گیتار
گیتار نوعی ساز زهی است که با پیک یا انگشت نواخته می‌شود و از این جهت که سیم‌های آن در اثر ارتعاش تولید صدا می‌کنند، به سازهای گروه کوردوفون (به انگلیسی: Cordophones) یا زه‌صدا تعلق دارد. این ساز علاوه بر داشتن قدمت تاریخی قابل توجه (چه از لحاظ ساختار آن و چه از لحاظ تکنیک‌های نوازندگی) توانسته‌است هم‌گام با تحولات موسیقی غرب پیشرفت چشمگیری داشته باشد؛ که در نتیجه گونه‌های متفاوتی از آن بوجود آمده و هم اکنون جایگاه ویژه‌ای در موسیقی جهان دارد.





سیر تاریخی

واژه guitar در زبان انگلیسی، gitarre در آلمانی و guitare در فرانسوی همگی مشتق شده از واژه guitarra در زبان اسپانیایی هستند که آن خود از واژه قیثاره در زبان عربی اندلسی مشتق شده است. این واژه نیز خود مشتق شده از واژه لاتین cithara است که نسبت آن به واژه κιθάρα kithara در یونانی باستان می‌رسد. این واژه یونانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از واژه پارسی کهن سیه‌تار (سه‌تار) آمده است.

روایت های متفاوتی درمورد تاریخچه گیتار وجود دارد؛ عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته است و عده ای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری (Greek Assyrian Cithara) که به وسیله رومی ها به اسپانیا آورده شده گرفته شده است. گیتار نتیجه تحول لوت در اروپا است. لوت نیز خود تحول یافته عود (به عربی العود = چوب) و بربط است. گفته می‌شود زریاب نامی عود را به اندلس آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق اروپا رایج شد.

در زمان حکومت اسلام در اروپا، این ساز توسط زریاب دارابگردی و چند تن از شاگردانش به اندلس برده شد. در آن زمان به گیتار، کیتارا یا قیتارا می‌گفتند و نام کنونی آن برگرفته از همین نام است. در واقع وجود پسوند تار در نام گیتار می‌تواند موید این باشد که گیتار سازی ایرانی است.

زریاب در ابتدا در اسپانیا شروع به آموزش گیتار کرد و مدرسه موسیقی خود را در زمان عباسیان در آندلوس بنا کرد.

جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی است که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد می شده و این صدا به وسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت می شده است. ازآنجاکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد می کرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاه تر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده است. ازدیاد این سیم ها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی (Harp Arquee) گردید. سپس سازی متشکل از مجموعه ای از سیم ها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیم هایی به طول مساوی کار گذاشته شده بود. یونانی ها دو نوع لیر داشتند، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا؛ کیتارا به وسیله رومی ها تغییرشکل یافت؛ نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است. بعدها رومی ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا، پاندورا Pandora و فیدیکولا Fidicula را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت؛ درواقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید؛ این گیتارها به دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند. به تدریج در قرن های چهارده و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده گیتار با اسم هایی از قبیل: گیتارا، گیترنه، گیترن (Giteren)(سازی سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به زبان اسپانیایی گیتارا گفته می شد) و شیتارا معین شدند. در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن، با اسم هایی از قبیل: ویهوئلا (Vihuela) در اسپانیا و ویولا (Viola) در ایتالیا خوانده می شدند، که بعضی از این سازها با آرشه (de arco)، بعضی با مضراب (de penola) و بعضی دیکر هم با انگشت (de mano) نواخته می شدند. بعدها از ویهوئلای انگشتی (Vihuela de mano ) نوعی گیتار به وجود می آید. درطی قرن های چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلای انگشتی تغییرات قابل توجه ای به وجود می آید، به تدریج در پهلوهای آنها فرورفتگی ایجاد می شود و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار می شوند. در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند انگشت (de mano) در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شد. از آن پس گیتار بدنه ای بزرگ تر و شکلی مدورتر به خود گرفت.




اجزای گیتار

همان طور که در عکس ملاحظه می‌کنید، گونه‌های مختلف گیتار ممکن است شامل اجزای متفاوتی باشند، یا شکل اجزا یا جنس آن‌ها با هم فرق داشته باشند. اما نهایتاً اجزای موجود در همهٔ انواع گیتارها همین‌ها هستند.

سردسته

خرک
گوشی‌ها (برای کوک کردن ساز)
فرت (Fret)
Truss Rod (پیچی که برای تنظیم انحنای دسته به کار می‌رود)
Inlays (تزییناتی که نقش راهنما را دارند و معمولاً پشت فرت‌های ۳ ۵ ۷ ۹ ۱۲ ۱۵ ۱۷ ۱۹ ۲۱ ۲۴ قرار می‌گیرند)


دسته
پاشنه (اتصال بدنه با دسته)
بدنه
پیکاپ‌ها (pickups)
قسمت‌های مربوط به مدار الکتریکی (تنظیمات ولوم و تن صدا)
خرک پایینی (Bridge)
صفحه پیک گارد (گاهی برای مخفی کردن مدارها و گاهی صرفاً برای جلوگیری از خش‌دار شدن رنگ بدنه در اثر برخورد پیک به مرور زمان)
صفحهٔ پشتی
صفحهٔ جلویی
قسمت‌های جانبی
سوراخ صدا (معمولاً دارای تزییناتی به نام rosset)
سیم‌ها
saddle (تنظیم‌کننده ارتفاع هر سیم)
فرت بورد (چوبی که فرت‌ها روی آن کوبیده شده‌اند)




انواع گیتار

گیتارها را به شیوه‌های مختلفی می‌توان دسته بندی کرد. در این بین اگر بخواهیم از لحاظ صوتی آن‌ها را دسته بندی کنیم، که مسلماً برای یک ابزار موسیقی مناسب‌ترین روش خواهد بود. از آن جایی که نحوه تولید صدای آکوستیک در گیتار ارتباط تنگاتنگی با نوع بدنه آن دارد، ناچار به استفاده از دسته بندی بدنه خواهیم بود:


گیتار با بدنه چوبی توخالی



انواع گیتارهای آکوستیک

گیتار آکوستیک گیتاری است که وسیله‌ای جز بدنه آن صدای سیم‌ها را تقویت نمی‌کند، صدای سیم‌ها تنها در بدنهٔ چوبی توخالی آن تقویت می شود و به گوش می‌رسد. این نوع از گیتار معمولاً شش سیم فلزی دارند که ضخامت آن‌ها از زیرترین سیم تا بم‌ترین سیم به طور معمول بین ۱۳ تا ۵۶ هزارم اینچ می‌باشد. بدنه از اتصال صفحه چوبی پشتی، صفحه چوبی جلویی، و دو قسمت چوبی انحنادار کناری ساخته می‌شود، که صفحهٔ بالایی معمولاً دارای سوراخ یا سوراخ‌های بزرگی است که به واسطه شکل و محل قرار گرفتنشان می‌توانند ویژگی‌های آکوستیکی خاصی به ساز بدهند.

گونهٔ اسپانیایی گیتار آکوستیک با عنوان گیتار فلامنکو شناخته می‌شود. که نامش را از سبک زیبای فلامنکو به ارث برده‌است. گیتار زمانی وارد موسیقی فلامنکو شد که اسپانیایی‌ها فلامنکو را با سازهای دیگری می‌نواختند. پس از آن گیتار به شدت بر این موسیقی تاثیر گذاشت و هم اکنون کاملاً به آن وابسته‌است.




انواع گیتارهای کلاسیک

اصولاً باید گفت گیتار کلاسیک نوعی گیتار آکوستیک است. چون صدای آن بدون واسطه شنیده می‌شود. اما این نوع گیتار کمی با گیتارهایی که با عنوان گیتار آکوستیک شناخته می‌شوند تفاوت دارد. بدنه آن کمی کوچکتر بوده و در آن به جای سیم‌های فلزی از سه سیم نایلونی و سه سیم فلز تنیده شده به دور ابریشم استفاده می‌شود، که به آن صدای نرم و آرامی می‌دهد. این ساز نسبت به سازهای دیگر ارکستر و نیز گیتار آکوستیک صدای کمتری دارد و تنها یک سبک مشخص از موسیقی را ارائه می دهد.

