

تا عمو زنجیرباف نام حیوانی را بر زبان آورد، سرگروه همراه با سایر بازیکنان، صدای حیوان مورد نظر را درآورده و به راه می‌افتند و از زیر دست‌های به هم داده عمو زنجیرباف و نفر دوم می‌گذرند، به جز همان نفر دوم که به صورت کت بسته، پشت به بچه‌ها قرار می‌گیرد. سرگروه دوباره شعر را شروع می‌کند و عمو زنجیرباف با نام حیوانی آن را تمام می‌کند و آنها از زیر دست به هم داده نفری که کت بسته پشت به بچه‌ها ایستاده و نفر سوم عبور می‌کنند. در نتیجه نفر سوم نیز دست‌هایش پیچ خورده و پشت به بچه‌ها قرار می‌گیرد. خلاصه این بازی را تا جایی انجام می‌دهند که همه بچه‌ها غیر از سرگروه و عمو زنجیرباف، کت بسته و پشت و رو شوند و یا به عبارتی زنجیر شوند! در اینجا سرگروه و عمو زنجیرباف گفتگو می‌کنند:

عموزنجیرباف... ! بعله... ؟

زنجیر منو بافتی... ؟ بافته شد... !

محکمه یا که شُله... ؟ بکش و ببین!

حال سرگروه از یک طرف و عمو زنجیرباف از طرف دیگر، با کشیدن بچه‌ها سعی می‌کنند که زنجیر را پاره کنند اما بچه‌ها با محکم گرفتن دست‌های یکدیگر مقاومت می‌کنند... تا اینکه بالاخره زنجیر از یک جایی پاره می‌شود. دو بازیکن که دست‌هایشان از یکدیگر باز شده جریمه می‌شوند و بایستی هر کاری که از سوی سایر بازیکنان به آنها محول می‌شود، انجام دهند. مثلاً یک دور حیاط مدرسه را بدوند.
3:06 am
اختلافات شیعیان در مورد وجود فرزند حسن عسکری


سالهای امامت

حسن عسکری طی سال های امامت خود در سامرا تحت محدودیت های اعمال شده از سوی خلیفه عباسی می زیست. وی زیر نظر جاسوسان معتمد عباسی بود و لذا نمی توانست با شیعیان ارتباط آزادانه داشته باشد و تنها خواص اصحابش با وی شخصاً ارتباط داشتند. وی در سال 260 ه.ق. بیمار شد. معتمد چند نفر مراقب به همراه پزشک و قاضی القضات را بر بالین وی فرستاد.





نهایتاً وی در اثر این بیماری در 8 ربیع‌الاول آن سال مقارن با اول ژانویه 874 درگذشت. معتمد، ابوعیسی فرزند متوکل را فرستاد تا بر وی نماز گزارد. او پس از انجام مراسم در منزلش دفن شد. بنا بر روایت شیخ طوسی عثمان بن سعید در طول بیماری حسن عسکری بر بالین وی بود و مراسم غسل و به خاک سپاری را وی به جا آورد. بدین ترتیب طبق مآخذ قدیم امامیه حسن عسکری آشکارا پسرش را معرفی ننمود و جانشینی را به طور علنی معرفی نکرد. بدین ترتیب امامیه که معتقد بودند زمین نمی‌تواند از حجت خدا خالی باشد و امام بعدی با وصایت توسط امام قبلی معرفی می شود دچار حیرت شدند و به فرقه های متعدد منشعب گشتند.

