پارک گلدن گیت

پارک گلدن گیت (به انگلیسی: Golden Gate Park) یک پارک شهری بزرگ است که در شهر سان‌فرانسیسکو ایالات کالیفرنیای آمریکا واقع شده‌است.

مساحت این بوستان ۴٫۱۲ کیلومتر مربع است و شکلی مستطیلی دارد. پارک گلدن گیت هم‌شکل با سنترال پارک نیویورک است ولی مساحت آن ۲۰ درصد بیشتر از سنترال پارک است.






پارک گلدن گیت با سالانه ۱۳ میلیون بازدیدکننده، سومین پارک پربازدید ایالات متحده است.

فرهنگستان علوم کالیفرنیا که یک موزه بزرگ علوم طبیعی و نهاد پژوهشی است در این پارک قرار گرفته‌است. گلخانه‌ای به نام «Conservatory of Flowers» و یک باغ گیاهشناسی از دیگر نقاط دیدنی این پارک است. ورزشگاه گلدن گیت و باغ ژاپنی از نقاط گردشی دیگر در این پارک است.







پارک ایبیراپوئرا
پارک ایبیراپوئرا (در زبان پرتغالی : Parque Ibirapuera) یک پارک عمومی معروف و مهم در شهر سائوپائولو، برزیل است. این پارک که در مرکز و جنوب این شهر واقع است، در سال ۱۹۵۴ افتتاح شد و اسکار نیمایر معمار و طراح آن است.






ژئوپارک

ژئوپارک منطقه‌ای است که در آن، میراث زمین شناختی آن ناحیه، با مدیریتی دقیق و دائمی حفظ و نگهداری می‌شودو با وسعت کافی که مرزهای آن به وضوح مشخص شده و چندین پدیده بارز زمین‌شناسی در محدوده آن قرار گرفته باشد. این محدوده باید بتواند در توسعه اقتصادی جوامع پیرامون خود نقش مؤثری ایفا نماید. ژئوپارک ممکن است علاوه بر پدیده‌های زمین‌شناسی از آثار تاریخی، بوم‌شناسی، باستان‌شناسی و میراث فرهنگی و طبیعی دیگر برخوردار باشد..






تعاریف

ژئوپارک طبق تعریف یونسکو گستره ای است با مزهای کاملاً آشکار و پهنه کافی که دربرگیرنده چند پدیده زمین شناسی کمیاب و برجسته بوده و در آن گستره جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی ارزشمند نیز یافت شود. این گستره باید از برنامه های مدیریت گسترش و بهره برداری و طرح های حفاظتی برخوردار باشد و توان بالا بردن سطح اقتصادی جامعه محلی و جلب همکاری های مردمی را دارا باشد. افزون بر تعریف رسمی یونسکو می توان گفت: " ژئوپارک محدوده ای است که ویژگی اصلی آن وجود ژئوسایت های پر اهمیت، طبیعت و محیط زیست غنی، ویژگی های فرهنگی جذاب و از همه مهم تر مشارکت و حضور فعال جامعه محلی در برنامه های توسعه، حفاظت و پایداریست."






ژئوپارک در جهان

ثبت محدوده‌هایی تحت حفاظت و مشخص برای گردشگری با عنوان ژئوپارک در دنیا از سال ۲۰۰۰ میلادی رواج دارد و تاکنون بیش از هشتاد ژئوپارک در دنیا به ثبت فهرست ژئوپارک‌های جهانی یونسکو رسیده‌است. در حال حاضر چین اولین کشور آسیایی است که بیشترین تعداد ژئوپارک جهانی و ملی دارد. ژئوپارک جزیره قشم اولین ژئوپارک ایران و خاورمیانه است.






ژئوپارک در ایران

بطورکلی اکثر مناطق تحت حفاظت چهارگانه کشور قابلیت تیدیل به ژئوپارک ملی دارند و تعداد ۵۰ پتانسیل برای ژئوپارکهای آتی کشور پیش‌بینی شده‌است. هنوز در میان پژوهشگران مختلف مفاهیم مربوط به ژئوسایت و ژئوپارک مبهم مانده‌است درحالیکه ژئوپارک معنای وسیعتری از ژئوسایت دارد.

در اطلس توانمندي‌هاي ژئوپارك و ژئوتوريسم ايران،امري‌كاظمي 22 منطقه را در ايران به عنوان مناطق پيشنهادي براي معرفي و ثبت تحت عنوان ژئوپارك به تفصيل معرفي كرده است.

ژئوپارک ملی جلفا و ژئوپارک جهانی جلفا-ارسباران در شمال استان آذربایجان شرقی درمنطقه جلفا دومین محدوده پیشنهادی رسمی کشور به سازمان یونسکو است که شناسایی وپیشنهاد اولیه آنها توسط بهرام نکوئی صدری در سال ۱۳۸۷ انجام شده‌است.






ژئوپارک قشم

نخستین ژئوپارک خاورمیانه در جزیره قشم به عضویت شبکه جهانی ژئوپارکهای ملی تحت‌حمایت یونسکو درآمده‌است.






خروج ژئو پارک قشم از فهرست یونسکو

در دی ماه سال ۱۳۹۱ ، خبرگزاری مهر گزارش داد که ژئو پارک قشم ، به دلیل ناتوانی مدیران سازمان منطقه آزاد قشم در انجام معیارهای ثبت جهانی ژئوپارک از فهرست یونسکو خارج شد.






پارک جنگلی پردیسان

بوستان جنگلی پردیسان یکی از بوستان‌های بزرگ و مشهور شهر تهران است. این بوستان در منطقه ۲ شهرداری تهران قرار دارد.

این بوستان که در شمال غربی تهران واقع شده‌است، از سمت شمال به بزرگراه همت و محله شهرک غرب، از شرق به بزرگراه شیخ فضل‌الله نوری، از غرب به مسیل رودخانه پونک و از سمت جنوب به بزرگراه حکیم و محله بلوار مرزداران محدود می‌شود. بزرگراه یادگار امام در راستای شمالی/جنوبی، این بوستان را به دو بخش تقسیم می‌کند که پیوند آن‌ها به وسیله دو پل برقرار شده‌است.

از امکانات این بوستان می‌توان به موزه تنوع زیستی، موزه آب و باغ وحش اشاره کرد. وجود موزه تنوع زیستی با انواع حیوانات و حشرات تاکسیدرمی شده، و بعضاً زنده، یکی دیگر از جذابیت‌های این پارک جنگلی است. ساختمان سازمان حفاظت محیط زیست ایران نیز در قسمت جنوبی این بوستان قرار دارد.

به علت وجود چندین بزرگراه در اطراف پارک پردیسان، استقبال زیادی برای استفاده از این پارک پدید آمده‌است و بیشتر روزهای هفته و به ویژه روزهای تعطیل مردم برای استفاده از این پارک رهسپار شمال غرب تهران می‌شوند.






تاریخچه

طرح اولیه این بوستان در زمان پهلوی، و متعلق به یان مک‌هارگ آمریکایی می‌باشد.







بوستان قیطریه

بوستان قیطریه یکی از بوستان‌ها (پارک‌ها)ی شمال شهر تهران است. این بوستان در شمال بزرگراه صدر و انتهای خیابان قیطریه واقع است و از شمال به فرمانیه، از جنوب به میدان پیروز و بزرگراه صدر، از شرق به چیذر و از غرب به قیطریه و شریعتی محدود می‌شود.


