بوستان جمشیدیه

بوستان جمشیدیه یا پارک سنگی جمشیدیه از زیباترین و دیدنی‌ترین بوستان‌های تهران است و با مساحتی حدود ۱۰ هکتار در انتهای خیابان شهید باهنر (نیاوران) واقع شده و از شمال به کوه کُلَک‌چال، از جنوب به باغ دولو، از شرق به خیابان جمشیدیه و از غرب به جاده کلک‌چال محدود است. از ویژگی‌های این‌پارک، دریاچه، آبشار مجاور و نیز آبنماهای سنگی است که جلوه‌ای خاص دارند. این پارک در ابتدای مسیر اصلی صعود به پناهگاه کُلَک‌چال قرار دارد.






پارک جمشیدیه دارای چهار در ورودی است که ارتفاع در ورودی اول از سطح دریا ۱۸۲۰ متر و بالاتر از آن ۲۱۰۰ متر است.

بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای همشهری، بوستان جمشیدیه پس از بوستان ملت دومین پارکی است که یک شهروند تهرانی به یک میهمان غیر تهرانی معرفی می‌کند.






پارک ابوالقاسم فردوسی

ساخت بوستان فردوسی در سال ۱۳۷۵، انجام گرفت. این بوستان در راستای گسترش بوستان جمشیدیه است. مساحت پارک نزدیک به ۱۳۲٬۷۰۰ متر مربع است. آمیزش دو عنصر سنگ و گیاه در این پارک کوهستانی زیبایی خاصی را نمایان می سازد. مساحت گلکاری در این پارک ۶٬۳۱۷ متر مربع می‌باشد. در این پارک رستوران‌های گوناگونی وجود دارد که هر یک از آنها نمادی از زیبایی و آداب و رسوم قوم‌های ایرانی را به نمایش می‌گذارند.






امکانات رفاهی

از امکانات این بوستان می‌توان به آمفی تئاتر، رستوران، آب‌نما، مبلمان پارک (نیمک، سطل زباله، آبخوری، پایه چراغ)؛ فضای سبز (گیاهان پوششی، جنگلکاری، رز و درختچه، گل و گلکاری) نام برد. از دیگر امکانات رفاهی این پارک سرویس‌های بهداشتی و روشنایی در شب با به کارگیری از ۱۷۵ تیر روشنایی است.






بوستان دانشجو

پارک دانشجوی تهران در خیابان انقلاب اسلامی و در نزدیکی چهارراه ولیعصر (تقاطع خیابان ولیعصر) در همسایگی مجموعه تئاتر شهر قرار گرفته است. این پارک از شمال به خیابان انقلاب، از غرب به خیابان ولیعصر و از شرق به خیابان رازی محدود است.

نام ابتدایی پارک دانشجو «پارک پهلوی» بوده است که در زمینی به مساحت ۳۲۰۰ متر مربع احداث شده و شامل سالن تئاتر شهر، کتابخانه دانشجو، زمین بازی کودکان، سرویس بهداشتی و بوفه است. در سالهای اخیر در شهرداری تهران اقدام به ساخت ایستگاه متروی چهارراه ولی عصر در ضلع شمال غربی و مجتمع فرهنگی مذهبی ولی عصر(عج) در ظلع جنوب غربی این پارک نموده است. که موجب انتقادات شدید بسیاری از شهروندان و هنرمندان تهرانی در مخدوش کردن نمای ساختمان تئاتر شهر گشته است.






بوستان لاله

پارک لاله که تا پیش از انقلاب ۵۷ پارک فرح نام داشت، از بوستان‌های بزرگ شهر تهران است. این پارک در سال ۱۳۴۵ به در خواست فرح پهلوی از پادشاه بنیان شد. پیش از آن یک منطقه نظامی بود که برای اسب‌دوانی و رژه مورد استفاده ارتش قرار داشت و جلالیه نامیده می‌شد. مساحت این پارک ۳۵ هکتار است. در این پارک گونه‌های متفاوت گیاهی موجود است که مهمترین آنها عبارتند از: چنار، اقاقیا و کاج تهران.






تاریخچه

اراضی پارک لاله از گذشته در اختیار ارتش بوده است. زمین مزبور معروف به میدان اسب دوانی جلالیه و برای رژه از آن استفاده می‌شد. ارتش اراضی مربوطه را در ازای مطالبات وزارت دارایی به آن وزارت خانه انتقال داد. وزارت آبادانی و مسکن وقت ماموریت یافت برای این منطقه طرحی تهیه نماید. قسمت شمال پارک برای تاسیسات فرهنگی عمومی و قسمت جنوبی صرفاً برای پارک درنظر گرفته شد. طرح آن بوسیله طراح معروف فرانسوی «ژوفه» و سایر طراحان پارک سازی و همکاران ایرانی تهیه گردید. سایر عملیات اجرایی به عهده شهرداری گذاشته شد. شهرداری عملیات اجرایی را طبق طرح ادامه داد تا در سرانجام در سال ۱۳۴۵ پارک فرح تاسیس گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ نام این پارک به لاله تغییر یافت.






موقعیت جغرافیایی

این پارک در محدوده منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده است و از شمال به خیابان دکتر فاطمی، از جنوب به بلوار کشاورز، از غرب به خیابان کارگر و از شرق به خیابان حجاب محدود می‌شود. در همسایگی این بوستان، موزه هنرهای معاصر، موزه فرش ایران و هتل لاله واقع شده‌است.






امکانات و فضاها

بخش جنوب شرقی این پارک به شیوه پارک‌های ژاپنی طراحی شده و دارای آب‌نما و جویبارهای مارپیچ است. در خیابان‌های شمالی پارک محوطه میزهای شطرنج جای داده شده است. زمین‌های ورزشی پارک شامل زمین‌های بسکتبال و والیبال نیز در بخش شمالی جای گرفته است. در این پارک همچنین یک مرکز تئاتر عروسکی، یک کتابخانه زیر پوشش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و یک مسجد دایر می‌باشد. مجسمه‌ها و تندیس‌های گوناگونی نیز در این پارک وجود دارد که نامدارترین آنها تندیس خیام و تندیس ابوریحان بیرونی است.

تندیس خیام از آثار ابوالحسن صدیقی است که در سال ۱۳۵۱ و در کشور ایتالیا (به سفارش انجمن آثار ملی) ساخته شده است. این تندیس پس از جابجایی به ایران به این پارک منتقل شد و در بازدید همگانی قرار گرفت و پس از آن چندین بار به دستان فریدون صدیقی (فرزند آفریننده اثر) بازسازی شد.







بوستان مینیاتور تهران
بوستان مینیاتور تهران بوستانی در شرق تهران است که با هدف نمایش ماکت‌های مینیاتوری آثار میراث جهانی ایران که در فهرست یونسکو به ثبت رسیده‌اند، ساخته شده است. وسعت این پارک حدود ۳ هکتار است. این بوستان در شمال خیابان جانبازان (گلبرگ) و شرق خیابان کرمان قرار دارد. ایده این پارک از باغ‌های ایرانی رونوشت شده است. در فاز نخست ماکت تخت جمشید، چغازنبیل، میدان نقش جهان اصفهان، پاسارگاد، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه، ارگ بم، کلیساهای ارامنه، کوه کتیبه بیستون، مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، بازار تبریز و آبشارهای شوشتر برای بازدیدکنندگان ارائه شده است. در فاز بعدی این پارک، گسترش ماکت‌های مینیاتوری گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان، کاخ گلستان و روستای دستکند میمند کرمان و دیگر باغ‌های نه گانه ایرانی به اجرا در می‌آید.






