شِلِم

شلم از کلمه “ slam“ انگلیسی و “chelem“ فرانسه گرفته شده‌است و معنی آن جمع آوری تمام برگهای بازی است. هدف این بازی رسیدن به امتیاز توافق شده (معمولأ ۱۲۰۰) زودتر از رقیب است.






شرح مختصر بازی: در این بازی هر بازیکن ۱۲ برگ دریافت می‌کند. بعد شروع به خواندن امتیازی که می‌توانند بگیرند می‌کنند. مثلآ ۱۲۵ امتیاز از کل ۱۶۵ امتیاز ممکن. کسی که امتیاز بالاتری را بخواند به عنوان حاکم تعیین می‌شود. سپس او با همکاری یارش باید تلاش کند تا امتیاز تعهد شده را کسب کند. در اینصورت او به همان تعداد امتیاز که تعهد داده است امتیاز دریافت می‌کند و در صورتی که نتواند به امتیاز تعهد داده شده برسد به همان اندازه نمره منفی دریافت می کند و فقط در صورتی امتیاز کامل (165 از 165) را دریافت میکند که همه 165 امتیاز را کسب کرده و شلم کند حتی اگز عدد کمتری را متعهد شده باشد. در خواندن امتیازات کسی مقدار شلم را بخاند ( 165 امتیاز را جمع کند) در این صورت نمره مثبت و منفی وی دو برابر می شود. بازی ادامه خواهد داشت تا وقتی که یک تیم زودتر به امتیاز نهایی برسد. در این بازی بردن هر دست ۵ امتیاز دارد. هر ۵ لو، ۵ امتیاز ‚ هر ۱۰ لو، ۱۰ امتیاز و هر تک (آس(هم ۱۰ امتیاز دارد. به این ترتیب در مجموع کل امتیاز یک بازی ۱۶۵ امتیاز است:

۱۳×۵ + ۴×۵ + ۴×۱۰ + ۴×۱۰=۱۶۵




قهوه

این بازی شباهت زیادی به بازی اسپیدز آمریکایی دارد، اما تفاوت آن استفاده از ژوکر است. این بازی از خانواده حکم است




شرح مختصر بازی:

در این بازی ژوکر رنگی بالاترین برگ و ژوکر سیاه برگ سر بعد از آن به شمار می‌رود. در این بازی حکم همیشه پیک است. هر فرد در ابتدای بازی تعداد دستی را که می‌تواند بگیرد اعلام می‌کند (حد اقل ۲ دست). سپس بازی می‌کنیم. در پایان هر تیمی که کمتر از مجموع تعهد افرادش دست گرفته بود با ضریب ده منفی می‌خورد. کسب کردن دست تعهد شده ۱۰ امتیاز برای هر دست، و برای دست‌های اضافی گرفته شده ۱ امتیاز برای هر دست حساب می‌شود. بازی تا ۵۰۱ یا ۱۰۰۱ ادامه دارد






شرح کامل بازی:

آغاز بازی:دو ژوکر سیاه و رنگی را وارد دست می‌کنیم و ۲ لو خشت و دل را بیرون می‌کشیم تا ۵۲ برگ کامل شود.

الف) دست دادن: بر حسب قرعه یک نفر دست می‌دهد. دست دادن مانند حکم است اما نیاز به تعیین حاکم نیست چون حکم همیشه پیک است.

نکته مهم در دست دادن این بازی این است که نفر پاستور عوض نمی‌شود تا وقتی که تیم او از نظر امتیاز از تیم رقیب پیش بیفتد. در این هنگام دست دادن به نفر سمت راست منتقل می‌شود. و دوباره این شخص وظیفه دست دادن را تا زمانیکه امتیاز تیمش از رقیب بیشتر ود را انجام خواهد داد

ب) تعهد کردن و نحوه شمارش امتیاز: پس از دست دادن، هر فردی اعلام می‌کند که چند دست خواهد برد. این تعداد از ۲ دست کمتر نمی‌تواند باشد. ابتدا نفر سمت راست پاستور و سپس افراد دیگر از سمت راست اعلام می‌کنند. پس از پایان این مرحله، جمع تعهد هر تیم نوشته می‌شود، مثلأ تیم اول جمعآ ۶ دست و تیم دوم جمعأ ۵ دست خوانده‌است. در پایان بازی، چنانچه تیمی نتوانسته باشد به اندازه دست‌های تعهد شده دست ببرد، تعهد خود × ۱۰ را منفی خواهد خورد. مثلأ تیم اول مورد بحث ما اگر نتواند ۶ دست را بگیرد، ۶۰ امتیاز منفی خواهد خورد. اگر تیمی بتواند همان امتیاز تعهد شده، یا بیشتر از آن را بگیرد، به تعداد دست‌های تعهد شده، هر دست ۱۰ امتیاز و برای دست‌های اضافی که گرفته، هر دست ۱ امتیاز می‌گیرد. مثلأ اگر همان تیم مورد مثال ما به جای ۶ دست، ۸ دست ببرد، ۶۲ امتیاز می‌گیرد: ۶۰ امتیاز برای ۶ دست تعهد شده و ۲ امتیاز برای دو دست اضافی

ج) بازی: بازی توسط فرد سمت راست پاستور آغاز می‌شود و کاملأ مطابق حکم است اما با یک تفاوت در نحوه بازی ژوکرها: ژوکرها را می‌توان در هر زمان که بخواهیم بازی کنیم، بدون توجه به این که آیا خال بازی شده را در دستمان داریم یا نه. مثلأ اگر تک دل بازی شده باشد و ما در دستمان دل هم داشته باشیم، در صورت صلاح دانستن می‌توانیم با ژوکر بازی کنیم و آن را ببریم. ژوکر رنگی بالاترین برگ و ژوکر سیاه برگ سر بعد از آن است. این دو حتی تک پیک یعنی بالاترین برگ حکم را هم می‌برند. اما نکته جالب بازی این است که ژوکر رنگی اجازه بازی شدن را ندارد تا وقتی که ژوکر سیاه بازی شده باشد. در واقع ژوکر رنگی گروگان ژوکر سیاه است و کسی که ژوکر سیاه را داشته باشد می‌تواند با بازی خوب از بازی مناسب ژوکر رنگی جلوگیری کند. نکته دیگر این که ژوکر سیاه باید حتمأ تا دست دهم بازی شود. این کار برای این است که ژوکر رنگی هم اجازه بازی بیابد

