گریت دین

گریت دین (به انگلیسی: Great Dane) از انواع اصلی سگ‌های نگهبان، که اصلیتی آلمانی دارد. در این سگ قدرت و نیرومندی و زیبایی توام مشاهده می‌شود. بر خلاف نامش اصلیت این نژاد آلمانی است و هیچ ربطی به دانمارک ندارد. استاندارد این سگ عبارتست از : حداقل قد در نرها ۸۰ و در ماده‌ها ۷۲ سانتی متر و وزن در حدود ۶۰ کیلوگرم.





گریت دین به رنگ‌های سیاه (یکدست بدون لکه سفید یا همراه با لکه‌های سفید در زیر گلو، جلو سینه و پاها) حنایی یا زرد طلایی (با پوزه و ناخن‌های سیاه) آبی فولادی، ابلق (سفید با لکه‌های سیاه) و مخلوط (زرد طلایی رو شن یا تیره، با رگه‌های سیاه پوست ) یافت می‌شود. در تمام انواع این نژاد پوشش بدن کوتاه، نرم، چسبنده و درخشان است. گریت دین اساسا سگی است ملایم، مهربان و صبور ولی چنانچه صاحبش مورد تهدید بیگانه قرار گیرد، چهره تهاجمی به خود می‌گیرد. این سگ در حال حاضر بیشتر جهت نگهبانی به کار گرفته می‌شود.





مقدمه

چه ازلحاظ ظاهروچه ازلحاظ ماهیت گریت دین یکی اززیباترین ومشهورترین انواع دربین سگهای عظیم الجثه‌است. نام این نژاد(البته درزبان انگلیسی) درواقع ترجمه ای است ازلغت قدیمی فرانسوی grand Danois به معنی دانمارکی بزرگ درسایرکشورها نیزاسامی دیگری براین نژاد نهاده شده‌است. Dogue alleman درفرانسه. Mastiff , German mastiff درانگلیس. Dogge درآلمان و dogue ,dogo درزبان لاتین همگی اشاره برسگ عظیم الجثه ای دارد با سری بزرگ به منظورجنگیدن یا شکار.

البته هیچ دلیل قابل قبولی برای ارتباط بین این نژاد ودانمارک وجود ندارد. به اعتقاد برخی ازمحققین درمقبره‌های مصریان ۳۰۰۰ سال قبل ازمیلاد تصاویرسگهایی وجود دارد که بسیارشبیه به گریت دین است. جانورشناسان عقیده دارند که نژادهای ماستیف ازآسیا منشا گرفته‌اند وبرخی عقیده دارند که نژاد Irish Wolfhound اجداد اصلی گریت دین می‌باشد وبرخی Old English Mastiff را دراین رابطه معتبرترمی دانند.

اما عقاید جدیدتربراین نظراست که گریت دین درواقع مخلوطی ازاین دونژاد قدیمی است.

البته این حرف بدین معنا نیست که گریت دین یک نژاد جدید است. این نژاد دارای قدمت ۴۰۰ ساله ویا بیشترازآن می باشد. با این وجود نظیرسایرنژادها تاریخچه واصلاح نژاد گریت دین به شکل مدرن واستاندارد ازاواخرقرن نوزدهم درآلمان شروع گردید وسپس به انگلیس وامریکا گسترش یافت .





مشخصات استاندارد گریت دین

ظاهرعمومی: گریت دین تلفیقی است ازظاهراشرافی وسلطنتی. اقتدار. نیرووزیبائی. با جثه ای بزرگ وقوی. ترکیب بدنی مناسب وبدنی عضلانی. این نژاد یکی ازانواع سگهای عظیم الجثه کاراست. اما آنچنان ازلحاظ ساختارکلی بدن متعادل است که هیچگاه زمخت به نظرنمی آید. یک گریت دین می بایست جسور. پرجرات ونترس ودرعین حال دارای رفتاری دوستانه باشد. این ویژگی‌های بدنی واخلاقی به گریت دین برتری خاصی نسبت به سایرنژادها بخشیده‌است.

سر: سردراین نژاد مستطیل شکل. طویل. تمایزیافته وخوش تراش است. هنگامی که ازبالا به جمجمه نگاه شود باید طرفین آن موازی وپلهای بینی درحد امکان پهن باشند. چشمها دارای اندازه متوسط. عمیق وتیره وبادامی شکل هستند.

گوشها: دارای اندازه وضخامت متوسطی است. درصورت اصلاح گوش اندازه آن می بایست درتناسب با اندازه سربوده وبه طوریکسانی حالت افراشته پیدا کنند.

بینی : می بایست سیاه باشد. به استثنا سگهای خاکستری رنگ که بینی درآنها خاکستری تیره‌است. بینی‌های صورتی رنگ قابل قبول نیستند.

دندانها: می بایست قوی با رشد مناسب تمیزوموقعیت‌های نرمال داشته باشد. دندانهای نیش پائین تماس مختصری با کف سطح داخلی دندانهای نیش بالا دارد.

گردن: محکم . روبه بالا. با انحنای مناسب. طویل وعضلانی است وتدریجا به سمت کتفها پهن می شود تا به اندازه پهنای شانه ها پهنا یابد.

سینه : پهن. عمیق وعضلانی است. پائین سینه تا حدآرنج‌ها وسعت دارد. دنده‌ها حالت ارتجاعی خوبی دارند. کفل می بایست پهن وشیب بسیارکمی داشته باشد.

دم : درقاعده پهن است وبه تدریج ازضخامت آن کاسته می‌شود وتا پس زانو ادامه می یابد. درزمان استراحت دم حالت افتاده دارد. درزمان هیجان یا دویدن کمی حالت افراشته پیدا می‌کند اما هیچگاه ازخط پشت بالاترقرارنمی گیرد. دم نباید شکل حلقوی یا قلاب مانند داشته باشد.

دستها : درنمای جانبی بایستی قوی وعضلانی باشند. ستیغ کتف قوی وشیب داراست ونسبت به بازو تقریبا عمودی واقع می شود. عضلات زیربغل نیزباید قوی باشند. ستیغ کتف وبازو باید طول برابری داشته باشند. آرنج می بایست کاملا درمیان حدفاصل جدوگاه وزمین قرارگیرد. پنجه‌ها می بایست گرد ومتراکم وانگشتان خمیده باشند بدون آنکه به خارج یا داخل چرخش وپیچ خوردگی داشته باشند. ناخن‌ها می بایست کوتاه. قوی ودرحد امکان تیره باشد.

پاها : می بایست قوی. پهن وعضلانی باشد وازناحیه پس زانوعمودی قرارگیرد. پنجه‌ها نیزباید گرد ومتراکم بوده وانگشتان حالت خمیده داشته باشند.

موها : موها می بایست کوتاه. ضخیم. تمیزوظاهرصاف وبراقی داشته باشد. رنگ ولکه‌ها: رنگ زمینه زرد طلائی است وهمیشه دارای خطوط راه راه مشکی با الگوی Chevron می باشد. داشتن یک نقاب مشکی نیزارجح است. پلکها وابروها می بایست سیاه باشند واین سیاهی ممکن است برروی گوش ونوک دم نیزدیده شود. لکه‌های سفید برروی سینه وپنجه‌ها رگه هایی با رنگهای نامطلوب قابل قبول نیستند.

رفتار: گریت دین سگی اصیل. جسوروشجاع با رفتاری دوستانه‌است. این سگ نباید ترسو ویا مهاجم باشد.