دیگر امکانات

احداث بنای نگارخانه به وسعت ۷۵۰ مترمربع به منظور ایجاد نمایشگاه دائمی میراث فرهنگی، کتابخانه، فروشگاه محصولات فرهنگی، چایخانه، مونیتورینگ، سرویس‌بهداشتی و غیره از دیگر اقدامات انجام شده در بوستان مینیاتوری است. روشنایی بوستان مخلوطی از پایه چراغ‌های خورشیدی و پایه چراغ‌های پیوسته به برق شهری و با کاربری از لامپ‌های ال‌ای‌دی است.






ویژگیهای طراحی بوستان

ابعاد اصلی طراحی بوستان باغ مینیاتور از روح هندسی باغهای ایرانی در ترکیب با استانداردهای پارک مینیاتوری الهام گرفته است که ماکتها در غالب ویژگیهای شکل طبیعی زمین و نواحی جغرافیایی که آثار انتخاب شده در آنها مستقر می‌باشند و با توجه به جهات جغرافیایی بناها در محیط اصلی خود استقرار یافته‌اند، در فاز اول ماکت مینیاتوری، ۱۲ اثر تاریخی زیر که هم اکنون در فهرست آثار جهانی ثبت شده‌اند با مقیاس یک بیست و پنجم اندازه واقعی در بوستان استقرار یافته‌اند:

تخت جمشید، چغازنبیل، میدان امام ره (نقش جهان) اصفهان، پاسارگاد، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه، ارگ بم، کلیساهای ارامنه، کوه و کتیبه بیستون، مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، بازار تبریز، آبشارهای شوشتر

شایان ذکر است که در فاز دوم توسعه، ماکت های مینیاتوری گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان، کاخ گلستان و بوستان دستکند میمند کرمان و دیگر باغهای ۹ گانه ایرانی اجراء خواهند گردید.






ورودی ها

ورودی پیاده در بوستان مینیاتوری جنب بوستان تمدن (گلبرگ) احداث گردیده است، همچنین یک ورودی سواره جهت سرویس اضطراری از خیابان کرمان برای مجموعه پیش بینی شده است.






فضای سبز

در ردیف دو طرف معابر بوستان از گونه‌های لیکوستروم پیوندی و مورد پیوندی استفاده شده که فرم درختی دارد، حدود ۷۰ درصد گیاهان استفاده شده همیشه سبز و ۳۰ درصد آنها خزان پذیر می‌باشند. انواع گیاهان غالب کاشته شده شامل گونه‌های زیر می‌باشد: چنار، ماگنولیای سبز، بلوط خزان شونده، میخک هندی ابلق، افرای چینی، مورد پیوندی، گوجه گل، سنجد همیشه سبز، یاس هلندی (لیکوستروم پیوندی)، ژینکگو، سدروس، کاج موگو و ...






سیستم آبیاری بوستان

شامل یک مخزن ۶۰۰ متر مکعبی جهت ذخیره آب و یک ایستگاه پمپاژ دور متغیر جهت صرفه جویی در مصرف آب و برق می‌باشد.






ابنیه و امکانات بوستان

-تاسیسات الکتریکی (لفیقی از پایه چراغهای خورشیدی (سولار) و پایه چراغهای متصل به برق شرقی با استفاده از لامپهای ال ای دی و کم مصرف) -طراحی و اجرای مبلمان بوستان شامل: نیمکت، آبخوری، نرده، تابلوهای هدایتگر، کتیبه‌های بوستان مینیاتور -ساختمان گالری به مساحت ۷۵۰ متر مربع جهت ایجاد نمایشگاه دائمی میراث فرهنگی - پارکینگ (درمجاورت بوستان، احداث پارکینگ طبقاتی در دستور کار شهرداری تهران قرار دارد)- کتابخانه- فروشگاه محصولات فرهنگی- چایخانه- مونیتورینگ- سرویس بهداشتی- مجموعه ورودی شامل: نگهبانی






بوستان نیاوران

بوستان نیاوران یا پارک نیاوران یکی از بوستان‌های شهر تهران است که در منطقه نیاوران در شمال‌شرقی تهران جای دارد. این بوستان در همسایگی میدان باهنر (میدان نیاوران) و انتهای شمالی خیابان پاسداران (سلطنت آباد پیشین) و در جنوب کاخ نیاوران قرار گرفته است.

پهنه این بوستان نزدیک به ۶۲،۰۰۰ متر مربع است و در سال ۱۳۴۸ به دستور محمدرضا پهلوی و با نقشه طراحان انگلیسی و معماری مهندس سردار افخمی ساخته شد.

این پارک دارای اشکوب‌های چندگانه و پله‌های گوناگون است که این پلکان از مشخصات ویژه آن است. این پارک دو در ورودی شمالی و جنوبی دارد که هر دو به خیابان پاسداران باز می شوند. از دیگر ویژگی این پارک آب نماهای بزرگ با مساحت نزدیک به ۳۳۲۰ متر مربع است. پهنه سبز پارک در برگیرنده ۸،۰۰۰ متر مربع گل‌کاری و در حدود ۲۰،۰۰۰ متر مربع چمن‌کاری به همراه درختان از گونه‌های فراوان است. یکی از کهن‌ترین درختان چنار تهران با دیرینگی ۱۵۰ سال و بلندی ۲۰ متر و محیط ۲,۸ متر در این پارک جای دارد. دریاچه این بوستان که در آن ماهی و مرغابی و لاکپشت زندگی می‌کنند، از دیگر زیبایی‌های این پارک است. در گذشته برای آبیاری فضای سبز و آب استخرهای پارک از آب تهران استفاده می‌شد، اما از سال ۱۳۷۹ از آب قنات منطقه بهره گرفته می‌شود.






بخش‌های گوناگون بوستان

ساختمان کانون فرهنگی کودکان
کتاب‌خانه
آمفی تئاتر
زمین اسکیت
زمین بازی کودکان
زمین تمرین اسب‌سواری
سالن ورزشی بانوان
نمازخانه
چهار استخر بزرگ







پارک ارم

پارک ارم در پنج کیلومتری اتوبان تهران - کرج با وسعتی بالغ بر ۷۰ هکتار بزرگترین پارک ایران است. این مجموعه در اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی به وسیله رحیم علی خرم تاسیس شد و پس از انقلاب ایران (۱۳۵۷) این پارک مصادره و به تملک بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی درآمد. این پارک دارای یک دریاچه هشت هکتاری و دو شهربازی با ۲۸ گونه وسایل بازی و باغ وحش می‌باشد.






پارک پرواز

پارک (بوستان) پرواز، نام بوستانی در شمال تهران و در منطقه سعادت آباد است. نامگذاری این بوستان بخاطر خیابانی به همین نام در ضلع جنوب شرقی این بوستان (که اکنون به نام یکی از کشته شدگان جنگ ایران و عراق تغییر نام داده است) می باشد.

بوستان پرواز از شمال و شرق به بلوار پیام و میدان بهرود، از جنوب به شهرک پاسارگاد و از غرب به شهرک کیهان محدود می‌شود.