د) شمارش امتیاز و پایان بازی: بازی تا رسیدن یکی از دو تیم به امتیاز از پیش تعین شده، که معمولأ ۵۰۱ یا ۱۰۰۱ است. ادامه می‌یابد. ه)قانون دیگری که این بازی دارد امکان خرید و فروش دست است به این صورت که گروهی که تعداد دست کمتری را اعلام کرده اند میتوانند دست بهتر گروه مقابل را با اعلام حداقل دو دست بیشتر(اگر بالای 10 بود یک دست بیشتر)مال خود کنند مثال گروه اول مجوع 7 دست میخواند ولی گروه دوم میبیند با دست بدی که دارد حداکثر 3 دست میگیرد(احتمالاً گروه اول امتیاز بیشتری دارد و میخواهد بدون ریسک تا پایان بازی پیش رود)یعنی گروه اول امکان گرفتن 10 دست را دارد پس گروه اول اعلام میکند که دست گروه اول را میخرد پس هر کس پس از حفظ کردن دست خود دست خود را به نفر سمت راست خود میدهد و دو گروه دوباره تعداد دستی که میخوانند را اعلام میکنند(گروه دوم حداقل باید 9 دست را اعلام کند)خرید و فروش میتواند چند بار انجام شود
سور

چهاربرگ یا سور یا یازده شناخته شده ترین و آسان ترین بازی با ورق است که می‌توان به سادگی آن را فرا گرفت. این بازی را می‌توان به روش‌های گوناگون ۲ نفره، ۳ نفره و ۴ نفره و... انجام داد که البته گونه ۲ نفره آن بیشتر مورد توجه است.

دست دادن: ابتدا یک نفر ورقها را بر زده و چهار برگ به حریف، چهار برگ به خودش و چهار برگ روی زمین پخش می‌کند.

بازی کردن: نحوه بازی به این گونه است که هر گاه مجموع عدد روی چند کارت ۱۱ شد فرد می‌تواند آن برگ‌ها را جمع کند.





قوانین

سرباز همه کارت‌ها را می‌تواند جمع کند به جز شاه و بی بی
کارت شاه می‌تواند کارت شاه دیگر را جمع کند
کارت بی بی می‌تواند کارت بی بی دیگر را جمع کند
در صورتی که بازیکن با کارتی که می‌اندازد زمین را خالی کند آن بازیکن سور زده است
سرباز نمی‌تواند سور بزند
در صورت خالی بودن زمین بازیکن نمی‌تواند سرباز بیندازد (برای جلوگیری از سورخوردن) مگر آنکه دیگر ورقی نداشته باشد





امتیاز بندی

۱۰ خشت ۳ امتیاز دارد
۲ خاج ۲ امتیاز دارد
هفت عدد (برگ) خال خاج ۷ امتیاز دارد (کمتر از هفت عدد امتیازی ندارد و بیشتر از هفت عدد هم تنها ۷ امتیاز را دارد)
هر تک به تنهایی ۱ امتیاز دارد
هر سرباز به تنهایی ۱ امتیاز دارد
هر سور ۵ امتیاز دارد





پوکر

قوانین و رتبه بندی در بازی پوکر

نمودار زیر به ترتیب شامل بهترین دست (Royal Flush) تا بدترین دست ممکن (High Card) است که در بازی پوکر مورد استفاده قرار می‌گیرد. گفتنی است که در بازی پوکر بهترین دست برنده می*شود، بنابراین به طور مثال دست (Full House) نسبت به (Flush) برتری دارد.

رویال فلاش (royal flush): این ترکیب بالاترین دست در رده بندی دستهای پوکر است. پنج کارت از آس تا ۱۰ با یک خال (گشنیز، خشت، دل یا پیک):

A♠ K♠ Q♠ J♠ 10♠

استریت فلاش (استریت به معنای مستقیم یا ردیف است) (straight flush): پنج کارت پشت سر هم با یک خال (گشنیز، خشت، دل یا پیک):

Q♥ J♥ 10♥ 9♥ 8♥

کاره ("Four of a kind" or "Quad"): چهار عدد از یک ورق:

K♣ K♦ K♥ K♠ 9♥

فول هاس (full house): سه تا از یک عدد و ۲ تا از عدد دیگر:

8♣ 8♦ 8♠ K♣ K♠

فلاش (flush): پنج ورق از یک خال بدون ترتیب پشت سر هم:

K♠ J♠ 8♠ 4♠ 3♠

استریت (straight): پنج ورق به ترتیب پشت سر هم از خالهای مختلف* (حتی اگر یک خال با بقیه متفاوت باشد):

5♦ 4♥ 3♠ 2♦ A♦

سه (three of a kind): سه عدد از یک ورق:

7♣ 7♥ 7♠ K♦ 2♠

دو گروه یا دو pari (two pair): دو عدد از دو ورق:

A♣ A♦ 8♥ 8♠ Q♠

یک گروه یا pair(one pair): دو عدد از یک ورق:

9♥ 9♠ A♣ J♠ 4♥

ورق بالا (high card): پنج کارت بدون هیچگونه دسته بندی:

A♦ 10♦ 9♠ 5♣ 4♣






نحوه توزیع ورق*ها

در انواع Hold'em، Omaha و Five Crad Draw یک دیسک در جهت حرکت عقربه‌های ساعت بین بازیکنان می‌چرخد که به آن Dealer می گویند. توزیع کارت از نفر بعد از Dealer شروع می‌شود و به هر نفر یک کارت داده می‌شود تا به Dealer برسیم. سپس این کار یک دور دیگر (در Hold'em) یا سه بار دیگر (در Omaha) انجام می‌شود. (در Hold'em هر نفر ۲ کارت و در Omaha هر نفر ۴ کارت خواهد داشت.)





روند انجام شرط بندی (Betting):

حداقل میزان پول لازم برای ورود به هر دور بازی Big Blind نام دارد. دیسک Dealer نشان می‌دهد که نفر بعد از آن در جهت عقربه‌های ساعت باید نصف میزان حداقل (Small Blind) را قبل از دریافت هر کارتی بپردازد و نفر بعد از وی کل مبلغ را(Big Blind). در واقع این دو نفر مجبور به پرداخت این مبالغ هستند. برای اختصار از این پس از Big Blind و Small Bling به عنوان SB و BB یاد می‌شود.

بعد از توزیع کارت، شرط بندی از نفر بعد از BB شروع می‌شود.

هر بازیکن برای ورود به بازی باید حداقل میزان BB را بپردازد یا در غیر اینصورت از آن دور بازی خارج شود و به اصطلاح جا برود (Fold).

حالت دیگر این است که شخصی با توجه به پتانسیل بالای کارتهای موجود در دستش میزان شرط را افزایش دهد (Raise).