گیتار کلاسیک خود از گیتار فلامنکو که اسپانیایی‌ها آن را به کار می‌برده‌اند مشتق گشته‌است . بین گیتار کلاسیک و گیتار فلامنکو تفاوت نا چیزی وجود دارد، معمولاً گیتار کلاسیک از چوبهایی که رنگ قهوه‌ای تیره دارتد ساخته می‌شود و گیتارهای با چوبهای زرد و روشن تر از آن گیتارهای فلامنکو هستند . اسپانیایی‌ها از ساز گیتار برای نواختن موسیقی خودشان یعنی فلامنکو استفاده می‌کرده‌اند که بعدها با شروع دوران کلاسیک در موسیقی اروپا عده‌ای از این ساز برای نواختن قطعات موسیقی کلاسیک استفاده کردند .





انواع گیتارهای الکتروآکوستیک

از لحاظ ظاهر نتوان تفاوت چندانی بین یک گیتار الکتروآکوستیک با یک گیتار آکوستیک پیدا کرد. اما از لحاظ صوتی گیتار الکتروآکوستیک روند الکتریکی را پیش می‌گیرد، بدین صورت که صدا توسط پیکاپ به شکل سیگنال الکتریکی درآمده، که بعد از طی کردن مسیرها و برخی ادوات الکتریکی، به وسیله آمپلی فایر تقویت می‌شود و سر انجام از طریق اسپیکرهای آمپلی فایر به گوش می‌رسد.

اگر تنظیمات خیلی خاصی برای آمپلی فایر (و افکت یا افکت‌ها) نداشته باشیم، صدای این نوع گیتار با گیتار آکوستیک تفاوتی نخواهد داشت، با این تفاوت که حالا صدا تا حدود زیادی تحت کنترل می‌باشد. نوازنده بدون آنکه مجبور به تعویض ساز برای پیدا کردن صدای مورد نظرش باشد می‌تواند از طریق تنظیم اکولایزری که روی گیتار قرار دارد حالت صدا را تغییر دهد و با صدایی که مورد نظرش است نوازندگی کند.



گیتار با بدنه چوبی نیمه خالی

انواع گیتارهای جاز و بلوز

گیتار با بدنه چوبی توپر

انواع گیتارهای الکتریک

گیتار با بدنه فلزی

انواع رزوناتور

گیتارها را از جنبه‌های دیگری هم می‌توان دسته بندی کرد:

از نظر طول گام دسته (Scale Size):
تنور (با گام دسته در حدود ۲۱ تا ۲۳ اینچ)
معمولی (با گام دسته در حدود ۲۴ تا ۲۵٫۵ اینچ)
باریتون (با گام دسته در حدود ۲۶ تا ۲۸ اینچ)
بیس (با گام دسته در حدود ۳۰ تا ۳۶ اینچ)
از نظر تعداد و جنس سیم‌ها:
چهار و پنج سیم (معمول در انواع گیتاربیس)
شش سیم (معمول در انواع گیتار و گاهی در گیتاربیس)
از جنس فلز (معمول در انواع گیتار آکوستیک)
از جنس نایلون (معمول در انواع گیتار کلاسیک)
هفت و هشت سیم (گاهی در انواع گیتار الکتریک)
دوازده سیم به صورت شش سیم دوبله (گاهی در انواع گیتار الکتریک)
از نظر شیوه صدابرداری
آکوستیک (بدون واسطه توسط میکروفون)
الکتریک (با استفاده از پیکاپ)





فولادشهر

فولادشهر شهری است در شهرستان لنجان استان اصفهان ایران. این شهر در28 کیلومتری جنوب غربی اصفهان در محور ارتباطی اصفهان شهرکرد واقع شده‌است. این شهر با مساحتی بالغ بر ۷۷۰۰هکتار یکی از سه شهر جدید در اصفهان می‌باشد. فولادشهر در میان فاصله ارتفاعی ۱۶۲۰ تا ۱۸۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است، این شهر تقریباً به شکل نیم دایره می‌باشد.

اکثریت جمعیت فولادشهر را قوم لر ( بختیاری و لرستانی تشکیل می دهد )

این شهر از شمال به شهرستان فلاورجان، از جنوب به کارخانه ذوب آهن و اراضی شهرستان لنجان، وبه مرکز شهرستان زرین شهر از شرق به کوه نمتک و از غرب به رشته کوه پنجی محدود می‌باشد.

ارتفاعات این شهر یکی رشته کوه پنجی در غرب و رشته کوه اشترجان در جنوب و عوارض طبیعی مارماضه و فشارچه در داخل محدوده شهر می‌باشد.

فولادشهر دارای پنج مرکز آموزش عالی و همچنین یک ورزشگاه بزرگ است. در آینده نزدیک قرار است یک خط متروی روباز از اصفهان به سمت فولادشهر کشیده شود. فولادشهر از اقوام مختلف سراسر ایران مهاجر داشته‌است که بیشتر جمعیت این شهر از از قوم بزرگ لر (بختیاری و لرستانی می باشند ) .




پیشینه

فولادشهر در سال ۱۳۴۲ برای اسکان کارمندان ذوب آهن تأسیس شد و از سال۱۳۶۳ به عنوان یک شهر جدید فعالیت خود را اغاز نمود وهم اکنون حدوده 25000 نفر جمعیت داردو زیرم





شهرستان لنجان
شهرستان لِنجان یا همان شهرستان زرین‌شهر یکی از شهرستانهای استان اصفهان در مرکز ایران می‌باشد که در جنوب غرب این استان واقع شده‌است. زرین‌شهر مرکز این شهرستان است. زرین شهر مهمترین و بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر شهرستان لنجان است. تمامی ادارات مهم و مرکزی این شهرستان در شهر زرین شهر قرار دارند. شهرستان لنجان (زرین‌شهر) سومین شهرستان مهم استان اصفهان وقلب صنعت استان می باشد.




جمعیت

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان لنجان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۲۶٫۷۵۶ نفر بوده‌است. با توجه به آمار سال ۱۳۹۱ رشد چشمگیری داشته جمیت شهرستان به ۲۹۲۸۵7 نفررسیده است این آمار نشان دهنده صنعتی بودن شهرستان و بودن اشتغال در منطقه است.




تقسیمات کشوری

شهرستان لنجان شامل هشت شهر، سه بخش و بیش از سی روستا می‌باشد.

بخش مرکزی شهرستان لنجان شهرستان لنجان با مرکزیت زرین شهر
دهستان اُشیان جنوبی
دهستان کاریز
دهستان اُشیان شمالی
دهستان خرم رود

شهرها: زرین‌شهر، چمگردان، زاینده رود، سده لنجان، ورنامخواست,فولادشهر


بخش دوم: بخش باغ بهادران

محدوده بخش سوم:

دهستان چم رود
دهستان زیرکوه
دهستان چم کوه



شهر ها: باغبهادران، چرمهین

((هر دو بخش تحت نظارت وزیر مجموعه ی فرمانداری لنجان با مرکزیت زرین شهر هستند))


شهرهای شهرستان لنجان: زرین‌شهر (مرکز شهرستان لنجان)، فولادشهر، ورنامخواست، چمگردان، سده لنجان، باغشاد، زاینده‌رود، باغ بهادران، چرمهین

در طرح جدید منطقه‌ای کردن لنجان به سبک زیر است :

زرین‌شهر (منطقه مرکزی ۱ لنجان)، فولادشهر (منطقه ۲ لنجان)، ورنامخواست (منطقه ۳ لنجان)، چمگردان (منطقه ۴ لنجان)، سده لنجان (منطقه ۵ لنجان)، زاینده رود (منطقه ۶ لنجان)، باغ بهادران (منطقه ۷ لنجان)، چرمهین (منطقه ۸ لنجان)


شهرستان لنجان در سالهای قبل از ۱۳۵۵ خورشیدی به لنجانات معروف بود. لنجانات شامل شهرستان‌های فلاورجان و مبارکه فعلی و بخشی از خمینی شهر فعلی بوده است؛ که در سالی ۱۳۵۵ بخش فلاورجان و سال ۱۳۶۹ نیز بخش مبارکه از آن جدا و به شهرستان تبدیل شدند. درحال حاضر شهرستان لنجان دارای هشت شهر و دو بخش و پنج دهستان است. بخشها شامل دو بخش مرکزی و باغ بهادران. بخش مرکزی شامل دهستانهای آسیان و خرم رود و بخش باغ بهادران شامل دهستانهای چم رود و چم کوه و زیر کوه می‌باشد. شهرها شامل: زرین شهر، فولادشهر، چمگردان، سده، ورنامخواست، چرمهین، باغ بهادران و زاینده رود است.