اندازه: سگهای نربه مراتب عضلانی تروقوی تربه نظرمی رسند. ازلحاظ نسبت بین طول وارتفاع گریت دین تقریبا مربع شکل می باشد. البته سگهای ماده باید کمی طویل ترباشند. ارتفاع سگهای نرازناحیه شانه نباید کمتراز۷۵ سانتی مترباشد وترجیحا این ارتفاع می بایست بیش از۸۰ سانتی مترباشد. این ارتفاع درمورد سگهای ماده نباید کمتراز۷۰ سانتی مترباشد. اما ترجیحا باید ارتفاعی بیش از۷۵ سانتی مترداشته باشند. سگ در وطن خود بنام ماستیف آلمانی شناخته می‌شود و در میان نژادهای مختلف سگ به مانند آپولو درمیان سایر خدایان یونان نسبت داده می شود. گریت دین در قرون وسطی برای شکار گراز نیز مورد استفاده قرار گرفته‌است.




پوشش: کوتاه، خشن و براق



رنگ: بلوطی، آبی و سیاه

خصوصیات ظاهری: سوراخهای بینی باز پهن و بزرگ، چشمهای دور از هم، گوشهای مثلثی، بدن بسیار عمیق، دم بلند که در انتها به طرف بالا تاب بر می دارد.




وزن، ارتفاع

وزن: در نرها : (۵۴-۹۰) ک.گ، در ماده‌ها : (۴۵-۵۹) ک.گ

ارتفاع: در نرها : (۷۶-۸۶) س.م، در ماده‌ها : (۷۱-۸۱) س.





نگهداری

نیازمند تمرین روزانه و برس کشیدن روزانه‌است. نکته ناراحت کننده در مورد این نژاد طول عمر کوتاه آن است که بین ۹-۸ سال است. و اصلا در خانه نباید نگهداری شود به فضای ازاد نیاز دارد. این حیوان به دلیل خلق و خوی اجتماعی و جسته بزرگی که دارد به هیچ عنوان در محیط خانه نگهداری نمی شود. این سگ باید در محیط باغی شکل زندگی و چند صاحب داشته باشد و با مردم رفت امد کند تا اجتماعی شود.




خصوصیات رفتاری

این سگ بزرگ نباید در خارج از خانه نگهداری شود بلکه باید به عنوان عضوی در خانواده مورد نگهداری قرار گیرد. سگی خوش رفتار، بازیگوش بوده و براحتی آماده یادگیری است.

گریت دین مشهورترین سگ عظیم الجثه‌است. ارتفاع سگهای نر۷۵ تا ۸۰ وگاهی حتی ۹۰ سانتیمتراست. ماده‌ها ارتفاعی بین ۷۵ تا ۸۰ سانتیمتردارند. این نژاد علی رغم بزرگی جثه اش ازترکیب بدنی متعادل ومناسبی برخورداراست بطوریکه جثه بزرگش نه تنها اززیبایی حیوان نمی کاهد بلکه برعکس جذابیت آنرا دوچندان می کند. ازمشخصات ظاهری آن می توان به چشمهای بادامی شکل وتیره وبینی سیاه وگردن محکم وروبه بالا که درنزدیکی کتف‌ها پهن می‌شود وسینه عمیق وعضلانی اشاره کرد.

گریت دین سگی اصیل وشجاع ومقتدر ونیرومند وزیبا وبا رفتاری دوستانه‌است. توله‌های وی درموقع تولد چندان بزرگ بنظرنمی رسند ولی بعد ازدوماه بسرعت رشد کرده وبتدریج هیکل آنها بزرگ وترسناک می شود. برخلاف قیافه ترسناکش سگی درنده وبد اخلاق نیست وبرعکس خیلی آرام ومهربان است. این نژاد کمتردرجنگ وجدال با سگهای دیگروارد می‌شود وبه هرچیزی که متعلق به صاحبش باشد علاقه پیدا می کند. سگهای نژاد گریت دین با کودکان بسیارمهربان بوده وازاین لحاظ کاملا قابل اعتمادند.





توضیحات

گریت دین نژادی است که اصالت، نجابت، نیرو و ذکاوت را در هم ادغام کرده.

یکی از بزرگترین سگهای دنیاست. موهایی زبر و خشن دارد. نگهداری از این نژاد بدلیل جثه بزرگ آن شرایط ویژه ای را طلب می کند. این نژاد به محیط بزرگتری برای زندگی و فعالیتهای بدنی نیاز دارد. میزان تغذیه و خوراک آنها نیز به مراتب از نژادهای دیگر بیشتر است. اصولاً چنانچه آموزش و تعلیم این سگها بدرستی صورت گیرد و سگهای مطیع و آرامی تربیت شوند، می توانند بعنوان سگهای خانگی نگهداری شوند. رنگ پوشش خارجی آن متغایر است و تقریباً به هر رنگی یافت می شوند. رنگ چشم‌ها معمولاً تیره می‌باشد اما گاهی اوقات به رنگ آبی نیز یافت می شود.




خلق وخو

گریت دین نژاد آرام، مهربان، شیرین و با محبت است. بازیگوش و مهربان با کودکان. همه را دوست دارد و ترجیح می دهد که همیشه در اطراف مردم باشد. پارس نمی کند مگر در شرایط خاص. سگی مسئول، باوفا و شجاع است. بدلیل جثه بزرگی که دارد باید از سنین پایین تر مورد آموزشهای لازم قرار گیرد تا بیاموزد که خود را به انسانها خصوصاً کودکان تکیه ندهد. معمولاً نرها با هم جنس خود کنار نمی آید اما اگر از دوران تولگی با سگهای دیگر بزرگ شود می تواند به راحتی با آنها کنار آید. آموزش دادن به آنها می تواند گاهی اوقات مشکل و دشوار گردد.





مشکلات سلامتی

این نژاد عمر کوتاهی دارد. در هنگام خرید باید از سلامت و بهداشت محیطی که توله‌ها در آن پرورش یافته‌اند اطمینان حاصل کرد. از جمله بیماریها می توان به مشکلات لگن، بیماریهای خونی، تومار، بیماری قلبی و عفونت دم اشاره کرد.

شرایط نگهداری می توان این نژاد را در آپارتمان نگهداری کرد به شرط آنکه اجازه فعالیت بدنی کافی در طول روز به آن داده شود. اصولاً یک حیاط بزرگ می تواند مکان مناسبی را برای زندگی آن فراهم نماید.





فعالیت بدنی

گریت دین به فعالیت زیاد نیاز دارد. حداقل فعالیت بدنی برای آن در طول روز پیاده روی‌های طولانی است.




طول عمر

بطور متوسط زیر ۱۰ سال عمر می‌کند اما بعضی از آنها می توانند تا سنین ۱۲-۱۳ سالگی زندگی کنند. اگر غذا خوب باشد.




آراستن

موی کوتاه آن برای آراستن مناسب می باشد. ریزش مو در این نژاد متوسط می باشد.

برس زدن روزانه کافی است. از آنجایی که شستن این سگ غول پیکر دشوار می‌باشد، بنابر این می توان او را فقط در مواقع ضروری استحمام کرد. ناخن هایش را بطور منظم کوتاه کنید.




تاریخچه

نام این نژاد در زبان انگلیسی ترجمه ایست از لغت قدیمی فرانسوی Grand Danois به معنی دانمارکی بزرگ. البته هیچ دلیل قابل قبولی برای ارتباط بین این نژاد و دانمارک وجود ندارد. به اعتقاد برخی از محققین در مقبره‌های مصریان سه هزار سال قبل از میلاد تصاویر سگهایی وجود دارد که بسیار شبیه به گریت دین است.