بوستان قیطریه در گذشته باغی متعلق به خواهر تنی ناصرالدین شاه قاجار بوده و به روایت تاریخ میرزا تقی خان امیر کبیر ساختمانی که اکنون محل فرهنگسرا و کتابخانه پارک می باشد و در ضلع شمال غربی پارک واقع شده است را در آن احداث نمود. در ابتدأ این باغ بافتی جنگلی داشته است. در سال ۱٣٥٦ به همت شهردار وقت تهران مرحوم دکتر غلامرضا نیک پی که خود نوه دختری شاهزاده ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه بوده است با وقف قسمتی از زمینهای موروثی خود و با خرید و تجمیع باقیمانده باغ که در دست ورثه صارم الدوله، از نواده های قاجار، بود باغ بزرگ قیطریه را به پارک تبدیل می کند. به همین دلیل است که پارک قیطریه هندسه نامنظم دارد و مساحتی در حدود ۱۰۳۰۰۰ متر مربع دارد که فضای گل‌کاری و چمن‌کاری آن در کنار انبوه درختان قدیمی جلوه خاصی به آن داده است. استخر بوستان به شکل هندسی نامنظم است. گونه‌های درختی آن بیشتر نارون، کاج، سرو نقره‌ای و زبان گنجشک است. به دلیل راه‌های متعدد و تودرتو، این بوستان محل مناسبی برای ورزشهای مختلف فراهم آورده است.

فرهنگسرای ملل از سال ۱۳۷۳ در این بوستان شروع به کار کرده و فعالیت‌های آموزشی و هنری مختلف را در خود جای داده و به مرکزی فرهنگی با امکانات کتابخانه و کلاس‌های آموزشی برای ساکنان قیطریه تبدیل شده است.






بوستان ساعی
بوستان ساعی یا پارک ساعی یکی از بوستان‌های عمومی تهران است که با مساحتی در حدود ۱۲ هکتار در خیابان ولیعصر و در منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده‌است. محل این پارک در سال ۱۳۲۴ توسط مهندس کریم ساعی درخت‌کاری شد و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفت. سرانجام ایده طراحی اصلی پارک در دهه ۴۰ شکل گرفت و این پارک در سال ۱۳۴۲ با طراحی حسین محجوبی ساخته شد. تکمیل مراحل طراحی و ساخت پارک بین سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ ادامه یافت.






تاریخچه

در سال ۱۳۲۹ و به تلاش مهندس کریم ساعی، بوستان ساعی به شکل جنگلی بنیان گذاشته شد. پیش‌تر در سال ۱۳۲۴ زمین این بوستان درخت‌کاری گردیده و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفته بود. پس از درگذشت مهندس ساعی به علت سانحه هوایی، این پارک همچنان به شکل گذشته و وابسته به وزارت کشاورزی باقی ماند. پس از توسعه شهر تهران در سال ۱۳۳۴ این پارک به شهرداری تهران واگذار گردید و پس از آن سازمان پارک‌ها با تجهیز این پارک آن را عمومی کرد.






مشخصات

وسعت بوستان ساعی ۱۲۰۰۸۲ متر مربع و دارای شش ورودی است. در پی توسعه و تجهیز بوستان، بناهایی مانند جوی، برکه، آبشار و زمین بازی درست شده‌اند و قسمتی از پارک نیز به باغ ژاپنی معروف است که پرندگان آبزی هم در آن قسمت نگه‌داری می‌شوند. در قسمت حیات‌وحش پارک، حیوانات دیگری نیز نگه‌داری می‌شوند که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به خرگوش٬ قوچ ٬ غاز٬ قو٬ مرغابی٬ سنجاب٬ طوطی وحشی و طاووس اشاره نمود. پوشش گیاهی پارک نیز بسیار متنوع می‌باشد و از میان آن‌ها می‌توان به چنار٬ کاج تهران٬ سرو شیرازی، سرو نقره‌ای، سرو بادبزنی، سرو تبری٬ برگ‌بو، افرا، نارون‌، سدروس‌، ماگنولیا، یاس وحشی‌، ژنیگو، زالزالک، گردو و سیب اشاره کرد. در طراحی این پارک تلاش شده که بیشتر حرکت‌های موجود، اسلیمی باشند تا یک نوع اختلاف سطح بوجود بیاید و از پله‌ تا حد ممکن استفاده نشود.







بوستان جمشیدیه

بوستان جمشیدیه یا پارک سنگی جمشیدیه از زیباترین و دیدنی‌ترین بوستان‌های تهران است و با مساحتی حدود ۱۰ هکتار در انتهای خیابان شهید باهنر (نیاوران) واقع شده و از شمال به کوه کُلَک‌چال، از جنوب به باغ دولو، از شرق به خیابان جمشیدیه و از غرب به جاده کلک‌چال محدود است. از ویژگی‌های این‌پارک، دریاچه، آبشار مجاور و نیز آبنماهای سنگی است که جلوه‌ای خاص دارند. این پارک در ابتدای مسیر اصلی صعود به پناهگاه کُلَک‌چال قرار دارد.

پارک جمشیدیه دارای چهار در ورودی است که ارتفاع در ورودی اول از سطح دریا ۱۸۲۰ متر و بالاتر از آن ۲۱۰۰ متر است.

بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای همشهری، بوستان جمشیدیه پس از بوستان ملت دومین پارکی است که یک شهروند تهرانی به یک میهمان غیر تهرانی معرفی می‌کند.






پارک ابوالقاسم فردوسی

ساخت بوستان فردوسی در سال ۱۳۷۵، انجام گرفت. این بوستان در راستای گسترش بوستان جمشیدیه است. مساحت پارک نزدیک به ۱۳۲٬۷۰۰ متر مربع است. آمیزش دو عنصر سنگ و گیاه در این پارک کوهستانی زیبایی خاصی را نمایان می سازد. مساحت گلکاری در این پارک ۶٬۳۱۷ متر مربع می‌باشد. در این پارک رستوران‌های گوناگونی وجود دارد که هر یک از آنها نمادی از زیبایی و آداب و رسوم قوم‌های ایرانی را به نمایش می‌گذارند.






امکانات رفاهی

از امکانات این بوستان می‌توان به آمفی تئاتر، رستوران، آب‌نما، مبلمان پارک (نیمک، سطل زباله، آبخوری، پایه چراغ)؛ فضای سبز (گیاهان پوششی، جنگلکاری، رز و درختچه، گل و گلکاری) نام برد. از دیگر امکانات رفاهی این پارک سرویس‌های بهداشتی و روشنایی در شب با به کارگیری از ۱۷۵ تیر روشنایی است.






پارک جنگلی کوهسار
بوستان جنگلی کوهسار در شمال‌باختر شهر تهران واقع شده است. این بوستان جنگلی که در دامنهٔ رشته‌کوه البرز قرار دارد در منطقه ۵ شهرداری تهران واقع شده است. بوستان جنگلی یا کوهستانی کوهسار در شمال‌باختر محلهٔ شهران و شمال محلهٔ کن قرار دارد. راه دسترسی به این بوستان از طریق بزرگراه آبشناسان (ایرانپارس) ممکن است. همچنین در درون بوستان، جادهٔ ماشین‌رو نیز وجود دارد که از طریق آن می‌توان به مناطق بالایی بوستان دسترسی داشت. چون این بوستان چندان در میان مردم، شناخته شده نیست، محلی خلوت و بی سروصدا است.







بوستان نهج‌البلاغه

دهکده گردشگری نهج البلاغه یا بوستان نهج‌البلاغه یکی از پارک‌های تهران می‌باشد که بیش از ۳۵ هکتار وسعت دارد و در بخش وسیعی از دره فرحزاد بین بزرگراه نیایش، بزرگراه همت و غرب بزرگراه یادگار امام احداث شده‌است. طول این بوستان یک و نیم کیلومتر و عرض متوسطش ۳۰۰ متر است. همچنین اختلاف ارتفاع سطح تا کف پارک، ۵۵ متر و دارای شیب بین ۱۰ تا ۳۵ درجه است.