جغرافیای طبیعی

شهرستان لنجان با وسعت ۵/۱۱۷۲ کیلومتر مربع در فاصله ۳۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان قرار گرفته است. ارتفاع نسبی ان از سطح دریا ۲۲۷۰ متر است و دارای آب و هوایی متغیر که همواره تحت تأثیر ناحیه نیمه خشک مرکزی و نیمه مرطوب چهارمحال و بختیاری قرار می‌گیرد. ارتفاعات آن شامل کوههای پنجئ از رشته کوههای مرکزی که در شمال شهرستان واقع شده‌اند و کوههای بیدکان در غرب آن می‌باشند. لازم به ذکر است که خط مرزی این شهرستان با استان چهارمحال و بختیاری از میان گردنه «رخ» عبور می‌کند.





جغرافیای اقتصادی

لنجان محل بزرگترین کارخانه‌های کشور است. تأسیسات عظیم ذوب آهن و کارخانه‌ها و شرکتهای اقماری آن و نیز کارخانه‌های صنایع دفاع در محدوده این شهرستان و تعداد زیادی از صنایع و کارخانه‌های کوچک و بزرگ به این منطقه بافت صنعتی بخشیده که بر رونق و آبادانی منطقه نیز افزوده شده است؛ همچنین صنایع دفاع نیز در محدوده شهر زرین شهر قرار گرفته که در نوع خود در کشور بی نظیر است.




کشاورزی

لنجان از لحاظ کشاورزی مهمترین تولید کننده برنج در استان به شمار می‌آید. برنج این منطقه از نوع صدری اما بسیار خوش بو و خوش طعم است؛ چنانچه عط برنج لنجان را در هیچ نقطه‌ای از جهان نمی‌توان یافت. به همین خاطر در سطح استان هوا خواه بسیار دارد و کلیه تولیدات آن در همین استان مصرف شده وامکان صدور نمی‌یابد. سایر محصولات این منطقه، گندم، چعندر قند، صیفی جات و اقسام میوه‌های سردرختی است.




مردم شناسی

ساکنان لنجان از دیرباز لنجانی بوده‌اند لیکن ابتدا از مشروطیت و در دهه‌های اخیر با تأسیس کارخانه‌های متعدد در این منطقه گروههای بزرگی از اقوام بختیاری اقوام دیگر در این منطقه سکونت دارند.





آموزش عالی

این شهرستان دارای ۹ دانشگاه است:

دانشگاه آزاد اسلامی واحدلنجان
دانشگاه پیام نور زرین شهر
مرکز آموزش علمی کاربردی زرین شهر
دانشگاه غیرانتفاعی صنعتی فولاد
دانشگاه غیر انتفاعی امین فولاد
دانشگاه غیر انتفاعی فرزانگان
دانشگاه پیام نور زاینده رود
دانشگاه پیام نور باغبهادران
مرکز علمی کاربردی صنایع دفاعی زرین شهر
دانشگاه صنایع و معادن لنجان (در حال تاسیس)




صنایع

کارخانه ذوب آهن از بزرگ‌ترین صنایع این شهرستان است. کارخانه صنایع دفاع، مجتمع فولاد مبارکه، کارخانه نوید منگنز، کارخانه سیمان سپاهان دیزیچه و زرین خودرو از جمله صنایع این منطقه‌اند.

دردهه‌های اخیر با توجه به احداث صنایع عظیم دراین شهرستان وکشاورزودامداربودن مردم بومی منطقه بسیاری از نیروهای فنی از سایر نقاط کشور خصوصاً خوزستان و چهارمحال بختیاری با توجه به اشتغال فنی قبلی در صنایع فولاد و نورد خوزستان، نفت، گاز و پتروشیمی ونیروگاهی دراین شهرستان ساکن شده‌اند.




صنایع دستی

شهرستان لنجان همانند دیگر شهرستانهای استان اصفهان از قابلیت‌های بالقوه صنایع دستی در شهرستان برخوردار است.

در سالهای اخیر امر آموزش به علاقه‌مندان باعث گرایش جوانان خصوصاً بانوان علاقه‌مند به این رشته از صنایع گردیده است. در این زمینه کانون فرهنگی بانوان شهرستان امر آموزش رشته‌های مختلف صنایع دستی را بر عهده دارد؛

چنانچه در سال ۱۳۸۹ تعداد نفرات آموزش دیده ۹۰ نفر بوده است.

صنایع دستی که شرح آن ذیلاً آمده است از جمله رشته‌هایی است که در این شهرستان به علاقه‌مندان آموزش داده می‌شود:

منبت و معرق روی چوب
نقاشی روی ظروف مینایی
گلیم بافی
دوخت چرم-۵رودوزی سنتی (سرمه دوزی) و روبان دوزی
سفال گری مقدماتی و پیشرفته
چاپ قلمکار
طراحی و نقاشی رنگ روغن و آبرنگ
قلمزنی
قالی بافی




تاریخ

تاریخ لنجان قدمتی دیرینه دارد و بدلیل مجاورت با زاینده رود و خاک مساعد و هوای معتدل همواره مهم ترین قطب کشاورزی ، باغداری و کشت غلات و همچنین بدلیل وجود دشت های سر سبز مکان مناسبی برای دامپروری و تولید محصولات لبنی در اصفهان بشمار میرفته است.البته در بعضی از دوران بخصوص در دوران قاجار بدلیل خشکسالی ها و همچنین سرمای بی سابقه ، رونق این منطقه در فراز و نشیب بوده است . مهمترین روستاهای این بلوک شامل : اشیان ،لنجان ، اشترجان ، آی دغمش ، گرکن و النجان میباشد. اشیان : بمعنی آشیان و دهکده است . لنجان : محل بیرون کشیده است ، گویند اینجاجنگل بوده است ، پس از قطع درختان آن ، بیرون افتاده است. اشترجان : بمعنی تالاب است . آیدغمش :آی بترکی ماه و دغمش زائیدن ، در تاریخ ابن اثیر و طبری اینجارا ماه دینار نوشته اند و گویند جنگل بوده است ، و ماه از زیر درختها خورده خورده دیده میشده است مانند دینار. گرکن : نوشته اند فرکن بوده است باسم مادی آنجا و بمعنای شهر جدید است . النجان : نوشته اند ارم گان بوده است.

در سال ۱۰۰۰ ه. ق، شاه عباس اصفهان را به عنوان مرکز سیاسی ایران برگزید و پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد. این زمان آغاز رونق و شکوفایی اصفهان بود و لنجان نیز از این رونق و شکوه بهره فراوانی برد، زیرا که این منطقه سرسبز و حاصلخیز با اصفهان فاصله چندانی نداشت و بسیارزود بیشه زارها، تفرج گاهها و شکارگاههای سرسبز آن مورد توجه شاه قرارگرفت. در دوره شاه سلطان حسین لنجان به تبع اصفهان روزگاری سخت را سپری کرد. در عهد افشاریان و زمانه زندیان، لنجان معبر آمدو شد دسته‌ها و طایفه‌هایی بود که یا به اصفهان می‌آمدند یا از آن می‌گریختند. در عهد قاجار، لنجان یا در تملک شاهزادگان قاجار قرار داشت یا تیولی بود که به وابستگان دربار مسعود میرزا بخشیده می‌شد. در دوره پر آشوب انقلاب مشروطه واستبداد صغیر، لنجان گذرگاه خان و قشون خوانین بختیاری بود. مسجد جامع زرین شهر

از معدود بناهایی تاریخی شهرستان لنجان است که قدمت آن مربوط به اوایل دوران قاجار است. دارای یک شبستان اصلی و تعدادی طاقنما در محوطه حیاط با تزئنیات آجرکاری خفته –راسته و آجرکاری معقلی و کاشیکاری است. شبستان جبههٔ شمالی آن الحاقی است که در دهه‌های اخیر ساخته شده است.