جانور شناسان عقیده دارند که نژاد تازی ایرلندی اجداد اصلی گریت دین می باشند و برخی Old English Mastiff را در این رابطه معتبر تر می دانند. اصلاح نژاد گریت دین از اواخر قرن نوزدهم ابتدا در آلمان و سپس در انگلیس و آمریکا گسترش یافت ‎




گروه

سگهای کاری





گرگی

گرگی حیوان دورگه‌ای ست که از جفت‌گیری سگ و گرگ پدید می‌آید. از آن‌جا که سگ اهلی (Canis lupus familiaris) بر پایهٔ آخرین طبقه‌بندی‌های علمی زیرگونه‌ای از گونهٔ گرگ خاکستری (Canis lupus) به شمار می‌رود، می‌توان آن را نژادی از سگ نیز به شمار آورد. با توجه به اینکه نسل تمامی سگ‌ها به زیرگونه‌هایی از گرگ می‌رسد، گرگی، سگی است که خون گرگ را از ۵ جد نزدیک خود به ارث برده باشد. نام‌های فارسی دیگر این جانور «گرگ سگ» و سَگگُرگ است.

بیشترین جمعیت گرگی‌ها در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند. شمار گرگی‌ها در این کشور در سال ۱۹۹۸ حدود ۳۰۰ هزار برآورد شده که برخی منابع آن را تا ۵۰۰ هزار بالا می‌برند. برای تولید گرگی معمولاً گرگ خاکستری را با سگی از نژادهای گرگ‌مانند (مثل ژرمن شپرد یا سیبرین هاسکی یا مالاموت آلاسکایی) جفت می‌کنند.

از آن‌جا که ساختار ژنی گرگی ترکیبی از آن ِ سگ و آن ِ گرگ است، ویژگی‌های جسمی و رفتاری‌اش ممکن است به هر یک از آن‌ها شبیه شود و چندان قابل پیش‌بینی نیست.





در حیات وحش

دورگه شدن گرگ و سگ به‌طور طبیعی و در حیات وحش نیز دیده می‌شود. این وضعیت بیشتر در نواحی نزدیک به سکونت‌گاه‌های انسانی اتفاق می‌افتد که تراکم جمعیتی گرگ‌ها کم و آن ِ سگ‌ها زیاد است. البته مواردی نیز از حضور گرگی‌ها در مناطقی با تراکم جمعیتی مناسب گرگ در شوروی سابق مشاهده شده‌است. بسیاری از موارد حملات گرگ‌های بزرگ به انسان‌ها که رفتار تهاجمی غیرمتعارفی نسبت به انسان‌ها داشته‌اند ممکن است مربوط به گرگی‌ها باشد و در اینصورت خطرناک هستند. در اروپا تداخل ژنتیکی سگ‌ها و گرگ‌ها یکی از عوامل تهدید بقای گله‌های کوچک گرگ در این قاره است که در خطر شدید انقراض قرار دارند.
گرگی در کشورهای مسلمان‌نشین

اداره دامپزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران هم نژادی از گرگی به نام قوچک تولید کرده‌است'.





گلدن رتریور

گُلدِن رِتریوِر (به انگلیسی: Golden retriever) نژادی از سگ است از گونه سگهای ورزشی از مشخصه‌های اخلاقی این نژاد می‌توان به جذابیت، مهربانی و هوش و استعداد بالا اشاره کرد. این نژاد از نظر ظاهری دارای جثه متوسط و در رنگ‌های گوناگون از جمله کرم و طلائی یافت می‌شود.

گلدن رتریور سگی باهوش، زیبا و اجتماعی است. دارای جثه متوسط می‌باشد و به رنگهای کرم و طلایی یافت می‌شود ( رنگ موی قرمز و سرخ قابل قبول نمی‌باشد). لایه بیرونی پوشش ضد آب و لایه زیرین انبوه و پر پشت است. دارای سر پهن و عضلانی و دندانهای منظم می‌باشد. بینی سیاه دارد و چشم‌های مهربانش به رنگ قهوه‌ای و مشکی یافت می‌شود. گوشهایی به اندازه متوسط، گردنی ماهیچه‌ای و سینه‌ای فراخ دارد. دمش بلند است اما هرگز بصورت فر خورده نمی‌باشد.





خلق وخو

گلدن رتریور سگی جذاب، پر محبت، باهوش و با استعداد آموختن فراوان است. همیشه مهربان است و رفتار خیلی آرامی با کودکان دارد. سگهایی باوفا، شیرین و مشتاق برای خشنود کردن صاحبانشان هستند. گلدن رتریور فعال و پر محبت و به طور خلاصه سگ مناسبی برای اعضای خانواده‌است. آموزش دادن به او سرگرم کننده خواهد بود. با غریبه‌ها و سایر سگها رفتاری دوستانه دارد و خوی تهاجمی ندارد. گلدن رتریور دیدبان خوبی است و ورود غریبه‌ها را با عوعو کردن اطلاع می‌دهد. در اطراف انسانها بودن او را خوشحال نگاه می‌دارد و نباید او را برای مدت زیادی تنها رها کرد. گلدن رتریور نام خود را از باز آوردن شکار برای شکارچی کسب کرده‌است، همچنین قابل ذکر است که این سگ شناگر بسیار ماهری می‌باشد.
وزن و ارتفاع

وزن: در نرها : (۲۷-۳۶) ک.گ، در ماده‌ها : (۲۵-۳۲) ک.گ

ارتفاع: در نرها : (۵۶-۶۱) س.م، در ماده‌ها : (۵۱-۵۶) س.م






مشکلات سلامتی

مستعد برای بیماریهای لگن و همچنین عفونت چشمی است. مشکلات و نارسائی‌های قلبی و همچنین آلرژی پوست در این نژاد شایع است که در صورت مشاهده باید سریعاً به دامپزشک مراجعه کرد.

شرایط این نژاد برای زندگی لیت بدنی داشته باشد. در داخل خانه پر تحرک است و یک حیاط متوسط یا بزرگ می‌تواند مکان مناسبی را برایش فراهم کند.





فعالیت بدنی

گلدن رتریور به فعالیت و ورزش روزانه نیاز دارد و اکثراً علاقه دارد که توپ یا اسباب بازیهای پرتاب شده را باز بیاورد. بنابراین ورزش دادن او چندان سخت نخواهد بود.






لابرادور رتریور

توله شکاری لابرادوری یک سگ کوچک با بدنی سفت و محکم است که شکار کشته شده را می‌یابد. همچنین از این توله‌های کانادایی به عنوان سگ‌های ورزشی نیز استفاده می‌شود.

این توله شکاری به طور تقریبی ۲۳ اینچ (۵۹ سانتیمتر) ارتفاع و ۵۵ تا ۸۰ پوند (۲۵ تا ۳۶ کیلوگرم) وزن دارد. توله‌ها سیاه یا زرد هستند. اغلب اوقات یک توله زرد رنگ در میان توله‌های متولد شده سیاه ظاهر می‌شود.






لهاسا آپسو
لهاسا آپسو سگی است از گونه سگ‌های غیر ورزشی، با قدی کوتاه و موهای بلند و لطیف.





تاریخچه
موطن اصلی لَهاسا آپسو تبت می‌باشد. این سگ نام خود را از شهر لَهاسا کسب کرده‌است. برای ۲۰۰۰ سال این نژاد تنها در تبت و توسط مردان مقدس در معابد پرورش می‌یافت. آنها اعتقاد داشتند که روح صاحب لَهاسا آپسو پس از مرگ به درون بدن این سگ منتقل می‌شود. آنها همچنین معتقد بودند که این سگ خوش یمنی را به زندگی صاحبش می‌برد. بعدها مردان حکومتی تبت آنرا بعنوان تحفه به دیپلمات‌های خارجی هدیه کردند. این نژاد برای اولین بار در سال ۱۹۲۰ در انگلستان به نمایش درآمد.