از سوی دیگر به نوشته مدرسی در زمان امامت حسن عسکری بر شیعیان، امامت وی توسط برادرش جعفر به چالش کشیده شد و منجر به اوج گیری اختلاف، دشمنی، نفرت و خصومت بین دو برادر و یاران آنها گردید. دشمنی‌هایی که حتی به خشونت کشیده شد و شدیدترین تبلیغات منفی دو طرف علیه همدیگر را به دنبال داشت. فوت حسن عسکری بدون فرزند و بدون برادر دیگری جز جعفر، امامیه را دچار بزرگترین مشکل عقیدتی نمود که تا به حال تجربه کرده‌بود. واضح بود که یاران نزدیک حسن عسکری تمایلی به برگشت به سوی جعفر پس از تمام ماجراها و دشمنی‌های زمان حسن عسکری نداشتند.به نوشته جاسم حسین عده ای از شیعیان با تفاسیر متعدد به امامت جعفر گرویدند. گروهی با رویکرد و ادله ای مشابه افطحیه معتقد بودند امامت از حسن عسکری به برادرش جعفر رسیده است. این گروه بیشتر در میان متکلمان بخصوص در کوفه رواج داشت. رهبر آنان علی بن الطلح یا الطلحی خزاز از متکلمان مشهور افطحیه بود همچنین ممکن است خانواده علمی افطحی مذهب بنوفضال به ویژه احمد بن حسن (ف. 260) و برادرش علی بن حسن (ف. 270) به این آیین گرویده باشند. گروه دیگر از اساس منکر امامت حسن عسکری بودند و پیش از درگذشت وی هم معنقد بودند علی هادی، جعفر را به امامت برگزیده است و علی بن محمد بن بشار از رهبران آن بود و موفق شد برخی از معتقدان به امامت حسن عسکری را نیز پس از درگذشت وی جذب کند. اما جعفر خود مدعی بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن علی هادی به وی رسیده است.




اختلاف بین جعفر و مادر حسن عسکری

بین جعفر و مادر حسن عسکری بر میراث وی اختلافی بروز کرد که توسط مدرسی و جاسم حسین به دو شکل متفاوت تبیین شده است. مدرسی می گوید مادر حسن عسکری، حُدَیث، در نقطهٔ مقابل ادعا کرد که فرزند حسن عسکری هنوز به دنیا نیامده اما کنیزی به نام صغیل از حسن حامله‌است. این ادعا صرفاً برای آن بود که دست جعفر برادر حسن عسکری از ارث کوتاه شود؛ زیرا در صورت فرزنددار بودن حسن، برطبق فقه اهل سنت میراث حسن عسکری تنها به مادر او تعلق می‌گرفت. این ادعا به جایی نرسید و کنیز تا چندین سال تحت نظر بود و فرزندی به دنیا نیاورد. بزرگان شیعه و یاران نزدیک حسن عسکری نیز بعضی جانب جعفر را گرفتند و عده‌ای جانب مادر حسن عسکری را. اما جاسم حسین می گوید طبق روایت شیخ مفید حسن عسکری وصیت نامه ای تنظیم کرد و تمام دارایی خود را به مادرش بخشید. حُدَیث پس از دریافت خبر درگذشت وی از مدینه به سامرا آمد اما تمام اموال تحت سیطره عباسیان درآمده بود و جعفر نیز بر حق خود بر از ارث اصرار داشت. حدیث با استناد به فقه امامیه گفت حسن عسکری وی را وارث خود قرار داده و جعفر حقی درآن ندارد. پس از آنکه محقق شد ثقیل آبستن نبوده قاضی به نفع حدیث رأی داد اما میراث بر خلاف فقه امامیه نصف شد.

