شهر

شهر Ŝahr ؛ سکونتگاهی، نسبتاً بزرگ و دائمی است. سازمان ملل متحد، در سال ۱۳۶۷ خورشیدی، شهر را چنین، تعریف می کند:

شهر، مکانی با تراکم بالای جمعیت و مرکزیت سیاسی، اداری و تاریخی است که در آن، فعالیت اصلی مردم، غیر کشاورزی است و دارای مختصات شهری بوده که از طریق دولتی محلی، اداره می شود.






شاخصهای تفکیک شهر از روستا، عبارت است از:

وسعت
وضعیت و نوع فعالیت اقتصادی
درجه اشتغال و قشربندی اجتماعی
درجه پیچیدگی روابط و مناسبات
چگونگی بهره گیری از نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی
میزان و ترکیب جمعیت.






تعریف
در جهان

واژه Urban در زبان انگلیسی و Urbain در زبان فرانسوی، از ریشه Urbanus لاتین، یعنی شهری یا متعلق به شهر و از Urbs که به شهر رم اطلاق می شد، می آید.

شهر، طی دهه‌های اخیر، از سوی اندیشمندان جغرافیا، جامعه شناسی، اقتصاد، جمعیت‌شناسی و برخی علوم دیگر، تعاریف متعددی از شهر ارائه شده‌است و جامعه شناسان از جمله انگلس و مارکس، شهر را محل تمرکز جمعیت، ابزار تولید، سرمایه، نیازها و احتیاجات و غیره می‌دانند که تقسیم کار اجتماعی، در آنجا صورت گرفته‌است. جغرافی دانان، شهر را منظره ای مصنوعی از خیابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهایی می‌دانند که زندگی شهری را امکانپذیر می‌سازد. مورخان، شهر را با توجه به قدمت آن، تعریف می‌کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جایی اطلاق می‌شود که معیشت غالب ساکنان آن، بر پایه کشاورزی نباشد. جمعیت شناسان نیز، تعداد جمعیت یک نقطه را، ملاک شهری بودن آن نقطه می‌دانند. اندیشمندان طراحی شهری شهر را مجموعه پیچیدهٔ سازمان یافته‌ای می‌دانند که متشکل از سه مولفه اصلی کالبد، تصورات، و فعالیت می‌باشد، که پیوسته در حال تغییر و تحول است. شهرشناسان ، شهر را محلی می‌دانند که بشر دست از زمین کشیده و فکر کردن را آغاز می‌کند.

با توجه به دیدگاه های گوناگون، تعریف های متفاوتی برای شهر، ارائه شده است. در بیشتر کوشش ها، برای تعریف بنیادی و اساسی شهر، دو ملاک در نظر گرفته شده است:

تعیین حداقل اندازه شهر، از نظر جمعیت
تعیین حد نصاب برای چگالی جمعیت (جمعیت نسبی).

ملاک دوم، ملاکی است که میلز، آن را برای تعریف شهر، تائید می کند.

شهر، منطقه ای است که در آن ، زمین، برای خانه سازی، نسبت به سایر عوامل تولید، مخصوصاً، سرمایه، در مقایسه با نواحی اطراف آن، با شدت بیشتری، مورد استفاده قرار می گیرد. از آنجایی که مردم، معمولاً، در نواحی نزدیک به محل سکونت خود، کار می کنند؛ بنابراین، شهر، با دو عامل دیگر، یعنی، اشتغال بیشتر و تولید بیشتر کالا و خدمات، نیز، توصیف می شود. به طور کلی، شهر، منطقه ای است که نسبت تولید و سایر عوامل تولید به زمین، در آن، بیشتر از نواحی همجوار است. بطور کلی، شهرها دارای سیستمهای پیچیده برای بهداشت، آب و برق، کاربری زمین، مسکن و حمل و نقل هستند.






در ایران

شهر، محلی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیائی بخش، واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل، دارای سیمائی با ویژگی های خاص خود، بوده؛ به طوری که اکثریت ساکنان دائمی آن، در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، کشاورزی، خدمات و فعالیت های اداری، اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری، از خودکفائی نسبی، برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود، بوده و حداقل، دارای ده هزار نفر، جمعیت باشد. در هر نقطه که از نظر موقعیت و اهمیت، تشکیل شهرداری، ضرورت داشته باشد؛ ولو، جمعیت آن، به پنج هزار نفر، بالغ نشود؛ وزارت کشور، می تواند، در آن محل، دستور تشکیل انجمن و شهرداری بدهد. در سالهای اخیر، حدنصاب شهر شدن در ایران از ۱۰ هزار و ۵۰۰ نفر به ۳ هزار و ۵۰۰ نفر کاهش یافته‌است.






شهر و شهرنشینی
تاریخ شهر و شهرنشینی

تاریخ تغییرات کالبد شهرها، در دهه های اخیر، بصورت موضوعی مهم، درآمده است. نخستین سه تمدن جهان، بر اساس زمان آغاز آنها؛ بین النهرین، مصر و هند هستند که به تمدن های مرده، مشهور بوده و تمدن غربی، از همین سه تمدن، نشات گرفته است. تمدن چین، استثنای خارق العاده ای می باشد. فرهنگ خدشه ناپذیر آن، از ابتدای پیدایش، در سه هزاره پیش از میلاد، در حاشیه رود زرد تا قرن بیستم م. همچنان، تداوم داشته است.

شهر را باید دارای پیشینه‌ای بیش از هفت هزار ساله دانست که با فاصله اندکی از انقلاب نوسنگی، با تغییر شکل تدریجی جماعت‌های روستایی دائم، در خاورمیانه، ظاهر می شود و به صورتی پیوسته، تا امروز، گسترش می یابد؛ به نحوی که امروزه، به شکل زیست غالب بشری در آمده است. پیدایش شهرها، تحولی شگرف، در فرآیند تاریخ بود.

شهر ، در قلب كل نظام يونان باستان قرار دارد. تمدن يونان، زماني به حوزه‌ای قدرتمند تبديل شد و سخن از معجزه يونانی رفت كه دولت‌-شهرهای يونانی بر پا شدند. سازمان شهر و آينده شهر، در مركز تفكر يونانیان باستان قرار داشت.

انقلاب صنعتی، به عنوان محرکی نیرومند، با ایجاد نهادهای اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساختار شهرها را دگرگون کرد. بلکه تغییرات و تحولات شگرفی را در حیات اجتماعی شهر، به وجود آورد.






دلایل وجود شهر

شهرها، خاصیت مشترکی دارند و آن، تمرکز افراد در یک فضا، برای برآوردن خواسته های مشترک شان است. بنابراین، تفاوت خواسته های مشترک افراد، در دوران گوناگون تاریخ است که باعث پیدایش نظریه های مختلف، درباره دلایل بوجودآمدن شهر، شده است؛ برای مثال، فوستل دوکولانژ، مورخ فرانسوی، معتقد است که شهرهای قدیمی را نباید، با شهرهای جدید، مقایسه کرد. در عصر حاضر، دلایل برتر، برای اثبات وجود شهر، دلایل اقتصادی است.






نظریات شهرشناسی

نظریه های شهرشناسی در جهان: مانند تداوم دوره های تاریخی، شیوه تولید آسیایی، استبداد شرقی و ... می باشد.

نظریه های شهرشناسی ایرانی: مانند راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران، از نظریه شهر به آبادی، رابطه شهروندی و ناشهروندی، مقیاس شهری و مقیاس تک بنا و ... می باشد.






شهر آلفا

هنگامی که شهری گسترش می یابد تا به شهر دیگری می رسد، این منطقه شهری می تواند شهری مهم و گاهی، ابر شهر (مرکز جهانی)، قلمداد شود.