مسجد چرمهین

قدمت قاجاری است. مرمت‌های غیر اصولی باعث شده است که ارزشهای بنا خدشه دار گردد.(قدمت 400 ساله)




پل کله

قدمت پل مربوط به اواخر دوران صفوی است که در حال حاضر به علت عدم توجه به فرسودگی‌های نما و اجرای ساخت و سازهای غیر اصولی در معرض خطر است. قلعه چهاربرج: بنای زیبایی است بر فراز بلندی تپه که در شهرزرین شهر از شهرستان لنجان واقع شده است. قدمت آن اواخر صفوی و اوایل قاجار است. دارای چهار برج دیده بانی است





کبوترخانه‌

کبوترخانه‌های زیبایی در اقصی نقاط شهرستان لنجان با زیبایی‌های خاص خود وجود دارند که دیدن آنها خارج از لطف نیست. در کرچگان برج کبوتر ۲۰۰ ساله موجوداست که گذشته ازآن به عنوان مکانی برای دیده بانی استفاده می شده است.





قلعه کافر

در مسیر زرین شهر به چرمهین قلعه خشتی زیبایی وجود دارد که قدمت آن مربوط به اواخر دوره قاجار است.




آبشار شاه لرا

در سه کیلومتری چرمهین، دردامنه کوه‌های زاگرس، آبشارزیبای شاه لرا (شالورا) از ارتفاع کوه بر دامنه آن فرو می‌ریزد و در بهار و تابستان پذیرای صدها نفر از مردم زنده دلی است که به دامن طبیعت پناه می‌برند.





مشاهیر


آیت الله سید ابوالحسن مدیسه‌ای اصفهانی

این روحانی سرشناس با نام آیت‌الله اصفهانی و آیت‌الله مدیسه‌ای نیز شهرت دارد. بیش از یک قرن قبل خاندان این عالم بزرگ دینی به دستور حاکمان وقت از کهکلیویه و بویراحمدبه چهار منطقه مختلف کوچ داده و تبعید شدند، که از جمله خانواده وی در روستای مدیسه لنجان مسکن گزیدند. او درمدیسه زاده شد و بسیار زودآثاری ازنبوغ در وی پدید گردید. از این رو برای تحصیل علوم دینی به اصفهان و سپس به نجف اشرف مهاجرت کردو به عالی ترین مدارج اجتهاد رسید و چندین دهه مجتهد اعلم و بلند پایه ترین مرجع تقلید جهان تشیع بود. آیت‌الله مدیسه‌ای در سال ۱۳۲۵ در نجف اشرف وفات یافت و در صحن بارگاه حضرت علی (ع) به خاک سپرده شد. بسیاری از بزرگ ترین و مشهورترین علمای قرن اخیراً ازشاگردان وی بوده‌اند.



آیت الله حاج آقا رحیم ارباب

وی در روستای چرمهین متولد گشته و اهل شعر وادب و تاریخ بوده است. آیت‌الله ارباب مردی بسیارفروتن و محبوب بودبه رغم این که مجتهداعلم بود هرگز مطابق رسوم متداول به کسوت روحانیت در نیامد. حاج آقا رحیم ارباب به همراه آخوند ملامحسن فشارکی در مدسه صدر و سپس در مسجدجارچی تدریس می‌کرد. او در ۱۹ آذرماه ۱۳۵۵ رحلت کرد و در تخت پولاد دفن شد.





کشاورزی

با توجه به وجود شالیزارهای بسیار این شهرستان یکی از بهترین محصولات برنج ایران را تولید می‌کند. همچنین در بخش باغ‌بهادران از محصولاتی نظیر گردو، بادام و غیره نیز می‌توان نام برد.




مراکز گردشگری

امامزاده سید ابراهیم ورنامخواست
امامزاده باباسبز روستای اُشیان
کنار رودخانه زاینده رود (معروف به سر سنگ) روستای اُشیان
پارک ساحلی شهر سده لنجان
پارک ساحلی شهرچمگُردان
پارک ساحلی زرین شهر
مسجد رحیم خان (جامع) زرین شهر
مناظر بسیار زیبای حاشیه زاینده رود
آبشار شاه‌لرا در نزدیکی شهر چرمهین
مجموعه باستانی کوه قلعه بزی
برجهای کبوترخانه زرین شهر و ورنامخواست
زیارتگاه بابا شیخ علی: مزار شیخ ابوعلی رودباری از صوفیان قرن چهارم هجری در شهر زاینده رود [یا بابا شیخ علی].
امامزاده شاهزاده ابراهیم (ع) شهر باغبهادران
مجموعه چهاربرج باغبهادران
پیر چنارروستای خشوئیه
گردنه رخ




گردنه رخ

این گردنه که مسیرارتباطی دو استان اصفهان و چهارمحال بختیاری و نیز مرز دواستان و آخرین منطقه سمت غرب استان اصفهان است درسراسر استان بی نظیر است.

گردنه با پیچ و خم‌های تند از سطح زمین تا بالاترین نقطه «کوه رخ»کشیده شده که در هر پیچ آن منظره‌ای بدیع از شهرستان لنجان دیده می‌شود.
دهکده ساحلی زاینده رود

این منطقه یکی از مراکز مهم ییلاقی اصفهان محسوب می‌شود. رودخانه زاینده رود، با جلوه‌ای رویا گون از میان بیشه‌ها و باغ‌ها می‌گذرد و قل قل آب و آواز پرندگان در لابلای شاخساربیشه‌ها و وزش باد درشاخ و برگ درختان آن، از زیباترین موسیقی‌هایی است که می‌توان شنید. دو سوی رودخانه پوشیده ازدرخت و سبزه زار است و با آب و هوایی دلپذیر و خنک روح را تسکین می‌دهد. هر نقطه این ناحیه تفرجگاهی زیباست، کوه، آب زلال رودخانه و بیشه و درخت و باغ وسبزه زار، به باغبادران و روستاهاو چم‌های اطراف آن زیبایی خیره کننده‌ای بخشیده است.
سایر جاذبه‌ها

پارک ساحلی زاینده رود در زرین شهر
ویلاهای ساحلی باغ بهادران
چشم انداز گردنه رخ
مجموعه تفریحی و قایقرانی ذوب آهن
منطقه گردشگری سعید آباد
منطقه گردشگری باغ بهادران
منطقه گردشگری برنجکان
بافت تاریخی و دیدنی روستای خشوئیه





زرین‌شهر

زَرین‌شَهر (ریز سابق) مرکز شهرستان لنجان و یکی از شهرهای جنوب غرب استان اصفهان در مرکز ایران است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی ۸۹٬۲۵۶ نفر است.

زرین شهر سومین شهر مهم و پر جمعیت استان اصفهان است که در حوزه ی کلان شهر اصفهان قرار دارد. این شهر قلب صنعت استان اصفهان نامگذاری شده است. زرین شهر، در ۳۲ کیلومتری اصفهان واقع شده و از آب و هوایی خشک با فصول نامنظم برخوردار است. میزان بارندگی در این شهر بطور متوسط سالیانه ۱۱۵ میلی‌متر و متوسط درجه حرارت سالیانه ۱۴+ درجه سانتیگراد می‌باشد.

اماکن تاریخی این شهر عبارتند از: دبستان حافظ تاسیس ۱۳۱۰ ،مسجد جامع و مسجد صباحی که مربوط به سدهٔ پنجم هجری و حضور اسماعیلیان در این منطقه می‌باشد.

رودخانه زاینده‌رود از کنار آن عبور می‌کند. آب و هوای آن اصلاً، خنک و دلپذیر است، اما به دلیل مجاورت با کارخانه‌هایی چون ذوب آهن اصفهان و صنایع دفاع آب و هوایش آلوده شده‌است.