اختلاف ارتفاع این بوستان نسبت به مناطق اطراف، باعث ایجاد چشم انداز زیبایی از شمال و جنوب تهران شامل کوهستان البرز و همچنین برج میلاد و سایر ساختمانهای بلندمرتبه تهران - بخصوص در هوای عاری از آلاینده ها - شده که از این بوستان قابل مشاهده است. همین مساله وجه تمایز بوستان پرواز از سایر بوستانهای تهران است (دید پانوراما یا ۳۶۰ درجه تهران).

در ضلع شرقی و شمال شرقی این بوستان یکی از ایستگاه های آتش نشانی متعلق به سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران، و همچنین دو مجتمع تجاری (شامل فروشگاه زنجیره ای شهروند) و یک مسجد وجود دارد.






پارک شهر

پارکِ شَهْر یکی از پارک‌های قدیمی شهر تهران است. این پارک که در منطقه ۱۲ در مرکز تهران در محدوده خیابان‌های خیام و شهید فیاض‌بخش قرار دارد. تاریخ تاسیس این پارک به سال ۱۳۳۹ باز می‌گردد. مساحت این پارک تقریباً ۲۵ هکتار است و ۸ در ورودی دارد. درون این پارک: موزه صلح تهران، آکواریم پارک شهر تهران، استخر، ورزشگاه، کتابخانه و ... وجود دارد.

این بوستان از جنوب به خیابان بهشت، از شمال به خیابان فیاض بخش، از شرق به خیابان خیام، و از غرب به وحدت اسلامی (شاپور) محدود می‌شود.






اماکن درون و پیرامون پارک

درون پارک:

موزه صلح تهران
آکواریم پارک شهر تهران
باغ پرندگان
کتابخانه مرکزی پارک شهر







پیرامون پارک:

اداره آب و فاضلاب (منطقه 4)
دیوان عدالت اداری
پزشکی قانونی
تالار سنگلج
شهرداری تهران
ساختمان شورای اسلامی شهر تهران
روزنامه رسمی کشور
کانون جهانگردی و اتومبیل رانی ایران
وزارت دادگستری
ورزشگاه شهدای هفتم تیر
تحقیقات علوم آزمایشگاهی
درمانگاه خیریه صالح
مرکز تلفن قندی







پارک ملی سرخه‌حصار
سرخه‌حصار یکی از پارک‌های ملّی ایران است که در شرق تهران قرارگرفته و مساحت آن در حدود ۹۱۶۸ هکتار می‌باشد که به جز بخش شمال شرقی آن تمام این ناحیه تحت کنترل و حفاظت سازمان محیط زیست قرار دارد..






تاریخچه

سرخه حصار یکی از قدیمییترین شکارگاه‌های ایران محسوب شده به همین خاطر در گذشته از اهمیت خاصی برخوردار بود. همچو پارک ملی خجیر با بیش از دویست سال(از سال ۱۱۷۴) به عنوان شکارگاه سلطنتی مورد حفاظت قرار گرفت. این پارک در سال ۱۳۵۹ به گفته وزیر وقت هوشنگ ضیایی به عنوان پارک ملی به ثبت رسید و طی مصوبه شماره ۹۱ مورخ ۶۱-۶-۲۶ شورایعالی حفاظت محیط زیست با عنوان پارک ملی تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است. بر مبنای تبصره ۴ ماده ۳۱ اصلاحی قانون جنگلها کلیه مراتع و اراضی ملی و مناطق حفاظت شده در اختیار سازمان محیط زیست قرار دارد و قابل وا گذاری به غیر نیستند .






اقلیم

آب و هوای این منطقه نیمه خشک است و اختلاف درجه حرارت روز و شب در آن بالا است. متوسط حداکثر درجه حرارت سالانه آن ۹/۱۸ درجه سانتی‌گراد است. این منطقه از وجود رودخانه جاجرود بهره می برد که پس از سد لتیان، در حاشیه منطقه جریان پیدا می‌کند و در شهرک پارچین از منطقه خارج می‌شود. پارک ملی سرخه حصار همچو پارک ملی خجیر دارای اکوسیستمی یکسان می باشد با این تفاوت که نزدیکی این پارک به شهر تهران جاذبه های توریستی این منطقه را افزایش داده است .






موقعیت جغرافیائی

پارک ملی سرخه حصاربا 3957108 تا 3940015 عرض جغرافیائی و 572230 تا 560270 طول جغرافیائی در شرق شهر تهران واقع گردیده است. راه‌های ارتباطی این ناحیه عبارتند از: جاده خجیر که از دو راهی زرشکی منشعب می‌شود و تا خجیر ۱۴ کیلومتر است. راه دیگر جاده قصر فیروزه است.






پوشش گیاهی

به دلیل وسعت و تفاوت در ارتفاع در قسمت‌های مختلف پارک می‌توان گونه‌های متفاوتی از گیاهان را در این پارک مشاهده کرد.

پوشش گیاهی منطقه گرمسیری شامل گز، تاغ، گون، خارشتر و اسپند
پوشش گیاهی استپی کوهپایه شامل درمنه و گونه های بالشتکی مانند کلاه حسن، گون، چوبک و گیاهان دارویی مانند آویشن، قدومه، بومادران، کاکوتی و پونه کوهی .






درختان و درختچه: زالزالک، گوجه وحشی، سرو کوهی

حیات وحش جانوری

حیواناتی همچون: کل ، بز، قوچ، میش البرز مرکزی ، آهو، گراز ، پلنگ ، کفتار ، روباه قرمز ، شغال ، گربه وحشی ،گورکن ، تشی و خرگوش در آن زیست دارند.

پرندگان موجود در سرخه حصار نیز شامل: حواصیل خاکستری، حواصیل شب ، بوتیمار ،اگرت بزرگ ، سرسبز ، اردک ارده ای ، خوتکا ، اردک نوک پهن ، فیلوش ، عقاب ماهیگیر ، کورکور ، قرقی ، طرلان ، عقاب طلایی ، عقاب شاهی ، سارگپه ، کرکس ، دال سیاه ، دلیجه ، بالابان ، بحری ، شاهین ،آبچلیک و‌ آبیا است.

خزندگان و دوزیستان: مار کرمی ، کور مار دوسر، مارآتشی ، مارپلنگی، ماردستی، مار آبی ، مارشتری ، شترمار ،یله مار ، تیرمار ،سوسن مار ، افعی شاخدار ایرانی، افعی کوفی ، قورباغه معمولی، وزغ سبز، لاک پشت ممیزدارغرب نیز از موجودات پارک سرخه حصار هستند.






عوامل تهدید کننده منطقه

از مهمترین عوامل تهدید کننده می توان به تعارضات و تصرفات اراضی بوسیله نیروهای نظامی بهره برداری از معدن بالاست . وجود کانون متمرکز انسانی ، تغییر کاربری اراضی به منظور شهرسازی بهره برداری از گونه های غیربومی در ایجاد توسعه فضای سبز پارک نام برد .