حداقل میزان Raise به اندازه یک BB است. از نظر حداکثر میزان Raise پوکر به سه دسته تقسیم می‌شود. Limit و No-Limit و Pot Limit در نوع Limit حداکثر مبلغ افزایش همان یک BB است و اینکار تا حداکثر ۴ دور انجام پذیر است. در نوع Pot Limit حداکثر به اندازه پولی که تا به آن لحظه در میان بازی (Pot) جمع شده می‌توان Raise کرد. در نوع No Limit محدودیتی در میزان افزایش شرط نیست.

بعد از Raise هر بازیکنی باید به میزان آخرین شرط بپردازد تا بتواند در آن دور بازی شرکت کند. برای مثال اگر در یک دور، SB برابر ۱۰ و BB برابر ۲۰ است، اگر کسی مبلغ را به ۶۰ افزایش دهد، نفرات بعدی باید حداقل همان ۶۰ را برای حضور در بازی بپردازند.

مثال ۱ - تعداد افراد ۶ نفر

SB = ۱۰

BB = ۲۰

نفر اول بعد از BB جا می‌رود. (Fold)

نفر دوم ۲۰ دلار می‌پردازد. (Call)

نفر سوم ۲۰ دلار می‌پردازد. (Call)

نفر چهارم که همان نفر صاحب دیسک Dealer است جا می‌رود. (Fold)

نفر SB چون قبلاً ۱۰ تا پرداخته است، برای ادامه باید ۱۰ تای دیگر بپردازد.

نفر BB در اینجا دارای دو انتخاب است. وی می‌تواند یا Check کند به این معنی که چون قبلاً ۲۰ تا پرداخته با اعلام موافقت خود با میزان شرط، آن دور شرط را می‌بندد و وارد دور بعد می‌شویم. حالت دیگر این است که وی Raise می‌کند که در این حالت کلیه افراد باقی‌مانده، باید به نوبت به میزان ما به التفاوت مبلغ جدید و ۲۰ تایی که قبلاً پرداخته‌اند بپردازند تا قادر به ادامه بازی باشند. اگر کسی مایل به پرداخت مبلغ اضافه نیست Fold می‌کند و از آن دور بازی خارج می‌شود ولی پولی که تا آن زمان در بازی گذاشته را از دست خواهد داد.

دور اول کارتهای اشتراکی: سه کارت با نام Flop

بعد از پایان دور اول شرط بندی، ۳ کارت رو می‌شود. این سه کارت متعلق به همه بازیکنان است. به این معنی که هر یک از آنان با اضافه کردن این سه کارت به دو کارت موجود در دست خود یک دست ۵ تایی پوکر که در بالا لیست شده می‌سازد. بعد از نمایش Flop یک دور تازه شرط بندی، انجام می‌شود. در این دور نفر اول برای اعلام شرط SB است که بر اساس گردش عقربه‌های ساعت نفرات بعدی باید بازی کنند. باز هم مانند قبل هر بازیکن می‌تواند Check کند، Raise کند یا در پاسخ به یک Raise جا رفته یا Fold کند.

بعد از بسته شدن دور جدید کارت بعدی اشتراکی رو می‌شود.

دور دوم کارتهای اشتراکی: یک کارت با نام Turn یا Fourth Street

بعد از پایان دور دوم شرط بندی، ۱ کارت رو می‌شود. این کارت نیز همچون سه کارت قبلی متعلق به همه بازیکنان است. به این معنی که هر یک از آنان با اضافه کردن این چهار کارت به دو کارت موجود در دست خود و با ترکیب بهترین دست ۵ تایی از ۶ کارت که در بالا لیست شده می‌سازد. بعد از نمایش Turn یک دور تازه شرط بندی، انجام می‌شود. در این دور نفر اول برای اعلام شرط SB (یا اولین نفر بعد از وی که در بازی حضور دارد) است که بر اساس گردش عقربه‌های ساعت نفرات بعدی باید بازی کنند.

باز هم مانند قبل هر بازیکن می‌تواند Check کند، Raise کند یا در پاسخ به یک Raise جا رفته یا Fold کند.

بعد از بسته شدن دور جدید کارت پایانی اشتراکی رو می‌شود.

دور سوم کارتهای اشتراکی: یک کارت با نام River یا Fifth Street

بعد از پایان دور سوم شرط بندی، ۱ کارت که کارت آخر است رو می‌شود. این کارت نیز همچون چهار کارت قبلی متعلق به همه بازیکنان است. به این معنی که هر یک از آنان با اضافه کردن این پنج کارت به دو کارت موجود در دست خود و با ترکیب بهترین دست ۵ تایی از ۷ کارت که در بالا لیست شده می‌سازد. بعد از نمایش River یک دور تازه شرط بندی، انجام می‌شود. در این دور نفر اول برای اعلام شرط SB (یا اولین نفر بعد از وی که در بازی حضور دارد) است که بر اساس گردش عقربه‌های ساعت نفرات بعدی باید بازی کنند.

باز هم مانند قبل هر بازیکن می‌تواند Check کند، Raise کند یا در پاسخ به یک Raise جا رفته یا Fold کند.

در هر دور بازی اگر افزایش شرط توسط یک بازیکن منتهی به جارفتن یا Fold بقیه شود، نفر باقی‌مانده برنده کلیه پولهایی است که تا آن لحظه جمع شده است.

پس از رو شده کارت آخر یا River و پس از بسته شدن دور شرط، در صورتی که بیش از یک نفر در بازی حضور دارند، Show Down یا نمایش دستها اتفاق می‌افتد. به این معنی که آخرین نفر که قبل از کارت آخر شرط را افزایش داده (و در صورت عدم افزایش، SB یا نفر اول بعد از وی که در بازی حضور دارد) کارتهایش را رو می‌کند و به ترتیب بقیه نیز همین کار را می‌کنند و بهترین دست پولهای موجود را می‌برد.

اگر دو یا چند نفر دستهای مشابه داشته باشند، Split یا تقسیم پول انجام می‌شود.

بدیهی است میزان افزایش مبلغ توسط شما به قدرت دست شما در هر لحظه یا استنباط شما از ضعف حریفتان با توجه به بازی وی تا آن لحظه بستگی دارد.