آبشار شاه‌لولاک در نزدیکی این شهرستان واقع است و مسجد صباحی از جاذبه‌های گردشگری آن می‌باشد.

شهر زرین شهر به دلیل مجاورت با کارخانه ذوب آهن اصفهان مورد موج مهاجرت اقوام مختلف از سراسر ایران را موجب شده است و بیشتر آنها را قوم بختیاری تشکیل می‌دهد. سنتی ماندن برخی از محله ها، از جمله قهوه‌خانه‌های مجاور رودخانه جلوه خاصی را به این شهر داده است.

پارک ساحلی زرین شهر در حاشیه زاینده‌رود از مکان‌های دیدنی آن است.




کشاورزی

از جمله محصولات مهم این منطقه برنج لنجان است که در زرین شهر و شهرهای اطراف کشت می‌شود. در بیشتر مناطق کشاورزی و شالیکاری (به زبان محلی: تولِکی) هنوز به صورت سنتی و با دست انجام می‌گیرد. از جمله مناطق مهم کشت برنج در زرین شهر می‌توان به قروق، طوله شغالی و باغ آقا اشاره کرد. برنج چمگردان بهترین برنج در منطقه لنجان می‌باشد.




تاریخچه

مرکز شهرستان لنجان به سبب مجاورت با زاینده رود در سال ۱۳۳۶ طبق مصوبه شورای شهر ریز، با الهام از نام کهن زرین‌رود به زرین‌شهر تغییر نام یافت. به گفتهٔ باستان‌شناسان، اشیاء کشف شده در تله‌های باغ محمود، باغ دراز و تله کافر که در جنوب این شهر و در مجاورت مادی(جوی)کهن ریز قرار دارد، برآمده از دل معدودی از تپه‌های باستانی مسیر زاینده رود می‌باشد که از لحاظ تاریخی هم دوره با تمدن سیلک کاشان است.

از دیگر آثار تاریخی فرهنگی این منطقه می‌توان به مسجد صباحی (منسوب به دوره فرقه اسماعیلیه) حمام صحرایی با کتیبه ۸۰۰ ساله، قلعه اعراب، پل شاه نشین و تالار کهن ریز، آسیابها، کبوتر خانهها و عصارخانه، حمام‌های خزانه‌ای، قلعه‌های دفاعی و مساجد گوناگون اشاره کرد که به جز مسجد رحیم خان (جامع) قلعه حسین آباد و باغ برجی شرق ریز، مربوط به دوره قاجار و حوزه علمیه قدیمی ریز کلیه آثار ذکر شده در هجوم صنعت و توسعه بی حساب همچون دیگر نمادهای تاریخی فرهنگی شهر از صفحه روزگار محو شده است.




مردم شناسی و جمعیت

ساکنان زرین شهر از دیرباز لنجانی بوده‌اند که با مشروطیت و بعدها باتأسیس کارخانه‌های متعدد در این منطقه و سیل مهاجران برای اشتغال؛ گروههای بزرگی از طوایف بختیاری و خوزستانی به این خطه وارد شدند که بخش عمده آنان در زرین شهر سکونت دارند.

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان لنجان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۲۶٫۷۵۶ نفر بوده‌است. باتوجه به آمار سال ۱۳۹۱ رشد جشمگیری داشته جمیت شهرستان به۲۹۲۸۵۳نفررسیده‌است این آمار نشان دهنده صنعتی بودن شهرستان، وخوب بودن اشتغال وکسب و کاردرمنطقه‌است.
2:44 am
اختلافات شیعیان در مورد وجود فرزند حسن عسکری


سالهای امامت

حسن عسکری طی سال های امامت خود در سامرا تحت محدودیت های اعمال شده از سوی خلیفه عباسی می زیست. وی زیر نظر جاسوسان معتمد عباسی بود و لذا نمی توانست با شیعیان ارتباط آزادانه داشته باشد و تنها خواص اصحابش با وی شخصاً ارتباط داشتند. وی در سال 260 ه.ق. بیمار شد. معتمد چند نفر مراقب به همراه پزشک و قاضی القضات را بر بالین وی فرستاد.





نهایتاً وی در اثر این بیماری در 8 ربیع‌الاول آن سال مقارن با اول ژانویه 874 درگذشت. معتمد، ابوعیسی فرزند متوکل را فرستاد تا بر وی نماز گزارد. او پس از انجام مراسم در منزلش دفن شد. بنا بر روایت شیخ طوسی عثمان بن سعید در طول بیماری حسن عسکری بر بالین وی بود و مراسم غسل و به خاک سپاری را وی به جا آورد. بدین ترتیب طبق مآخذ قدیم امامیه حسن عسکری آشکارا پسرش را معرفی ننمود و جانشینی را به طور علنی معرفی نکرد. بدین ترتیب امامیه که معتقد بودند زمین نمی‌تواند از حجت خدا خالی باشد و امام بعدی با وصایت توسط امام قبلی معرفی می شود دچار حیرت شدند و به فرقه های متعدد منشعب گشتند.

از سوی دیگر به نوشته مدرسی در زمان امامت حسن عسکری بر شیعیان، امامت وی توسط برادرش جعفر به چالش کشیده شد و منجر به اوج گیری اختلاف، دشمنی، نفرت و خصومت بین دو برادر و یاران آنها گردید. دشمنی‌هایی که حتی به خشونت کشیده شد و شدیدترین تبلیغات منفی دو طرف علیه همدیگر را به دنبال داشت. فوت حسن عسکری بدون فرزند و بدون برادر دیگری جز جعفر، امامیه را دچار بزرگترین مشکل عقیدتی نمود که تا به حال تجربه کرده‌بود. واضح بود که یاران نزدیک حسن عسکری تمایلی به برگشت به سوی جعفر پس از تمام ماجراها و دشمنی‌های زمان حسن عسکری نداشتند.به نوشته جاسم حسین عده ای از شیعیان با تفاسیر متعدد به امامت جعفر گرویدند. گروهی با رویکرد و ادله ای مشابه افطحیه معتقد بودند امامت از حسن عسکری به برادرش جعفر رسیده است. این گروه بیشتر در میان متکلمان بخصوص در کوفه رواج داشت. رهبر آنان علی بن الطلح یا الطلحی خزاز از متکلمان مشهور افطحیه بود همچنین ممکن است خانواده علمی افطحی مذهب بنوفضال به ویژه احمد بن حسن (ف. 260) و برادرش علی بن حسن (ف. 270) به این آیین گرویده باشند. گروه دیگر از اساس منکر امامت حسن عسکری بودند و پیش از درگذشت وی هم معنقد بودند علی هادی، جعفر را به امامت برگزیده است و علی بن محمد بن بشار از رهبران آن بود و موفق شد برخی از معتقدان به امامت حسن عسکری را نیز پس از درگذشت وی جذب کند. اما جعفر خود مدعی بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن علی هادی به وی رسیده است.




اختلاف بین جعفر و مادر حسن عسکری

بین جعفر و مادر حسن عسکری بر میراث وی اختلافی بروز کرد که توسط مدرسی و جاسم حسین به دو شکل متفاوت تبیین شده است. مدرسی می گوید مادر حسن عسکری، حُدَیث، در نقطهٔ مقابل ادعا کرد که فرزند حسن عسکری هنوز به دنیا نیامده اما کنیزی به نام صغیل از حسن حامله‌است. این ادعا صرفاً برای آن بود که دست جعفر برادر حسن عسکری از ارث کوتاه شود؛ زیرا در صورت فرزنددار بودن حسن، برطبق فقه اهل سنت میراث حسن عسکری تنها به مادر او تعلق می‌گرفت. این ادعا به جایی نرسید و کنیز تا چندین سال تحت نظر بود و فرزندی به دنیا نیاورد. بزرگان شیعه و یاران نزدیک حسن عسکری نیز بعضی جانب جعفر را گرفتند و عده‌ای جانب مادر حسن عسکری را. اما جاسم حسین می گوید طبق روایت شیخ مفید حسن عسکری وصیت نامه ای تنظیم کرد و تمام دارایی خود را به مادرش بخشید. حُدَیث پس از دریافت خبر درگذشت وی از مدینه به سامرا آمد اما تمام اموال تحت سیطره عباسیان درآمده بود و جعفر نیز بر حق خود بر از ارث اصرار داشت. حدیث با استناد به فقه امامیه گفت حسن عسکری وی را وارث خود قرار داده و جعفر حقی درآن ندارد. پس از آنکه محقق شد ثقیل آبستن نبوده قاضی به نفع حدیث رأی داد اما میراث بر خلاف فقه امامیه نصف شد.