بوستان نهج‌البلاغه دارای هشت تراست پیاده‌رو طولی ۱۲۰۰ متری، سه تراست پیاده‌رو عرضی ۳۰۰ متری، ۹۰۰۰ متر مربع مسیر دوچرخه‌سواری، ۱۸۰۰ متر مربع فضای ورزش همگانی، ۸۰ واحد آلاچیق، دو پل عابر پیاده بر روی دره و صدها نیمکت و چراغ برق است. در عمیق‌ترین نقطه این بوستان فضایی بکر و طبیعی‌ای به چشم می‌خورد که آب حاصل از قنات‌ها در آن جریان دارد. برای ساخت این بوستان یک میلیون و پانصد هزار ساعت کار انجام و بیش از ۱۵ میلیارد تومان نیز هزینه شده‌است. این بوستان همچنین دارای مسجد، پارکینگ ۷۵۰ واحدی، ۴۰ سرویس بهداشتی، فضاهای جانبی برای استراحت خانواده‌ها و سه مجموعه بازی برای کودکان می‌باشد.






بوستان آب و آتش
بوستان حضرت ابراهیم یا پارک آب و آتش یکی از پارک‌های شهر تهران است. این پارک در تاریخ ۱۳۸۸/۰۴/۱۶ توسط محمد باقر قالیباف شهردار وقت تهران افتتاح گردید. این پارک دارای مساحتی بالغ بر ۲۴۰۰۰ مترمربع می‌باشد و دارای تجهیزاتی مانند چهار برج آتش و چادری ۷۰۰ متری با روی گردان ۳۷۰ نفری می‌باشد. این پارک که خیابان آفریقا نرسیده به چهارراه جهان کودک و در انتهای کوچه ژوبین واقع شده‌است، شامل پل ابریشم، لانه کبوتر، کالسکه‌رانی، فانوس دریایی، آبنما، برج آتش، آلاچیق و محیط سبز می‌باشد.






آب پاشی در پارک

در تابستان سال ۱۳۹۰، گروهی از جوانان -به عنوان تفریح- در پارک اقدام به آب پاشی به یکدیگر نمودند که این موضوع باعث برخورد پلیس با این افراد شد.






آمفی تئاتر بوستان آب و آتش
آمفی تئاتر آب و آتش که در گلستان حضرت ابراهیم واقع است، یک پوشش غشایی ۷۰۰ متر مربعی می‌باشد که روی به گرادیانی ۷۵۰ نفری دارد. در آمفی تئاتر آب و آتش ترکیب سازه و معماری، اساس طرح را تشکیل می‌دهد. جایگاه بتنی تماشاچیان خود به عنوان فونداسیون سازه‌های خرپایی پشتی عمل می‌کند. پارچه با اتصالات مفصلی از پشت به این خرپاهای فلزی به صورت قله و دره و از جلو به خرپای کابلی که به دو ستون جلویی منتهی می‌شود متصل است. هر کدام از این دو ستون نیز از پشت با ۴ کابل کشیده می‌شود. در لبه‌های پارچه و همچنین زیر و روی آن کابل‌هایی تعبیه شده است که نیروی پیش‌تنیدگی را در پارچه ایجاد می‌کند و آن را پایدار می‌سازد. از دیگر طرح‌های مربوط به بوستان آب و آتش و همچنین اراضی عباس آباد می‌توان به پل طبیعت و پل ابریشم ۲ اشاره کرد.







سیفیه

پارک سیفیه ملایر(باغ تاریخی سیفیه) یکی از قدیمی‌ترین پارک کشور است که در سال ۱۳۰۴ توسط عبدالمحمد میرزا سیف‌الدوله یکی از نوه‌های فتحعلی شاه که در آن زمان حاکم ولایت ملایر بود احداث شد. این بوستان در شمال شرقی ملایر و در دامنه کوه گرمه ساخته شده‌است. مساحت آن در حدود ۱۰ هکتار ‌است. این بوستان دارای درختان چنار کهنسال برای ایجاد سایه، حوضچه‌ها و آبنما و جنگل مصنوعی بر روی تپه‌ها است. این پارک توسط مهندسان ایتالیایی طراحی و ساخته شده است. در آن زمان نهاوند و تویسرکان یکی از توابع ملایر بوده است.

بوستان سیفیه دارای دو استخر، یک مسجد و یک ساختمان که محل سکونت سیف‌الدوله بوده‌است. آب مورد نیاز آن از طریق احداث قناتی در ۸ کیلومتری زرک توسط مقنیان یزدی از کوه‌های اطراف به محوطه پارک انتقال یافت. مجموعه پارک و مقبره سیف الدوله تحت عنوان باغ ایرانی در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسیده است.






بوستان ابوریحان
بوستان ابوریحان یکی از بوستان‌های جنوبی کلانشهر تبریز است که در محلهٔ ابوریحان واقع شده‌است. این بوستان در یک سه‌راهی و در روبه‌روی یکی از ساختمان‌های دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز قرار گرفته‌است.







بوستان آنا
بوستان آنا یکی از بوستان‌های جدید شهر تبریز است که در محلهٔ وزیرآباد واقع شده‌است. این بوستان که نخستین بوستان اختصاصی بانوان در شهر تبریز به‌شمار می‌رود، برروی گورستان متروکه‌ای احداث شده‌است. بوستان آنا سحرگاهان شاهد حضور عدهٔ زیادی از بانوان است.






بوستان آزادگان
بوستان آزادگان یکی از بوستان‌های جدید شهر تبریز است که در محلهٔ شتربان واقع شده‌است. این بوستان برروی گورستان تاریخی شتربان احداث گردیده‌است. بوستان آزادگان در مجاورت خیابان اتحاد و در جنب ایستگاه آتش‌نشانی محلهٔ شتربان قرار گرفته و یکی از بوستان‌های شمال شهر تبریز به‌شمار می‌رود.






بوستان نور
بوستان نور یکی از بوستان‌های شهر تبریز است که در غرب این شهر و در شهرک نور واقع شده‌است. این بوستان در ضلع شمالی خیابان نور غربی قرار گرفته و تنها بوستان موجود در سطح این شهرک به‌شمار می‌رود.








بوستان خاقانی
بوستان خاقانی یکی از بوستان‌های شهر تبریز است. این بوستان در جوار مسجد کبود واقع شده‌است و بوستانی سنتی محسوب می‌گردد.







بوستان مهر
بوستان مهر یکی از بوستان‌های شهر تبریز است که در جنوب این شهر و در محلهٔ ابوریحان واقع شده‌است. در مجاورت این بوستان مسجدی قرار گرفته‌است.







بوستان ولی‌عصر
بوستان ولی‌عصر یکی از بوستان‌های شهر تبریز است که در ورودی کوی ولی‌عصر و در مجاورت خیابان ولی‌عصر قرار گرفته‌است. این بوستان در ضلع شمال شرقی باغلارباغی واقع شده‌است.







بوستان بزرگ تبریز
بوستان بزرگ تبریز بزرگ‌ترین مجموعهٔ تفریحی شهر تبریز است که هم‌اکنون بخش‌هایی از آن به بهره‌برداری رسیده‌است. این بوستان در شمال غرب شهر و در محل پیشین زمین‌های کشاورزی ساخته می‌شود که حدود ۸ کیلومتر مربع وسعت دارد. رودخانه‌های تلخه‌رود و مهران‌رود از این منطقه عبور می‌کنند. بوستان بزرگ تبریز شامل مجموعه‌های متعددی نظیر پیست‌های اتومبیل‌سواری، اسب‌سواری و دوچرخه‌سواری، دریاچه‌های قایق‌رانی، رستوران، سالن‌های سرپوشیدهٔ تفریحی، شهربازی و هتل خواهد بود.