بوستان ساعی
بوستان ساعی یا پارک ساعی یکی از بوستان‌های عمومی تهران است که با مساحتی در حدود ۱۲ هکتار در خیابان ولیعصر و در منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده‌است. محل این پارک در سال ۱۳۲۴ توسط مهندس کریم ساعی درخت‌کاری شد و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفت. سرانجام ایده طراحی اصلی پارک در دهه ۴۰ شکل گرفت و این پارک در سال ۱۳۴۲ با طراحی حسین محجوبی ساخته شد. تکمیل مراحل طراحی و ساخت پارک بین سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ ادامه یافت.






تاریخچه

در سال ۱۳۲۹ و به تلاش مهندس کریم ساعی، بوستان ساعی به شکل جنگلی بنیان گذاشته شد. پیش‌تر در سال ۱۳۲۴ زمین این بوستان درخت‌کاری گردیده و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفته بود. پس از درگذشت مهندس ساعی به علت سانحه هوایی، این پارک همچنان به شکل گذشته و وابسته به وزارت کشاورزی باقی ماند. پس از توسعه شهر تهران در سال ۱۳۳۴ این پارک به شهرداری تهران واگذار گردید و پس از آن سازمان پارک‌ها با تجهیز این پارک آن را عمومی کرد.






مشخصات

وسعت بوستان ساعی ۱۲۰۰۸۲ متر مربع و دارای شش ورودی است. در پی توسعه و تجهیز بوستان، بناهایی مانند جوی، برکه، آبشار و زمین بازی درست شده‌اند و قسمتی از پارک نیز به باغ ژاپنی معروف است که پرندگان آبزی هم در آن قسمت نگه‌داری می‌شوند. در قسمت حیات‌وحش پارک، حیوانات دیگری نیز نگه‌داری می‌شوند که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به خرگوش٬ قوچ ٬ غاز٬ قو٬ مرغابی٬ سنجاب٬ طوطی وحشی و طاووس اشاره نمود. پوشش گیاهی پارک نیز بسیار متنوع می‌باشد و از میان آن‌ها می‌توان به چنار٬ کاج تهران٬ سرو شیرازی، سرو نقره‌ای، سرو بادبزنی، سرو تبری٬ برگ‌بو، افرا، نارون‌، سدروس‌، ماگنولیا، یاس وحشی‌، ژنیگو، زالزالک، گردو و سیب اشاره کرد. در طراحی این پارک تلاش شده که بیشتر حرکت‌های موجود، اسلیمی باشند تا یک نوع اختلاف سطح بوجود بیاید و از پله‌ تا حد ممکن استفاده نشود.







پارک شفق

پارک شفق مربوط به دوره پهلوی دوم است و در تهران، خیابان جمال‌الدین اسدآبادی، کوچه شهید قنبری (نوزدهم) واقع شده است که از یک طرف به خیابان مستوفی و از طرف دیگر به خیابان سید جمال ال دین اسد آبادی متصل می‌شود. این پارک در دوره قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران پادگانی با قدمت زیاد بوده که پس از تقسیم عراضی بین کارمندان دولت قسمتی از آن باقی ماند که این پارک شکل گرفت. این اثر در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۸۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

بنیان‌گذار این پارک دکتر رضازاده شفق بود و در باغی متعلق به مستوفی‌الممالک ساخته شد. الگوی این پارک از پارک‌های فرانسوی الهام گرفته شده است و از ابتدا بر پایه طرح و برنامه‌ای مشخص احداث شد. وجود گذرگاه‌های غیرهمسطح در ترکیب با پله‌ها از ویژگی‌های این بوستان است.

طراح و معمار این پارک، کامران دیبا است.

فرهنگسرای شفق (دانشجو) در این بوستان قرار دارد.

این پارک در نزدیکی بیمارستان «حضرت فاطمه» قرار دارد.

در این پارک ورزش پارکور به صورت جدی و توسط افراد گروه شفق و زیرمجموعه‌های آنها انجام می‌گیرد.








بوستان شهید توکلی
به منظورافزایش سطح فضای سبز منطقه وایجاد فرصت‎های تفریحی، اجتماعی و ورزشی برای شهروندان وجوانان منطقه، بوستان شهید توکلی دریکی ازپرجمعیت ترین ومستعدترین محلات منطقه احداث و به بهره برداری رسید. این بوستان با وسعت ۱۴۰۰۰ مترمربع شامل زمین بازی کودکان، آبنما، سرای محله دهقان، بازار میوه و تره بار نظام آباد است، این بوستان درانتهای خیابان شهید مدنی واقع شده که دارای فضاهای متعدد ورزشی تفریحی واجتماعی است.







بوستان طالقانی
پارک جنگلی طالقانی یا پارک جنگلی عباس‌آباد با نام پیشین پارک جهان کودک و تپه‌های داوودیه یکی از پارک‌های شهر تهران است که در منطقه ۳ شهرداری تهران در نزدیکی ایستگاه مترو میرداماد و بر روی تپه‌های عباس‌آباد واقع شده‌است. به‌علت قرار گرفتن آن در ارتفاع، این پارک دارای چشم‌اندازی مشرف به شهر تهران می‌باشد. قسمت جنوبی این پارک دارای طرحی حلزونی‌شکل است و از درختان بلوط ایتالیایی پوشیده شده‌است.







بوستان ولایت

بوستان ولایت نام بوستانی در جنوب غربی شهر تهران است که در محل قبلی فرودگاه قلعه‌مرغی ساخته شده است. این بوستان دارای ۳۰۰ هکتار وسعت و امکاناتی از قبیل شهربازی سقف‌دار و پیست دوچرخه سواری و موتورسواری می‌باشد.







بوستان هنرمندان
باغ هنرمندان یا باغ هنر یا بوستان ایرانشهر در مرکز تهران، خیابان ایرانشهر واقع شده‌است. خانهٔ هنرمندان ایران و تماشاخانهٔ ایرانشهر نیز در این بوستان قرار دارند.






تاریخچه

سابقهٔ تاریخی باغ هنر مربوط به دورهٔ قاجار بازمی‌گردد. این باغ در آن دوران بخشی از اراضی یکی از شاهزادگان قاجار بوده‌است و صاحب آن شخصی به نام فیشر، از معماران آلمانی و باغبان‌های فرنگی آن زمان بود. در هنگام وقوع جنگ جهانی دوم از این باغ جهت انبار تسلیحات متفقین استفاده می‌شد و به همین دلیل چندین ساختمان با معماری خارجی به منظور نگهداری ملزومات ساخته شد. پس از خروج متفین از ایران این فضا در اختیار نیروهای نظامی ایران قرار گرفت و تا سال ۱۳۷۵ در اختیار آنان بود. در سال ۱۳۷۵ شهرداری تهران این مکان را به تملک خود درمی‌آورد و با تخریب بناهای اضافی و تغییرات در آن، این مکان را به صورت وضعیت فعلی (باغ هنر) درمی‌آورد.






ویژگی‌ها

این بوستان که در منطقهٔ ۶ شهرداری تهران واقع شده، از شمال به خیابان بهشهر، از شرق به خیابان عاصم ترابی از غرب به خیابان ایرانشهر و از جنوب به کوچه علیرضا برفروشان محدود می‌شود. بخشی از گوشهٔ شمال‌شرقی باغ هنر متعلق به ادارهٔ تحقیقات جهاد خودکفایی بوده، منطقهٔ نظامی محسوب می‌شود.