به نوشته جاسم حسین، ابوسهل نوبختی روایت می کند اصحاب سر حسن عسکری که احادیث وی را روایت می کردند و نایبان او بودند پس از درگذشت وی متفق‌القول بودند او از خود پسری برجا گذاشته که امام است. آنان شیعیان را از پرسیدن نام او و افشای وجودش برای دشمنان منع می کردند. همچنین طبق گزارش های شیخ صدوق، شیخ طوسی و رجال نجاشی حسن عسکری پیش از فوت پسر خود را به عنوان جانشین به چهل تن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها دستور داده درطول غیبت وی از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت کنند. بخش بزرگتری از شیعیان این نظر را پذیرفتند هر چند در بدو امر در خصوص زمان تولد، نام وی و اینکه آیا وی مهدی قائم است یا خیر اختلاف داشتند. ما به نوشته مدرسی تا زمان مرگ حسن عسکری صحبتی از فرزند وی به میان نبود و حسن عسکری نیز در وصیتش تنها از مادرش نام برده بود. پس از مرگ او، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عمری، این مسأله را اعلام کردند که حسن عسکری پسری می‌داشته که جانشین مشروع امامت است. طبق گفته عمری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود چرا که بیم آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. در مقابل، فاطمه (خواهر حسن عسکری) و جعفر (برادر حسن عسکری) اعلام کردند که فرزندی از امام شیعه به دنیا نیامده‌است. حکیمه، عمه حسن عسکری، نیز به وجود فرزندی از حسن عسکری معتقد بود (در روایتی خود شاهد بدنیا آمدن بوده‌است؛ اما در روایتی دیگر از او نقل شده که خود تولد فرزند حسن را ندیده‌است بلکه از نامه‌ای که حسن به مادرش نوشته بود از تولد این فرزند آگاه





فرزند غایب

به نوشته مدرسی در این زمان، نایبان امام در گذشته (امام یازدهم)، اصرار در نگاه داشتن این اعتقاد بودند که فرزندی از عسکری در غیبت هست که به فرمان خدا قیام خواهد نمود. معتقدان این این ایده در آماج حمله همه جناح‌ها بودند و مورد مخالفت شدید قرار می‌گرفتند. عباسیان مخصوصاً نگران جانشین موعود عسکری در غیبت بودند. معتمد به این دلیل دستور داد خانه امام را بگردند (همه اتاق‌ها را پس از جستجو قفل می‌کردند). تلاش‌هایی صورت گرفت تا معلوم شود آیا امام از خود فرزندی باقی گذشته است یا خیر و ماماهایی در حرم امام گماشته شدند تا هر گونه حاملگی را تشخیص دهند. یکی از کنیزان که مشکوک به حاملگی بود در قرنطینه‌ای در یک خانه مخصوص تحت مراقبت قرار گرفت. در موردی دیگر، همسر عسکری به نام صیقل زندانی شد که چرا محل اختفای پسرش را نمی‌گوید. این شرایط تا زمانی که خلیفه درگیر ناآرامی‌های سیاسی شد که توسط صاحب الزنج و حاکمان استانهای ایران، مصر و سوریه ایجاد شده بودند ادامه یافت. عباسیان همچنین جعفر، برادر عسکری و مدعی جایگاه امامت را مورد حمایت قرار دادند تا در خانواده امام نزاعی برقرار کند. منابع شیعه جعفر را شخصی دنیا دوست و لذت جو معرفی می‌کنند که برای امام شدن از اهرم‌های فشار مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) استفاده نمود و بیشتر از یک بار سعی در بدنامی کسانی نمود که اعتقاد به امامت فرزند غایب عسکری داشتند.

بیشتر وکلای محلی که تا پیش از فوت امام شیعه مسئولیت برقراری ارتباط بین شیعیان و امامان و جمع‌آوری خمس و وجوهات شرعی برای شیعیان را برعهده داشتند، گفتهٔ عثمان بن سعید را تایید کردند. اما بعضی شک خود را در مورد وجود چنین فرزندی ابراز نمودند. در این میان عثمان بن سعید از سامرا به بغداد مهاجرت کرد. عثمان آن دسته از وکلا که به او وفادار بودند را در سمت خود نگه داشت و آنان به نیابت امام و نیز جمع‌آوری وجوهات شرعی برای امامی که تولدش را وعده داده بودند، ادامه دادند.بگفتهٔ حسین مدرسی، اکثریت شیعیان در شهرهای متفاوتی از ایران، به‌خصوص قم وضع موجود را پذیرفتند و به پرداخت وجوهات به نائبان ادامه‌دادند. اما عراق و کوفه وضع متفاوتی داشت. بسیاری یا شاید حتی اکثریت شیعیان، امامت جعفر را پذیرفتند. بزرگان و متکلمانی از شیعه مانند علی بن حسن بن فضال، برجسته‌ترین روحانی شیعه در کوفه، از این جمله بودند. اما جعفر نیز مدت زیادی عمر نکرد و چند سالی پس از فوت برادرش حسن عسکری (۲۷۱ ق.) درگذشت.در این میان عثمان بن سعید در بغداد تا زمان مرگ (حدوداً بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ ق) به اداره دستگاه امامت ادامه داد. او اصرار داشت که در تماس مستقیم با فرزند حسن عسکری است.




تاریخچه اعتقاد به امام دوازدهم و غیبت

یک دیدگاه رایج در میان پژوهندگان تاریخ تشیع آن است که باور به تعداد ائمه (دوازده امام) و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است، بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافته‌است. در مقابل جاسم حسین می گوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از سال 260 ق. مطرح بوده است.

در خصوص روند شکل‌گیری اعتقادات شیعه دوازده امامی، به گفتهٔ امیرمعزی، منابع دورهٔ حیرت، بحران عمیقی را نشان می‌دهد. بررسی منابع این دوران شک و ابهام عمیق شیعیان در مورد تعداد امام‌های شیعه و حتی موضوع غیبت را نشان می‌دهد. ابوجعفر برقی (وفات ۲۸۰ ق /۸۸۷ یا ۸۹۳ میلادی)، در فصل اول کتابش، که اختصاص به تفسیرهای مختلف از اعداد دارد، به اعداد ۳ تا ۱۰ می‌پردازد، اما در مورد عدد ۱۲ چیزی نمی‌گوید. یا هم عصر او صفار قمی (۲۹۰ ه.ق. / ۹۰۲ م.) در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش، در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند و هیچ اشاره‌ای به غیبت نمی‌کند.چند دهه بعد ابن‌بابویه (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.)، معروف به شیخ صدوق، احادیثی زیادی در مورد عدد دوازده و در میان آن در مورد دوازده امام نقل می‌کند. ایتان کولبرگ نیز آثار نویسندگان امامیهٔ هم عصر وفات حسن عسکری (مثال ابن برقی و صفار قمی) را بررسی می‌کند و چنین بیان می‌کند که «نبود عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معنا می‌باشد که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود.» به نوشته امیرمعزی برای اولین بار اشاره به دو غیبت امام دوازده را در آثار ابوسهل نوبختی می‌بینیم که به قول او دومی از اولی سخت‌تر است. از او دو نظریه در مورد امام غایب در منابع متاخر ذکر شده‌است. یکی اینکه امام دوازدهم مرده‌است و فرزند او از دیدگان پنهان شده‌است و امامت از این فرزند به فرزند بعدی منتقل می‌شود تا زمانی که امام خود را بر مسلمانان علنی نماید. دیگر آنکه وجود او بصورتی روحانی باقی‌مانده‌است. به نوشتهٔ امیرمعزی هیچکدام از این دو تئوری در اعتقادات متاخرتر شیعه ادامه پیدا نکرده‌است.به گفته وی تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد. پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه شد. در مقدمهٔ کتاب الغیبة (تألیف حدود ۳۳۳ تا ۳۴۲ ق.) به قلم ابن ابی زینب نعمانی (وفات ۳۶۰ ق.) ، نویسنده تأسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه (شیخ صدوق) مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سؤالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.