انواع طرح های توسعه شهری در ایران
طرح هادی شهری

طرح هادی شهری (Guide plan) بیشتر برای شهرهای کوچک و شهرهایی که تا حدود ۲۵۰۰۰ نفر جمعیت دارند، تهیه می‌شود.






طرح جامع شهری

در حقیقت، طرح جامع (Master plan) را می‌توان سیستمی دانست که خط مشی اصولی و کلی سیاست‌های شهری را تعیین می‌کند. روش مطالعه و انجام یک طرح جامع شهری، عبارت است از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویتها، انجام پیش بینی‌های لازم، ارائه طرحها و برنامه‌های توسعه شهری و اجرای آنها.






طرح تفصیلی شهری

طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع (Detailed plan)، نحوه استفاده از زمین‌های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت‌های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می‌شود.






تاریخ شهر و شهرنشینی
تاریخ تغییرات کالبد شهرها، در دهه‌های اخیر، بصورت موضوعی مهم، درآمده است.






شهرنشینی باستان

نخستین سه تمدن جهان، بر اساس زمان آغاز آنها؛ بین‌النهرین، مصر و هند هستند که به تمدن‌های مرده، مشهور بوده و تمدن غربی، از همین سه تمدن، نشات گرفته است. هر چند، تمدن قاره آمریکا (مکزیک، آمریکای مرکزی و پرو)، بسیار دیرتر از تمدن چینی بوجود آمده؛ اما، در اثر بی رحمی و شقاوت اسپانیایی‌ها، بین سال‌های ۱۵۱۸ الی ۱۵۲۳ م. بکلی، از بین رفت. تمدن چین، استثنای خارق العاده‌ای می‌باشد. فرهنگ خدشه ناپذیر آن، از ابتدای پیدایش، در سه هزاره پیش از میلاد، در حاشیه رود زرد تا قرن بیستم م. همچنان، پابرجا باقی مانده و تداوم داشته است.

معنی عام شهر و شهرنشینی در طول تاریخ بشر، معادل مفهوم تمدن است. شهر را باید دارای پیشینه‌ای بیش از هفت هزار ساله دانست که با فاصله اندکی از انقلاب نوسنگی، با تغییر شکل تدریجی جماعت‌های روستایی دائم، در خاورمیانه، ظاهر می‌شود و به صورتی پیوسته، تا امروز، گسترش می‌یابد؛ به نحوی که امروزه، به شکل زیست غالب بشری در آمده و در آینده‌ای نه چندان دور، شاید که به تنها شکل زیست انسان‌ها تبدیل شود. پیدایش شهرها، تحولی شگرف در فرایند تاریخ بود. مورخین، نخستین کسانی بودند که به مطالعه پدیده تجمع انسان‌ها که در شهر، به اوج خود می‌رسد، پرداختند.

در قرون پیش از میلاد، یونانی‌ها، در زمره اقوام متمدن بحساب می‌آمدند. شرایط اقلیمی و جغرافیائی، زبان، نژاد، مذهب، تاریخ و ادبیات مشترک را از عوامل مهم ترقی یونانی‌ها، در این دوران، می دانند. قرون ۴ و ۵ پیش از میلاد را عصر طلائی فرهنگ و تمدن یونان میدانند. در این قرون بود که علوم، هنر و فلسفه در یونان به درجات عالی رسید و با برقراری روابط تجاری، ثروت فراوانی در شهرهای یونان متراکم شد.

شهر، در قلب کل نظام یونان باستان قرار دارد. تمدن یونان، زمانی به حوزه‌ای قدرتمند تبدیل شد و سخن از معجزه یونانی رفت که دولت-شهرهای یونانی بر پا شدند. سازمان شهر و آینده شهر، در مرکز تفکر یونانیان باستان قرار داشت. نظام دقیقی که آنها، برای توزیع زمین و حفظ تعادل در شهرها، داشتند و توسعه تجارت و فناوری‌های ساخت کشتی و کشتیرانی، سبب شد که یونانیان، جزء نخستین کسانی باشند که در تاریخ، برای تشکیل شهرهای مهاجرنشین نوبنیاد، اقدام کنند. این شهرها را با الگوبرداری از مادر شهرها، یعنی شهرهای قدیمیتری که در یونان به وجود آمده بودند، می‌ساختند.

آگورا، ميدان عمومی شهرهای یونان كه نخستين بار، در منطقه ای كه به طور طبيعی، چند خيابان، بهم می رسند، شكل گرفت. اين فضا، فرم هندسی ویژه ای را دنبال نمی كرد. بلكه با گذشت زمان، به شكل های منظم هندسی رسيد. ساختمان های عمومی، داخل اين ميدان، ساخته می شدند كه يكی از آنها، فضای ستون دار و درازی بود كه در آنجا، شهروندان و بازرگانان، به مبادله كالا، مشغول بودند.

رومی ‌ها، شهرهای خود را براساس دو محور، شكل می دادند:‌ يكی، محور شمال به جنوب و ديگری، محور شرق به غرب كه در نقطه تلاقی اين دو محور، مركز شهر، قرار می گرفت و ميدان مركزی شهر يا فوروم كه تقليدی از آگورا بود، ساخته می شد. شهر، دارای ساختمان‌های عمومی سياسی، معابد و بازار بود و تاسيسات آن، به شهر يونانی، شباهت داشت:‌ آمفی تئاترها، سیرک ها، ژيمنازيوم‌ها و استادیوم ها، از جمله اين تاسيسات بودند.






شهر نشینی مدرن

انقلاب صنعتی، به عنوان محرکی نیرومند، با ایجاد نهادهای اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساختار شهرها را دگرگون کرد. بلکه تغییرات و تحولات شگرفی را در حیات اجتماعی شهر، به وجود آورد. بهرحال، شهرهای امروزی، با درهم شکستن بسیاری از سنت ها و ارزشهای گذشته، نه تنها، سنگ بنای اولیه جامعه، یعنی خانواده را نابود کرده است. بلکه، به رغم تماسهای فیزیکی نزدیک و صمیمانه میان افراد، روابط اجتماعی آنان را تضعیف کرده است. به قول پارک، پیشگام مطالعات مستقل جامعه شناسی شهری در آمریکا:

شهر، محل سکونت انسان های منجمدی است که بهم نزدیک هستند. اما، رابطه ای با یکدیگر ندارند.







پارک
بوستان یا پارک به مکانی محفوظ می‌گویند که به صورت طبیعی یا نیمه طبیعی توسط دولت به وجود آمده‌است، و در کنار آن برای تفریح و لذت بردن انسان، یا برای حفاظت از حیات وحش یا زیستگاه طبیعی. بوستان‌ها ممکن است شامل سنگ، فواره، خاک، آب و قسمت‌های چمن باشد. بسیاری از پارک‌ها قانونا حفاظت شده و محفوظ اند.





پارک جنگلی

پارک جنگلی منطقه‌ای وسیع است که طبیعتی دست‌نخورده و مهار نشده دارد. معمولاً برای حفظ محیط زیست این منطقه‌ها از آن محافظت می‌کنند که پارک حفاظت شده نامیده می‌شود.

نخستین بار پارک ملی یلواستون در ایالات متحده در سال ۱۸۷۲ به پارک جنگلی تبدیل شد.





پارک جنگلی باراجین

پارک جنگلی باراجین یا پارک جنگلی فدک در منطقه باراجین شهر قزوین واقع شده است. این بوستان با مساحت ۱۵۰۰ هکتار بزرگترین پارک جنگلی کشور محسوب می شود. قله مردمی ، رودخانه ارنزک ، دسترسی آسان و اشراف به شهر قزوین را می توان از ویژگی های بوستان باراجین دانست.