به نوشته جاسم حسین، ابوسهل نوبختی روایت می کند اصحاب سر حسن عسکری که احادیث وی را روایت می کردند و نایبان او بودند پس از درگذشت وی متفق‌القول بودند او از خود پسری برجا گذاشته که امام است. آنان شیعیان را از پرسیدن نام او و افشای وجودش برای دشمنان منع می کردند. همچنین طبق گزارش های شیخ صدوق، شیخ طوسی و رجال نجاشی حسن عسکری پیش از فوت پسر خود را به عنوان جانشین به چهل تن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها دستور داده درطول غیبت وی از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت کنند. بخش بزرگتری از شیعیان این نظر را پذیرفتند هر چند در بدو امر در خصوص زمان تولد، نام وی و اینکه آیا وی مهدی قائم است یا خیر اختلاف داشتند. ما به نوشته مدرسی تا زمان مرگ حسن عسکری صحبتی از فرزند وی به میان نبود و حسن عسکری نیز در وصیتش تنها از مادرش نام برده بود. پس از مرگ او، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عمری، این مسأله را اعلام کردند که حسن عسکری پسری می‌داشته که جانشین مشروع امامت است. طبق گفته عمری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود چرا که بیم آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. در مقابل، فاطمه (خواهر حسن عسکری) و جعفر (برادر حسن عسکری) اعلام کردند که فرزندی از امام شیعه به دنیا نیامده‌است. حکیمه، عمه حسن عسکری، نیز به وجود فرزندی از حسن عسکری معتقد بود (در روایتی خود شاهد بدنیا آمدن بوده‌است؛ اما در روایتی دیگر از او نقل شده که خود تولد فرزند حسن را ندیده‌است بلکه از نامه‌ای که حسن به مادرش نوشته بود از تولد این فرزند آگاه





فرزند غایب

به نوشته مدرسی در این زمان، نایبان امام در گذشته (امام یازدهم)، اصرار در نگاه داشتن این اعتقاد بودند که فرزندی از عسکری در غیبت هست که به فرمان خدا قیام خواهد نمود. معتقدان این این ایده در آماج حمله همه جناح‌ها بودند و مورد مخالفت شدید قرار می‌گرفتند. عباسیان مخصوصاً نگران جانشین موعود عسکری در غیبت بودند. معتمد به این دلیل دستور داد خانه امام را بگردند (همه اتاق‌ها را پس از جستجو قفل می‌کردند). تلاش‌هایی صورت گرفت تا معلوم شود آیا امام از خود فرزندی باقی گذشته است یا خیر و ماماهایی در حرم امام گماشته شدند تا هر گونه حاملگی را تشخیص دهند. یکی از کنیزان که مشکوک به حاملگی بود در قرنطینه‌ای در یک خانه مخصوص تحت مراقبت قرار گرفت. در موردی دیگر، همسر عسکری به نام صیقل زندانی شد که چرا محل اختفای پسرش را نمی‌گوید. این شرایط تا زمانی که خلیفه درگیر ناآرامی‌های سیاسی شد که توسط صاحب الزنج و حاکمان استانهای ایران، مصر و سوریه ایجاد شده بودند ادامه یافت. عباسیان همچنین جعفر، برادر عسکری و مدعی جایگاه امامت را مورد حمایت قرار دادند تا در خانواده امام نزاعی برقرار کند. منابع شیعه جعفر را شخصی دنیا دوست و لذت جو معرفی می‌کنند که برای امام شدن از اهرم‌های فشار مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) استفاده نمود و بیشتر از یک بار سعی در بدنامی کسانی نمود که اعتقاد به امامت فرزند غایب عسکری داشتند.

بیشتر وکلای محلی که تا پیش از فوت امام شیعه مسئولیت برقراری ارتباط بین شیعیان و امامان و جمع‌آوری خمس و وجوهات شرعی برای شیعیان را برعهده داشتند، گفتهٔ عثمان بن سعید را تایید کردند. اما بعضی شک خود را در مورد وجود چنین فرزندی ابراز نمودند. در این میان عثمان بن سعید از سامرا به بغداد مهاجرت کرد. عثمان آن دسته از وکلا که به او وفادار بودند را در سمت خود نگه داشت و آنان به نیابت امام و نیز جمع‌آوری وجوهات شرعی برای امامی که تولدش را وعده داده بودند، ادامه دادند.بگفتهٔ حسین مدرسی، اکثریت شیعیان در شهرهای متفاوتی از ایران، به‌خصوص قم وضع موجود را پذیرفتند و به پرداخت وجوهات به نائبان ادامه‌دادند. اما عراق و کوفه وضع متفاوتی داشت. بسیاری یا شاید حتی اکثریت شیعیان، امامت جعفر را پذیرفتند. بزرگان و متکلمانی از شیعه مانند علی بن حسن بن فضال، برجسته‌ترین روحانی شیعه در کوفه، از این جمله بودند. اما جعفر نیز مدت زیادی عمر نکرد و چند سالی پس از فوت برادرش حسن عسکری (۲۷۱ ق.) درگذشت.در این میان عثمان بن سعید در بغداد تا زمان مرگ (حدوداً بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ ق) به اداره دستگاه امامت ادامه داد. او اصرار داشت که در تماس مستقیم با فرزند حسن عسکری است.