در این زمان محدثان شیعه سعی در اثبات وجود امام شیعه و برطرف کردن شک موجود در میان شیعیان نمودند.به نوشته مدرسی از راویان سنّی حدیث، گفتاری منسوب به پیامبر رسیده است که بر اساس آن دوازده خلیفه پس از او خواهند بود که همگی از قبیله قریش هستند (و اینکه پس از این دوازده خلیفه هرج و مرج بر جامعه حکمفرما خواهد بود). این گفتار خیلی پیشتر از غیبت امام دوازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هجری رواج داشته است. بطور قطع این حدیث هم در زمان امویان و در حمایت از مشروعیت ایشان و هم در زمان جنبش‌های ضد اموی برسر زبان‌ها بود (به‌گفته سید حسین مدرسی محدثان شیعه حتی حدیث دوازده خلیفه را حدیثی ضد شیعی می‌دانستند و آنرا «بایکوت» کرده‌بودند.) بنابرین هیچ‌کس نمی‌توانست ادّعا کند که این گفتار به هیچ عنوان نوشته امامیه در دوران پس از غیبت بوده باشد. در واقع هیچ شاهد مکتوبی از دهه‌های آخر سده سوم هجری وجود ندارد که نشان دهد این گفتار هیچ‌گاه توجه راویان شیعه حدیث را جلب کرده بوده یا کسی در جامعه شیعه فکر کرده باشد که این حدیث می‌توانسته مربوط به آنها بوده باشد. تا حدود سال ۲۹۵ هجری که شیعیان دنباله‌رو انتظار داشتند امامت تا آخرالزمان ادامه پیدا کند و تعداد امامان را بیش از این می‌دانستند، در ابتدا توجهی به این حدیث نمی‌کردند. شیعیان در این زمان متوجه «حدیث دوازده خلیفه» شدند. از این زمان بود که محدثان شیعه آنقدر حدیث در مورد دوازده بودن تعداد امامان یافتند که خود مبنای کتاب‌های مستقلی در این باب شد.ایتان کولبرگ با ذکر این مطلب که تمایل به عدد دوازده جایگاه ویژه‌ای در تمدن‌های باستانی داشته‌است می‌نویسد.احتمالاً روایات تورات و انجیل در مورد «دوازده قبیلهٔ بنی‌اسرائیل» و «دوازده حواریون عیسی»، ریشهٔ ترجیح اسلامی برای نسبت دادن عدد دوازده بر شمار رهبران بوده‌است. به عنوان مثال از واژه «نقبا» نه فقط برای ۱۲ قبیله بنی‌اسرائیل (اشاره شده در قرآن)، بلکه برای دوازده نمایندهٔ پیامبر در اهالی مدینه یا دوازده رهبری که قیام عباسیان علیه امویان را رهبری کردند نیز استفاده شده‌است. یا یکی از غلات شیعه به نام ابومنصور عجلی (اعدام در سال ۱۲۱/۷۳۸) خود را ششمین پیامبر از سلسله ۱۲ پیامبری معرفی کرد که آخرین آنها «قائم» خواهد بود.به هر حال اشارات زیادی در تورات و انجیل در حمایت از اینکه عدد دوازده، عدد مربوط به تعداد «مؤمنان برگزیده» است وجود دارد (هر چند به همین میزان، اشارات زیادی در مکاشفه یوحنا در حمایت اینکه عدد ۴ یا ۷ تعداد برگزیدگان است وجود

به نوشته ساشادینا دغدغهٔ اصلی بزرگان شیعه در این زمان اثبات وجود واقعی فرزند حسن عسکری و معرفی او به عنوان امام غایب به شیعیان بود. با کوشش‌های شماری از متکلمان و محدثان شیعه امامی مانند ابوسهل نوبختی (و. ۹۲۳ م.)، ابوجعفر ابن قبه (وفات حدود 319 ق.)، کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)، نعمانی و بخصوص ابن بابویه (و. ۳۸۱ ه.ق. / ۹۹۱ یا ۹۹۲ م.) اثر ارزنده او کمال الدین که معمار و تبیین کنندهٔ نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش امام غائب است، این هدف حاصل آمد.در این زمان کلینی در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی، که در خلال این دوره گردآورده‌بود، به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است.بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.به گفتهٔ عبدالعزیز ساشادینا در فاصله زمانی نوبختی و هنگامی که شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) مطالب خود را دربارهٔ امام دوازدهم ارائه داد، موضوع جانشینی حسن عسکری در بین شیعیان امامی جا افتاده بود.به هر شکل، تا سالهای پایانی غیبت صغری، مصادف با دهه سی و چهل قرن دهم میلادی اکثریت شیعه امامیه، امامت امام دوازدهم از نسل حسن عسکری را پذیرفته بودند.

به گفتهٔ سعید امیر ارجمند اعتقاد به غیبت در نزد شیعیان، در میان مجموعه عقایدی بود که از کیسانیه وارد شیعه شد. با این حال وی تأثیر واقفیّه (که بر امامت موسی کاظم توقف کردند) را در پذیرش ایده غیبت توسط شیعه امامیه مهم تر می‌داند. اولین نوشته های کلامی در زمینه غیبت را حدود سی سال پس از مرگ حسن عسکری و در آثار ابوسهل نوبختی و ابن قبه رازی می‌توان یافت. این دو که تمایلات معتزله داشتند به جای اتکا به احادیث راه حلی کلامی را برای نظریه غیبت بر گزیدند. ایده‌ای که در وضعیت بحران از نو واقفیان به عاریت گرفته‌شده‌بود.به نوشته پوناوالا آثار بجا مانده از آن زمان شیعه چنین می‌نمایاند که شیعیان در ابتدا پیش‌بینی نمی‌کردند که غیبت امام غایبشان مدت زیادی ادامه داشته‌باشد. اما زمانی که غیبت امام شیعیان طولانی شد و حجت بن حسن ظهور نکرد، شیعیان بتدریج امام پنهان را همان مهدی موعود پنداشتند. از حدود سال ۲۹۵ ه.ق./۹۰۸ م. بود که شیعیان متوجه شدند که اوضاع غیرعادی‌تر از چیزی است که در ابتدا می‌پنداشتند و امام حاضری در آینده نزدیک وجود نخواهد داشت و نیز پرسش در مورد تعداد قطعی امامان مورد بحث شیعیان قرار گرفته‌است. از این زمان است که حدیث‌هایی مبنی بر اینکه «تعداد امامان دوازده نفر می‌باشد» بر سر زبان‌ها افتاد.به نوشتهٔ ورنا کلم مرگ علی بن محمد سمری (329 ق.)، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دورهٔ غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها نهایتاً در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.در این زمان علمای شیعه با رویکرد کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.متکلمان از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.






دوران امامت و غیبت

دوره سفرا یا غیبت صغری

بنابر اعتقاد شیعه دوازده امامی، این دوره از مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق. (۸۷۴ م.) آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. (۹۴۱ م.) به طول انجامیده‌است. در این دوره، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب و آن هم در شرایط خاص با شیعیان تماس می‌گرفت. در طی دوران غیبت صغری، شیعیان از طریق این چهار نائب با مهدی در ارتباط بوده و درخواست‌ها و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند و پاسخ می‌گرفتند.