خانهٔ هنرمندان ایران در جبههٔ جنوبی بوستان قرار دارد که باعث ایجاد جو فرهنگی و هنری در این محیط شده‌است. در ضلع شرقی نیز تماشاخانهٔ ایرانشهر قرار دارد. همچنین یک پایگاه مدیریت بحران نیز در این بوستان واقع شده‌است.

اهمیت خیابان ایرانشهر به دلیل دسترسی بهتر به مسیرهای اصلی شهر است.
12:24 pm
اختلافات شیعیان در مورد وجود فرزند حسن عسکری


سالهای امامت

حسن عسکری طی سال های امامت خود در سامرا تحت محدودیت های اعمال شده از سوی خلیفه عباسی می زیست. وی زیر نظر جاسوسان معتمد عباسی بود و لذا نمی توانست با شیعیان ارتباط آزادانه داشته باشد و تنها خواص اصحابش با وی شخصاً ارتباط داشتند. وی در سال 260 ه.ق. بیمار شد. معتمد چند نفر مراقب به همراه پزشک و قاضی القضات را بر بالین وی فرستاد.





نهایتاً وی در اثر این بیماری در 8 ربیع‌الاول آن سال مقارن با اول ژانویه 874 درگذشت. معتمد، ابوعیسی فرزند متوکل را فرستاد تا بر وی نماز گزارد. او پس از انجام مراسم در منزلش دفن شد. بنا بر روایت شیخ طوسی عثمان بن سعید در طول بیماری حسن عسکری بر بالین وی بود و مراسم غسل و به خاک سپاری را وی به جا آورد. بدین ترتیب طبق مآخذ قدیم امامیه حسن عسکری آشکارا پسرش را معرفی ننمود و جانشینی را به طور علنی معرفی نکرد. بدین ترتیب امامیه که معتقد بودند زمین نمی‌تواند از حجت خدا خالی باشد و امام بعدی با وصایت توسط امام قبلی معرفی می شود دچار حیرت شدند و به فرقه های متعدد منشعب گشتند.

از سوی دیگر به نوشته مدرسی در زمان امامت حسن عسکری بر شیعیان، امامت وی توسط برادرش جعفر به چالش کشیده شد و منجر به اوج گیری اختلاف، دشمنی، نفرت و خصومت بین دو برادر و یاران آنها گردید. دشمنی‌هایی که حتی به خشونت کشیده شد و شدیدترین تبلیغات منفی دو طرف علیه همدیگر را به دنبال داشت. فوت حسن عسکری بدون فرزند و بدون برادر دیگری جز جعفر، امامیه را دچار بزرگترین مشکل عقیدتی نمود که تا به حال تجربه کرده‌بود. واضح بود که یاران نزدیک حسن عسکری تمایلی به برگشت به سوی جعفر پس از تمام ماجراها و دشمنی‌های زمان حسن عسکری نداشتند.به نوشته جاسم حسین عده ای از شیعیان با تفاسیر متعدد به امامت جعفر گرویدند. گروهی با رویکرد و ادله ای مشابه افطحیه معتقد بودند امامت از حسن عسکری به برادرش جعفر رسیده است. این گروه بیشتر در میان متکلمان بخصوص در کوفه رواج داشت. رهبر آنان علی بن الطلح یا الطلحی خزاز از متکلمان مشهور افطحیه بود همچنین ممکن است خانواده علمی افطحی مذهب بنوفضال به ویژه احمد بن حسن (ف. 260) و برادرش علی بن حسن (ف. 270) به این آیین گرویده باشند. گروه دیگر از اساس منکر امامت حسن عسکری بودند و پیش از درگذشت وی هم معنقد بودند علی هادی، جعفر را به امامت برگزیده است و علی بن محمد بن بشار از رهبران آن بود و موفق شد برخی از معتقدان به امامت حسن عسکری را نیز پس از درگذشت وی جذب کند. اما جعفر خود مدعی بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن علی هادی به وی رسیده است.




اختلاف بین جعفر و مادر حسن عسکری

بین جعفر و مادر حسن عسکری بر میراث وی اختلافی بروز کرد که توسط مدرسی و جاسم حسین به دو شکل متفاوت تبیین شده است. مدرسی می گوید مادر حسن عسکری، حُدَیث، در نقطهٔ مقابل ادعا کرد که فرزند حسن عسکری هنوز به دنیا نیامده اما کنیزی به نام صغیل از حسن حامله‌است. این ادعا صرفاً برای آن بود که دست جعفر برادر حسن عسکری از ارث کوتاه شود؛ زیرا در صورت فرزنددار بودن حسن، برطبق فقه اهل سنت میراث حسن عسکری تنها به مادر او تعلق می‌گرفت. این ادعا به جایی نرسید و کنیز تا چندین سال تحت نظر بود و فرزندی به دنیا نیاورد. بزرگان شیعه و یاران نزدیک حسن عسکری نیز بعضی جانب جعفر را گرفتند و عده‌ای جانب مادر حسن عسکری را. اما جاسم حسین می گوید طبق روایت شیخ مفید حسن عسکری وصیت نامه ای تنظیم کرد و تمام دارایی خود را به مادرش بخشید. حُدَیث پس از دریافت خبر درگذشت وی از مدینه به سامرا آمد اما تمام اموال تحت سیطره عباسیان درآمده بود و جعفر نیز بر حق خود بر از ارث اصرار داشت. حدیث با استناد به فقه امامیه گفت حسن عسکری وی را وارث خود قرار داده و جعفر حقی درآن ندارد. پس از آنکه محقق شد ثقیل آبستن نبوده قاضی به نفع حدیث رأی داد اما میراث بر خلاف فقه امامیه نصف شد.

به نوشته جاسم حسین، ابوسهل نوبختی روایت می کند اصحاب سر حسن عسکری که احادیث وی را روایت می کردند و نایبان او بودند پس از درگذشت وی متفق‌القول بودند او از خود پسری برجا گذاشته که امام است. آنان شیعیان را از پرسیدن نام او و افشای وجودش برای دشمنان منع می کردند. همچنین طبق گزارش های شیخ صدوق، شیخ طوسی و رجال نجاشی حسن عسکری پیش از فوت پسر خود را به عنوان جانشین به چهل تن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها دستور داده درطول غیبت وی از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت کنند. بخش بزرگتری از شیعیان این نظر را پذیرفتند هر چند در بدو امر در خصوص زمان تولد، نام وی و اینکه آیا وی مهدی قائم است یا خیر اختلاف داشتند. ما به نوشته مدرسی تا زمان مرگ حسن عسکری صحبتی از فرزند وی به میان نبود و حسن عسکری نیز در وصیتش تنها از مادرش نام برده بود. پس از مرگ او، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عمری، این مسأله را اعلام کردند که حسن عسکری پسری می‌داشته که جانشین مشروع امامت است. طبق گفته عمری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود چرا که بیم آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. در مقابل، فاطمه (خواهر حسن عسکری) و جعفر (برادر حسن عسکری) اعلام کردند که فرزندی از امام شیعه به دنیا نیامده‌است. حکیمه، عمه حسن عسکری، نیز به وجود فرزندی از حسن عسکری معتقد بود (در روایتی خود شاهد بدنیا آمدن بوده‌است؛ اما در روایتی دیگر از او نقل شده که خود تولد فرزند حسن را ندیده‌است بلکه از نامه‌ای که حسن به مادرش نوشته بود از تولد این فرزند آگاه