تاریخچه اعتقاد به امام دوازدهم و غیبت

یک دیدگاه رایج در میان پژوهندگان تاریخ تشیع آن است که باور به تعداد ائمه (دوازده امام) و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است، بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافته‌است. در مقابل جاسم حسین می گوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از سال 260 ق. مطرح بوده است.

در خصوص روند شکل‌گیری اعتقادات شیعه دوازده امامی، به گفتهٔ امیرمعزی، منابع دورهٔ حیرت، بحران عمیقی را نشان می‌دهد. بررسی منابع این دوران شک و ابهام عمیق شیعیان در مورد تعداد امام‌های شیعه و حتی موضوع غیبت را نشان می‌دهد. ابوجعفر برقی (وفات ۲۸۰ ق /۸۸۷ یا ۸۹۳ میلادی)، در فصل اول کتابش، که اختصاص به تفسیرهای مختلف از اعداد دارد، به اعداد ۳ تا ۱۰ می‌پردازد، اما در مورد عدد ۱۲ چیزی نمی‌گوید. یا هم عصر او صفار قمی (۲۹۰ ه.ق. / ۹۰۲ م.) در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش، در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند و هیچ اشاره‌ای به غیبت نمی‌کند.چند دهه بعد ابن‌بابویه (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.)، معروف به شیخ صدوق، احادیثی زیادی در مورد عدد دوازده و در میان آن در مورد دوازده امام نقل می‌کند. ایتان کولبرگ نیز آثار نویسندگان امامیهٔ هم عصر وفات حسن عسکری (مثال ابن برقی و صفار قمی) را بررسی می‌کند و چنین بیان می‌کند که «نبود عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معنا می‌باشد که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود.» به نوشته امیرمعزی برای اولین بار اشاره به دو غیبت امام دوازده را در آثار ابوسهل نوبختی می‌بینیم که به قول او دومی از اولی سخت‌تر است. از او دو نظریه در مورد امام غایب در منابع متاخر ذکر شده‌است. یکی اینکه امام دوازدهم مرده‌است و فرزند او از دیدگان پنهان شده‌است و امامت از این فرزند به فرزند بعدی منتقل می‌شود تا زمانی که امام خود را بر مسلمانان علنی نماید. دیگر آنکه وجود او بصورتی روحانی باقی‌مانده‌است. به نوشتهٔ امیرمعزی هیچکدام از این دو تئوری در اعتقادات متاخرتر شیعه ادامه پیدا نکرده‌است.به گفته وی تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد. پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه شد. در مقدمهٔ کتاب الغیبة (تألیف حدود ۳۳۳ تا ۳۴۲ ق.) به قلم ابن ابی زینب نعمانی (وفات ۳۶۰ ق.) ، نویسنده تأسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه (شیخ صدوق) مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سؤالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.