خصوصیات بارز ظاهری

لَهاسا آپسو دارای پوشش بسیار بلند و مضاعف می‌باشد که از دو سوی بدنش به سطح زمین می‌رسد. به رنگهای طلایی، کرم، عسلی، دودی و چند رنگ یافت می‌شود. موها صاف، بلند و سنگین می‌باشد و حالت ابریشمی ندارد. دارای چشمهای تیره و فرو رفته‌است. گردنش توسط موهای بلندی پوشیده شده، دم پرپشت و فر خورده دارد.

وزن در نرها: (۵-۶) ک.گ، در ماده‌ها: (۵-۶) ک.گ
ارتفاع در نرها: (۲۵-۲۸) س.م، در ماده‌ها مقداری کوتاه تر می‌باشد.

همچنین عمری بین ۱۵ تا ۱۸ سال دارد.





خصوصیات بارز اخلاقی

سگی سرسخت، باهوش و سر زنده‌است که رفتار دوستانه‌ای دارد.




ماستیف

ماستیف (به انگلیسی: MASTIFF) از انواع سگ‌های نگهبان به شمار می رود.منشا این سگ کشور انگلستان است. از نظر ویژگی‌های ظاهری دارای مویی کوتاه و بدنی قوی و عضلانی و سنگین می باشد. با وجود این به عنوان سگ نگهبان و سگ ورزشی مناسب می باشد. سر این حیوان عریض و چند ضلعی بوده، پوزه کوتاه است. گوش‌ها کوچک و آویزان می‌باشد اما نباید گوش‌های آن‌ها را قطع کرد . دم این سگ بلند است . این سگ به ورزش و تحرک زیادی نیاز دارد. این سگ‌ها دارای رنگ‌های زرد، نقرهای و حنایی می‌باشد اما در تمام موارد پوزه، گوش‌ها و بینی سیاه می باشد. ارتفاع سگ نر ۷۵ سانتی متر و وزن آن ۷۵ کیلوگرم میباشد.




مالاموت
مالاموت آلاسکایی (به انگلیسی: Alaskan Malamute) نام نژاد قدرتمند و بسیار باهوش سگ است، مالاموت یکی از نژاد‌های قدیمی سگ است و در ایران به ندرت معامله می‌شود، مالاموت در ایران بیشتر با نام هاسکی خرید و فروش می‌شود علت این عمل شباهت بسیار زیاد این نژاد با نژاد شناخته شده هاسکی است لازم به ذکر است که شباهت‌های بسیاری با چند نژاد دیگر نیز دارد اما هاسکی دارای محبوبیت و کمیت بیشتری است.





مشخصات ظاهری

مالاموت بسیار زیبا و با جذبه است و دارای دم پر پشت است، بدن این نژاد پوشیده شده از مو است، این سگ در رنگ‌های سفید، سفید و خاسکتری، سفید و مشکی، سفید و قرمز یافت می‌شود. در جنس نر وزن این حیوان ۳۷-۴۰ کیلو گرم و در جنس ماده ۳۳-۳۹ کیلو گرم می‌باشد. اندازه این نژاد در جنس نر حدوداً ۶۰ سانتی متر و در جنس ماده حدوداً ۵۵ سانتی متر است.





خلق و خو

این نژاد بسیار پر جنب و جوش و بازیگوش است و نمی‌تواند ساعات بسیاری را در خانه تنها بماند، در صورتی که در خانه تنها باشد می‌تواند خسارت بسیار زیادی به شما بزند، عاشق بازی کردن است، این سگ اصلاً برای دیده بانی خوب نیست زیرا که بسیار سگ ارامی است، عاشق خانواده‌ای هست که در آن بزرگ می‌شود، هنگامی که صدایی از خودش در میاورد بیشتر شبیه به صدای گرگ است تا صدای واق واق سگ.





نگهداری

هر چند افراد بسیار زیادی تمایل به داشتن این نژاد در خانه خود دارند اما باید چند نکته را رعایت کنند

مالاموت بسیار پر فعالیت است و شما به یک حیاط برای نگهداریش احتیاج دارید.
مالاموت نیز مانند هاسکی علاقهٔ فراوانی به حفر زمین دارد پس مراقب باغچه‌های خود باشید.
مالاموت سگی است برای نواحی سرد سیر و اگر می‌خواهید او را در تابستان در حیاط خانه خود نگهداری کنید حتماً یک محیط خنک و مقداری آب خنک برایش فراهم کنید.
مالاموت بسیار دوست دارد در منطقه‌ای که شما به عنوان قلمرو برای او انتخاب می‌کنید قدم بزند و بازی کند.





تاریخچه
اسم مالاموت از اسم Mahlemuts (قبیله‌ای در قطب شمال) منشا گرفته است، قبیله mahlemuts برای اولین بار شروع به پرورش این سگ کرده‌اند، از مالاموت‌ها برای کشیدن بار‌های سنگین و همچنین کشیدن سورتمه استفاده میشده کمترین تعداد مالاموت مورد نیاز برای کشیدن بار‌های سنگین ۴ تا بوده استوجود این سگ به ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد





مینیاتور پینچر
مینیاتور پینچِر سگی است از گروه سگ‌های عروسکی دارای موهای کوتاه و صاف، سگی است کوچک و بازیگوش و نیاز به مراقبت نسبتا زیادی دارد.




تاریخچه

بر خلاف اعتقاد عمومی مردم جد مینیاتور پینچِر نژاد دابِرمَن نمی‌باشد و در حقیقت قدمت مینیاتور پینچِر بیشتر از دابِرمَن است. موطن این نژاد آلمان می‌باشد و اجداد او را تریرها و German Pinscher تشکیل می‌دهند. این نژاد برای کنترل جمعیت و شکار موشها خصوصاً در اسطبل‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت. همچنین ممکن است نژا Italian Greyhound در به وجود آمدن این سگ کوچک و پر سرعت دخیل باشد. کلمه Pinscher در زبان آلمانی به معنای تریر می‌باشد.



خصوصیات بارز ظاهری

مینیاتور پینچِر سگی است با جثه کوچک، عضلانی و پوشش نرم و براق. پاهای جلویی صاف، پنجه‌ها کوچک و شبیه به پنجه گربه می‌باشد. ماهیچه‌ها قدرتمند و به تناسب خوبی در مقایسه با بدن سگ قرار دارد. دارای دندانهای منظم و چشمان تیره و براق است. پوشش خارجی کوتاه مینیاتور پینچِر به رنگهای قرمز، مشکی، سرخ و شکلاتی یافت می‌شود.

وزن در نرها: (۴-۵) ک.گ، در ماده ها: (۴) ک.گ

ارتفاع در نرها: (۲۵-۳۰) س.م، در ماده ها: (۲۵-۲۸) س.م

عمر متوسط این نژاد معمولاً ۱۵ سال یا بیشتر است.




خصوصیات بارز اخلاقی

مینیاتور پینچِر سگی کوچک، سرسخت و بسیار وابسته می‌باشد. این نژاد مغرور و شجاع علاقه زیادی به عوعو کردن دارد. نسبت به صاحبش با وفا، هوشیار و پر انرژی است. بسیار شجاع و سرزنده و بطور کلی خصوصیات نژادهای بزرگ را در یک جثه کوچک دارا می‌باشد. نسبت به کودکان و دیگر حیوانات کوچک رفتار آرامی دارد، به غریبه‌ها خو نمی‌گیرد و مطیع و باهوش است.