مثال ۲ (No-Limit Hold'em) - تعداد افراد ۶ نفر

SB: ده دلار

BB: بیست دلار

نفر اول بعد از BB (علی) با دست ۳♠ ۲♦ جا می‌رود. (Fold) نفر دوم (بهزاد) با دست Q♥ J♥ بیست دلار می‌پردازد. (Call) نفر سوم (مجید) با دست A♠ A♦ با شصت دلار افزایش شرط را به هشتاد دلار میرساند. (Raise) نفر چهارم (الهام) که همان نفر صاحب دیسک Dealer است با دست ۵♠ ۴♥ جا می‌رود (Fold). نفر SB (روشنک) چون قبلاً ۱۰ دلار پرداخته است، برای ادامه باید ۷۰ دلار دیگر بپردازد. وی با دست K♠ Q♠ هفتاد دلار دیگر می‌پردازد. نفر BB (مسعود) با دست J♠ 4♥ جا می‌رود. نفر اول بعد از BB که قبلاً جا رفته است. نفر دوم بعد از BB که قبلاً با دست Q♥ J♥ بیست دلار پرداخته است شصت دلار دیگر می‌پردازد و دور شرط بندی بسته می‌شود. پول موجود در Pot: دویست و ۶۰ دلار



Flop:

A♣ 9♠ 7♠

نوبت بهزاد است. وی با ترکیب A♣ 9♠ 7♠ Q♥ J♥ دست قدرتمندی نساخته است. بنابراین چک می‌کند. مجید با ترکیب A♠ A ♦ A♣ 9♠ 7♠ دستی بسیار قدرتمند تا این لحظه دارد. سه آس. وی ۱۰۰ دلار شرط می‌بندد. روشنک با ترکیب A♣ 9♠ 7♠ K♠ Q♠ دستی قدرتمندی ندارد ولی اگر یک پیک دیگر روی زمین ظاهر شود دستی بسیار قدرتمند خواهد ساخت. وی تصمیم می‌گیرد ۱۰۰ دلار برای دیدن کارت بعدی بپردازد. مجدداً بازی به بهزاد می‌رسد. وی نه دست خوبی دارد و نه امیدی برای بهبود دستش دارد. وی از خیر پولی که تاکنون سرمایه گذاری کرده می‌گذرد و جا می‌رود.

پول موجود در Pot: چهارصد و ۶۰ دلار

Turn:

۱۰♠



Board:

A♣ 9♠ 7♠ 10♠

مجید با ترکیب A♠ A ♦ A♣ 9♠ 10♠ با دیدن پیک سوم تا حدودی نگران این است که روشنک با داشتن دو پیک در دستش به فلاش رسیده باشد. با اینحال وی ۲۰۰ دلار شرط می‌بندد. روشنک با ترکیب 9♠ 7♠ K♠ Q ♠10♠ دست بسیار قدرتمندی دارد. وی ۲۰۰ دلار را Call می‌کند.

پول موجود در Pot: هشتصد و ۶۰ دلار



River:

۷♥



Board:

A♣ 9♠ 7♠ 10♠ 7♥

مجید با ترکیب A♠ A ♦ A♣ 7♥ 7♠ تقریباً شکست ناپذیر است. روشنک تنها باید ۷♦ ۷♣ داشته باشد تا با کاره هفت مجید را ببرد که احتمالی بسیار بعید است. مجید تمام موجودی اش را ۱۰۰۰ دلار دیگر باشد به میان می‌گذارد.

روشنک کماکان بهترین ترکیب ممکنش همان 9♠ 7♠ K♠ Q ♠10♠ است. دیدن یک Pair در کارتهای مشترک او را نگران کرده که نکند مجید به فول هاوس رسیده باشد. با این حال وی موجودی باقی‌مانده اش را که ۱۲۰۰ دلار دیگر است را به میان می‌گذارد. البته از موجودی وی تنها ۱۰۰۰ دلار دیگر به میان می‌رود (برابر با آخرین موجودی مجید) و ۲۰۰ دلار برای خودش می‌ماند.

مجید با ترکیب ♠ A ♦ A♣ 7♥ 7♠ (Aces full of Sevens) روشنک را که دارای ترکیب 9♠ 7♠ K♠ Q ♠10♠ است (Flush King high) شکست می‌دهد.






بیست و یک

بیست و یک یا بلک‌جک یکی از بازی ورق‌بازی است که برای انجام آن بایستی از سکه یا اسکناس بهره گرفت. البته برخی از افراد برای پرهیز از بکارگیری سکه یا اسکناس از ژتون‌ها یا اشیای دیگری به عنوان پول استفاده می‌کنند. اما شرط کمیابی آن شی باید رعایت شود.

در این بازی مدیریت مجوعه ورق‌ها همراه ریسک‌پذیری، شرط‌بندی و تا اندازه‌ای بلوف است، به گونه‌ای که باید به عدد ۲۱ دست یافت یا به حد پایین آن دست یافت. اگر بازیکنی مجموع کارت‌هایش بیش از ۲۱ شود، بازی را باخت است. کسی که باخته است می‌بایست به حریفان باخت خود را اعلام کند






بلوف

تعداد بازیکنان:

برای این بازی حداقل نیاز به ۴ نفر می‌باشد و حداکثر ۸ نفر







روش بازی:

ابتدا طبق قرعه شخص دست دهنده مشخص می‌شود و همانند اکثر بازی‌های ورق، از سمت راست شروع به پخش کردن ورق‌ها می‌کند و تعداد کارت‌ها براساس تعداد نفرات مشخص می‌شود.







قواعد بازی:

۱: تعداد نفرات باید حتماً زوج باشد. (۴،۶،۸)

۲: در صورتیکه تعداد نفرات بیش از ۴ نفر باشد باید از ۲ دست ورق استفاده شود.

۳: نفر سمت راست دست دهنده به عنوان شروع کننده بازی نسبت به دست خود، تعداد و کارت خود را اعلام کرده و کارت‌های خود را از پشت به زمین می‌اندازد، مثلاً اعلام می‌کند ۲ تا ۷، بدین ترتیب دیگر بازیکنان ملزم به انداختن همان کارت اعلام شده می‌باشد، طبیعی است که شروع کننده و یا یکی از بازیکنان آن کارت اعلام شده را در دست خود نداشته باشند، اینجاست که اصل بازی شروع می‌شود و شخص "بلوف" می‌زند و کارتی به غیر از کارت اعلام شده را زمین می‌اندازد، اگر نفر بعد احساس کند که شخص، کارتی غیر از کارت اعلام شده به زمین انداخته، اعلام بلوف کرده و کارت‌های انداخته شده را، رو می‌کند، در صورتیکه حدسش درست باشد، نفر بلوف زننده، به عنوان جریمه تمامی کارت‌های روی زمین را باید بردارد و اگر به اشتباه اعلام بلوف شده باشد خود شخص باید تمام کارت‌ها را بعنوان جریمه بر دارد، گاهی اوقات پیش می‌آید که یک نفر از بازیکنان بلوف را می‌فهمد و چون نوبتش نیست و نمی‌تواند اعلام بلوف کند، باید از نفر بعد بلوف زننده بخواهد که اعلام کند و اگر به اشتباه اعلام بلوف کند، جریمه شامل خودش می‌شود. در صورتی که هیچ یک از بازیکنان اعلام بلوف نکنند و یک دور بازی تمام شود و نوبت به شروع کننده برسد، او باید تعداد و کارت دیگری را اعلام کند. هرکس زودتر کارت‌هایش تمام شود به عنوان برنده اعلام می‌شود و حکم شاه را دارد، نفر دوم تا ماقبل آخر وزیر، نفر آخر که بازنده بازی است (دزد) مجبور به اجرای حکم شاه می‌باشد.