بوستان دهخدا

بوستان دهخدا نام بوستانی در شهر قزوین است که در فاصله ی بین خط رفت و برگشت بلوار شهید بهشتی ساخته شده است . عرض این بوستان در بسیاری از مکان ها از ۳۰ متر هم فرا تر می رود . مساحت این بوستان ۳۹۳۰۰ متر مربع بوده و دارای امکاناتی از قبیل بازیگاه کودک ،وسایل ورزشی-بدنسازی ، سرویس بهداشتی ، آبخوری ، مبلمان پارکی ، نمازخانه می باشد.






شهر بازی

در زمان های گذشته از این بوستان مانند بوستان ملت به عنوان شهر بازی هم استفاده می کردند ولی با افزایش رو افزون شهر بازی ها در قزوین ادامه فعالیت این شهر بازی کم رنگ تر از گذشته شده است .






پوشش گیاهی

پوشش گیاهی این بوستان چمن است و بیش ترین درخت در این بوستان درخت کاج می باشد.








بوستان ملت

بوستان ملت مشهد، یکی از مهم‌ترین بوستان‌های شهر مشهد می‌باشد که در غرب این شهر قرار گرفته‌است. چرخ و فلک این بوستان بزرگترین چرخ وفلک خاورمیانه و چهارمین چرخ و فلک مرتفع جهان میباشد.






تاریخچه

پارک ملت مشهد، قدیمی‌ترین بوستان شهر مشهد در سال ۱۳۴۳ در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی در مکانی که آن زمان خارج شهر بود احداث گردید اما به دلیل به توسعه شهری، این بوستان اکنون در داخل شهر قرار گرفته‌است.

این بوستان در آن زمان توسط دو مهندس طراح انگلیسی به سبک بوستان‌های انگلستان طراحی گردید ولی ساخت آن نهایتاً چندین سال بعد توسط مهندسین ایرانی به اتمام رسید.






موقعیت

بوستان ملت، در غرب شهر مشهد و در حاشیه بلوار وکیل آباد و در ضلع شمال غربی تقاطع آزادی قرار گرفته‌است.
میدان آزادی مشهد به دلیل همجواری با بوستان ملت از قدیم به عنوان «فلکه پارک» در میان مردم مصطلح بوده‌است.






ویژگی‌ها

مساحت این بوستان ۷۲۰ هزار متر مربع (۷۲ هکتار) است و شامل بیش از ۳۵ هزار اصله درخت به قدمت چند ده ساله‌است. این بوستان از بزرگترین، قدیمی ترین و در عین حال دیدنی ترین بوستانهای مشهد و همچنین کشور به شمار می‌رود.

در ضلع شرقی این بوستان (همجوار تقاطع آزادی) دریاچهٔ بوستان قرار گرفته‌است که در پشت این دریاچه مجتمع جانبازان بوستان ملت راه اندازی شده‌است و به صورت ۲۴ ساعته به ۱۵۰ نفر از جانبازان قطع نخاعی خدمات ارائه می‌دهد. در مرکز بوستان ساختمان فرهنگی هنری امام رضا(ع) قرار دارد که شامل کتابخانه، کلاس‌های فرهنگی هنری، مسجد و... می‌باشد. در داخل بوستان ملت همچنین شهربازی قرار گرفته‌است که قدیمی ترین شهربازی مشهد محسوب می‌شود.

در ضلع غربی بوستان (همجوار آزادشهر) زمین‌های ورزشی بوستان قرار گرفته‌است. این زمین‌ها شامل بزرگترین استخر روباز مشهد به مساحت ۱۲۵۰ مترمربع (طول ۵۰ متر و عرض ۲۵ متر و با عمق ۱ تا ۳ متر) با گنجایش ۴۰۰ نفر، زمین چمن فوتبال، والیبال، بسکتبال، تنیس، پیست اسکی و... می‌باشد. به علاوه دور تا دور بوستان، زمین مخصوص دویدن و ورزش قرار دارد.

«باغ رز» قسمتی سرپوشیده از بوستان و ویژهٔ بانوان است که دارای امکانات و تجهیزات ورزشی می‌باشد.






شهربازی

از قسمتهای مرکزی تا قسمتهای شرقی بوستان شهربازی قرار گرفته‌است. این شهربازی در سال ۱۳۵۱ خورشیدی احداث شد و اولین شهربازی مشهد به حساب می‌آید. این شهربازی تا به امروز تغییرات بسیار زیادی کرده‌است. چرخ و فلک (فانفار) این شهر بازی با قطر ۸۰ متر بزرگترین چرخ و فلک خاورمیانه و سومین چرخ و فلک مرتفع در دنیا(پس از چرخ و فلک توکیو و لندن) می‌باشد. این چرخ و فلک ۲۵۰ تنی در سال ۱۳۸۴ به بهره برداری رسید و قادر است در هر دور خود ۴۵۰ نفر را تا ۸۰ متر بالا ببرد. لازم به ذکر است این چرخ فلک را بخش خصوصی، طی دو سال نصب و راه اندازی کرده است و این مجموعه اولین دارنده استاندارد تجهیزات شهربازی در کشور است که از سال 1390 به عضویت اتحادیه جهانی IAAPA در آمده است.







بوستان ملت
بوستان ملت یا پارک ملت، بوستانی در تهران است که از شرق به خیابان ولیعصر، از جنوب به بزرگراه نیایش، از غرب به مجموعه ورزشی انقلاب و از شمال به ساختمان مرکزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران محدود می‌شود. این بوستان از سال ۱۳۴۵ به ابتکار فرح پهلوی در شمال شهر تهران ساخته شد. این بوستان پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ پارک شاهنشاهی نامیده می‌شد.






تاریخچه

این بوستان نخست زمینی بایر بود که با توجّه به موقعیت خاص آن کار احداثش از سال ۱۳۴۵ خورشیدی در ۲ فاز متفاوت آغاز شد. فاز اول، آن بخشی از پارک را شامل می‌شد که به موازات خیابان ولیعصر قرار داشته و «بلوار کنار جاده» نامیده می‌شد و به‌صورت بلواری به‌طول ۱۰۰۰ متر بَرِ خیابان ولیعصر در سال ۱۳۴۷ به بهره‌برداری رسید. کار ساخت فاز دوم بر پایه‌ٔ طرحی از پارک‌سازی انگلیسی و با الهام از بوستان‌های آن کشور در تپه‌های غربی ادامه یافت و در ۱۳۵۳ به بهره‌برداری رسید. این بخش از پارک از شمال به صدا و سیما، از جنوب به خیابان نیایش و از غرب به باشگاه انقلاب می‌رسد.

بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای همشهری، بوستان ملت نخستین بوستانی است که یک شهروند تهرانی به یک میهمان غیر تهرانی معرفی می‌کند.







باغ خدایان

باغ خدایان یا گاردن آو د گادز (به انگلیسی: Garden of the Gods) تاسیس ۱۹۰۹، پارکی طبیعی در ایالت کلرادو در ایالات متحده آمریکا است.

این پارک که ۱۳۰۰ هکتار مساحت دارد حاوی چشم‌اندازهای طبیعی فراوان یا صخره‌هایی با شکلهای غریبی است.

این پارک در نزدیکی شهر کلرادو اسپرینگز است.






بوستان گیاهشناسی سن آنتونیو

بوستان گیاهشناسی سن آنتونیو (به انگلیسی: San Antonio Botanical Garden) نام یک بوستان عمومی گیاهشناسی در شهر سن آنتونیو در تگزاس است.