امکانات

از امکانات این بوستان می توان به زمین چمن، پیست های دوچرخه سواری و موتورسواری، سینمای تابستانه ، شهربازی درفک ، آب نماهای مختلف و کمپینگ ارزان قیمت برای مسافران اشاره کرد.
یکی از مهم ترین پروژه های در دست اقدام در این بوستان ، پروژه دهکده حیات طبیعت است ؛ این مجموعه که در زمینی بالغ بر ۷۰ هزار متر مربع در حال احداث است یک مرکز با کاربری آموزشی ، تحقیقاتی و گردشگری است که از امکاناتی نظیر مزرعه گاومیش ها، حیوانات اهلی ،سوله گوزن ها، کبوترخانه ، باغ خزندگان ، سالن تاکسیدرمی ، آمفی تئاتر ، برکه و آبشار ، آکواریوم ، خانه روستایی، پارکینگ ، سالن پذیرایی و فروشگاه بر خوردار است.





پارک جنگلی بی‌بی یانلو

پارك جنگلی بی‌بی يانلو واقع در روستای بی‌بی یانلو به وسعت ۱۵۱۲ هكتار، جزء جنگلهاي هيركانی غربی و جنگل هلی میان بند محسوب می شود،كه در ضلع جنوب غربی ودر فاصله ۵ كيلومتری آستارا واقع شده است.پارك مذكور داراي جاذبه های طبيعی زيبا و خاصی می باشد كه علاوه بر تنوع فراوان رويشگاههای جنگلی و جانوری آن، وجود چندين دره با دامنه هاي پوشيده از جنگل و چندين قله به عنوان سيمای ويژه و بديع و چشم انداز منحصر به فرد و جالب توجه ای ايجاد كرده، در هر زمانی از سال مشتاقان زيادی را به خود جلب می نمايد.


۴۰ هزار هكتار از مساحت شهرستان آستارا را مناطق جنگلی تشكيل می دهد كه در پارک جنگلی بی بی یانلو انواع گونه هاي جنگلي از قبيل بلوط ، راش ، توسكا ، ممرز ، نمدار ، ملج ، ليلكی ، انجيلی ، آزاد ، افرا ، گردو ، لرگ ، خرمندی ، داغداغان ، شيردار ، گيلاس وحشی ، فندق ، شمشاد جنگلی ، شب خسب ، ون و بارانك به چشم مي خورد.









پارک جنگلی خرگوش‌دره

پارک جنگلی خرگوش دره با مساحتی بیش از 65 هکتار در منطقه ۲۲ شهرداری تهران و روبروی درب اصلی مجموعه ورزشی آزادی و آزادراه های تهران - کرج و آزادگان واقع شده است.

پوشش گیاهی این مجموعه بیشتر از درختان کاج و سرو و اقاقیا و زبان گنجشک تشکیل شده است. این بوستان جزء کمربند سبز تهران محسوب شده و به منظور تلطیف هوای تهران احداث گردیده است.

بوستان مسافران به مساحت ۱۲ هکتار و با هدف اسکان موقت مسافران و تماشاچیان مسابفات فوتبال در این پارک ساخته و راه اندازی شده است.

قطع حدود ۵۰۰۰ اصله از درختان این پارک در سال ۱۳۸۶ به منظور اتصال اتوبان آزادگان به همت باعث ایجاد تنش بسیاری میان دوستداران محیط زیست و شهرداری تهران گردید.






پارک جنگلی شورآب
پارک جنگلی شورآب یکی از پارک های طبیعی اطراف شهر خرم‌آباد است.این پارک طبیعی در کیلومتر ۲۵ جاده خرم‌آباد به پلدختر واقع شده و دارای جاده دسترسی آسفالت، آلاچیق، و دیگر امکانات رفاهی است. پارک جنگلی شورآب به دلیل وجود درختان انبوه بلوط و آب هوای معتدل هر سال در فصل بهار گردشگران بسیاری را خود جذب می کند.چندی پیش طرحی مبنی بر دهکده پارک جنگلی شوراب توسط نمایندگان شهر خرم‌آباد در مجلس مطرح شد که هدف آن ساماندهی پارک و همچنین جذب هر چه بهتر گردشگران بود.






پارک جنگلی کوهسار
بوستان جنگلی کوهسار در شمال‌باختر شهر تهران واقع شده است. این بوستان جنگلی که در دامنهٔ رشته‌کوه البرز قرار دارد در منطقه ۵ شهرداری تهران واقع شده است. بوستان جنگلی یا کوهستانی کوهسار در شمال‌باختر محلهٔ شهران و شمال محلهٔ کن قرار دارد. راه دسترسی به این بوستان از طریق بزرگراه آبشناسان (ایرانپارس) ممکن است. همچنین در درون بوستان، جادهٔ ماشین‌رو نیز وجود دارد که از طریق آن می‌توان به مناطق بالایی بوستان دسترسی داشت. چون این بوستان چندان در میان مردم، شناخته شده نیست، محلی خلوت و بی سروصدا است.






پارک جنگلی لتمال کن

پارک جنگلی لتمال کن با مساحتی بیش از۱۰۰ هکتار در ارتفاعات منطقه ۲۲ شهرداری تهران و شمال بزرگراه همت واقع شده‌است. ارتفاع این بوستان جنگلی ۱۸۰۰ متر از سطح دریا می‌باشد و در طرح تفصیلی تهران جزء کمربند سبز شهر تهران و طرح گلگشت تهران محسوب می‌گردد.

پارک جنگلی لتمال کن دارای پوشش گیاهی متنوّعی است که شامل درختان زبان گنجشک، بربیس، ارغوان و کاج می‌باشد.

بوستان جنگلی لتمال کن در مسیر وزش بادهای شرقی - غربی تهران واقع شده‌است و سهم به سزایی در تلطیف هوای شهر تهران به خصوص حوزه غرب آن داراست. این پارک به دلیل امکانات مناسب و دارا بودن مسیرهای پیاده روی از مقاصد گردشگری و کوه پیمایی شهروندان تهرانی محسوب می‌گردد.






پارک جنگلی مخمل‌کوه

پارک جنگلی مخمل‌کوه یکی از پارک های طبیعی اطراف شهر خرم‌آباد است.مساحت این پارک ۵۰۰ هکتار است، پارک جنگلی مخمل‌کوه در مسیر خرم‌آباد به الشتر و در کیلومتر ۱۵ این جاده واقع شده و دارای جاده دسترسی آسفالت، آلاچیق، و دیگر امکانات رفاهی است.






پارک جنگلی مشگین‌شهر
پارک جنگلی مشگین‌شهر در کناره غربی رود خیاوچای و به موازات آن در بالا دست رودخانه قرار دارد. این پارک تقریبا بیضوی بطول ۵کیلومتربوده که با جاده کشی در مسیر رودخانه بر طول مسیر بالارونده ان افزوده شده، که بتدریج به یک پارک درختان میوه تبدیل میشود







پارک آبی آزادگان

پارک آبی آزادگان از مراکز تفریحی شهر تهران است که در منطقه ۱۵ شهرداری تهران در بخش غربی محله مشیریه، انتهای بزرگراه آزادگان نزدیک به میدان بسیج قرار گرفته‌است. این پارک امکانات شنا، موج سواری و سرسره بازی دارد. مدیریت این پارک را بخش خصوصی تحت نظارت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به عهده دارد.

پارک آبی آزادگان در سال ۱۳۷۴، ساخته شد و حدود دو سال بعد، مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این پارک آبی که از استخر مواج، دایوهای مرتفع و دریاچه تشکیل شده‌است به دست مهندسان ایرانی ساخته شده‌است.






بوستان المهدی

پارک اَلمَهدی پارکی است تازه‌ تأسیس که در شهر تهران و در ضلع جنوب شرقی میدان آزادی واقع شده‌است.