ولش کورگی

ولش کرگی (به انگلیسی: Welsh Corgi) نژادی از سگ است از گونه سگهای چوپان. از مشخصه‌های اخلاقی این نژاد می‌توان به سرسختی، فداکاری و هوش آن اشاره کرد. این نژاد از نظر ظاهری دارای جثه دراز با گوشهای برافراشته و در رنگهای مختلف یافت می‌شود.







یورکشایر تریر

یورک شایر تریر (به انگلیسی: YORKSHIRE TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است.این سگ حیوانی سرزنده و دوست داشتنی است که از هوش بالایی برخوردار است. سگ شکاری و نیرومندی می باشد. برای آپارتمان نشینهایی که می توانند در روز حداقل یک ساعت به نظافت سگ اختصاص دهند مناسب می باشد. از نظر ویژگی‌های ظاهری، دارای موهای بلند ابریشمی می باشند که به رنگ آبی فولادی است و از نوک بینی تا انتهای دم سگ را می پوشاند. موها در قسمت سینه و سر و پاهای سگ به رنگ طلایی سیر دبده می شود. گوش این حیوان کوچک و به شکل V است که تیز بوده، با موهای خرمایی سیر پوشیده شده است. وزن این سگ‌ها تا حدود 3 کیلوگرم می رسد. دم این سگ‌ها را باید از نیمه قطع نمود.
10:26 am
اختلافات شیعیان در مورد وجود فرزند حسن عسکری


سالهای امامت

حسن عسکری طی سال های امامت خود در سامرا تحت محدودیت های اعمال شده از سوی خلیفه عباسی می زیست. وی زیر نظر جاسوسان معتمد عباسی بود و لذا نمی توانست با شیعیان ارتباط آزادانه داشته باشد و تنها خواص اصحابش با وی شخصاً ارتباط داشتند. وی در سال 260 ه.ق. بیمار شد. معتمد چند نفر مراقب به همراه پزشک و قاضی القضات را بر بالین وی فرستاد.





نهایتاً وی در اثر این بیماری در 8 ربیع‌الاول آن سال مقارن با اول ژانویه 874 درگذشت. معتمد، ابوعیسی فرزند متوکل را فرستاد تا بر وی نماز گزارد. او پس از انجام مراسم در منزلش دفن شد. بنا بر روایت شیخ طوسی عثمان بن سعید در طول بیماری حسن عسکری بر بالین وی بود و مراسم غسل و به خاک سپاری را وی به جا آورد. بدین ترتیب طبق مآخذ قدیم امامیه حسن عسکری آشکارا پسرش را معرفی ننمود و جانشینی را به طور علنی معرفی نکرد. بدین ترتیب امامیه که معتقد بودند زمین نمی‌تواند از حجت خدا خالی باشد و امام بعدی با وصایت توسط امام قبلی معرفی می شود دچار حیرت شدند و به فرقه های متعدد منشعب گشتند.

از سوی دیگر به نوشته مدرسی در زمان امامت حسن عسکری بر شیعیان، امامت وی توسط برادرش جعفر به چالش کشیده شد و منجر به اوج گیری اختلاف، دشمنی، نفرت و خصومت بین دو برادر و یاران آنها گردید. دشمنی‌هایی که حتی به خشونت کشیده شد و شدیدترین تبلیغات منفی دو طرف علیه همدیگر را به دنبال داشت. فوت حسن عسکری بدون فرزند و بدون برادر دیگری جز جعفر، امامیه را دچار بزرگترین مشکل عقیدتی نمود که تا به حال تجربه کرده‌بود. واضح بود که یاران نزدیک حسن عسکری تمایلی به برگشت به سوی جعفر پس از تمام ماجراها و دشمنی‌های زمان حسن عسکری نداشتند.به نوشته جاسم حسین عده ای از شیعیان با تفاسیر متعدد به امامت جعفر گرویدند. گروهی با رویکرد و ادله ای مشابه افطحیه معتقد بودند امامت از حسن عسکری به برادرش جعفر رسیده است. این گروه بیشتر در میان متکلمان بخصوص در کوفه رواج داشت. رهبر آنان علی بن الطلح یا الطلحی خزاز از متکلمان مشهور افطحیه بود همچنین ممکن است خانواده علمی افطحی مذهب بنوفضال به ویژه احمد بن حسن (ف. 260) و برادرش علی بن حسن (ف. 270) به این آیین گرویده باشند. گروه دیگر از اساس منکر امامت حسن عسکری بودند و پیش از درگذشت وی هم معنقد بودند علی هادی، جعفر را به امامت برگزیده است و علی بن محمد بن بشار از رهبران آن بود و موفق شد برخی از معتقدان به امامت حسن عسکری را نیز پس از درگذشت وی جذب کند. اما جعفر خود مدعی بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن علی هادی به وی رسیده است.




اختلاف بین جعفر و مادر حسن عسکری

بین جعفر و مادر حسن عسکری بر میراث وی اختلافی بروز کرد که توسط مدرسی و جاسم حسین به دو شکل متفاوت تبیین شده است. مدرسی می گوید مادر حسن عسکری، حُدَیث، در نقطهٔ مقابل ادعا کرد که فرزند حسن عسکری هنوز به دنیا نیامده اما کنیزی به نام صغیل از حسن حامله‌است. این ادعا صرفاً برای آن بود که دست جعفر برادر حسن عسکری از ارث کوتاه شود؛ زیرا در صورت فرزنددار بودن حسن، برطبق فقه اهل سنت میراث حسن عسکری تنها به مادر او تعلق می‌گرفت. این ادعا به جایی نرسید و کنیز تا چندین سال تحت نظر بود و فرزندی به دنیا نیاورد. بزرگان شیعه و یاران نزدیک حسن عسکری نیز بعضی جانب جعفر را گرفتند و عده‌ای جانب مادر حسن عسکری را. اما جاسم حسین می گوید طبق روایت شیخ مفید حسن عسکری وصیت نامه ای تنظیم کرد و تمام دارایی خود را به مادرش بخشید. حُدَیث پس از دریافت خبر درگذشت وی از مدینه به سامرا آمد اما تمام اموال تحت سیطره عباسیان درآمده بود و جعفر نیز بر حق خود بر از ارث اصرار داشت. حدیث با استناد به فقه امامیه گفت حسن عسکری وی را وارث خود قرار داده و جعفر حقی درآن ندارد. پس از آنکه محقق شد ثقیل آبستن نبوده قاضی به نفع حدیث رأی داد اما میراث بر خلاف فقه امامیه نصف شد.

به نوشته جاسم حسین، ابوسهل نوبختی روایت می کند اصحاب سر حسن عسکری که احادیث وی را روایت می کردند و نایبان او بودند پس از درگذشت وی متفق‌القول بودند او از خود پسری برجا گذاشته که امام است. آنان شیعیان را از پرسیدن نام او و افشای وجودش برای دشمنان منع می کردند. همچنین طبق گزارش های شیخ صدوق، شیخ طوسی و رجال نجاشی حسن عسکری پیش از فوت پسر خود را به عنوان جانشین به چهل تن از اصحاب نزدیکش معرفی کرده و به آنها دستور داده درطول غیبت وی از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان اطاعت کنند. بخش بزرگتری از شیعیان این نظر را پذیرفتند هر چند در بدو امر در خصوص زمان تولد، نام وی و اینکه آیا وی مهدی قائم است یا خیر اختلاف داشتند. ما به نوشته مدرسی تا زمان مرگ حسن عسکری صحبتی از فرزند وی به میان نبود و حسن عسکری نیز در وصیتش تنها از مادرش نام برده بود. پس از مرگ او، اصحاب نزدیکش به رهبری عثمان بن سعید عمری، این مسأله را اعلام کردند که حسن عسکری پسری می‌داشته که جانشین مشروع امامت است. طبق گفته عمری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود چرا که بیم آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. در مقابل، فاطمه (خواهر حسن عسکری) و جعفر (برادر حسن عسکری) اعلام کردند که فرزندی از امام شیعه به دنیا نیامده‌است. حکیمه، عمه حسن عسکری، نیز به وجود فرزندی از حسن عسکری معتقد بود (در روایتی خود شاهد بدنیا آمدن بوده‌است؛ اما در روایتی دیگر از او نقل شده که خود تولد فرزند حسن را ندیده‌است بلکه از نامه‌ای که حسن به مادرش نوشته بود از تولد این فرزند آگاه