شیطانک

این بازی بسیار ساده است و یادگیری آن بسیار آسان است و محدودیتی از نظر تعداد نفرات ندارد. با این حال بازی کردن با شمار کمتر از سه و نیز شمار بسیار زیاد از گیرایی آن می‌کاهد. به مجموعه ورق‌ها یک ژوکر افزوده می‌شود و بازکنان تلاش می‌کنند با تبادل نوبتی و شانسی کارت‌ها، هر چه زودتر کارتهای خود را به صورت دو به دو و از یک شماره از دست خود خارج کنند. در پایان کسی که دارنده ژوکر است بازنده بازی است و اصطلاحاً شیطان یا دزد نامیده می‌شود. نفر اول شروع می‌کند و یکی از ورق‌های نفر سمت راست خود را از پشت می‌کشد اگر ورق جوری با آن داشت هر ۲ را زمین می‌اندازد و یک ورق دیگر می‌کشد و همین طور ادامه می‌دهد و اگر ورق هم خوان (ار نظر عددی) نداشت نوبت او تمام می‌شود و نفر سمت راست همین کار را با نفر سمت راست خود می‌کند و دور تکرار می‌شود. جوکر با هیچ ورقی پایین انداخته نمی‌شود و کسی که در آخر جوکر در دستش باقی می‌ماند بازنده است و با نظر جمع جریمه‌ای را می‌دهد.

اگر احیاناً از دست نفر سمت راست خود جوکر را کشیدید سعی کنید لبخند نزنید یا چهرتون تغییر نکنه

نخستین کسی که بازی را به پایان برده است، شاه (یا حاکم) و نفر یکی مانده به نفر پایانی، جلاد نام می‌گیرد و شاه می‌تواند یک حکم کیفر را برای بازنده دستور دهد.






بیست‌سؤالی

بیست‌سؤالی گونه‌ای بازی شفاهی چندنفره است. در این بازی یک نفر یا یک تیم، واژه‌ای را در نظر می‌گیرند. بازیکن یا تیم طرف مقابل باید با پرسیدنِ تنها ۲۰ پرسش بتواند آن واژه را حدس بزند. به پرسش‌های او تنها پاسخِ بله/خیر داده می‌شود.

بهترین استراتژی برای پرسش‌کننده در این بازی، طبقه‌بندی موضوع‌ها است به طوری که بازیکن از موضوع‌های کلی به جزئی برود.




نقطه بازی
نقطه بازی یک بازی است که به شکل سنّتی با شرکت حداقل دو بازیکن، روی کاغذ انجام می‌شود. امروزه شکل‌های رایانه‌ای و برخطِ این بازی هم ساخته شده است.







مافیا

مافیا(که گرگینه یا آدمکش نیز نامیده می‌شود) یک بازی گروهی است که نبرد بین یک اقلیت آگاه و یک اکثریت ناآگاه را شبیه‌سازی می‌کند. بازیکنان به طور مخفیانه تعیین نقش می‌شوند: یا مافیا، که همدیگر را می‌شناسند؛ یا شهروند، که تنها از تعداد افراد مافیا آگاه هستند. در فاز شب بازی، افراد مافیا به صورت مخفیانه یک شهروند را می‌کشند. در طول فاز روز، تمام بازیکنان بازمانده در مورد هویت‌های مافیایی بحث می‌کنند و برای حذف یک مظنون رای می‌دهند.

بازی ادامه می‌یابد تا زمانی که همهٔ مافیاها حذف شوند(برد شهروندان) و یا تعداد مافیاها و شهروندان برابر شود(برد مافیا). یک بازی معمولی با ۷ شهروند (دکتر-کارآگاه-شهروند ساده) و ۲ مافیا شروع می‌شود.

این بازی به صورت آنلاین نیز قابل اجراست.






تاریخچه

دیمیتری دیویدف (به روسی: Дми́трий Давы́довv) به عنوان سازنده این بازی معرفی شده‌است. به گفتهٔ وی، اولین بار مافیا در بهار ۱۹۸۶ در بخش روانشناسی دانشگاه دولتی مسکو بازی شده‌است و سپس در کلاس‌های درس، خوابگاه‌ها و اردوگاه‌های تابستانی دانشگاه مسکو پخش شده‌است. شبکه خبری وایرد (Wired) هم ساخت این بازی را به دیویدف نسبت می‌دهد اما تاریخ اولین بازی را سال ۱۹۸۷ می‌داند. این بازی به سرعت در سایر مدارس و دانشگاه‌های شوروی محبوبیت پیدا کرد. در دهه ۱۹۹۰ این بازی به اروپا و پس از آن به ایالات متحده آمریکا راه یافت. مافیا در اویل دههٔ ۸۰ شمسی وارد ایران شد. وب سایت about.com بازی مافیا را به عنوان یکی از «۵۰ بازی برتر تاریخی و فرهنگی» ایجاد شده از سال ۱۸۰۰ تا به حال، معرفی کرده‌است.






روند کلی بازی

در این بازی بی‌گناهان متهم و حتی کشته می‌شوند (از بازی بیرون انداخته می‌شوند) در حالی که مافیای اصلی (گروه آگاه) تلاش می‌کنند تا دیگران (اکثریت ناآگاه) را متقاعد کنند که آنان قاتل نیستند. مجرمان واقعی در این بازی به دروغ خود را راستگو معرفی کنند و پلیس راستگو باید در مقابل بتواند دست مافیا را رو کند و شهروندان را متقاعد کند تا علیه مافیا دست به کار شوند.

برخی استدلال می‌کنند که بازی مافیا، شبیه ساختن آن چیزی است که در دنیای واقعی در اجتماع و سیاست رخ می‌دهد. آنان مافیا را شبیه سیاست‌ورزی و سیاست‌مداری می‌دانند به گونه‌ای که بازیگران این عرصه باید در فریب نخوردن و فریب دادن توانایی بالایی داشته باشند. در این بازی همچون دنیای سیاست هر فردی باید به شدت مراقب رفتار، گفتار خود و متهم نمودن دیگران باشد تا اکثریت بازیگران سوء برداشتی از او نداشته باشند.

این بازی به نوعی شبیه‌سازی فرایند دادرسی در دادگاه نیز هست که هر کسی در جایگاه وکیل خود باید در برابر یک قاضی بی‌طرف از خود دفاع کرده و شواهد و سرنخ‌های اتهام دیگران را رو کند و با استدلال دیگران را متقاعد کند که خود متهم نیست و کسی دیگری متهم است و در نهایت این هیات منصفه (متشکل از خود بازیگران) است که رای می‌دهد که آیا توضیحات و استدلال‌های آن فرد پذیرفته شده‌است یا خیر.