این پارک که ساخت و تجهیزش مدت‌های طولانی به درازا کشید، دارای امکاناتی همچون قایق‌رانی، وسایل پرورش اندام و محل بازی کودکان می‌باشد. به دلیل نزدیکی این پارک به ترمینال غرب اتوبوس‌رانی تهران، آلاچیق‌هایی نیز برای استراحت و خواب مسافران و رهگذران نیز در آن ساخته شده‌است.





باغ پرندگان تهران

باغ پرندگان تهران در شمال‌شرق تهران در دل جنگل لویزان واقع شده است. باغ پرندگان تهران در ۲ فاز طراحی شده است. فاز اول که هم اکنون به بهره برداری رسیده است به نام "دشتچر" نام گذاری شده است و شامل پرنده‌هایی است که در قفس نگهداری می‌شوند و یا توان پرواز ندارند. فاز دوم که مساحتی کمتر از فاز اول دارد در محدوده شمالی در حال احداث است و "آبچر" نام دارد. این فاز شامل پرندگانی است که قابلیت پرواز دارند و احتمالاً مشابه آنچه در باغ پرندگان اصفهان وجود دارد توسط تور از خروج پرندگان از آن جلوگیری خواهد شد. زمان احداث این باغ ۳ سال به طول انجامید.






جزئیات

فاز اول باغ پرندگان که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ افتتاح شدو به بهره‌برداری رسید. در قسمت ورودی محوطه باغ اولین چیزی که جلب توجه می‌کند طوطی‌های سخنگو هستند که به شما خوشامد می‌گویند. پرندگانی نظیر کبوتر، طوطی، کلاغ، خروس، فنج . . . . در این محوطه قرار گرفته‌اند. باغ پرندگان تهران محدوده بزرگی دارد و به دلیل طراحی مسیرهای پیچ در پیچ در آن مسیر طولانی را شامل می‌شود.با توجه به اینکه ورودی باغ در بالاترین قسمت آن قرار دارد و از بالا تقریباً محوطه باغ قابل رویت است . در شمالی ترین قسمت باغ پرندگان بزرگترین قفس آن جلب توجه می‌کند که گونه‌هایی از عقاب‌ها بر روی درختان تنومند اما بی شاخه در آن قرار داده شده‌اند.برخی گونه‌های لاشخور هم در این قفس به چشم می‌خورند ،گونه‌هایی از جغد،شاهین نیز در قفس‌های کوچکی در آن قرار گرفته‌اند.در قسمت میانی باغ پرندگانی نظیر قرقاول،طاووس،پلیکان،فلامینگو و . . . . قرار گرفته‌اند. این محدوده توسط آبشارها و برگه‌های بزرگی که از بالادست باغ آبگیری می‌شوند احاطه شده است. دوطرف برگه‌های آب توسط پل‌های چوبی و زیبایی به هم وصل شده است.در محدوده جنوبی باغ هم پرندگان نام آشنایی هم چون اردک،قوی سیاه و سپید،غاز و . . . . به چشم می‌خورند.




طراحی زیبای محوطه باغ پرندگان:

از شاخصه‌های باغ پرندگان تهران طراحی زیبا و منحصربه‌فرد محوطه باغ است.محوطه باغ پرندگان را مسیرهای سنگفرش شده که توسط درختان و گل‌های زیبایی محصور شده است در بر گرفته است. سایه بانهایی از جنس چوب،نی و پوشال ،نیمکت‌های چوبی با طراحی‌های متنوع،آلاچیق‌های چوبی،عدم وجود تیر برق یا تاسیسات اضافی،تابلوهای راهنمای طرح چوب با خط نستعلیق، آبشارهای کوچک و زیبا و طراحی هوشمندانه برکه‌ها و پل‌های چوبی آن از شاخصه‌های این باغ می‌باشد.






باغ‌وحش تهران

باغ‌وحش تهران یا باغ‌وحش ارم باغ‌وحشی در تهران است که در زمینی به وسعت تقریبی ۵ هکتار در کیلومتر ۴ اتوبان تهران کرج قرار گرفته است.






تاریخچه

از روزگاران قدیم در ایران نگهداری برخی از جانوران و پرندگان در پاره یی خانواده‌ها مرسوم بوده‌است و گاه در گوشه و کنار شهر حیوانی را برای تماشا می‌آوردند. برای مثال میمون بازی در دوره فتحعلی شاه در سبزه میدان بود که یک شیر و یک خرس که صاحبش آنها را زنجیر کرده بود در معرض نظاره اهالی و به احتمال به صورت نوعی کسب و کار، قرار می‌دادند. همچنین در نقطه جنوب غربی دارالخلافه در محلی که به فیلخانه شهرت داشت، فیلی نگهداری می‌شد که در برخی مراسم مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در دوره قاجار ایرانیان با باغهای وحش اروپایی آشنا شدند. اما نخستین باغ وحش یا «مجمع الوحوش» در دوره ناصرالدین شاه در خیابان لختی سعدی کنونی در جایی که زمانی نام خیابان باغ وحش و بعد ماشین خانه و سرانجام اکباتان نامیده شد، تاسیس گردید که البته هیچ گاه به صورت باغ وحش کاملی در نیامد و گاه اهالی شهر برای تماشای چند حیوان بدانجا می‌رفتند. ناصرالدین شاه پس از سفرهای خود به اروپا و دیدن باغ وحش‌های اروپایی، علاقه خاصی به باغ وحش و حیوانات پیدا کرد و به همین دلیل محل دوشان تپه را انتخاب کرد که از پیش در سال ۱۲۶۹ قمری ۱۸۵۳ میلادی عمارت باشکوهی در آن برپا کرده بود و با استفاده از قنات، دریاچه یی نیز پدید آورده بود که منظره‌های بسیار زیبا و دیدنی آن اهالی را به خود جلب می‌کرد. در باغ وحش دوشان تپه، چهار شیر نر و ماده از کوه‌های شیراز، سه ببر از مازندران، یک یوز، سه پلنگ از جاجرود، پنج خرس از دماوند، کفتار، بوزینه، یک میمون، خر و طاووس های بسیار وجود داشت..






منتخب گونه‌های جانوری

در حال حاضرتعداد ۱۲۱ گونه جانوری بومی ایران و دیگر نقاط جهان در قالب گروههای زیر در باغ وحش نگهداری می‌شوند که تعدادی از آنها به شرح زیر معرفی می‌گردند:

گربه سانان: شیر آفریقایی، ببر بنگال، پلنگ ایرانی و آفریقایی، سیاه گوش.
سگ سانان: گرگ، شغال، روباه
پریمات‌ها: شامپانزه، بابون، رزوس
گوشتخواران (خرسها) خرس قهوه‌ای
پرندگان: درنای تاجدار، طاووس، قرقاول، پلیکان، بالابان، کرکس، عقاب
خزندگان: مارپیتون، تمساح پوزه کوتاه ایران، بزمجه، ایگوانا، لاک پشت
کیسه داران: کانگورو
خرطوم داران: فیل سریلانکایی
جوندگان: تشی، سنجاب ایرانی، خرگوش، همستر
آبزیان: پنگوسی، گربه ماهی آفریقایی، لاک پشت آبی
فردسمان (اسب و الاغ): گورخر آسیایی
زوج سمان (گوزنها): گوزن زرد ایرانی گوزن قرمز
شتر شکلان: شتر دو کوهانه






بوستان بهشت مادران

بوستان بهشت مادران پارکی است در تهران که در شرق بزرگراه شهید حقانی و غرب منطقه سید خندان تهران قرار دارد. این بوستان مخصوص خانم‌ها ساخته شده و حجاب در آن اجباری نیست.اگرچه در ابتدا پیست دوچرخه سواری در پارک ساخته شده و بهره برداری شد اما پیست دیگر مورد استفاده نیست و حتی آوردن دوچرخه به پارک مجاز نمی‌باشد. روز های پنجشنبه از ساعت 8 شب ،ایام تعطیل رسمی و جمعه ها آقایان نیز می توانند از پارک استفاده کنند.