این باغ گیاهشناسی در سال ۱۹۸۰ بنا گردید و ۱۳٫۳۵ هکتار وسعت دارد.





معماری

ساختمانهای این موزه توسط معمار آرژانتینی امیلیو آمباز طراحی گردید.






مدیسن اسکوئر گاردن

مَدیسون اِسکوئِر گاردِن (به انگلیسی: Madison Square Garden) که با نام‌های ام‌اس‌جی (MSG)، گاردن (Garden) و همینطور مشهورترین صحنهٔ جهان نیز شناخته می‌شود، از مراکز عمومی و تفریحی نیویورک در کشورآمریکا است. این مرکز سرپوشیده می‌باشد. مدیسون اسکوئر گاردن خانهٔ تیم‌های ورزشی نیویورک رنجرز و نیویورک نیکز نیز است. علاوه‌بر مسابقات، کنسرت‌ها و ویژه‌برنامه‌هایی همانند مراسم اهدای جایزهٔ گِرَمی نیز در این محل بر‌گزار شده است. همچنین نمایش سگ وستمینستر کنل کلاب نیز در این محل به صورت سالیانه بر‌گزار می‌شود.

مدیوسن اسکوئر گاردن بعد از ورزشگاه منچستر ایوینینگ نیوز آرنا در شهر منچستر انگلستان و ورزشگاه اُتو آرنا در لندن انگلستان، شلوغ‌ترین صحنه یا آرِنای جهان (Arena) در عرصهٔ کنسرت‌های موسیقی است.






پارک آبی فورت وورث

پارک آبی شهر فورت وورث (Fort Worth Water Gardens) یکی از پارک‌های مشهور تگزاس در ایالات متحده آمریکاست.

این پارک آبی در مرکز شهر فورت وورث در تگزاس قرار دارد و توسط استاد بزرگ معماری فیلیپ جانسون و نیز جان بورگی طراحی گردیده است.
10:23 am
اختلافات شیعیان در مورد وجود فرزند حسن عسکری


سالهای امامت

حسن عسکری طی سال های امامت خود در سامرا تحت محدودیت های اعمال شده از سوی خلیفه عباسی می زیست. وی زیر نظر جاسوسان معتمد عباسی بود و لذا نمی توانست با شیعیان ارتباط آزادانه داشته باشد و تنها خواص اصحابش با وی شخصاً ارتباط داشتند. وی در سال 260 ه.ق. بیمار شد. معتمد چند نفر مراقب به همراه پزشک و قاضی القضات را بر بالین وی فرستاد.





نهایتاً وی در اثر این بیماری در 8 ربیع‌الاول آن سال مقارن با اول ژانویه 874 درگذشت. معتمد، ابوعیسی فرزند متوکل را فرستاد تا بر وی نماز گزارد. او پس از انجام مراسم در منزلش دفن شد. بنا بر روایت شیخ طوسی عثمان بن سعید در طول بیماری حسن عسکری بر بالین وی بود و مراسم غسل و به خاک سپاری را وی به جا آورد. بدین ترتیب طبق مآخذ قدیم امامیه حسن عسکری آشکارا پسرش را معرفی ننمود و جانشینی را به طور علنی معرفی نکرد. بدین ترتیب امامیه که معتقد بودند زمین نمی‌تواند از حجت خدا خالی باشد و امام بعدی با وصایت توسط امام قبلی معرفی می شود دچار حیرت شدند و به فرقه های متعدد منشعب گشتند.

از سوی دیگر به نوشته مدرسی در زمان امامت حسن عسکری بر شیعیان، امامت وی توسط برادرش جعفر به چالش کشیده شد و منجر به اوج گیری اختلاف، دشمنی، نفرت و خصومت بین دو برادر و یاران آنها گردید. دشمنی‌هایی که حتی به خشونت کشیده شد و شدیدترین تبلیغات منفی دو طرف علیه همدیگر را به دنبال داشت. فوت حسن عسکری بدون فرزند و بدون برادر دیگری جز جعفر، امامیه را دچار بزرگترین مشکل عقیدتی نمود که تا به حال تجربه کرده‌بود. واضح بود که یاران نزدیک حسن عسکری تمایلی به برگشت به سوی جعفر پس از تمام ماجراها و دشمنی‌های زمان حسن عسکری نداشتند.به نوشته جاسم حسین عده ای از شیعیان با تفاسیر متعدد به امامت جعفر گرویدند. گروهی با رویکرد و ادله ای مشابه افطحیه معتقد بودند امامت از حسن عسکری به برادرش جعفر رسیده است. این گروه بیشتر در میان متکلمان بخصوص در کوفه رواج داشت. رهبر آنان علی بن الطلح یا الطلحی خزاز از متکلمان مشهور افطحیه بود همچنین ممکن است خانواده علمی افطحی مذهب بنوفضال به ویژه احمد بن حسن (ف. 260) و برادرش علی بن حسن (ف. 270) به این آیین گرویده باشند. گروه دیگر از اساس منکر امامت حسن عسکری بودند و پیش از درگذشت وی هم معنقد بودند علی هادی، جعفر را به امامت برگزیده است و علی بن محمد بن بشار از رهبران آن بود و موفق شد برخی از معتقدان به امامت حسن عسکری را نیز پس از درگذشت وی جذب کند. اما جعفر خود مدعی بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن علی هادی به وی رسیده است.




اختلاف بین جعفر و مادر حسن عسکری

بین جعفر و مادر حسن عسکری بر میراث وی اختلافی بروز کرد که توسط مدرسی و جاسم حسین به دو شکل متفاوت تبیین شده است. مدرسی می گوید مادر حسن عسکری، حُدَیث، در نقطهٔ مقابل ادعا کرد که فرزند حسن عسکری هنوز به دنیا نیامده اما کنیزی به نام صغیل از حسن حامله‌است. این ادعا صرفاً برای آن بود که دست جعفر برادر حسن عسکری از ارث کوتاه شود؛ زیرا در صورت فرزنددار بودن حسن، برطبق فقه اهل سنت میراث حسن عسکری تنها به مادر او تعلق می‌گرفت. این ادعا به جایی نرسید و کنیز تا چندین سال تحت نظر بود و فرزندی به دنیا نیاورد. بزرگان شیعه و یاران نزدیک حسن عسکری نیز بعضی جانب جعفر را گرفتند و عده‌ای جانب مادر حسن عسکری را. اما جاسم حسین می گوید طبق روایت شیخ مفید حسن عسکری وصیت نامه ای تنظیم کرد و تمام دارایی خود را به مادرش بخشید. حُدَیث پس از دریافت خبر درگذشت وی از مدینه به سامرا آمد اما تمام اموال تحت سیطره عباسیان درآمده بود و جعفر نیز بر حق خود بر از ارث اصرار داشت. حدیث با استناد به فقه امامیه گفت حسن عسکری وی را وارث خود قرار داده و جعفر حقی درآن ندارد. پس از آنکه محقق شد ثقیل آبستن نبوده قاضی به نفع حدیث رأی داد اما میراث بر خلاف فقه امامیه نصف شد.