فرزند غایب

به نوشته مدرسی در این زمان، نایبان امام در گذشته (امام یازدهم)، اصرار در نگاه داشتن این اعتقاد بودند که فرزندی از عسکری در غیبت هست که به فرمان خدا قیام خواهد نمود. معتقدان این این ایده در آماج حمله همه جناح‌ها بودند و مورد مخالفت شدید قرار می‌گرفتند. عباسیان مخصوصاً نگران جانشین موعود عسکری در غیبت بودند. معتمد به این دلیل دستور داد خانه امام را بگردند (همه اتاق‌ها را پس از جستجو قفل می‌کردند). تلاش‌هایی صورت گرفت تا معلوم شود آیا امام از خود فرزندی باقی گذشته است یا خیر و ماماهایی در حرم امام گماشته شدند تا هر گونه حاملگی را تشخیص دهند. یکی از کنیزان که مشکوک به حاملگی بود در قرنطینه‌ای در یک خانه مخصوص تحت مراقبت قرار گرفت. در موردی دیگر، همسر عسکری به نام صیقل زندانی شد که چرا محل اختفای پسرش را نمی‌گوید. این شرایط تا زمانی که خلیفه درگیر ناآرامی‌های سیاسی شد که توسط صاحب الزنج و حاکمان استانهای ایران، مصر و سوریه ایجاد شده بودند ادامه یافت. عباسیان همچنین جعفر، برادر عسکری و مدعی جایگاه امامت را مورد حمایت قرار دادند تا در خانواده امام نزاعی برقرار کند. منابع شیعه جعفر را شخصی دنیا دوست و لذت جو معرفی می‌کنند که برای امام شدن از اهرم‌های فشار مختلفی (در هنگام خلافت معتمد) استفاده نمود و بیشتر از یک بار سعی در بدنامی کسانی نمود که اعتقاد به امامت فرزند غایب عسکری داشتند.

بیشتر وکلای محلی که تا پیش از فوت امام شیعه مسئولیت برقراری ارتباط بین شیعیان و امامان و جمع‌آوری خمس و وجوهات شرعی برای شیعیان را برعهده داشتند، گفتهٔ عثمان بن سعید را تایید کردند. اما بعضی شک خود را در مورد وجود چنین فرزندی ابراز نمودند. در این میان عثمان بن سعید از سامرا به بغداد مهاجرت کرد. عثمان آن دسته از وکلا که به او وفادار بودند را در سمت خود نگه داشت و آنان به نیابت امام و نیز جمع‌آوری وجوهات شرعی برای امامی که تولدش را وعده داده بودند، ادامه دادند.بگفتهٔ حسین مدرسی، اکثریت شیعیان در شهرهای متفاوتی از ایران، به‌خصوص قم وضع موجود را پذیرفتند و به پرداخت وجوهات به نائبان ادامه‌دادند. اما عراق و کوفه وضع متفاوتی داشت. بسیاری یا شاید حتی اکثریت شیعیان، امامت جعفر را پذیرفتند. بزرگان و متکلمانی از شیعه مانند علی بن حسن بن فضال، برجسته‌ترین روحانی شیعه در کوفه، از این جمله بودند. اما جعفر نیز مدت زیادی عمر نکرد و چند سالی پس از فوت برادرش حسن عسکری (۲۷۱ ق.) درگذشت.در این میان عثمان بن سعید در بغداد تا زمان مرگ (حدوداً بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ ق) به اداره دستگاه امامت ادامه داد. او اصرار داشت که در تماس مستقیم با فرزند حسن عسکری است.




تاریخچه اعتقاد به امام دوازدهم و غیبت

یک دیدگاه رایج در میان پژوهندگان تاریخ تشیع آن است که باور به تعداد ائمه (دوازده امام) و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است، بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافته‌است. در مقابل جاسم حسین می گوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از سال 260 ق. مطرح بوده است.

در خصوص روند شکل‌گیری اعتقادات شیعه دوازده امامی، به گفتهٔ امیرمعزی، منابع دورهٔ حیرت، بحران عمیقی را نشان می‌دهد. بررسی منابع این دوران شک و ابهام عمیق شیعیان در مورد تعداد امام‌های شیعه و حتی موضوع غیبت را نشان می‌دهد. ابوجعفر برقی (وفات ۲۸۰ ق /۸۸۷ یا ۸۹۳ میلادی)، در فصل اول کتابش، که اختصاص به تفسیرهای مختلف از اعداد دارد، به اعداد ۳ تا ۱۰ می‌پردازد، اما در مورد عدد ۱۲ چیزی نمی‌گوید. یا هم عصر او صفار قمی (۲۹۰ ه.ق. / ۹۰۲ م.) در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش، در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند و هیچ اشاره‌ای به غیبت نمی‌کند.چند دهه بعد ابن‌بابویه (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.)، معروف به شیخ صدوق، احادیثی زیادی در مورد عدد دوازده و در میان آن در مورد دوازده امام نقل می‌کند. ایتان کولبرگ نیز آثار نویسندگان امامیهٔ هم عصر وفات حسن عسکری (مثال ابن برقی و صفار قمی) را بررسی می‌کند و چنین بیان می‌کند که «نبود عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معنا می‌باشد که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود.» به نوشته امیرمعزی برای اولین بار اشاره به دو غیبت امام دوازده را در آثار ابوسهل نوبختی می‌بینیم که به قول او دومی از اولی سخت‌تر است. از او دو نظریه در مورد امام غایب در منابع متاخر ذکر شده‌است. یکی اینکه امام دوازدهم مرده‌است و فرزند او از دیدگان پنهان شده‌است و امامت از این فرزند به فرزند بعدی منتقل می‌شود تا زمانی که امام خود را بر مسلمانان علنی نماید. دیگر آنکه وجود او بصورتی روحانی باقی‌مانده‌است. به نوشتهٔ امیرمعزی هیچکدام از این دو تئوری در اعتقادات متاخرتر شیعه ادامه پیدا نکرده‌است.به گفته وی تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد. پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه شد. در مقدمهٔ کتاب الغیبة (تألیف حدود ۳۳۳ تا ۳۴۲ ق.) به قلم ابن ابی زینب نعمانی (وفات ۳۶۰ ق.) ، نویسنده تأسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه (شیخ صدوق) مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سؤالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.