بوستان پلیس
بوستان پلیس (پارک پلیس) در قطعه زمینی موسوم به باغ مجید آباد (باغ اناری) واقع در شمال شرق تهران به مساحت ۵۱۶۶۶۳ مترمربع احداث شده است. فضای این بوستان توسط خیابان سی و پنج متری پیشنهادی طرح تفضیلی شهر تهران به دو قطعه تقسیم می گردد که قطعه شمالی حدود ۲۷ هکتار و قطعه جنوبی حدود ۲۴ هکتار بوده و ارتباط بین این دو بخش توسط یک پل عابر پیاده برقرار می گردد. طراحی محوطه این بوستان الهام گرفته از باغهای ایرانی است. در این بوستان محورهای طولی و عرضی عمود برهم، استخرهای زاویه دار همراه با جریان آب، راههای مستقیم و کلاً منظم هندسی به چشم می خورد و تنها معابر درجه ۳ فرعی به صورت نامنظم طراحی شده است و تقریباً می توان سبک طراحی آن را منظم دانست. برخی از گونه های گیاهی کاشته شده در این پارک عبارتند از: انواع کاج ـ سرو تبریزی ـ اقاقیا ـ بیدمجنون ـ زیتون ـ توت ـ پیراکانتا ـ یاس زرد ـ میخک هندی ـ ترون ـ زرشک ـ شیرخشت ـ بوداغ ـ مورد ـ شمشاد ـ انواع بالارونده ها امکانات پارک شامل موارد زیر هستند: نمازخانه ـ کتابخانه ـ رستوران ـ زمین بازی کودکان ـ وسایل بدنسازی ـ زمین ورزشی ـ آلاچیق ـ برکه ـ استخر ـ آبنما و تعداد ۲۴ چشمه سرویس بهداشتی
3:22 am
اختلافات شیعیان در مورد وجود فرزند حسن عسکری


سالهای امامت

حسن عسکری طی سال های امامت خود در سامرا تحت محدودیت های اعمال شده از سوی خلیفه عباسی می زیست. وی زیر نظر جاسوسان معتمد عباسی بود و لذا نمی توانست با شیعیان ارتباط آزادانه داشته باشد و تنها خواص اصحابش با وی شخصاً ارتباط داشتند. وی در سال 260 ه.ق. بیمار شد. معتمد چند نفر مراقب به همراه پزشک و قاضی القضات را بر بالین وی فرستاد.





نهایتاً وی در اثر این بیماری در 8 ربیع‌الاول آن سال مقارن با اول ژانویه 874 درگذشت. معتمد، ابوعیسی فرزند متوکل را فرستاد تا بر وی نماز گزارد. او پس از انجام مراسم در منزلش دفن شد. بنا بر روایت شیخ طوسی عثمان بن سعید در طول بیماری حسن عسکری بر بالین وی بود و مراسم غسل و به خاک سپاری را وی به جا آورد. بدین ترتیب طبق مآخذ قدیم امامیه حسن عسکری آشکارا پسرش را معرفی ننمود و جانشینی را به طور علنی معرفی نکرد. بدین ترتیب امامیه که معتقد بودند زمین نمی‌تواند از حجت خدا خالی باشد و امام بعدی با وصایت توسط امام قبلی معرفی می شود دچار حیرت شدند و به فرقه های متعدد منشعب گشتند.

از سوی دیگر به نوشته مدرسی در زمان امامت حسن عسکری بر شیعیان، امامت وی توسط برادرش جعفر به چالش کشیده شد و منجر به اوج گیری اختلاف، دشمنی، نفرت و خصومت بین دو برادر و یاران آنها گردید. دشمنی‌هایی که حتی به خشونت کشیده شد و شدیدترین تبلیغات منفی دو طرف علیه همدیگر را به دنبال داشت. فوت حسن عسکری بدون فرزند و بدون برادر دیگری جز جعفر، امامیه را دچار بزرگترین مشکل عقیدتی نمود که تا به حال تجربه کرده‌بود. واضح بود که یاران نزدیک حسن عسکری تمایلی به برگشت به سوی جعفر پس از تمام ماجراها و دشمنی‌های زمان حسن عسکری نداشتند.به نوشته جاسم حسین عده ای از شیعیان با تفاسیر متعدد به امامت جعفر گرویدند. گروهی با رویکرد و ادله ای مشابه افطحیه معتقد بودند امامت از حسن عسکری به برادرش جعفر رسیده است. این گروه بیشتر در میان متکلمان بخصوص در کوفه رواج داشت. رهبر آنان علی بن الطلح یا الطلحی خزاز از متکلمان مشهور افطحیه بود همچنین ممکن است خانواده علمی افطحی مذهب بنوفضال به ویژه احمد بن حسن (ف. 260) و برادرش علی بن حسن (ف. 270) به این آیین گرویده باشند. گروه دیگر از اساس منکر امامت حسن عسکری بودند و پیش از درگذشت وی هم معنقد بودند علی هادی، جعفر را به امامت برگزیده است و علی بن محمد بن بشار از رهبران آن بود و موفق شد برخی از معتقدان به امامت حسن عسکری را نیز پس از درگذشت وی جذب کند. اما جعفر خود مدعی بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن علی هادی به وی رسیده است.




اختلاف بین جعفر و مادر حسن عسکری

بین جعفر و مادر حسن عسکری بر میراث وی اختلافی بروز کرد که توسط مدرسی و جاسم حسین به دو شکل متفاوت تبیین شده است. مدرسی می گوید مادر حسن عسکری، حُدَیث، در نقطهٔ مقابل ادعا کرد که فرزند حسن عسکری هنوز به دنیا نیامده اما کنیزی به نام صغیل از حسن حامله‌است. این ادعا صرفاً برای آن بود که دست جعفر برادر حسن عسکری از ارث کوتاه شود؛ زیرا در صورت فرزنددار بودن حسن، برطبق فقه اهل سنت میراث حسن عسکری تنها به مادر او تعلق می‌گرفت. این ادعا به جایی نرسید و کنیز تا چندین سال تحت نظر بود و فرزندی به دنیا نیاورد. بزرگان شیعه و یاران نزدیک حسن عسکری نیز بعضی جانب جعفر را گرفتند و عده‌ای جانب مادر حسن عسکری را. اما جاسم حسین می گوید طبق روایت شیخ مفید حسن عسکری وصیت نامه ای تنظیم کرد و تمام دارایی خود را به مادرش بخشید. حُدَیث پس از دریافت خبر درگذشت وی از مدینه به سامرا آمد اما تمام اموال تحت سیطره عباسیان درآمده بود و جعفر نیز بر حق خود بر از ارث اصرار داشت. حدیث با استناد به فقه امامیه گفت حسن عسکری وی را وارث خود قرار داده و جعفر حقی درآن ندارد. پس از آنکه محقق شد ثقیل آبستن نبوده قاضی به نفع حدیث رأی داد اما میراث بر خلاف فقه امامیه نصف شد.