فرزند غایب

به نوشته مدرسی در این زمان، نایبان امام در گذشته (امام یازدهم)، اصرار در نگاه داشتن این اعتقاد بودند که فرزندی از عسکری در غیبت هست که به فرمان خدا قیام خواهد نمود. معتقدان این این ایده در آماج حمله همه جناح‌ها بودند و مورد مخالفت شدید قرار می‌گرفتند. عباسیان مخصوصاً نگران جانشین موعود عسکری در غیبت بودند. معتمد به این دلیل دستور داد خانه امام را بگردند (همه اتاق‌ها را پس از جستجو قفل می‌کردند). تلاش‌هایی صورت گرفت تا معلوم شود آیا امام از خود فرزندی باقی گذشته است یا خیر و ماماهایی در حرم امام گماشته شدند تا هر گونه حاملگی را تشخیص دهند. یکی از کنیزان که مشکوک به حاملگی بود در قرنطینه‌ای در یک خانه مخصوص تحت مراقبت قرار گرفت. در موردی دیگر، همسر عسکری به نام صیقل زندانی شد که چرا محل اختفای پسرش را نمی‌گوید. این شرایط تا زمانی که خلیفه درگیر ناآرامی‌های سیاسی شد که توسط صاحب الزنج و حاکمان استانهای ایران، مصر و سوریه ایجاد شده بودند ادامه یافت. عباسیان همچنین جعفر، برادر عسکری و مدعی جایگاه امامت را مورد حمایت قرار دادند تا در خانواده امام نزاعی برقرار کند. منابع شیعه جعفر را شخصی دنیا دوست و لذت جو معرفی می‌کنند که برای امام شدن از اهرم‌های فشار مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) استفاده نمود و بیشتر از یک بار سعی در بدنامی کسانی نمود که اعتقاد به امامت فرزند غایب عسکری داشتند.

بیشتر وکلای محلی که تا پیش از فوت امام شیعه مسئولیت برقراری ارتباط بین شیعیان و امامان و جمع‌آوری خمس و وجوهات شرعی برای شیعیان را برعهده داشتند، گفتهٔ عثمان بن سعید را تایید کردند. اما بعضی شک خود را در مورد وجود چنین فرزندی ابراز نمودند. در این میان عثمان بن سعید از سامرا به بغداد مهاجرت کرد. عثمان آن دسته از وکلا که به او وفادار بودند را در سمت خود نگه داشت و آنان به نیابت امام و نیز جمع‌آوری وجوهات شرعی برای امامی که تولدش را وعده داده بودند، ادامه دادند.بگفتهٔ حسین مدرسی، اکثریت شیعیان در شهرهای متفاوتی از ایران، به‌خصوص قم وضع موجود را پذیرفتند و به پرداخت وجوهات به نائبان ادامه‌دادند. اما عراق و کوفه وضع متفاوتی داشت. بسیاری یا شاید حتی اکثریت شیعیان، امامت جعفر را پذیرفتند. بزرگان و متکلمانی از شیعه مانند علی بن حسن بن فضال، برجسته‌ترین روحانی شیعه در کوفه، از این جمله بودند. اما جعفر نیز مدت زیادی عمر نکرد و چند سالی پس از فوت برادرش حسن عسکری (۲۷۱ ق.) درگذشت.در این میان عثمان بن سعید در بغداد تا زمان مرگ (حدوداً بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ ق) به اداره دستگاه امامت ادامه داد. او اصرار داشت که در تماس مستقیم با فرزند حسن عسکری است.




تاریخچه اعتقاد به امام دوازدهم و غیبت

یک دیدگاه رایج در میان پژوهندگان تاریخ تشیع آن است که باور به تعداد ائمه (دوازده امام) و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است، بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافته‌است. در مقابل جاسم حسین می گوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از سال 260 ق. مطرح بوده است.

در خصوص روند شکل‌گیری اعتقادات شیعه دوازده امامی، به گفتهٔ امیرمعزی، منابع دورهٔ حیرت، بحران عمیقی را نشان می‌دهد. بررسی منابع این دوران شک و ابهام عمیق شیعیان در مورد تعداد امام‌های شیعه و حتی موضوع غیبت را نشان می‌دهد. ابوجعفر برقی (وفات ۲۸۰ ق /۸۸۷ یا ۸۹۳ میلادی)، در فصل اول کتابش، که اختصاص به تفسیرهای مختلف از اعداد دارد، به اعداد ۳ تا ۱۰ می‌پردازد، اما در مورد عدد ۱۲ چیزی نمی‌گوید. یا هم عصر او صفار قمی (۲۹۰ ه.ق. / ۹۰۲ م.) در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش، در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند و هیچ اشاره‌ای به غیبت نمی‌کند.چند دهه بعد ابن‌بابویه (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.)، معروف به شیخ صدوق، احادیثی زیادی در مورد عدد دوازده و در میان آن در مورد دوازده امام نقل می‌کند. ایتان کولبرگ نیز آثار نویسندگان امامیهٔ هم عصر وفات حسن عسکری (مثال ابن برقی و صفار قمی) را بررسی می‌کند و چنین بیان می‌کند که «نبود عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معنا می‌باشد که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود.» به نوشته امیرمعزی برای اولین بار اشاره به دو غیبت امام دوازده را در آثار ابوسهل نوبختی می‌بینیم که به قول او دومی از اولی سخت‌تر است. از او دو نظریه در مورد امام غایب در منابع متاخر ذکر شده‌است. یکی اینکه امام دوازدهم مرده‌است و فرزند او از دیدگان پنهان شده‌است و امامت از این فرزند به فرزند بعدی منتقل می‌شود تا زمانی که امام خود را بر مسلمانان علنی نماید. دیگر آنکه وجود او بصورتی روحانی باقی‌مانده‌است. به نوشتهٔ امیرمعزی هیچکدام از این دو تئوری در اعتقادات متاخرتر شیعه ادامه پیدا نکرده‌است.به گفته وی تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد. پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه شد. در مقدمهٔ کتاب الغیبة (تألیف حدود ۳۳۳ تا ۳۴۲ ق.) به قلم ابن ابی زینب نعمانی (وفات ۳۶۰ ق.) ، نویسنده تأسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه (شیخ صدوق) مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سؤالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.