به نوشته جاسم حسین، ابوسهل نوبختی روایت می کند اصحاب سر حسن عسکری که احادیث وی را روایت می کردند و نایبان او بودند پس از درگذشت وی متفق‌القول بودند او از خود پسری برجا گذاشته که امام است. آنان شیعیان را از پرسیدن نام او و افشای وجودش برای دشمنان منع می کردند. همچنین طبق گزارش های شیخ صدوق، شیخ طوسی و رجال نجاشی حسن عسکری پیش از فوت پسر خود را به عنوان جانشین به چهل تن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها دستور داده درطول غیبت وی از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت کنند. بخش بزرگتری از شیعیان این نظر را پذیرفتند هر چند در بدو امر در خصوص زمان تولد، نام وی و اینکه آیا وی مهدی قائم است یا خیر اختلاف داشتند. ما به نوشته مدرسی تا زمان مرگ حسن عسکری صحبتی از فرزند وی به میان نبود و حسن عسکری نیز در وصیتش تنها از مادرش نام برده بود. پس از مرگ او، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عمری، این مسأله را اعلام کردند که حسن عسکری پسری می‌داشته که جانشین مشروع امامت است. طبق گفته عمری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود چرا که بیم آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. در مقابل، فاطمه (خواهر حسن عسکری) و جعفر (برادر حسن عسکری) اعلام کردند که فرزندی از امام شیعه به دنیا نیامده‌است. حکیمه، عمه حسن عسکری، نیز به وجود فرزندی از حسن عسکری معتقد بود (در روایتی خود شاهد بدنیا آمدن بوده‌است؛ اما در روایتی دیگر از او نقل شده که خود تولد فرزند حسن را ندیده‌است بلکه از نامه‌ای که حسن به مادرش نوشته بود از تولد این فرزند آگاه





فرزند غایب

به نوشته مدرسی در این زمان، نایبان امام در گذشته (امام یازدهم)، اصرار در نگاه داشتن این اعتقاد بودند که فرزندی از عسکری در غیبت هست که به فرمان خدا قیام خواهد نمود. معتقدان این این ایده در آماج حمله همه جناح‌ها بودند و مورد مخالفت شدید قرار می‌گرفتند. عباسیان مخصوصاً نگران جانشین موعود عسکری در غیبت بودند. معتمد به این دلیل دستور داد خانه امام را بگردند (همه اتاق‌ها را پس از جستجو قفل می‌کردند). تلاش‌هایی صورت گرفت تا معلوم شود آیا امام از خود فرزندی باقی گذشته است یا خیر و ماماهایی در حرم امام گماشته شدند تا هر گونه حاملگی را تشخیص دهند. یکی از کنیزان که مشکوک به حاملگی بود در قرنطینه‌ای در یک خانه مخصوص تحت مراقبت قرار گرفت. در موردی دیگر، همسر عسکری به نام صیقل زندانی شد که چرا محل اختفای پسرش را نمی‌گوید. این شرایط تا زمانی که خلیفه درگیر ناآرامی‌های سیاسی شد که توسط صاحب الزنج و حاکمان استانهای ایران، مصر و سوریه ایجاد شده بودند ادامه یافت. عباسیان همچنین جعفر، برادر عسکری و مدعی جایگاه امامت را مورد حمایت قرار دادند تا در خانواده امام نزاعی برقرار کند. منابع شیعه جعفر را شخصی دنیا دوست و لذت جو معرفی می‌کنند که برای امام شدن از اهرم‌های فشار مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) استفاده نمود و بیشتر از یک بار سعی در بدنامی کسانی نمود که اعتقاد به امامت فرزند غایب عسکری داشتند.

بیشتر وکلای محلی که تا پیش از فوت امام شیعه مسئولیت برقراری ارتباط بین شیعیان و امامان و جمع‌آوری خمس و وجوهات شرعی برای شیعیان را برعهده داشتند، گفتهٔ عثمان بن سعید را تایید کردند. اما بعضی شک خود را در مورد وجود چنین فرزندی ابراز نمودند. در این میان عثمان بن سعید از سامرا به بغداد مهاجرت کرد. عثمان آن دسته از وکلا که به او وفادار بودند را در سمت خود نگه داشت و آنان به نیابت امام و نیز جمع‌آوری وجوهات شرعی برای امامی که تولدش را وعده داده بودند، ادامه دادند.بگفتهٔ حسین مدرسی، اکثریت شیعیان در شهرهای متفاوتی از ایران، به‌خصوص قم وضع موجود را پذیرفتند و به پرداخت وجوهات به نائبان ادامه‌دادند. اما عراق و کوفه وضع متفاوتی داشت. بسیاری یا شاید حتی اکثریت شیعیان، امامت جعفر را پذیرفتند. بزرگان و متکلمانی از شیعه مانند علی بن حسن بن فضال، برجسته‌ترین روحانی شیعه در کوفه، از این جمله بودند. اما جعفر نیز مدت زیادی عمر نکرد و چند سالی پس از فوت برادرش حسن عسکری (۲۷۱ ق.) درگذشت.در این میان عثمان بن سعید در بغداد تا زمان مرگ (حدوداً بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ ق) به اداره دستگاه امامت ادامه داد. او اصرار داشت که در تماس مستقیم با فرزند حسن عسکری است.




تاریخچه اعتقاد به امام دوازدهم و غیبت

یک دیدگاه رایج در میان پژوهندگان تاریخ تشیع آن است که باور به تعداد ائمه (دوازده امام) و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است، بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافته‌است. در مقابل جاسم حسین می گوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از سال 260 ق. مطرح بوده است.

در خصوص روند شکل‌گیری اعتقادات شیعه دوازده امامی، به گفتهٔ امیرمعزی، منابع دورهٔ حیرت، بحران عمیقی را نشان می‌دهد. بررسی منابع این دوران شک و ابهام عمیق شیعیان در مورد تعداد امام‌های شیعه و حتی موضوع غیبت را نشان می‌دهد. ابوجعفر برقی (وفات ۲۸۰ ق /۸۸۷ یا ۸۹۳ میلادی)، در فصل اول کتابش، که اختصاص به تفسیرهای مختلف از اعداد دارد، به اعداد ۳ تا ۱۰ می‌پردازد، اما در مورد عدد ۱۲ چیزی نمی‌گوید. یا هم عصر او صفار قمی (۲۹۰ ه.ق. / ۹۰۲ م.) در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش، در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند و هیچ اشاره‌ای به غیبت نمی‌کند.چند دهه بعد ابن‌بابویه (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.)، معروف به شیخ صدوق، احادیثی زیادی در مورد عدد دوازده و در میان آن در مورد دوازده امام نقل می‌کند. ایتان کولبرگ نیز آثار نویسندگان امامیهٔ هم عصر وفات حسن عسکری (مثال ابن برقی و صفار قمی) را بررسی می‌کند و چنین بیان می‌کند که «نبود عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معنا می‌باشد که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود.» به نوشته امیرمعزی برای اولین بار اشاره به دو غیبت امام دوازده را در آثار ابوسهل نوبختی می‌بینیم که به قول او دومی از اولی سخت‌تر است. از او دو نظریه در مورد امام غایب در منابع متاخر ذکر شده‌است. یکی اینکه امام دوازدهم مرده‌است و فرزند او از دیدگان پنهان شده‌است و امامت از این فرزند به فرزند بعدی منتقل می‌شود تا زمانی که امام خود را بر مسلمانان علنی نماید. دیگر آنکه وجود او بصورتی روحانی باقی‌مانده‌است. به نوشتهٔ امیرمعزی هیچکدام از این دو تئوری در اعتقادات متاخرتر شیعه ادامه پیدا نکرده‌است.به گفته وی تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد. پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه شد. در مقدمهٔ کتاب الغیبة (تألیف حدود ۳۳۳ تا ۳۴۲ ق.) به قلم ابن ابی زینب نعمانی (وفات ۳۶۰ ق.) ، نویسنده تأسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه (شیخ صدوق) مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سؤالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.