در این زمان محدثان شیعه سعی در اثبات وجود امام شیعه و برطرف کردن شک موجود در میان شیعیان نمودند.به نوشته مدرسی از راویان سنّی حدیث، گفتاری منسوب به پیامبر رسیده است که بر اساس آن دوازده خلیفه پس از او خواهند بود که همگی از قبیله قریش هستند (و اینکه پس از این دوازده خلیفه هرج و مرج بر جامعه حکمفرما خواهد بود). این گفتار خیلی پیشتر از غیبت امام دوازدهم شیعیان در سال ۲۶۰ هجری رواج داشته است. بطور قطع این حدیث هم در زمان امویان و در حمایت از مشروعیت ایشان و هم در زمان جنبش‌های ضد اموی برسر زبان‌ها بود (به‌گفته سید حسین مدرسی محدثان شیعه حتی حدیث دوازده خلیفه را حدیثی ضد شیعی می‌دانستند و آنرا «بایکوت» کرده‌بودند.) بنابرین هیچ‌کس نمی‌توانست ادّعا کند که این گفتار به هیچ عنوان نوشته امامیه در دوران پس از غیبت بوده باشد. در واقع هیچ شاهد مکتوبی از دهه‌های آخر سده سوم هجری وجود ندارد که نشان دهد این گفتار هیچ‌گاه توجه راویان شیعه حدیث را جلب کرده بوده یا کسی در جامعه شیعه فکر کرده باشد که این حدیث می‌توانسته مربوط به آنها بوده باشد. تا حدود سال ۲۹۵ هجری که شیعیان دنباله‌رو انتظار داشتند امامت تا آخرالزمان ادامه پیدا کند و تعداد امامان را بیش از این می‌دانستند، در ابتدا توجهی به این حدیث نمی‌کردند. شیعیان در این زمان متوجه «حدیث دوازده خلیفه» شدند. از این زمان بود که محدثان شیعه آنقدر حدیث در مورد دوازده بودن تعداد امامان یافتند که خود مبنای کتاب‌های مستقلی در این باب شد.ایتان کولبرگ با ذکر این مطلب که تمایل به عدد دوازده جایگاه ویژه‌ای در تمدن‌های باستانی داشته‌است می‌نویسد.احتمالاً روایات تورات و انجیل در مورد «دوازده قبیلهٔ بنی‌اسرائیل» و «دوازده حواریون عیسی»، ریشهٔ ترجیح اسلامی برای نسبت دادن عدد دوازده بر شمار رهبران بوده‌است. به عنوان مثال از واژه «نقبا» نه فقط برای ۱۲ قبیله بنی‌اسرائیل (اشاره شده در قرآن)، بلکه برای دوازده نمایندهٔ پیامبر در اهالی مدینه یا دوازده رهبری که قیام عباسیان علیه امویان را رهبری کردند نیز استفاده شده‌است. یا یکی از غلات شیعه به نام ابومنصور عجلی (اعدام در سال ۱۲۱/۷۳۸) خود را ششمین پیامبر از سلسله ۱۲ پیامبری معرفی کرد که آخرین آنها «قائم» خواهد بود.به هر حال اشارات زیادی در تورات و انجیل در حمایت از اینکه عدد دوازده، عدد مربوط به تعداد «مؤمنان برگزیده» است وجود دارد (هر چند به همین میزان، اشارات زیادی در مکاشفه یوحنا در حمایت اینکه عدد ۴ یا ۷ تعداد برگزیدگان است وجود

به نوشته ساشادینا دغدغهٔ اصلی بزرگان شیعه در این زمان اثبات وجود واقعی فرزند حسن عسکری و معرفی او به عنوان امام غایب به شیعیان بود. با کوشش‌های شماری از متکلمان و محدثان شیعه امامی مانند ابوسهل نوبختی (و. ۹۲۳ م.)، ابوجعفر ابن قبه (وفات حدود 319 ق.)، کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)، نعمانی و بخصوص ابن بابویه (و. ۳۸۱ ه.ق. / ۹۹۱ یا ۹۹۲ م.) اثر ارزنده او کمال الدین که معمار و تبیین کنندهٔ نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش امام غائب است، این هدف حاصل آمد.در این زمان کلینی در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی، که در خلال این دوره گردآورده‌بود، به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است.بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد.پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.به گفتهٔ عبدالعزیز ساشادینا در فاصله زمانی نوبختی و هنگامی که شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) مطالب خود را دربارهٔ امام دوازدهم ارائه داد، موضوع جانشینی حسن عسکری در بین شیعیان امامی جا افتاده بود.به هر شکل، تا سالهای پایانی غیبت صغری، مصادف با دهه سی و چهل قرن دهم میلادی اکثریت شیعه امامیه، امامت امام دوازدهم از نسل حسن عسکری را پذیرفته بودند.

به گفتهٔ سعید امیر ارجمند اعتقاد به غیبت در نزد شیعیان، در میان مجموعه عقایدی بود که از کیسانیه وارد شیعه شد. با این حال وی تأثیر واقفیّه (که بر امامت موسی کاظم توقف کردند) را در پذیرش ایده غیبت توسط شیعه امامیه مهم تر می‌داند. اولین نوشته های کلامی در زمینه غیبت را حدود سی سال پس از مرگ حسن عسکری و در آثار ابوسهل نوبختی و ابن قبه رازی می‌توان یافت. این دو که تمایلات معتزله داشتند به جای اتکا به احادیث راه حلی کلامی را برای نظریه غیبت بر گزیدند. ایده‌ای که در وضعیت بحران از نو واقفیان به عاریت گرفته‌شده‌بود.به نوشته پوناوالا آثار بجا مانده از آن زمان شیعه چنین می‌نمایاند که شیعیان در ابتدا پیش‌بینی نمی‌کردند که غیبت امام غایبشان مدت زیادی ادامه داشته‌باشد. اما زمانی که غیبت امام شیعیان طولانی شد و حجت بن حسن ظهور نکرد، شیعیان بتدریج امام پنهان را همان مهدی موعود پنداشتند. از حدود سال ۲۹۵ ه.ق./۹۰۸ م. بود که شیعیان متوجه شدند که اوضاع غیرعادی‌تر از چیزی است که در ابتدا می‌پنداشتند و امام حاضری در آینده نزدیک وجود نخواهد داشت و نیز پرسش در مورد تعداد قطعی امامان مورد بحث شیعیان قرار گرفته‌است. از این زمان است که حدیث‌هایی مبنی بر اینکه «تعداد امامان دوازده نفر می‌باشد» بر سر زبان‌ها افتاد.به نوشتهٔ ورنا کلم مرگ علی بن محمد سمری (329 ق.)، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دورهٔ غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها نهایتاً در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.در این زمان علمای شیعه با رویکرد کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.متکلمان از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.






دوران امامت و غیبت

دوره سفرا یا غیبت صغری

بنابر اعتقاد شیعه دوازده امامی، این دوره از مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق. (۸۷۴ م.) آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. (۹۴۱ م.) به طول انجامیده‌است. در این دوره، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب و آن هم در شرایط خاص با شیعیان تماس می‌گرفت. در طی دوران غیبت صغری، شیعیان از طریق این چهار نائب با مهدی در ارتباط بوده و درخواست‌ها و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند و پاسخ می‌گرفتند.

به نوشتهٔ ساشادینا و جاسم حسین، شبکهٔ وکلا در دوران امامان مسئول گردآوری خمس، زکات و سایر وجوهات شرعی شیعیان برای امامان بود. در شرایطی که چند امام آخر به‌شدت تحت نظارت و مراقبت بودند و امکان ارتباط مستقیم شیعیان با امامان وجود نداشت، عملاً اداره امور ساختار مرکزی جامعه شیعه بر عهدهٔ وکلا بود. در شرایط غیبت امام، وکلا سرپرستی و رهبری مجازی جامعه شیعه را در خصوص امور دینی و مالی برعهده گرفتند. جاسم حسین می گوید بتدریج رهبری شبکه وکلا تبدیل به تنها مرجعی شد که می توانست مشروعیت امام جدید را تعیین و اثبات کند. برای نمونه محمد جواد وصیت خود در خصوص نصب علی هادی به عنوان امام بعد را به رئیس شبکه وکلای خود گفت.به نوشتهٔ ساشادینا، در منابع اولیه از جمله کتاب‌های کلینی و ابن بابویه (شیخ صدوق)، به وکلا به طور عمومی اشاره شده و ابن بابویه چندین نفر را نام برده‌است که به گفتهٔ وی با مهدی در ارتباط بوده و سمت وکالت را بر عهده داشته‌اند بی‌آنکه کسی از آنها را به عنوان وکیل ویژه یا نائب خاص معین کند. اما بخصوص برخی از وکلا بطور نیابی خمس را از شیعیان می‌گرفته‌اند و عثمان بن سعید نیز یکی از وکلای حسن عسکری بود. ساشادینا از بررسی روایات ابن بابویه نتیجه می‌گیرد تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابت خاص در دوره‌های بعد برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است.