به نوشتهٔ ساشادینا و جاسم حسین، شبکهٔ وکلا در دوران امامان مسئول گردآوری خمس، زکات و سایر وجوهات شرعی شیعیان برای امامان بود. در شرایطی که چند امام آخر به‌شدت تحت نظارت و مراقبت بودند و امکان ارتباط مستقیم شیعیان با امامان وجود نداشت، عملاً اداره امور ساختار مرکزی جامعه شیعه بر عهدهٔ وکلا بود. در شرایط غیبت امام، وکلا سرپرستی و رهبری مجازی جامعه شیعه را در خصوص امور دینی و مالی برعهده گرفتند. جاسم حسین می گوید بتدریج رهبری شبکه وکلا تبدیل به تنها مرجعی شد که می توانست مشروعیت امام جدید را تعیین و اثبات کند. برای نمونه محمد جواد وصیت خود در خصوص نصب علی هادی به عنوان امام بعد را به رئیس شبکه وکلای خود گفت.به نوشتهٔ ساشادینا، در منابع اولیه از جمله کتاب‌های کلینی و ابن بابویه (شیخ صدوق)، به وکلا به طور عمومی اشاره شده و ابن بابویه چندین نفر را نام برده‌است که به گفتهٔ وی با مهدی در ارتباط بوده و سمت وکالت را بر عهده داشته‌اند بی‌آنکه کسی از آنها را به عنوان وکیل ویژه یا نائب خاص معین کند. اما بخصوص برخی از وکلا بطور نیابی خمس را از شیعیان می‌گرفته‌اند و عثمان بن سعید نیز یکی از وکلای حسن عسکری بود. ساشادینا از بررسی روایات ابن بابویه نتیجه می‌گیرد تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابت خاص در دوره‌های بعد برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است.

به نوشتهٔ ساشادینا، در شرایطی که جامعه شیعه پس از مرگ حسن عسکری دست کم به چهارده فرقه منشعب شده بودند، پذیرش نهایی این عقیده که حسن عسکری فرزندی داشته که امام آخر و دوازدهم شیعه است در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری رخ داد. این امر به رهبری محمد بن عثمان و شبکهٔ وکلای او در سراسر سرزمین‌های اسلامی و با کمک ابوسهل نوبختی، متکلم بزرگ شیعه، انجام شد. رابطهٔ نزدیک و دوستانهٔ ابوسهل با خاندان شیعهٔ بنی فرات که وزرای عباسیان بودند نیز پذیرش این امر را حتی در میان سایر مسلمانان تسهیل کرد. بدین ترتیب جامعه شیعه، حول اعتقاد به امامت حجت بن حسن و رهبری محمد بن عثمان مجدداً متحد شد.

به نوشته ورنا کلم از دیدگاه تاریخی اعتقاد به وجود «نواب اربعه» در آثار محدثان و علمای شیعهٔ چند دهه اول دوران موسوم به غیبت صغری به چشم نمی‌خورد. کلینی اشارات مبهمی به نامه‌هایی از امام زمان می‌کند که به دست شیعیان می‌رسیده‌است.حتی در کتاب التنبیه ابوسهل نوبختی —که بین سال‌های ۹۰۳ تا ۹۱۳ نوشته شده— به بحرانی در میان شیعیان اشاره شده‌است. ابوسهل می‌نویسد که تقریباً تمام یاران نزدیک حسن عسکری تا بیست سال بعد از مرگ او درگذشته‌اند. آنها کسانی بودند که ادعا می‌نمودند با امام غایب شیعه در ارتباط هستند و فرمان‌های او را به اطلاع شیعیان می‌رساندند. بعد از مرگ این افراد دیگر نشانی از امام برای شیعیان و اثباتی برای وجود او برای افرادی که دچار شبهه شده یا ناباوران وجود نداشت. در این زمان آنها تنها می‌توانستند به کمک تفسیر احادیث امامان پیشین شیعه، غیبت طولانی امام را توجیه نمایند. در نوشته‌های نویسندگان شیعه تا چند دههٔ بعد از این زمان، به تداوم فعالیت سفرا اشاره نشده‌است.

عنوان سفیر در ابتدا در کتاب الغیبه نعمانی به چشم خورد اما نام و تعداد این نایبان ذکر نشده‌بود. سپس ابن بابویه نام چهار نایب را در کمال‌الدین ثبت نمود و مبسوط‌ترین گزارش‌ها دربارهٔ فعالیت سفرا در کتاب الغیبه ابوجعفر طوسی آمده‌است. به نوشتهٔ ایتان کولبرگ، عمدهٔ این گزارش‌ها بر مبنای دو کتاب که اکنون در دسترس نیست می‌باشد: اخبار ابی العمر و ابی الجعفر العمریان اثر ابن برنیه کاتب و اخبار الوکاله الربعه نوشته احمد بن علی بن عباس بن روح صیرفی. به گفتهٔ کولبرگ در دانشنامهٔ اسلام، اعتقاد به سفرا در نزد خاندان نوبختی شکل گرفت.

ورنا کِلِمْ در دانشنامه ایرانیکا، چنین می‌نویسد که احتمالاً گسترش ایدهٔ نایبان چهارگانه توسط خاندان نوبختی در میان شیعیان انجام شده باشد. اطلاعات موجود در مورد دو نائب اول چنین می‌نمایاند که این دو پس از مرگشان به عنوان نائب خاص امام زمان شناخته شدند؛ زیرا نیابت باید از زمان مرگ حسن عسکری شروع می‌شد. در سطح شخصی باید گفت دو فامیل عمری و نوبختی با هم خویشاوند بودند. دختر ابن عمری، ام کلثوم با یکی از نوبختی‌ها ازدواج کرد و منشی حسین بن روح بود. لازم به ذکر است که به گفتهٔ ورنا کلم، نوهٔ ام کلثوم(ابن برنیه)، منبع اصلی کتاب‌های شیخ طوسی بود که برای اولین بار وجود چهار نائب خاص امام زمان را مطرح نمودند.




نواب اربعه

۱) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری

منابع شیعه اطلاعات کمی در مورد زندگی دو نایب اول امام زمان به دست می‌دهند. عثمان ادعا می‌نمود که فرزند حسن عسکری را به چشم دیده بود. او از وکیلان حسن عسکری و هادی بوده‌است. به اعتقاد کنونی شیعه، عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود، هر چند به گفته کِلِم چنین پیداست که تعیین وی به سمت واسطه امام دوازدهم به طور رسمی نبوده‌است.او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان حسن عسکری، عثمان پول از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری، مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.


۲) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید

محمد همراه پدرش عثمان بن سعید، وکالت حسن عسکری را بر عهده داشت. از دیدگاه کنونی شیعه، محمد چهل سال وکالت را عهده‌دار بود و طی این مدت وجوهات شیعیان را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.


۳) ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی

نکته مهم در مورد او این بود که بعد از ربع قرن٬ ارتباط رسمی با امام غائب از سر گرفته‌شد. اولین توقیعی که نوبختی در ۲۴ شوال ۳۰۵ هجری ارائه نمود٬ فرمانی بود که امام غائب در آن حسین بن روح را بعنوان نفر اول سلسله مراتب شیعه تائید می‌کرد.به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ ه.ق./ ۹۱۷ م. بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند.حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث، با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید.حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره‌مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.
در دوران حسین بن روح، ابوجعفر محمد بن علی الشلمغانی (اعدام شده در سال ۳۲۲/ ۹۳۳) دستیار حسین روح و مامور او در بغداد، ادعا کرد که او سفیر واقعی و برحق حسین بن روح است و البته پس از چندی بطور کلی قضیه وجود امام غایب را انکار کرد. همچنین منصور حلاج نیز از کسانی بود که به مخالفت با نیابت حسین بن روح پرداخت و هر دو خشم شیعیان آن زمان را بر انگیختند و با نفوذی که خاندان نوبختی داشتند، توسط دولت عباسی اعدام شدند.


۴) ابوالحسن علی بن محمد سمری (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)

از دیدگاه تاریخی، تنها در زمان خاندان نوبختی بود که نواب مورد پذیرش عموم شیعه بودند و کنترل شیعیان را در دست داشتند. در زمان علی بن محمد، این کنترل دوباره از بین رفت و مورد پذیرش عموم شیعیان نبود. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران موسوم به غیبت کبری شروع شد.
ساعت : 2:44 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page