در این زمان محدثان شیعه سعی در اثبات وجود امام شیعه و برطرف کردن شک موجود در میان شیعیان نمودند.به نوشته مدرسی از راویان سنّی حدیث، گفتاری منسوب به پیامبر رسیده است که بر اساس آن دوازده خلیفه پس از او خواهند بود که همگی از قبیله قریش هستند (و اینکه پس از این دوازده خلیفه هرج و مرج بر جامعه حکمفرما خواهد بود). این گفتار خیلی پیشتر از غیبت امام دوازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هجری رواج داشته است. بطور قطع این حدیث هم در زمان امویان و در حمایت از مشروعیت ایشان و هم در زمان جنبش‌های ضد اموی برسر زبان‌ها بود (به‌گفته سید حسین مدرسی محدثان شیعه حتی حدیث دوازده خلیفه را حدیثی ضد شیعی می‌دانستند و آنرا «بایکوت» کرده‌بودند.) بنابرین هیچ‌کس نمی‌توانست ادّعا کند که این گفتار به هیچ عنوان نوشته امامیه در دوران پس از غیبت بوده باشد. در واقع هیچ شاهد مکتوبی از دهه‌های آخر سده سوم هجری وجود ندارد که نشان دهد این گفتار هیچ‌گاه توجه راویان شیعه حدیث را جلب کرده بوده یا کسی در جامعه شیعه فکر کرده باشد که این حدیث می‌توانسته مربوط به آنها بوده باشد. تا حدود سال ۲۹۵ هجری که شیعیان دنباله‌رو انتظار داشتند امامت تا آخرالزمان ادامه پیدا کند و تعداد امامان را بیش از این می‌دانستند، در ابتدا توجهی به این حدیث نمی‌کردند. شیعیان در این زمان متوجه «حدیث دوازده خلیفه» شدند. از این زمان بود که محدثان شیعه آنقدر حدیث در مورد دوازده بودن تعداد امامان یافتند که خود مبنای کتاب‌های مستقلی در این باب شد.ایتان کولبرگ با ذکر این مطلب که تمایل به عدد دوازده جایگاه ویژه‌ای در تمدن‌های باستانی داشته‌است می‌نویسد.احتمالاً روایات تورات و انجیل در مورد «دوازده قبیلهٔ بنی‌اسرائیل» و «دوازده حواریون عیسی»، ریشهٔ ترجیح اسلامی برای نسبت دادن عدد دوازده بر شمار رهبران بوده‌است. به عنوان مثال از واژه «نقبا» نه فقط برای ۱۲ قبیله بنی‌اسرائیل (اشاره شده در قرآن)، بلکه برای دوازده نمایندهٔ پیامبر در اهالی مدینه یا دوازده رهبری که قیام عباسیان علیه امویان را رهبری کردند نیز استفاده شده‌است. یا یکی از غلات شیعه به نام ابومنصور عجلی (اعدام در سال ۱۲۱/۷۳۸) خود را ششمین پیامبر از سلسله ۱۲ پیامبری معرفی کرد که آخرین آنها «قائم» خواهد بود.به هر حال اشارات زیادی در تورات و انجیل در حمایت از اینکه عدد دوازده، عدد مربوط به تعداد «مؤمنان برگزیده» است وجود دارد (هر چند به همین میزان، اشارات زیادی در مکاشفه یوحنا در حمایت اینکه عدد ۴ یا ۷ تعداد برگزیدگان است وجود

به نوشته ساشادینا دغدغهٔ اصلی بزرگان شیعه در این زمان اثبات وجود واقعی فرزند حسن عسکری و معرفی او به عنوان امام غایب به شیعیان بود. با کوشش‌های شماری از متکلمان و محدثان شیعه امامی مانند ابوسهل نوبختی (و. ۹۲۳ م.)، ابوجعفر ابن قبه (وفات حدود 319 ق.)، کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)، نعمانی و بخصوص ابن بابویه (و. ۳۸۱ ه.ق. / ۹۹۱ یا ۹۹۲ م.) اثر ارزنده او کمال الدین که معمار و تبیین کنندهٔ نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش امام غائب است، این هدف حاصل آمد.در این زمان کلینی در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی، که در خلال این دوره گردآورده‌بود، به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است.بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.به گفتهٔ عبدالعزیز ساشادینا در فاصله زمانی نوبختی و هنگامی که شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) مطالب خود را دربارهٔ امام دوازدهم ارائه داد، موضوع جانشینی حسن عسکری در بین شیعیان امامی جا افتاده بود.به هر شکل، تا سالهای پایانی غیبت صغری، مصادف با دهه سی و چهل قرن دهم میلادی اکثریت شیعه امامیه، امامت امام دوازدهم از نسل حسن عسکری را پذیرفته بودند.

به گفتهٔ سعید امیر ارجمند اعتقاد به غیبت در نزد شیعیان، در میان مجموعه عقایدی بود که از کیسانیه وارد شیعه شد. با این حال وی تأثیر واقفیّه (که بر امامت موسی کاظم توقف کردند) را در پذیرش ایده غیبت توسط شیعه امامیه مهم تر می‌داند. اولین نوشته های کلامی در زمینه غیبت را حدود سی سال پس از مرگ حسن عسکری و در آثار ابوسهل نوبختی و ابن قبه رازی می‌توان یافت. این دو که تمایلات معتزله داشتند به جای اتکا به احادیث راه حلی کلامی را برای نظریه غیبت بر گزیدند. ایده‌ای که در وضعیت بحران از نو واقفیان به عاریت گرفته‌شده‌بود.به نوشته پوناوالا آثار بجا مانده از آن زمان شیعه چنین می‌نمایاند که شیعیان در ابتدا پیش‌بینی نمی‌کردند که غیبت امام غایبشان مدت زیادی ادامه داشته‌باشد. اما زمانی که غیبت امام شیعیان طولانی شد و حجت بن حسن ظهور نکرد، شیعیان بتدریج امام پنهان را همان مهدی موعود پنداشتند. از حدود سال ۲۹۵ ه.ق./۹۰۸ م. بود که شیعیان متوجه شدند که اوضاع غیرعادی‌تر از چیزی است که در ابتدا می‌پنداشتند و امام حاضری در آینده نزدیک وجود نخواهد داشت و نیز پرسش در مورد تعداد قطعی امامان مورد بحث شیعیان قرار گرفته‌است. از این زمان است که حدیث‌هایی مبنی بر اینکه «تعداد امامان دوازده نفر می‌باشد» بر سر زبان‌ها افتاد.به نوشتهٔ ورنا کلم مرگ علی بن محمد سمری (329 ق.)، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دورهٔ غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها نهایتاً در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.در این زمان علمای شیعه با رویکرد کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.متکلمان از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.






دوران امامت و غیبت

دوره سفرا یا غیبت صغری

بنابر اعتقاد شیعه دوازده امامی، این دوره از مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق. (۸۷۴ م.) آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. (۹۴۱ م.) به طول انجامیده‌است. در این دوره، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب و آن هم در شرایط خاص با شیعیان تماس می‌گرفت. در طی دوران غیبت صغری، شیعیان از طریق این چهار نائب با مهدی در ارتباط بوده و درخواست‌ها و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند و پاسخ می‌گرفتند.