به نوشته جاسم حسین، ابوسهل نوبختی روایت می کند اصحاب سر حسن عسکری که احادیث وی را روایت می کردند و نایبان او بودند پس از درگذشت وی متفق‌القول بودند او از خود پسری برجا گذاشته که امام است. آنان شیعیان را از پرسیدن نام او و افشای وجودش برای دشمنان منع می کردند. همچنین طبق گزارش های شیخ صدوق، شیخ طوسی و رجال نجاشی حسن عسکری پیش از فوت پسر خود را به عنوان جانشین به چهل تن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها دستور داده درطول غیبت وی از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت کنند. بخش بزرگتری از شیعیان این نظر را پذیرفتند هر چند در بدو امر در خصوص زمان تولد، نام وی و اینکه آیا وی مهدی قائم است یا خیر اختلاف داشتند. ما به نوشته مدرسی تا زمان مرگ حسن عسکری صحبتی از فرزند وی به میان نبود و حسن عسکری نیز در وصیتش تنها از مادرش نام برده بود. پس از مرگ او، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عمری، این مسأله را اعلام کردند که حسن عسکری پسری می‌داشته که جانشین مشروع امامت است. طبق گفته عمری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود چرا که بیم آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. در مقابل، فاطمه (خواهر حسن عسکری) و جعفر (برادر حسن عسکری) اعلام کردند که فرزندی از امام شیعه به دنیا نیامده‌است. حکیمه، عمه حسن عسکری، نیز به وجود فرزندی از حسن عسکری معتقد بود (در روایتی خود شاهد بدنیا آمدن بوده‌است؛ اما در روایتی دیگر از او نقل شده که خود تولد فرزند حسن را ندیده‌است بلکه از نامه‌ای که حسن به مادرش نوشته بود از تولد این فرزند آگاه





فرزند غایب

به نوشته مدرسی در این زمان، نایبان امام در گذشته (امام یازدهم)، اصرار در نگاه داشتن این اعتقاد بودند که فرزندی از عسکری در غیبت هست که به فرمان خدا قیام خواهد نمود. معتقدان این این ایده در آماج حمله همه جناح‌ها بودند و مورد مخالفت شدید قرار می‌گرفتند. عباسیان مخصوصاً نگران جانشین موعود عسکری در غیبت بودند. معتمد به این دلیل دستور داد خانه امام را بگردند (همه اتاق‌ها را پس از جستجو قفل می‌کردند). تلاش‌هایی صورت گرفت تا معلوم شود آیا امام از خود فرزندی باقی گذشته است یا خیر و ماماهایی در حرم امام گماشته شدند تا هر گونه حاملگی را تشخیص دهند. یکی از کنیزان که مشکوک به حاملگی بود در قرنطینه‌ای در یک خانه مخصوص تحت مراقبت قرار گرفت. در موردی دیگر، همسر عسکری به نام صیقل زندانی شد که چرا محل اختفای پسرش را نمی‌گوید. این شرایط تا زمانی که خلیفه درگیر ناآرامی‌های سیاسی شد که توسط صاحب الزنج و حاکمان استانهای ایران، مصر و سوریه ایجاد شده بودند ادامه یافت. عباسیان همچنین جعفر، برادر عسکری و مدعی جایگاه امامت را مورد حمایت قرار دادند تا در خانواده امام نزاعی برقرار کند. منابع شیعه جعفر را شخصی دنیا دوست و لذت جو معرفی می‌کنند که برای امام شدن از اهرم‌های فشار مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) استفاده نمود و بیشتر از یک بار سعی در بدنامی کسانی نمود که اعتقاد به امامت فرزند غایب عسکری داشتند.

بیشتر وکلای محلی که تا پیش از فوت امام شیعه مسئولیت برقراری ارتباط بین شیعیان و امامان و جمع‌آوری خمس و وجوهات شرعی برای شیعیان را برعهده داشتند، گفتهٔ عثمان بن سعید را تایید کردند. اما بعضی شک خود را در مورد وجود چنین فرزندی ابراز نمودند. در این میان عثمان بن سعید از سامرا به بغداد مهاجرت کرد. عثمان آن دسته از وکلا که به او وفادار بودند را در سمت خود نگه داشت و آنان به نیابت امام و نیز جمع‌آوری وجوهات شرعی برای امامی که تولدش را وعده داده بودند، ادامه دادند.بگفتهٔ حسین مدرسی، اکثریت شیعیان در شهرهای متفاوتی از ایران، به‌خصوص قم وضع موجود را پذیرفتند و به پرداخت وجوهات به نائبان ادامه‌دادند. اما عراق و کوفه وضع متفاوتی داشت. بسیاری یا شاید حتی اکثریت شیعیان، امامت جعفر را پذیرفتند. بزرگان و متکلمانی از شیعه مانند علی بن حسن بن فضال، برجسته‌ترین روحانی شیعه در کوفه، از این جمله بودند. اما جعفر نیز مدت زیادی عمر نکرد و چند سالی پس از فوت برادرش حسن عسکری (۲۷۱ ق.) درگذشت.در این میان عثمان بن سعید در بغداد تا زمان مرگ (حدوداً بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ ق) به اداره دستگاه امامت ادامه داد. او اصرار داشت که در تماس مستقیم با فرزند حسن عسکری است.




تاریخچه اعتقاد به امام دوازدهم و غیبت

یک دیدگاه رایج در میان پژوهندگان تاریخ تشیع آن است که باور به تعداد ائمه (دوازده امام) و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است، بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافته‌است. در مقابل جاسم حسین می گوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از سال 260 ق. مطرح بوده است.

در خصوص روند شکل‌گیری اعتقادات شیعه دوازده امامی، به گفتهٔ امیرمعزی، منابع دورهٔ حیرت، بحران عمیقی را نشان می‌دهد. بررسی منابع این دوران شک و ابهام عمیق شیعیان در مورد تعداد امام‌های شیعه و حتی موضوع غیبت را نشان می‌دهد. ابوجعفر برقی (وفات ۲۸۰ ق /۸۸۷ یا ۸۹۳ میلادی)، در فصل اول کتابش، که اختصاص به تفسیرهای مختلف از اعداد دارد، به اعداد ۳ تا ۱۰ می‌پردازد، اما در مورد عدد ۱۲ چیزی نمی‌گوید. یا هم عصر او صفار قمی (۲۹۰ ه.ق. / ۹۰۲ م.) در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش، در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند و هیچ اشاره‌ای به غیبت نمی‌کند.چند دهه بعد ابن‌بابویه (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.)، معروف به شیخ صدوق، احادیثی زیادی در مورد عدد دوازده و در میان آن در مورد دوازده امام نقل می‌کند. ایتان کولبرگ نیز آثار نویسندگان امامیهٔ هم عصر وفات حسن عسکری (مثال ابن برقی و صفار قمی) را بررسی می‌کند و چنین بیان می‌کند که «نبود عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معنا می‌باشد که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود.» به نوشته امیرمعزی برای اولین بار اشاره به دو غیبت امام دوازده را در آثار ابوسهل نوبختی می‌بینیم که به قول او دومی از اولی سخت‌تر است. از او دو نظریه در مورد امام غایب در منابع متاخر ذکر شده‌است. یکی اینکه امام دوازدهم مرده‌است و فرزند او از دیدگان پنهان شده‌است و امامت از این فرزند به فرزند بعدی منتقل می‌شود تا زمانی که امام خود را بر مسلمانان علنی نماید. دیگر آنکه وجود او بصورتی روحانی باقی‌مانده‌است. به نوشتهٔ امیرمعزی هیچکدام از این دو تئوری در اعتقادات متاخرتر شیعه ادامه پیدا نکرده‌است.به گفته وی تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد. پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه شد. در مقدمهٔ کتاب الغیبة (تألیف حدود ۳۳۳ تا ۳۴۲ ق.) به قلم ابن ابی زینب نعمانی (وفات ۳۶۰ ق.) ، نویسنده تأسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه (شیخ صدوق) مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سؤالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.