در این زمان محدثان شیعه سعی در اثبات وجود امام شیعه و برطرف کردن شک موجود در میان شیعیان نمودند.به نوشته مدرسی از راویان سنّی حدیث، گفتاری منسوب به پیامبر رسیده است که بر اساس آن دوازده خلیفه پس از او خواهند بود که همگی از قبیله قریش هستند (و اینکه پس از این دوازده خلیفه هرج و مرج بر جامعه حکمفرما خواهد بود). این گفتار خیلی پیشتر از غیبت امام دوازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هجری رواج داشته است. بطور قطع این حدیث هم در زمان امویان و در حمایت از مشروعیت ایشان و هم در زمان جنبش‌های ضد اموی برسر زبان‌ها بود (به‌گفته سید حسین مدرسی محدثان شیعه حتی حدیث دوازده خلیفه را حدیثی ضد شیعی می‌دانستند و آنرا «بایکوت» کرده‌بودند.) بنابرین هیچ‌کس نمی‌توانست ادّعا کند که این گفتار به هیچ عنوان نوشته امامیه در دوران پس از غیبت بوده باشد. در واقع هیچ شاهد مکتوبی از دهه‌های آخر سده سوم هجری وجود ندارد که نشان دهد این گفتار هیچ‌گاه توجه راویان شیعه حدیث را جلب کرده بوده یا کسی در جامعه شیعه فکر کرده باشد که این حدیث می‌توانسته مربوط به آنها بوده باشد. تا حدود سال ۲۹۵ هجری که شیعیان دنباله‌رو انتظار داشتند امامت تا آخرالزمان ادامه پیدا کند و تعداد امامان را بیش از این می‌دانستند، در ابتدا توجهی به این حدیث نمی‌کردند. شیعیان در این زمان متوجه «حدیث دوازده خلیفه» شدند. از این زمان بود که محدثان شیعه آنقدر حدیث در مورد دوازده بودن تعداد امامان یافتند که خود مبنای کتاب‌های مستقلی در این باب شد.ایتان کولبرگ با ذکر این مطلب که تمایل به عدد دوازده جایگاه ویژه‌ای در تمدن‌های باستانی داشته‌است می‌نویسد.احتمالاً روایات تورات و انجیل در مورد «دوازده قبیلهٔ بنی‌اسرائیل» و «دوازده حواریون عیسی»، ریشهٔ ترجیح اسلامی برای نسبت دادن عدد دوازده بر شمار رهبران بوده‌است. به عنوان مثال از واژه «نقبا» نه فقط برای ۱۲ قبیله بنی‌اسرائیل (اشاره شده در قرآن)، بلکه برای دوازده نمایندهٔ پیامبر در اهالی مدینه یا دوازده رهبری که قیام عباسیان علیه امویان را رهبری کردند نیز استفاده شده‌است. یا یکی از غلات شیعه به نام ابومنصور عجلی (اعدام در سال ۱۲۱/۷۳۸) خود را ششمین پیامبر از سلسله ۱۲ پیامبری معرفی کرد که آخرین آنها «قائم» خواهد بود.به هر حال اشارات زیادی در تورات و انجیل در حمایت از اینکه عدد دوازده، عدد مربوط به تعداد «مؤمنان برگزیده» است وجود دارد (هر چند به همین میزان، اشارات زیادی در مکاشفه یوحنا در حمایت اینکه عدد ۴ یا ۷ تعداد برگزیدگان است وجود

به نوشته ساشادینا دغدغهٔ اصلی بزرگان شیعه در این زمان اثبات وجود واقعی فرزند حسن عسکری و معرفی او به عنوان امام غایب به شیعیان بود. با کوشش‌های شماری از متکلمان و محدثان شیعه امامی مانند ابوسهل نوبختی (و. ۹۲۳ م.)، ابوجعفر ابن قبه (وفات حدود 319 ق.)، کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)، نعمانی و بخصوص ابن بابویه (و. ۳۸۱ ه.ق. / ۹۹۱ یا ۹۹۲ م.) اثر ارزنده او کمال الدین که معمار و تبیین کنندهٔ نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش امام غائب است، این هدف حاصل آمد.در این زمان کلینی در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی، که در خلال این دوره گردآورده‌بود، به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است.بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.به گفتهٔ عبدالعزیز ساشادینا در فاصله زمانی نوبختی و هنگامی که شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) مطالب خود را دربارهٔ امام دوازدهم ارائه داد، موضوع جانشینی حسن عسکری در بین شیعیان امامی جا افتاده بود.به هر شکل، تا سالهای پایانی غیبت صغری، مصادف با دهه سی و چهل قرن دهم میلادی اکثریت شیعه امامیه، امامت امام دوازدهم از نسل حسن عسکری را پذیرفته بودند.