به نوشتهٔ ساشادینا و جاسم حسین، شبکهٔ وکلا در دوران امامان مسئول گردآوری خمس، زکات و سایر وجوهات شرعی شیعیان برای امامان بود. در شرایطی که چند امام آخر به‌شدت تحت نظارت و مراقبت بودند و امکان ارتباط مستقیم شیعیان با امامان وجود نداشت، عملاً اداره امور ساختار مرکزی جامعه شیعه بر عهدهٔ وکلا بود. در شرایط غیبت امام، وکلا سرپرستی و رهبری مجازی جامعه شیعه را در خصوص امور دینی و مالی برعهده گرفتند. جاسم حسین می گوید بتدریج رهبری شبکه وکلا تبدیل به تنها مرجعی شد که می توانست مشروعیت امام جدید را تعیین و اثبات کند. برای نمونه محمد جواد وصیت خود در خصوص نصب علی هادی به عنوان امام بعد را به رئیس شبکه وکلای خود گفت.به نوشتهٔ ساشادینا، در منابع اولیه از جمله کتاب‌های کلینی و ابن بابویه (شیخ صدوق)، به وکلا به طور عمومی اشاره شده و ابن بابویه چندین نفر را نام برده‌است که به گفتهٔ وی با مهدی در ارتباط بوده و سمت وکالت را بر عهده داشته‌اند بی‌آنکه کسی از آنها را به عنوان وکیل ویژه یا نائب خاص معین کند. اما بخصوص برخی از وکلا بطور نیابی خمس را از شیعیان می‌گرفته‌اند و عثمان بن سعید نیز یکی از وکلای حسن عسکری بود. ساشادینا از بررسی روایات ابن بابویه نتیجه می‌گیرد تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابت خاص در دوره‌های بعد برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است.

به نوشتهٔ ساشادینا، در شرایطی که جامعه شیعه پس از مرگ حسن عسکری دست کم به چهارده فرقه منشعب شده بودند، پذیرش نهایی این عقیده که حسن عسکری فرزندی داشته که امام آخر و دوازدهم شیعه است در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری رخ داد. این امر به رهبری محمد بن عثمان و شبکهٔ وکلای او در سراسر سرزمین‌های اسلامی و با کمک ابوسهل نوبختی، متکلم بزرگ شیعه، انجام شد. رابطهٔ نزدیک و دوستانهٔ ابوسهل با خاندان شیعهٔ بنی فرات که وزرای عباسیان بودند نیز پذیرش این امر را حتی در میان سایر مسلمانان تسهیل کرد. بدین ترتیب جامعه شیعه، حول اعتقاد به امامت حجت بن حسن و رهبری محمد بن عثمان مجدداً متحد شد.

به نوشته ورنا کلم از دیدگاه تاریخی اعتقاد به وجود «نواب اربعه» در آثار محدثان و علمای شیعهٔ چند دهه اول دوران موسوم به غیبت صغری به چشم نمی‌خورد. کلینی اشارات مبهمی به نامه‌هایی از امام زمان می‌کند که به دست شیعیان می‌رسیده‌است.حتی در کتاب التنبیه ابوسهل نوبختی —که بین سال‌های ۹۰۳ تا ۹۱۳ نوشته شده— به بحرانی در میان شیعیان اشاره شده‌است. ابوسهل می‌نویسد که تقریباً تمام یاران نزدیک حسن عسکری تا بیست سال بعد از مرگ او درگذشته‌اند. آنها کسانی بودند که ادعا می‌نمودند با امام غایب شیعه در ارتباط هستند و فرمان‌های او را به اطلاع شیعیان می‌رساندند. بعد از مرگ این افراد دیگر نشانی از امام برای شیعیان و اثباتی برای وجود او برای افرادی که دچار شبهه شده یا ناباوران وجود نداشت. در این زمان آنها تنها می‌توانستند به کمک تفسیر احادیث امامان پیشین شیعه، غیبت طولانی امام را توجیه نمایند. در نوشته‌های نویسندگان شیعه تا چند دههٔ بعد از این زمان، به تداوم فعالیت سفرا اشاره نشده‌است.

عنوان سفیر در ابتدا در کتاب الغیبه نعمانی به چشم خورد اما نام و تعداد این نایبان ذکر نشده‌بود. سپس ابن بابویه نام چهار نایب را در کمال‌الدین ثبت نمود و مبسوط‌ترین گزارش‌ها دربارهٔ فعالیت سفرا در کتاب الغیبه ابوجعفر طوسی آمده‌است. به نوشتهٔ ایتان کولبرگ، عمدهٔ این گزارش‌ها بر مبنای دو کتاب که اکنون در دسترس نیست می‌باشد: اخبار ابی العمر و ابی الجعفر العمریان اثر ابن برنیه کاتب و اخبار الوکاله الربعه نوشته احمد بن علی بن عباس بن روح صیرفی. به گفتهٔ کولبرگ در دانشنامهٔ اسلام، اعتقاد به سفرا در نزد خاندان نوبختی شکل گرفت.

ورنا کِلِمْ در دانشنامه ایرانیکا، چنین می‌نویسد که احتمالاً گسترش ایدهٔ نایبان چهارگانه توسط خاندان نوبختی در میان شیعیان انجام شده باشد. اطلاعات موجود در مورد دو نائب اول چنین می‌نمایاند که این دو پس از مرگشان به عنوان نائب خاص امام زمان شناخته شدند؛ زیرا نیابت باید از زمان مرگ حسن عسکری شروع می‌شد. در سطح شخصی باید گفت دو فامیل عمری و نوبختی با هم خویشاوند بودند. دختر ابن عمری، ام کلثوم با یکی از نوبختی‌ها ازدواج کرد و منشی حسین بن روح بود. لازم به ذکر است که به گفتهٔ ورنا کلم، نوهٔ ام کلثوم(ابن برنیه)، منبع اصلی کتاب‌های شیخ طوسی بود که برای اولین بار وجود چهار نائب خاص امام زمان را مطرح نمودند.




نواب اربعه

۱) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری

منابع شیعه اطلاعات کمی در مورد زندگی دو نایب اول امام زمان به دست می‌دهند. عثمان ادعا می‌نمود که فرزند حسن عسکری را به چشم دیده بود. او از وکیلان حسن عسکری و هادی بوده‌است. به اعتقاد کنونی شیعه، عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود، هر چند به گفته کِلِم چنین پیداست که تعیین وی به سمت واسطه امام دوازدهم به طور رسمی نبوده‌است.او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان حسن عسکری، عثمان پول از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری، مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.


۲) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید

محمد همراه پدرش عثمان بن سعید، وکالت حسن عسکری را بر عهده داشت. از دیدگاه کنونی شیعه، محمد چهل سال وکالت را عهده‌دار بود و طی این مدت وجوهات شیعیان را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.


۳) ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی

نکته مهم در مورد او این بود که بعد از ربع قرن٬ ارتباط رسمی با امام غائب از سر گرفته‌شد. اولین توقیعی که نوبختی در ۲۴ شوال ۳۰۵ هجری ارائه نمود٬ فرمانی بود که امام غائب در آن حسین بن روح را بعنوان نفر اول سلسله مراتب شیعه تائید می‌کرد.به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ ه.ق./ ۹۱۷ م. بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند.حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث، با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید.حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره‌مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.
در دوران حسین بن روح، ابوجعفر محمد بن علی الشلمغانی (اعدام شده در سال ۳۲۲/ ۹۳۳) دستیار حسین روح و مامور او در بغداد، ادعا کرد که او سفیر واقعی و برحق حسین بن روح است و البته پس از چندی بطور کلی قضیه وجود امام غایب را انکار کرد. همچنین منصور حلاج نیز از کسانی بود که به مخالفت با نیابت حسین بن روح پرداخت و هر دو خشم شیعیان آن زمان را بر انگیختند و با نفوذی که خاندان نوبختی داشتند، توسط دولت عباسی اعدام شدند.


۴) ابوالحسن علی بن محمد سمری (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)

از دیدگاه تاریخی، تنها در زمان خاندان نوبختی بود که نواب مورد پذیرش عموم شیعه بودند و کنترل شیعیان را در دست داشتند. در زمان علی بن محمد، این کنترل دوباره از بین رفت و مورد پذیرش عموم شیعیان نبود. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران موسوم به غیبت کبری شروع شد.
ساعت : 10:23 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page