در این زمان محدثان شیعه سعی در اثبات وجود امام شیعه و برطرف کردن شک موجود در میان شیعیان نمودند.به نوشته مدرسی از راویان سنّی حدیث، گفتاری منسوب به پیامبر رسیده است که بر اساس آن دوازده خلیفه پس از او خواهند بود که همگی از قبیله قریش هستند (و اینکه پس از این دوازده خلیفه هرج و مرج بر جامعه حکمفرما خواهد بود). این گفتار خیلی پیشتر از غیبت امام دوازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هجری رواج داشته است. بطور قطع این حدیث هم در زمان امویان و در حمایت از مشروعیت ایشان و هم در زمان جنبش‌های ضد اموی برسر زبان‌ها بود (به‌گفته سید حسین مدرسی محدثان شیعه حتی حدیث دوازده خلیفه را حدیثی ضد شیعی می‌دانستند و آنرا «بایکوت» کرده‌بودند.) بنابرین هیچ‌کس نمی‌توانست ادّعا کند که این گفتار به هیچ عنوان نوشته امامیه در دوران پس از غیبت بوده باشد. در واقع هیچ شاهد مکتوبی از دهه‌های آخر سده سوم هجری وجود ندارد که نشان دهد این گفتار هیچ‌گاه توجه راویان شیعه حدیث را جلب کرده بوده یا کسی در جامعه شیعه فکر کرده باشد که این حدیث می‌توانسته مربوط به آنها بوده باشد. تا حدود سال ۲۹۵ هجری که شیعیان دنباله‌رو انتظار داشتند امامت تا آخرالزمان ادامه پیدا کند و تعداد امامان را بیش از این می‌دانستند، در ابتدا توجهی به این حدیث نمی‌کردند. شیعیان در این زمان متوجه «حدیث دوازده خلیفه» شدند. از این زمان بود که محدثان شیعه آنقدر حدیث در مورد دوازده بودن تعداد امامان یافتند که خود مبنای کتاب‌های مستقلی در این باب شد.ایتان کولبرگ با ذکر این مطلب که تمایل به عدد دوازده جایگاه ویژه‌ای در تمدن‌های باستانی داشته‌است می‌نویسد.احتمالاً روایات تورات و انجیل در مورد «دوازده قبیلهٔ بنی‌اسرائیل» و «دوازده حواریون عیسی»، ریشهٔ ترجیح اسلامی برای نسبت دادن عدد دوازده بر شمار رهبران بوده‌است. به عنوان مثال از واژه «نقبا» نه فقط برای ۱۲ قبیله بنی‌اسرائیل (اشاره شده در قرآن)، بلکه برای دوازده نمایندهٔ پیامبر در اهالی مدینه یا دوازده رهبری که قیام عباسیان علیه امویان را رهبری کردند نیز استفاده شده‌است. یا یکی از غلات شیعه به نام ابومنصور عجلی (اعدام در سال ۱۲۱/۷۳۸) خود را ششمین پیامبر از سلسله ۱۲ پیامبری معرفی کرد که آخرین آنها «قائم» خواهد بود.به هر حال اشارات زیادی در تورات و انجیل در حمایت از اینکه عدد دوازده، عدد مربوط به تعداد «مؤمنان برگزیده» است وجود دارد (هر چند به همین میزان، اشارات زیادی در مکاشفه یوحنا در حمایت اینکه عدد ۴ یا ۷ تعداد برگزیدگان است وجود

به نوشته ساشادینا دغدغهٔ اصلی بزرگان شیعه در این زمان اثبات وجود واقعی فرزند حسن عسکری و معرفی او به عنوان امام غایب به شیعیان بود. با کوشش‌های شماری از متکلمان و محدثان شیعه امامی مانند ابوسهل نوبختی (و. ۹۲۳ م.)، ابوجعفر ابن قبه (وفات حدود 319 ق.)، کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)، نعمانی و بخصوص ابن بابویه (و. ۳۸۱ ه.ق. / ۹۹۱ یا ۹۹۲ م.) اثر ارزنده او کمال الدین که معمار و تبیین کنندهٔ نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش امام غائب است، این هدف حاصل آمد.در این زمان کلینی در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی، که در خلال این دوره گردآورده‌بود، به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است.بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.به گفتهٔ عبدالعزیز ساشادینا در فاصله زمانی نوبختی و هنگامی که شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) مطالب خود را دربارهٔ امام دوازدهم ارائه داد، موضوع جانشینی حسن عسکری در بین شیعیان امامی جا افتاده بود.به هر شکل، تا سالهای پایانی غیبت صغری، مصادف با دهه سی و چهل قرن دهم میلادی اکثریت شیعه امامیه، امامت امام دوازدهم از نسل حسن عسکری را پذیرفته بودند.

به گفتهٔ سعید امیر ارجمند اعتقاد به غیبت در نزد شیعیان، در میان مجموعه عقایدی بود که از کیسانیه وارد شیعه شد. با این حال وی تأثیر واقفیّه (که بر امامت موسی کاظم توقف کردند) را در پذیرش ایده غیبت توسط شیعه امامیه مهم تر می‌داند. اولین نوشته های کلامی در زمینه غیبت را حدود سی سال پس از مرگ حسن عسکری و در آثار ابوسهل نوبختی و ابن قبه رازی می‌توان یافت. این دو که تمایلات معتزله داشتند به جای اتکا به احادیث راه حلی کلامی را برای نظریه غیبت بر گزیدند. ایده‌ای که در وضعیت بحران از نو واقفیان به عاریت گرفته‌شده‌بود.به نوشته پوناوالا آثار بجا مانده از آن زمان شیعه چنین می‌نمایاند که شیعیان در ابتدا پیش‌بینی نمی‌کردند که غیبت امام غایبشان مدت زیادی ادامه داشته‌باشد. اما زمانی که غیبت امام شیعیان طولانی شد و حجت بن حسن ظهور نکرد، شیعیان بتدریج امام پنهان را همان مهدی موعود پنداشتند. از حدود سال ۲۹۵ ه.ق./۹۰۸ م. بود که شیعیان متوجه شدند که اوضاع غیرعادی‌تر از چیزی است که در ابتدا می‌پنداشتند و امام حاضری در آینده نزدیک وجود نخواهد داشت و نیز پرسش در مورد تعداد قطعی امامان مورد بحث شیعیان قرار گرفته‌است. از این زمان است که حدیث‌هایی مبنی بر اینکه «تعداد امامان دوازده نفر می‌باشد» بر سر زبان‌ها افتاد.به نوشتهٔ ورنا کلم مرگ علی بن محمد سمری (329 ق.)، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دورهٔ غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها نهایتاً در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.در این زمان علمای شیعه با رویکرد کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.متکلمان از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.






دوران امامت و غیبت

دوره سفرا یا غیبت صغری

بنابر اعتقاد شیعه دوازده امامی، این دوره از مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق. (۸۷۴ م.) آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. (۹۴۱ م.) به طول انجامیده‌است. در این دوره، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب و آن هم در شرایط خاص با شیعیان تماس می‌گرفت. در طی دوران غیبت صغری، شیعیان از طریق این چهار نائب با مهدی در ارتباط بوده و درخواست‌ها و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند و پاسخ می‌گرفتند.