روش بازی

این بازی نیاز به یک بازیگردان (کدخدا) دارد که خود بازی نمی‌کند و فقط مدیریت بازی را بر عهده دارد. وی ناظر بر اعمال تمام بازیکنان است. در ابتدا، بازیگردان (کدخدا) نقش هر یک از افراد را به طور مخفیانه مثلاً با پخش کارت تعیین می‌کند. در هنگام بازی اگر تخلفی رخ دهد بازی‌گردان (کدخدا) می‌تواند فرد متخلف را از بازی اخراج می‌نماید. بازیکنان بایستی تمام صحبت‌ها و حرکات‌شان را پس کسب اجازه از بازی‌گردان (کدخدا) انجام دهند. بدون اجازهٔ کدخدا کسی حق صحبت کردن را ندارد و برای سخنرانی کردن باید از کدخدا اجازه گرفته شود.

بازی‌گردان (کدخدا) در صورتی که متوجه تقلبی از یکی از بازی‌کنان شود بایستی دخالت کرده و بازی را متوقف کند.

بازیکنی که حذف می‌شوند باید از محوطهٔ بازی خارج شود.

وظیفهٔ اصلی کدخدا مبارزه با ترول‌ها (خرابکارها و متقلبان) می‌باشد.
کاراکترها

این بازی دو گروه اصلی دارد مافیاها و شهروندان

هر کدام از این گروه‌ها نقش‌های مختلفی دارند:

نقش‌های مافیایی

گادفادر - مافیای ساده - ناتاشا

نقش‌های شهروندی

اسنایپر - کاراگاه (رییس پلیس) - دکتر -فراماسون- روئین تن - کشیش - شهروند ساده

مافیای ساده: در فاز شب به همراه گادفادر بیدار می‌شود و یک نفر را برای کشته شدن انتخاب می‌کند.

گادفادر (پدرخوانده): رئیس مافیا محسوب می‌شود که در فاز شب با مافیاهای ساده بیدار می‌شود ولی می‌تواند خود را مافیای ساده نشان دهد. (یعنی زمانی که گاد در شب اول اعلام می‌کند "گادفادر اگر مایل است، خودش را اشاره کند" می‌تواند عکس العملی نداشته باشد) ضمناً گادفادر در فاز شب پس از مافیا جداگانه نیز بیدار می‌شود و می‌تواند نظر قبلی خود را نیز تغییر دهد، به هر حال انتخاب آخر با اوست.

ناتاشا: شخصیت منفی بازی که در فاز شب، با ندای خدا (پس از دکتر) بیدار می‌شود و یک نفر را انتخاب می‌کند که در روز بعد لال باشد. ناتاشا نقش مافیایی دارد و باید سعی کند که مافیا را کمک کند ولی از هویت همکارانش خبر ندارد. اگر کشیش درست عمل نکند شهروند منتخب در روز بعد حق صحبت کردن و رأی دادن ندارد.

دکتر: در فاز شب، با ندای خدا (پس از گادفادر) بیدار می‌شود و یک نفر را انتخاب می‌کند که از خطر کشته شدن توسط مافیا نجات یابد.

کشیش (پدر روحانی): در فاز شب با ندای خدا، پس از ناتاشا بیدار می‌شود و یک نفر را که حدس می‌زند لال شده باشد را انتخاب می‌کند که لال نباشد.

کارآگاه: در فاز شب، با ندای خدا بعد از کشیش بیدار می‌شود و یک نفر را که حدس می‌زند مافیا باشد را انتخاب می‌کند که از هویتش آگاه شود. (اگر فرد مورد نظر، گادفادر یا ناتاشا باشد خدا به کاراگاه جواب منفی می‌دهد، به عبارتی بهتر خدا فقط مافیاهای ساده را لو می‌دهد)

اسنایپر (پلیس): در فاز شب، با ندای خدا بعد از کاراگاه بیدار می‌شود و یک نفر را که حدس می‌زند مافیا باشد را انتخاب می‌کند که کشته شود.

رویین‌تن: شهروندی است که یک بار در فاز شب قابل کشته شدن نیست.

فراماسون: یکی از شخصیت‌های شهروندی است که در فاز شب با ندای خدا بیدار می‌شود و می‌تواند یکی از بازیکنان که احتمال می‌دهد شهروند باشد را انتخاب کند و با او لینک کند. خدا به بازیکن انتخاب شده توسط فراماسون به گونه‌ای که کسی متوجه نشود دست می‌زند، آن بازیکن چشم را باز می‌کند و ۲ نفر یکدیگر را شناسایی می‌کنند.(منظور از این حرکت شناسایی شهروندان به صورت مخفیانه می‌باشد.) در شب‌های بعد به همین ترتیب ۲ نفر می‌توانند چشم‌ها را باز کنند و با نفر سوم لینک کنند و ۳ نفر یکدیگر را بشناسند.۳ نکته وجود دارد: ۱- در هنگام لینک کردن در فاز شب، افراد تنها می‌توانند یکدیگر را به عنوان عضوی از شهروندان شناسایی کنند و حق فاش کردن هویت اصلی خود را ندارند ۲- در صورتی که فراماسون یا فراماسونها اشتباها با یک مافیا لینک کنند همه فراماسون‌ها کشته می‌شوند. در حالی که آن مافیا زنده می‌ماند. در این صورت در روز بعد خدا تمام نفرات حذف شده از بازی (کشته شدگان توسط اسنایپر، مافیا، و فراماسونها) را نام می‌برد و فقط اعلام می‌کند که شهر مرگ فراماسونی داشته است و این که چه کسانی فراماسونی کشته شده‌اند را اعلام نمی‌کند ۳- اگر فراماسون اصلی به هر نحوی کشته یا حذف شود در شب‌های بعد سایر کسانی که با فراماسون لینک کرده بودند حق چشم باز کردن یا قدرت لینک کردن با نفر دیگر را ندارند.