در این زمان محدثان شیعه سعی در اثبات وجود امام شیعه و برطرف کردن شک موجود در میان شیعیان نمودند.به نوشته مدرسی از راویان سنّی حدیث، گفتاری منسوب به پیامبر رسیده است که بر اساس آن دوازده خلیفه پس از او خواهند بود که همگی از قبیله قریش هستند (و اینکه پس از این دوازده خلیفه هرج و مرج بر جامعه حکمفرما خواهد بود). این گفتار خیلی پیشتر از غیبت امام دوازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هجری رواج داشته است. بطور قطع این حدیث هم در زمان امویان و در حمایت از مشروعیت ایشان و هم در زمان جنبش‌های ضد اموی برسر زبان‌ها بود (به‌گفته سید حسین مدرسی محدثان شیعه حتی حدیث دوازده خلیفه را حدیثی ضد شیعی می‌دانستند و آنرا «بایکوت» کرده‌بودند.) بنابرین هیچ‌کس نمی‌توانست ادّعا کند که این گفتار به هیچ عنوان نوشته امامیه در دوران پس از غیبت بوده باشد. در واقع هیچ شاهد مکتوبی از دهه‌های آخر سده سوم هجری وجود ندارد که نشان دهد این گفتار هیچ‌گاه توجه راویان شیعه حدیث را جلب کرده بوده یا کسی در جامعه شیعه فکر کرده باشد که این حدیث می‌توانسته مربوط به آنها بوده باشد. تا حدود سال ۲۹۵ هجری که شیعیان دنباله‌رو انتظار داشتند امامت تا آخرالزمان ادامه پیدا کند و تعداد امامان را بیش از این می‌دانستند، در ابتدا توجهی به این حدیث نمی‌کردند. شیعیان در این زمان متوجه «حدیث دوازده خلیفه» شدند. از این زمان بود که محدثان شیعه آنقدر حدیث در مورد دوازده بودن تعداد امامان یافتند که خود مبنای کتاب‌های مستقلی در این باب شد.ایتان کولبرگ با ذکر این مطلب که تمایل به عدد دوازده جایگاه ویژه‌ای در تمدن‌های باستانی داشته‌است می‌نویسد.احتمالاً روایات تورات و انجیل در مورد «دوازده قبیلهٔ بنی‌اسرائیل» و «دوازده حواریون عیسی»، ریشهٔ ترجیح اسلامی برای نسبت دادن عدد دوازده بر شمار رهبران بوده‌است. به عنوان مثال از واژه «نقبا» نه فقط برای ۱۲ قبیله بنی‌اسرائیل (اشاره شده در قرآن)، بلکه برای دوازده نمایندهٔ پیامبر در اهالی مدینه یا دوازده رهبری که قیام عباسیان علیه امویان را رهبری کردند نیز استفاده شده‌است. یا یکی از غلات شیعه به نام ابومنصور عجلی (اعدام در سال ۱۲۱/۷۳۸) خود را ششمین پیامبر از سلسله ۱۲ پیامبری معرفی کرد که آخرین آنها «قائم» خواهد بود.به هر حال اشارات زیادی در تورات و انجیل در حمایت از اینکه عدد دوازده، عدد مربوط به تعداد «مؤمنان برگزیده» است وجود دارد (هر چند به همین میزان، اشارات زیادی در مکاشفه یوحنا در حمایت اینکه عدد ۴ یا ۷ تعداد برگزیدگان است وجود

به نوشته ساشادینا دغدغهٔ اصلی بزرگان شیعه در این زمان اثبات وجود واقعی فرزند حسن عسکری و معرفی او به عنوان امام غایب به شیعیان بود. با کوشش‌های شماری از متکلمان و محدثان شیعه امامی مانند ابوسهل نوبختی (و. ۹۲۳ م.)، ابوجعفر ابن قبه (وفات حدود 319 ق.)، کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)، نعمانی و بخصوص ابن بابویه (و. ۳۸۱ ه.ق. / ۹۹۱ یا ۹۹۲ م.) اثر ارزنده او کمال الدین که معمار و تبیین کنندهٔ نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش امام غائب است، این هدف حاصل آمد.در این زمان کلینی در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی، که در خلال این دوره گردآورده‌بود، به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است.بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.به گفتهٔ عبدالعزیز ساشادینا در فاصله زمانی نوبختی و هنگامی که شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) مطالب خود را دربارهٔ امام دوازدهم ارائه داد، موضوع جانشینی حسن عسکری در بین شیعیان امامی جا افتاده بود.به هر شکل، تا سالهای پایانی غیبت صغری، مصادف با دهه سی و چهل قرن دهم میلادی اکثریت شیعه امامیه، امامت امام دوازدهم از نسل حسن عسکری را پذیرفته بودند.

به گفتهٔ سعید امیر ارجمند اعتقاد به غیبت در نزد شیعیان، در میان مجموعه عقایدی بود که از کیسانیه وارد شیعه شد. با این حال وی تأثیر واقفیّه (که بر امامت موسی کاظم توقف کردند) را در پذیرش ایده غیبت توسط شیعه امامیه مهم تر می‌داند. اولین نوشته های کلامی در زمینه غیبت را حدود سی سال پس از مرگ حسن عسکری و در آثار ابوسهل نوبختی و ابن قبه رازی می‌توان یافت. این دو که تمایلات معتزله داشتند به جای اتکا به احادیث راه حلی کلامی را برای نظریه غیبت بر گزیدند. ایده‌ای که در وضعیت بحران از نو واقفیان به عاریت گرفته‌شده‌بود.به نوشته پوناوالا آثار بجا مانده از آن زمان شیعه چنین می‌نمایاند که شیعیان در ابتدا پیش‌بینی نمی‌کردند که غیبت امام غایبشان مدت زیادی ادامه داشته‌باشد. اما زمانی که غیبت امام شیعیان طولانی شد و حجت بن حسن ظهور نکرد، شیعیان بتدریج امام پنهان را همان مهدی موعود پنداشتند. از حدود سال ۲۹۵ ه.ق./۹۰۸ م. بود که شیعیان متوجه شدند که اوضاع غیرعادی‌تر از چیزی است که در ابتدا می‌پنداشتند و امام حاضری در آینده نزدیک وجود نخواهد داشت و نیز پرسش در مورد تعداد قطعی امامان مورد بحث شیعیان قرار گرفته‌است. از این زمان است که حدیث‌هایی مبنی بر اینکه «تعداد امامان دوازده نفر می‌باشد» بر سر زبان‌ها افتاد.به نوشتهٔ ورنا کلم مرگ علی بن محمد سمری (329 ق.)، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دورهٔ غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها نهایتاً در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.در این زمان علمای شیعه با رویکرد کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.متکلمان از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.






دوران امامت و غیبت

دوره سفرا یا غیبت صغری

بنابر اعتقاد شیعه دوازده امامی، این دوره از مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق. (۸۷۴ م.) آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. (۹۴۱ م.) به طول انجامیده‌است. در این دوره، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب و آن هم در شرایط خاص با شیعیان تماس می‌گرفت. در طی دوران غیبت صغری، شیعیان از طریق این چهار نائب با مهدی در ارتباط بوده و درخواست‌ها و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند و پاسخ می‌گرفتند.

به نوشتهٔ ساشادینا و جاسم حسین، شبکهٔ وکلا در دوران امامان مسئول گردآوری خمس، زکات و سایر وجوهات شرعی شیعیان برای امامان بود. در شرایطی که چند امام آخر به‌شدت تحت نظارت و مراقبت بودند و امکان ارتباط مستقیم شیعیان با امامان وجود نداشت، عملاً اداره امور ساختار مرکزی جامعه شیعه بر عهدهٔ وکلا بود. در شرایط غیبت امام، وکلا سرپرستی و رهبری مجازی جامعه شیعه را در خصوص امور دینی و مالی برعهده گرفتند. جاسم حسین می گوید بتدریج رهبری شبکه وکلا تبدیل به تنها مرجعی شد که می توانست مشروعیت امام جدید را تعیین و اثبات کند. برای نمونه محمد جواد وصیت خود در خصوص نصب علی هادی به عنوان امام بعد را به رئیس شبکه وکلای خود گفت.به نوشتهٔ ساشادینا، در منابع اولیه از جمله کتاب‌های کلینی و ابن بابویه (شیخ صدوق)، به وکلا به طور عمومی اشاره شده و ابن بابویه چندین نفر را نام برده‌است که به گفتهٔ وی با مهدی در ارتباط بوده و سمت وکالت را بر عهده داشته‌اند بی‌آنکه کسی از آنها را به عنوان وکیل ویژه یا نائب خاص معین کند. اما بخصوص برخی از وکلا بطور نیابی خمس را از شیعیان می‌گرفته‌اند و عثمان بن سعید نیز یکی از وکلای حسن عسکری بود. ساشادینا از بررسی روایات ابن بابویه نتیجه می‌گیرد تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابت خاص در دوره‌های بعد برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است.