به نوشتهٔ ساشادینا و جاسم حسین، شبکهٔ وکلا در دوران امامان مسئول گردآوری خمس، زکات و سایر وجوهات شرعی شیعیان برای امامان بود. در شرایطی که چند امام آخر به‌شدت تحت نظارت و مراقبت بودند و امکان ارتباط مستقیم شیعیان با امامان وجود نداشت، عملاً اداره امور ساختار مرکزی جامعه شیعه بر عهدهٔ وکلا بود. در شرایط غیبت امام، وکلا سرپرستی و رهبری مجازی جامعه شیعه را در خصوص امور دینی و مالی برعهده گرفتند. جاسم حسین می گوید بتدریج رهبری شبکه وکلا تبدیل به تنها مرجعی شد که می توانست مشروعیت امام جدید را تعیین و اثبات کند. برای نمونه محمد جواد وصیت خود در خصوص نصب علی هادی به عنوان امام بعد را به رئیس شبکه وکلای خود گفت.به نوشتهٔ ساشادینا، در منابع اولیه از جمله کتاب‌های کلینی و ابن بابویه (شیخ صدوق)، به وکلا به طور عمومی اشاره شده و ابن بابویه چندین نفر را نام برده‌است که به گفتهٔ وی با مهدی در ارتباط بوده و سمت وکالت را بر عهده داشته‌اند بی‌آنکه کسی از آنها را به عنوان وکیل ویژه یا نائب خاص معین کند. اما بخصوص برخی از وکلا بطور نیابی خمس را از شیعیان می‌گرفته‌اند و عثمان بن سعید نیز یکی از وکلای حسن عسکری بود. ساشادینا از بررسی روایات ابن بابویه نتیجه می‌گیرد تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابت خاص در دوره‌های بعد برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است.

به نوشتهٔ ساشادینا، در شرایطی که جامعه شیعه پس از مرگ حسن عسکری دست کم به چهارده فرقه منشعب شده بودند، پذیرش نهایی این عقیده که حسن عسکری فرزندی داشته که امام آخر و دوازدهم شیعه است در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری رخ داد. این امر به رهبری محمد بن عثمان و شبکهٔ وکلای او در سراسر سرزمین‌های اسلامی و با کمک ابوسهل نوبختی، متکلم بزرگ شیعه، انجام شد. رابطهٔ نزدیک و دوستانهٔ ابوسهل با خاندان شیعهٔ بنی فرات که وزرای عباسیان بودند نیز پذیرش این امر را حتی در میان سایر مسلمانان تسهیل کرد. بدین ترتیب جامعه شیعه، حول اعتقاد به امامت حجت بن حسن و رهبری محمد بن عثمان مجدداً متحد شد.

به نوشته ورنا کلم از دیدگاه تاریخی اعتقاد به وجود «نواب اربعه» در آثار محدثان و علمای شیعهٔ چند دهه اول دوران موسوم به غیبت صغری به چشم نمی‌خورد. کلینی اشارات مبهمی به نامه‌هایی از امام زمان می‌کند که به دست شیعیان می‌رسیده‌است.حتی در کتاب التنبیه ابوسهل نوبختی —که بین سال‌های ۹۰۳ تا ۹۱۳ نوشته شده— به بحرانی در میان شیعیان اشاره شده‌است. ابوسهل می‌نویسد که تقریباً تمام یاران نزدیک حسن عسکری تا بیست سال بعد از مرگ او درگذشته‌اند. آنها کسانی بودند که ادعا می‌نمودند با امام غایب شیعه در ارتباط هستند و فرمان‌های او را به اطلاع شیعیان می‌رساندند. بعد از مرگ این افراد دیگر نشانی از امام برای شیعیان و اثباتی برای وجود او برای افرادی که دچار شبهه شده یا ناباوران وجود نداشت. در این زمان آنها تنها می‌توانستند به کمک تفسیر احادیث امامان پیشین شیعه، غیبت طولانی امام را توجیه نمایند. در نوشته‌های نویسندگان شیعه تا چند دههٔ بعد از این زمان، به تداوم فعالیت سفرا اشاره نشده‌است.

عنوان سفیر در ابتدا در کتاب الغیبه نعمانی به چشم خورد اما نام و تعداد این نایبان ذکر نشده‌بود. سپس ابن بابویه نام چهار نایب را در کمال‌الدین ثبت نمود و مبسوط‌ترین گزارش‌ها دربارهٔ فعالیت سفرا در کتاب الغیبه ابوجعفر طوسی آمده‌است. به نوشتهٔ ایتان کولبرگ، عمدهٔ این گزارش‌ها بر مبنای دو کتاب که اکنون در دسترس نیست می‌باشد: اخبار ابی العمر و ابی الجعفر العمریان اثر ابن برنیه کاتب و اخبار الوکاله الربعه نوشته احمد بن علی بن عباس بن روح صیرفی. به گفتهٔ کولبرگ در دانشنامهٔ اسلام، اعتقاد به سفرا در نزد خاندان نوبختی شکل گرفت.

ورنا کِلِمْ در دانشنامه ایرانیکا، چنین می‌نویسد که احتمالاً گسترش ایدهٔ نایبان چهارگانه توسط خاندان نوبختی در میان شیعیان انجام شده باشد. اطلاعات موجود در مورد دو نائب اول چنین می‌نمایاند که این دو پس از مرگشان به عنوان نائب خاص امام زمان شناخته شدند؛ زیرا نیابت باید از زمان مرگ حسن عسکری شروع می‌شد. در سطح شخصی باید گفت دو فامیل عمری و نوبختی با هم خویشاوند بودند. دختر ابن عمری، ام کلثوم با یکی از نوبختی‌ها ازدواج کرد و منشی حسین بن روح بود. لازم به ذکر است که به گفتهٔ ورنا کلم، نوهٔ ام کلثوم(ابن برنیه)، منبع اصلی کتاب‌های شیخ طوسی بود که برای اولین بار وجود چهار نائب خاص امام زمان را مطرح نمودند.




نواب اربعه

۱) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری

منابع شیعه اطلاعات کمی در مورد زندگی دو نایب اول امام زمان به دست می‌دهند. عثمان ادعا می‌نمود که فرزند حسن عسکری را به چشم دیده بود. او از وکیلان حسن عسکری و هادی بوده‌است. به اعتقاد کنونی شیعه، عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود، هر چند به گفته کِلِم چنین پیداست که تعیین وی به سمت واسطه امام دوازدهم به طور رسمی نبوده‌است.او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان حسن عسکری، عثمان پول از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری، مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.


۲) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید

محمد همراه پدرش عثمان بن سعید، وکالت حسن عسکری را بر عهده داشت. از دیدگاه کنونی شیعه، محمد چهل سال وکالت را عهده‌دار بود و طی این مدت وجوهات شیعیان را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.


۳) ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی

نکته مهم در مورد او این بود که بعد از ربع قرن٬ ارتباط رسمی با امام غائب از سر گرفته‌شد. اولین توقیعی که نوبختی در ۲۴ شوال ۳۰۵ هجری ارائه نمود٬ فرمانی بود که امام غائب در آن حسین بن روح را بعنوان نفر اول سلسله مراتب شیعه تائید می‌کرد.به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ ه.ق./ ۹۱۷ م. بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند.حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث، با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید.حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره‌مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.
در دوران حسین بن روح، ابوجعفر محمد بن علی الشلمغانی (اعدام شده در سال ۳۲۲/ ۹۳۳) دستیار حسین روح و مامور او در بغداد، ادعا کرد که او سفیر واقعی و برحق حسین بن روح است و البته پس از چندی بطور کلی قضیه وجود امام غایب را انکار کرد. همچنین منصور حلاج نیز از کسانی بود که به مخالفت با نیابت حسین بن روح پرداخت و هر دو خشم شیعیان آن زمان را بر انگیختند و با نفوذی که خاندان نوبختی داشتند، توسط دولت عباسی اعدام شدند.


۴) ابوالحسن علی بن محمد سمری (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)

از دیدگاه تاریخی، تنها در زمان خاندان نوبختی بود که نواب مورد پذیرش عموم شیعه بودند و کنترل شیعیان را در دست داشتند. در زمان علی بن محمد، این کنترل دوباره از بین رفت و مورد پذیرش عموم شیعیان نبود. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران موسوم به غیبت کبری شروع شد.
ساعت : 3:22 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page