فاز شب

خدا به بازیکنان می‌گوید که «همه بخوابند» که به معنای این است که همه بازیکنان چشمان خود را ببندند و سر خود را پایین بیندازند. سپس، با دستور خدا با عنوان «مافیا بیدار شود»، اعضای مافیا چشمان خود را باز می‌کنند و همدیگر را شناسایی می‌کنند. اعضای مافیا در هر شب، با اتفاق نظر باید یکی از شهروندان را به نوبتی که در شب اول تصمیم گرفته‌اند، به قتل برسانند. این کار باید بدون جلب توجه سایر بازیکنان (که چشمانشان بسته‌است) به طور هماهنگ و همزمان انجام شود و با اشاره انگشت به اطلاع خدا رسانده شود. اگر هماهنگی و نوبت رعایت نشود اعضای مافیا در کشتن شهروندان موفق نخواهند بود. طبیعی است که اعضای مافیا معمولاً کسی را می‌کشند که در پیدا کردن هویت افراد مافیا و قانع کردن بقیه در این زمینه موفق تر از سایرین باشد. حتی ممکن است در مواقع بحرانی، برای اعتبار دادن به حرف‌های دوست مافیای خود یا نقض حرف‌های یک شهروند باهوش، یکی از افراد خودی «مافیا» را بکشند و این گونه خلاقیت هاست که به پیچیدگی بازی می‌افزاید. پس از اتمام کارِ مافیا، خدا به آنها می‌گوید چشمان خود را ببندند (این کار معادل این جمله‌است: «مافیاها بخوابند»). در صورتی که بازی، دکتر، پلیس یا کارآگاه نیز داشته باشد، این افراد نیز به ترتیب به دستور خدا چشمان خود را باز می‌کنند و پس از انجام وظیفه خود مجدداً چشمانشان را می‌بندند.

ترتیب اولویت اعلام اسامی در شب به ترتیب ذیل خواهد بود.

۱- پدرخوانده (چون در شب تنها کسی است که قدرت داره و باید نقش خودش رو ایفا کنه دن می‌باشد) ۲- ساقی ۳- اسنایپر ۴- کارآگاه ۵- دکتر ۶- ناتاشا و.. و در آخر فراماسون

لازم به توضیح می‌باشد که به ترتیب اولویت خدای بازی باید اسامی رو دریافت و اعمال کند.






فاز روز

در این مرحله، خدا به بازیکنان اعلام می‌کند که چشمان خود را باز کنند و اتفاقات شب گذشته را به اطلاع آنها می‌رساند. اگر کسی توسط مافیا به قتل رسیده باشد، از این امر آگاه می‌شود و بدون گفتن وصیت از محل میدان بازی خارج می‌شود. سپس، بازیکنان می‌توانند با گرفتن نوبت از خدا شروع به صحبت کنند و استدلال خود را دربارهٔ هویت اعضای باقی‌مانده (بر اساس شواهد و رفتار گذشتهٔ آنان) بیان کنند. پس از اتمام صحبت‌ها، خدا برای حذف یکی از اعضای مظنون به عضویت در مافیا، رای گیری می‌کند و به چند نفر از کسانی که بیشترین رای را دارند اجازه صحبت مجدد برای دفاع از خود داده می‌شود. سپس یک بار دیگر بین این افراد رای گیری می‌شود و در نهایت کسی که بیشترین رای مخالف را دارد (تعداد بیشتری از بازیکنان مشکوک به عضویت او در مافیا هستند) از میدان بازی خارج می‌شود. هر کسی فقط حق دادن یک رای را دارد.

در ابتدای بازی تصمیم گرفته می‌شود:

۱- افرادی که از بازی خارج می‌شوند هویت خود را اعلام کنند یا ناشناس بمانند.

۲- در بازی وصیت کردن وجود داشته باشد یا خیر.






پایان بازی

بازی زمانی پایان می‌یابد که یا تمام مافیاها حذف شوند (برد شهروندان)، و یا تعداد مافیاها و شهروندان مساوی شود (یعنی برد مافیا).

در صورت وجود نقش‌های سفید (بی‌طرف، کیلر) در بازی، اگر بازی طبق روند فوق تمام شود اما نقش‌های سفید همچنان حذف نشده باقی‌مانده باشند، این نقش‌های سفید هستند که برنده می‌باشند.






ساده‌ترین چینش برای بازی

برای شروع می‌توان از ساده‌ترین چینش برای بازی مافیا بهره برد، شرایط ساده‌ترین چینش به شرح زیر است:

۱- وصیت کردن مجاز نیست، و شهروندان پس از حذف حق صحبت‌کردن ندارند.

۲- پس از هر حذف در فاز شب روز بعد کدخدا نقش بازیکن حذف شده را اعلام می‌کند.

۳- برای بازی به ۸ بازیکن نیاز است. (۱ کدخدا ۱ دکتر ۱ کارآگاه ۳ شهروند عادی و ۲ مافیا)

۴- بازی در مرحلهٔ یک شب آغاز می‌شود.

۵- مافیا امکان خودکشی (حذف یکی از یاران مافیایی خود) را ندارد.

۶- مافیا می‌تواند برای رد گم کنی و گیج کردن شهروندان هیچ‌کس را در مرحلهٔ شب حذف نکنند.






اندیشه‌های مافیایی (کاربرد در بازی مافیا)

برای پیروزی در بازی مافیا روش‌های متفاوتی وجود دارد، اما برای چینش فوق که ساده‌ترین نوع چینش بازی است، ساده‌ترین شیوهٔ عملکرد غالباً اینگونه می‌باشد که کارآگاه خود را معرفی می‌کند و دکتر نیز سعی می‌کند پنهان بماند تا توسط مافیا شناسایی نشده و حذف نشود تا بتواند همچنان به درمان شهروندان بپردازد.

در مقابل مافیا برای آنکه مانعی برای کارآگاه ایجاد کند اقدام به جای‌زدن دروغین خود به عنوان کارآگاه می‌کند، در این بین این شهروندان عادی هستند که اهمیت اصلی را دارند و باید تصمیم بگیرند که به کدام‌یک از پلیس‌ها اعتماد نمایند.







سودوکو
سودوکو جدول اعدادی است که امروزه یکی از سرگرمی‌های رایج در کشورهای مختلف جهان به شمار می‌آید.






تاریخچه
سودوکو، مخفف یک عبارت ژاپنی

سوجی وا دوکوشین نی کاگیرو به معنی «ارقام باید تنها باشند» است.

هر چند این بازی برای اولین بار در یک مجله پازل آمریکایی در سال ۱۹۷۹ انتشار یافت، ولی انتشار آن به طور مستمر و پی‌گیر برای نخستین مرتبه بر می‌گردد به ژاپن در ۱۹۸۶ و از سال ۲۰۰۵ این سرگرمی به محبوبیت جهانی دست یافت و نخستین مسابقه ملی آن در سال ۲۰۰۸ در فیلادلفیا، آمریکا بر‌گزار شد.

در ایران برای اولین بار روزنامه همشهری در سال ۱۳۸۵ ه.ش اقدام به چاپ سودوکو به صورت روزانه کرد.