به نوشتهٔ ساشادینا، در شرایطی که جامعه شیعه پس از مرگ حسن عسکری دست کم به چهارده فرقه منشعب شده بودند، پذیرش نهایی این عقیده که حسن عسکری فرزندی داشته که امام آخر و دوازدهم شیعه است در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری رخ داد. این امر به رهبری محمد بن عثمان و شبکهٔ وکلای او در سراسر سرزمین‌های اسلامی و با کمک ابوسهل نوبختی، متکلم بزرگ شیعه، انجام شد. رابطهٔ نزدیک و دوستانهٔ ابوسهل با خاندان شیعهٔ بنی فرات که وزرای عباسیان بودند نیز پذیرش این امر را حتی در میان سایر مسلمانان تسهیل کرد. بدین ترتیب جامعه شیعه، حول اعتقاد به امامت حجت بن حسن و رهبری محمد بن عثمان مجدداً متحد شد.

به نوشته ورنا کلم از دیدگاه تاریخی اعتقاد به وجود «نواب اربعه» در آثار محدثان و علمای شیعهٔ چند دهه اول دوران موسوم به غیبت صغری به چشم نمی‌خورد. کلینی اشارات مبهمی به نامه‌هایی از امام زمان می‌کند که به دست شیعیان می‌رسیده‌است.حتی در کتاب التنبیه ابوسهل نوبختی —که بین سال‌های ۹۰۳ تا ۹۱۳ نوشته شده— به بحرانی در میان شیعیان اشاره شده‌است. ابوسهل می‌نویسد که تقریباً تمام یاران نزدیک حسن عسکری تا بیست سال بعد از مرگ او درگذشته‌اند. آنها کسانی بودند که ادعا می‌نمودند با امام غایب شیعه در ارتباط هستند و فرمان‌های او را به اطلاع شیعیان می‌رساندند. بعد از مرگ این افراد دیگر نشانی از امام برای شیعیان و اثباتی برای وجود او برای افرادی که دچار شبهه شده یا ناباوران وجود نداشت. در این زمان آنها تنها می‌توانستند به کمک تفسیر احادیث امامان پیشین شیعه، غیبت طولانی امام را توجیه نمایند. در نوشته‌های نویسندگان شیعه تا چند دههٔ بعد از این زمان، به تداوم فعالیت سفرا اشاره نشده‌است.

عنوان سفیر در ابتدا در کتاب الغیبه نعمانی به چشم خورد اما نام و تعداد این نایبان ذکر نشده‌بود. سپس ابن بابویه نام چهار نایب را در کمال‌الدین ثبت نمود و مبسوط‌ترین گزارش‌ها دربارهٔ فعالیت سفرا در کتاب الغیبه ابوجعفر طوسی آمده‌است. به نوشتهٔ ایتان کولبرگ، عمدهٔ این گزارش‌ها بر مبنای دو کتاب که اکنون در دسترس نیست می‌باشد: اخبار ابی العمر و ابی الجعفر العمریان اثر ابن برنیه کاتب و اخبار الوکاله الربعه نوشته احمد بن علی بن عباس بن روح صیرفی. به گفتهٔ کولبرگ در دانشنامهٔ اسلام، اعتقاد به سفرا در نزد خاندان نوبختی شکل گرفت.

ورنا کِلِمْ در دانشنامه ایرانیکا، چنین می‌نویسد که احتمالاً گسترش ایدهٔ نایبان چهارگانه توسط خاندان نوبختی در میان شیعیان انجام شده باشد. اطلاعات موجود در مورد دو نائب اول چنین می‌نمایاند که این دو پس از مرگشان به عنوان نائب خاص امام زمان شناخته شدند؛ زیرا نیابت باید از زمان مرگ حسن عسکری شروع می‌شد. در سطح شخصی باید گفت دو فامیل عمری و نوبختی با هم خویشاوند بودند. دختر ابن عمری، ام کلثوم با یکی از نوبختی‌ها ازدواج کرد و منشی حسین بن روح بود. لازم به ذکر است که به گفتهٔ ورنا کلم، نوهٔ ام کلثوم(ابن برنیه)، منبع اصلی کتاب‌های شیخ طوسی بود که برای اولین بار وجود چهار نائب خاص امام زمان را مطرح نمودند.




نواب اربعه

۱) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری

منابع شیعه اطلاعات کمی در مورد زندگی دو نایب اول امام زمان به دست می‌دهند. عثمان ادعا می‌نمود که فرزند حسن عسکری را به چشم دیده بود. او از وکیلان حسن عسکری و هادی بوده‌است. به اعتقاد کنونی شیعه، عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود، هر چند به گفته کِلِم چنین پیداست که تعیین وی به سمت واسطه امام دوازدهم به طور رسمی نبوده‌است.او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان حسن عسکری، عثمان پول از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری، مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.


۲) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید

محمد همراه پدرش عثمان بن سعید، وکالت حسن عسکری را بر عهده داشت. از دیدگاه کنونی شیعه، محمد چهل سال وکالت را عهده‌دار بود و طی این مدت وجوهات شیعیان را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.


۳) ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی

نکته مهم در مورد او این بود که بعد از ربع قرن٬ ارتباط رسمی با امام غائب از سر گرفته‌شد. اولین توقیعی که نوبختی در ۲۴ شوال ۳۰۵ هجری ارائه نمود٬ فرمانی بود که امام غائب در آن حسین بن روح را بعنوان نفر اول سلسله مراتب شیعه تائید می‌کرد.به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ ه.ق./ ۹۱۷ م. بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند.حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث، با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید.حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره‌مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.
در دوران حسین بن روح، ابوجعفر محمد بن علی الشلمغانی (اعدام شده در سال ۳۲۲/ ۹۳۳) دستیار حسین روح و مامور او در بغداد، ادعا کرد که او سفیر واقعی و برحق حسین بن روح است و البته پس از چندی بطور کلی قضیه وجود امام غایب را انکار کرد. همچنین منصور حلاج نیز از کسانی بود که به مخالفت با نیابت حسین بن روح پرداخت و هر دو خشم شیعیان آن زمان را بر انگیختند و با نفوذی که خاندان نوبختی داشتند، توسط دولت عباسی اعدام شدند.


۴) ابوالحسن علی بن محمد سمری (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)

از دیدگاه تاریخی، تنها در زمان خاندان نوبختی بود که نواب مورد پذیرش عموم شیعه بودند و کنترل شیعیان را در دست داشتند. در زمان علی بن محمد، این کنترل دوباره از بین رفت و مورد پذیرش عموم شیعیان نبود. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران موسوم به غیبت کبری شروع شد.
ساعت : 12:24 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page