به نوشتهٔ ساشادینا، در شرایطی که جامعه شیعه پس از مرگ حسن عسکری دست کم به چهارده فرقه منشعب شده بودند، پذیرش نهایی این عقیده که حسن عسکری فرزندی داشته که امام آخر و دوازدهم شیعه است در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری رخ داد. این امر به رهبری محمد بن عثمان و شبکهٔ وکلای او در سراسر سرزمین‌های اسلامی و با کمک ابوسهل نوبختی، متکلم بزرگ شیعه، انجام شد. رابطهٔ نزدیک و دوستانهٔ ابوسهل با خاندان شیعهٔ بنی فرات که وزرای عباسیان بودند نیز پذیرش این امر را حتی در میان سایر مسلمانان تسهیل کرد. بدین ترتیب جامعه شیعه، حول اعتقاد به امامت حجت بن حسن و رهبری محمد بن عثمان مجدداً متحد شد.

به نوشته ورنا کلم از دیدگاه تاریخی اعتقاد به وجود «نواب اربعه» در آثار محدثان و علمای شیعهٔ چند دهه اول دوران موسوم به غیبت صغری به چشم نمی‌خورد. کلینی اشارات مبهمی به نامه‌هایی از امام زمان می‌کند که به دست شیعیان می‌رسیده‌است.حتی در کتاب التنبیه ابوسهل نوبختی —که بین سال‌های ۹۰۳ تا ۹۱۳ نوشته شده— به بحرانی در میان شیعیان اشاره شده‌است. ابوسهل می‌نویسد که تقریباً تمام یاران نزدیک حسن عسکری تا بیست سال بعد از مرگ او درگذشته‌اند. آنها کسانی بودند که ادعا می‌نمودند با امام غایب شیعه در ارتباط هستند و فرمان‌های او را به اطلاع شیعیان می‌رساندند. بعد از مرگ این افراد دیگر نشانی از امام برای شیعیان و اثباتی برای وجود او برای افرادی که دچار شبهه شده یا ناباوران وجود نداشت. در این زمان آنها تنها می‌توانستند به کمک تفسیر احادیث امامان پیشین شیعه، غیبت طولانی امام را توجیه نمایند. در نوشته‌های نویسندگان شیعه تا چند دههٔ بعد از این زمان، به تداوم فعالیت سفرا اشاره نشده‌است.

عنوان سفیر در ابتدا در کتاب الغیبه نعمانی به چشم خورد اما نام و تعداد این نایبان ذکر نشده‌بود. سپس ابن بابویه نام چهار نایب را در کمال‌الدین ثبت نمود و مبسوط‌ترین گزارش‌ها دربارهٔ فعالیت سفرا در کتاب الغیبه ابوجعفر طوسی آمده‌است. به نوشتهٔ ایتان کولبرگ، عمدهٔ این گزارش‌ها بر مبنای دو کتاب که اکنون در دسترس نیست می‌باشد: اخبار ابی العمر و ابی الجعفر العمریان اثر ابن برنیه کاتب و اخبار الوکاله الربعه نوشته احمد بن علی بن عباس بن روح صیرفی. به گفتهٔ کولبرگ در دانشنامهٔ اسلام، اعتقاد به سفرا در نزد خاندان نوبختی شکل گرفت.

ورنا کِلِمْ در دانشنامه ایرانیکا، چنین می‌نویسد که احتمالاً گسترش ایدهٔ نایبان چهارگانه توسط خاندان نوبختی در میان شیعیان انجام شده باشد. اطلاعات موجود در مورد دو نائب اول چنین می‌نمایاند که این دو پس از مرگشان به عنوان نائب خاص امام زمان شناخته شدند؛ زیرا نیابت باید از زمان مرگ حسن عسکری شروع می‌شد. در سطح شخصی باید گفت دو فامیل عمری و نوبختی با هم خویشاوند بودند. دختر ابن عمری، ام کلثوم با یکی از نوبختی‌ها ازدواج کرد و منشی حسین بن روح بود. لازم به ذکر است که به گفتهٔ ورنا کلم، نوهٔ ام کلثوم(ابن برنیه)، منبع اصلی کتاب‌های شیخ طوسی بود که برای اولین بار وجود چهار نائب خاص امام زمان را مطرح نمودند.




نواب اربعه

۱) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری

منابع شیعه اطلاعات کمی در مورد زندگی دو نایب اول امام زمان به دست می‌دهند. عثمان ادعا می‌نمود که فرزند حسن عسکری را به چشم دیده بود. او از وکیلان حسن عسکری و هادی بوده‌است. به اعتقاد کنونی شیعه، عثمان بن سعید مستقیماً توسط حسن عسکری به نیابت تعیین شده بود، هر چند به گفته کِلِم چنین پیداست که تعیین وی به سمت واسطه امام دوازدهم به طور رسمی نبوده‌است.او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان حسن عسکری، عثمان پول از شیعیان عراق به شیعیان سامرا (که تحت کنترل شدید عباسیان بودند) می‌رساند. عثمان کسی بود که بعد از مرگ حسن عسکری، مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد.


۲) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید

محمد همراه پدرش عثمان بن سعید، وکالت حسن عسکری را بر عهده داشت. از دیدگاه کنونی شیعه، محمد چهل سال وکالت را عهده‌دار بود و طی این مدت وجوهات شیعیان را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.


۳) ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی

نکته مهم در مورد او این بود که بعد از ربع قرن٬ ارتباط رسمی با امام غائب از سر گرفته‌شد. اولین توقیعی که نوبختی در ۲۴ شوال ۳۰۵ هجری ارائه نمود٬ فرمانی بود که امام غائب در آن حسین بن روح را بعنوان نفر اول سلسله مراتب شیعه تائید می‌کرد.به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ ه.ق./ ۹۱۷ م. بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند.حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث، با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید.حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره‌مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.
در دوران حسین بن روح، ابوجعفر محمد بن علی الشلمغانی (اعدام شده در سال ۳۲۲/ ۹۳۳) دستیار حسین روح و مامور او در بغداد، ادعا کرد که او سفیر واقعی و برحق حسین بن روح است و البته پس از چندی بطور کلی قضیه وجود امام غایب را انکار کرد. همچنین منصور حلاج نیز از کسانی بود که به مخالفت با نیابت حسین بن روح پرداخت و هر دو خشم شیعیان آن زمان را بر انگیختند و با نفوذی که خاندان نوبختی داشتند، توسط دولت عباسی اعدام شدند.


۴) ابوالحسن علی بن محمد سمری (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.)

از دیدگاه تاریخی، تنها در زمان خاندان نوبختی بود که نواب مورد پذیرش عموم شیعه بودند و کنترل شیعیان را در دست داشتند. در زمان علی بن محمد، این کنترل دوباره از بین رفت و مورد پذیرش عموم شیعیان نبود. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران موسوم به غیبت کبری شروع شد.
ساعت : 10:26 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page