به گفتهٔ سعید امیر ارجمند اعتقاد به غیبت در نزد شیعیان، در میان مجموعه عقایدی بود که از کیسانیه وارد شیعه شد. با این حال وی تأثیر واقفیّه (که بر امامت موسی کاظم توقف کردند) را در پذیرش ایده غیبت توسط شیعه امامیه مهم تر می‌داند. اولین نوشته های کلامی در زمینه غیبت را حدود سی سال پس از مرگ حسن عسکری و در آثار ابوسهل نوبختی و ابن قبه رازی می‌توان یافت. این دو که تمایلات معتزله داشتند به جای اتکا به احادیث راه حلی کلامی را برای نظریه غیبت بر گزیدند. ایده‌ای که در وضعیت بحران از نو واقفیان به عاریت گرفته‌شده‌بود.به نوشته پوناوالا آثار بجا مانده از آن زمان شیعه چنین می‌نمایاند که شیعیان در ابتدا پیش‌بینی نمی‌کردند که غیبت امام غایبشان مدت زیادی ادامه داشته‌باشد. اما زمانی که غیبت امام شیعیان طولانی شد و حجت بن حسن ظهور نکرد، شیعیان بتدریج امام پنهان را همان مهدی موعود پنداشتند. از حدود سال ۲۹۵ ه.ق./۹۰۸ م. بود که شیعیان متوجه شدند که اوضاع غیرعادی‌تر از چیزی است که در ابتدا می‌پنداشتند و امام حاضری در آینده نزدیک وجود نخواهد داشت و نیز پرسش در مورد تعداد قطعی امامان مورد بحث شیعیان قرار گرفته‌است. از این زمان است که حدیث‌هایی مبنی بر اینکه «تعداد امامان دوازده نفر می‌باشد» بر سر زبان‌ها افتاد.به نوشتهٔ ورنا کلم مرگ علی بن محمد سمری (329 ق.)، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دورهٔ غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها نهایتاً در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.در این زمان علمای شیعه با رویکرد کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.متکلمان از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.






دوران امامت و غیبت

دوره سفرا یا غیبت صغری

بنابر اعتقاد شیعه دوازده امامی، این دوره از مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق. (۸۷۴ م.) آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. (۹۴۱ م.) به طول انجامیده‌است. در این دوره، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب و آن هم در شرایط خاص با شیعیان تماس می‌گرفت. در طی دوران غیبت صغری، شیعیان از طریق این چهار نائب با مهدی در ارتباط بوده و درخواست‌ها و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند و پاسخ می‌گرفتند.

به نوشتهٔ ساشادینا و جاسم حسین، شبکهٔ وکلا در دوران امامان مسئول گردآوری خمس، زکات و سایر وجوهات شرعی شیعیان برای امامان بود. در شرایطی که چند امام آخر به‌شدت تحت نظارت و مراقبت بودند و امکان ارتباط مستقیم شیعیان با امامان وجود نداشت، عملاً اداره امور ساختار مرکزی جامعه شیعه بر عهدهٔ وکلا بود. در شرایط غیبت امام، وکلا سرپرستی و رهبری مجازی جامعه شیعه را در خصوص امور دینی و مالی برعهده گرفتند. جاسم حسین می گوید بتدریج رهبری شبکه وکلا تبدیل به تنها مرجعی شد که می توانست مشروعیت امام جدید را تعیین و اثبات کند. برای نمونه محمد جواد وصیت خود در خصوص نصب علی هادی به عنوان امام بعد را به رئیس شبکه وکلای خود گفت.به نوشتهٔ ساشادینا، در منابع اولیه از جمله کتاب‌های کلینی و ابن بابویه (شیخ صدوق)، به وکلا به طور عمومی اشاره شده و ابن بابویه چندین نفر را نام برده‌است که به گفتهٔ وی با مهدی در ارتباط بوده و سمت وکالت را بر عهده داشته‌اند بی‌آنکه کسی از آنها را به عنوان وکیل ویژه یا نائب خاص معین کند. اما بخصوص برخی از وکلا بطور نیابی خمس را از شیعیان می‌گرفته‌اند و عثمان بن سعید نیز یکی از وکلای حسن عسکری بود. ساشادینا از بررسی روایات ابن بابویه نتیجه می‌گیرد تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابت خاص در دوره‌های بعد برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است.

به نوشتهٔ ساشادینا، در شرایطی که جامعه شیعه پس از مرگ حسن عسکری دست کم به چهارده فرقه منشعب شده بودند، پذیرش نهایی این عقیده که حسن عسکری فرزندی داشته که امام آخر و دوازدهم شیعه است در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری رخ داد. این امر به رهبری محمد بن عثمان و شبکهٔ وکلای او در سراسر سرزمین‌های اسلامی و با کمک ابوسهل نوبختی، متکلم بزرگ شیعه، انجام شد. رابطهٔ نزدیک و دوستانهٔ ابوسهل با خاندان شیعهٔ بنی فرات که وزرای عباسیان بودند نیز پذیرش این امر را حتی در میان سایر مسلمانان تسهیل کرد. بدین ترتیب جامعه شیعه، حول اعتقاد به امامت حجت بن حسن و رهبری محمد بن عثمان مجدداً متحد شد.

به نوشته ورنا کلم از دیدگاه تاریخی اعتقاد به وجود «نواب اربعه» در آثار محدثان و علمای شیعهٔ چند دهه اول دوران موسوم به غیبت صغری به چشم نمی‌خورد. کلینی اشارات مبهمی به نامه‌هایی از امام زمان می‌کند که به دست شیعیان می‌رسیده‌است.حتی در کتاب التنبیه ابوسهل نوبختی —که بین سال‌های ۹۰۳ تا ۹۱۳ نوشته شده— به بحرانی در میان شیعیان اشاره شده‌است. ابوسهل می‌نویسد که تقریباً تمام یاران نزدیک حسن عسکری تا بیست سال بعد از مرگ او درگذشته‌اند. آنها کسانی بودند که ادعا می‌نمودند با امام غایب شیعه در ارتباط هستند و فرمان‌های او را به اطلاع شیعیان می‌رساندند. بعد از مرگ این افراد دیگر نشانی از امام برای شیعیان و اثباتی برای وجود او برای افرادی که دچار شبهه شده یا ناباوران وجود نداشت. در این زمان آنها تنها می‌توانستند به کمک تفسیر احادیث امامان پیشین شیعه، غیبت طولانی امام را توجیه نمایند. در نوشته‌های نویسندگان شیعه تا چند دههٔ بعد از این زمان، به تداوم فعالیت سفرا اشاره نشده‌است.

عنوان سفیر در ابتدا در کتاب الغیبه نعمانی به چشم خورد اما نام و تعداد این نایبان ذکر نشده‌بود. سپس ابن بابویه نام چهار نایب را در کمال‌الدین ثبت نمود و مبسوط‌ترین گزارش‌ها دربارهٔ فعالیت سفرا در کتاب الغیبه ابوجعفر طوسی آمده‌است. به نوشتهٔ ایتان کولبرگ، عمدهٔ این گزارش‌ها بر مبنای دو کتاب که اکنون در دسترس نیست می‌باشد: اخبار ابی العمر و ابی الجعفر العمریان اثر ابن برنیه کاتب و اخبار الوکاله الربعه نوشته احمد بن علی بن عباس بن روح صیرفی. به گفتهٔ کولبرگ در دانشنامهٔ اسلام، اعتقاد به سفرا در نزد خاندان نوبختی شکل گرفت.

ورنا کِلِمْ در دانشنامه ایرانیکا، چنین می‌نویسد که احتمالاً گسترش ایدهٔ نایبان چهارگانه توسط خاندان نوبختی در میان شیعیان انجام شده باشد. اطلاعات موجود در مورد دو نائب اول چنین می‌نمایاند که این دو پس از مرگشان به عنوان نائب خاص امام زمان شناخته شدند؛ زیرا نیابت باید از زمان مرگ حسن عسکری شروع می‌شد. در سطح شخصی باید گفت دو فامیل عمری و نوبختی با هم خویشاوند بودند. دختر ابن عمری، ام کلثوم با یکی از نوبختی‌ها ازدواج کرد و منشی حسین بن روح بود. لازم به ذکر است که به گفتهٔ ورنا کلم، نوهٔ ام کلثوم(ابن برنیه)، منبع اصلی کتاب‌های شیخ طوسی بود که برای اولین بار وجود چهار نائب خاص امام زمان را مطرح نمودند.




نواب اربعه

۱) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری

منابع شیعه اطلاعات کمی در مورد زندگی دو نایب اول امام زمان به دست می‌دهند. عثمان ادعا می‌نمود که فرزند حسن عسکری را به چشم دیده بود. او از وکیلان حسن عسکری و هادی بوده‌است. به اعتقاد کنونی شیعه، عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود، هر چند به گفته کِلِم چنین پیداست که تعیین وی به سمت واسطه امام دوازدهم به طور رسمی نبوده‌است.او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان حسن عسکری، عثمان پول از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری، مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.


۲) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید

محمد همراه پدرش عثمان بن سعید، وکالت حسن عسکری را بر عهده داشت. از دیدگاه کنونی شیعه، محمد چهل سال وکالت را عهده‌دار بود و طی این مدت وجوهات شیعیان را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.


۳) ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی

نکته مهم در مورد او این بود که بعد از ربع قرن٬ ارتباط رسمی با امام غائب از سر گرفته‌شد. اولین توقیعی که نوبختی در ۲۴ شوال ۳۰۵ هجری ارائه نمود٬ فرمانی بود که امام غائب در آن حسین بن روح را بعنوان نفر اول سلسله مراتب شیعه تائید می‌کرد.به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ ه.ق./ ۹۱۷ م. بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند.حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث، با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید.حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره‌مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.
در دوران حسین بن روح، ابوجعفر محمد بن علی الشلمغانی (اعدام شده در سال ۳۲۲/ ۹۳۳) دستیار حسین روح و مامور او در بغداد، ادعا کرد که او سفیر واقعی و برحق حسین بن روح است و البته پس از چندی بطور کلی قضیه وجود امام غایب را انکار کرد. همچنین منصور حلاج نیز از کسانی بود که به مخالفت با نیابت حسین بن روح پرداخت و هر دو خشم شیعیان آن زمان را بر انگیختند و با نفوذی که خاندان نوبختی داشتند، توسط دولت عباسی اعدام شدند.


۴) ابوالحسن علی بن محمد سمری (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)

از دیدگاه تاریخی، تنها در زمان خاندان نوبختی بود که نواب مورد پذیرش عموم شیعه بودند و کنترل شیعیان را در دست داشتند. در زمان علی بن محمد، این کنترل دوباره از بین رفت و مورد پذیرش عموم شیعیان نبود. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران موسوم به غیبت کبری شروع شد.
ساعت : 3:06 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page