قانون بازی

نوع متداول سودوکو یک جدول ۹x۹ است که کل جدول هم به ۹ جدول کوچک‌تر ۳x۳ تقسیم شده‌است. در این جدول چند عدد به طور پیش فرض قرار داه شده که باید باقی اعداد را با رعایت سه قانون زیر یافت:

قانون اول: در هر سطر جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.
قانون دوم: در هر ستون جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.
قانون سوم: در هر ناحیه ۳x۳ جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.







روش حل

ابتدا در تمام خانه‌های خالی جدول، اعداد را از یک تا نه می‌نویسیم.

سپس به سراغ یکی از اعدادی که از قبل توسط طراح نوشته شده می‌رویم و تمام اعداد مشابه آن را که در عرضش (بصورت افقی) قرار گرفته‌اند را پاک می‌کنیم و سپس یک خط افقی در بالای آن عدد می‌کشیم که مشخص باشد.

در این مرحله همانند مرحله قبل عمل می‌کنیم با این اختلاف که در تمام خانه‌های عمودی در بالا یا پایین عدد مورد نظر اعداد مشابه را پاک می‌کنیم وسپس با یک خط عمودی در کنار آن عدد آن را مشخص می‌نماییم. اکنون باید اعداد مشابه عدد مورد نظر را در مربع نه خانه‌ای متناظر، پاک کنیم وعدد را با یک دایره بر دور آن مشخص کنیم.

فقط سه مرحله قبلی را در مورد تمام اعداد از قبل نوشته شده (اعداد چاپی) تکرار کنیم و کشیدن خطهای عمودی افقی و دایره را بر آن عددها نباید فراموش کنیم که این عمل می‌تواند به شما نشان دهد که کدام یک از قلم افتاده‌است.

وقتی که تمام اعداد چاپی با هر سه علامت مشخص شد کار ما تا این مرحله تمام شده‌است. در این مرحله به دنبال خانه‌هایی می‌گردیم که فقط یک عدد در آنها باقی‌مانده و آن اعداد را پررنگ می‌کنیم.

ما باید در هر ستون نیز عددی را که فقط یکبار درآن ستون آمده را پیدا کنیم که این عدد یقیناً جواب همان خانه‌است و این عدد را هم پررنگ کنیم. اکنون در هر مربع نه خانه‌ای عددی را که فقط یکبار در این نه خانه آمده‌است را یافته و به عنوان جواب یادداشت می‌کنیم.

اگر احساس کردید که روش فوق بسیار وقت گیر و خسته کننده است از روش میانبر زیر استفاده کنید توجه داشته باشید که هر عدد در هر مربع یک بار مصرف می‌شود و جدول ما دارای نه تا از مجموعه خانه‌های مربع شکل است سه در سه لذا هر عدد علاوه بر اینکه در هر ردیف وهر ستون یکبار مصرف می‌شود در هر مربع نیز یک بار مورد استفاده قرار می‌گیرد پس اگر عددی در یک مربع بزرگ پیدا شد بگردید و نظیر آن عدد را در مربع بزرگ در همان ردیف و یا همان ستون پیدا کنید، اگر آن را پیدا کردید یک خط فرضی از آن عدد از هر مربع بصورت افقی و یا عمودی بکشید با این کار ۲ ستون و یا دو ردیف از مربعی که عدد در آن نبوده است از محاسبات حذف می‌شوند و فقط ۳ خانه از آن مربع باقی می‌ماند، همین کار را هم از طرف مقابل از همان عدد انجام دهید یک خانه خالی بر جای می‌ماند که جای همان عدد است. معمولاً با این کار بیشتر خانه‌های خالی پر می‌شوند که مابقی را از طریق اسکن کردن سطر به سطر و یا ستون به ستون می‌توان بدست آورد. من با این روش معمولاً براحتی جداول سخت را حل می‌کنم و هر چه بیشتر تمرین کنید سرعتتان بیشتر می‌شود امید وارم توانسته باشم خوب توضیح بدهم

متأسفانه بصورت شکل نمی‌توانم روی این صفحه چیزی بنویسم امید وارم آنها که توان این کار را دارند نوشته‌های مرا تکمیل نمایند







جدول کلمات متقاطع
جدول کلمات متقاطع یک جدولی است که کلمات را به شکل حرف به حرف قرار در آن قرار دارد و به عمد بعضی از خانه‌های آن خالی هستند که توسط کسی که حل می‌کند باید پر شود و این کلمات به وسیله خانه‌های سیاه از هم جدا می‌شوند و نوعی سرگرمی است. خانه‌های جداول غالباً شماره گذاری شده‌اند و به دو دسته عمودی و افقی تقسیم می‌شود مانند «۲۰ افقی» یا «۵ عمودی».قانون کلى در طراحى جدول ، تعداد خانه هاى يکسان و مساوى در دو رديف افقى و عمودى ميباشد. به عنوان مثال اگر در خانه <<5 عمودى>> شش خانه خالى که معرف کلمه اى شش حرفى است داشته باشيم،به همان نسبت بايستى در خانه <<5 افقى >> هم شش خانه داشته باشيم.
12:25 pm
حجت بن حسن (مهدی)

بنابر اعتقاد شیعیانِ دوازده‌امامی، حجت بن حسن فرزند حسن بن علی عسکری (امام یازدهم شیعیان) و دوازدهمین و آخرین امام و همان مهدی موعود است. همچون پیامبر اسلام نامش محمد و کنیه اش ابوالقاسم است. همچنین «امام زمان»، «صاحب الزمان»، «ولی عصر»، «قائم آل محمد» و «مهدی موعود» از القاب اوست.






پس از مرگ حسن عسکری (امام یازدهم شیعیان) در سال ۲۶۰ هجری و سن ۲۸ سالگی، از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه —که در زمان حیاتشان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند— بطور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه بوجود آمد. در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. عده‌ای از شیعیان اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده‌ است یا این فرزند در گذشته‌است؛ بسیاری از شیعیان امامت جعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروه‌هایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامان نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ عثمان بن سعید، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاه اقلیت شیعه بود، به‌مرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی‌اند.

از دیدگاه تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت. به نظر می‌رسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورتبندی نهایی خود برسد و پس از آن هم توجیه ها و تبیین های دینی گسترده‌ای در موردش ارائه شد. شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند. کلینی (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.) در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی —که در خلال دوره سفرا (موسوم به غیبت صغری) گرد آورد— به موضوع غیبت و علت آن پرداخت. به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد. پس از وی ابن بابویه (و.۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. از دیگر سو، متخصصان علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.

در باور کنونی شیعه دوازده امامی، حجت بن حسن در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ ه.ق. در سامرا به دنیا آمد؛ او در پنج سالگی و پس از مرگ پدرش به امامت رسید. پس از مرگ حسن عسکری، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب با شیعیان تماس می‌گرفت. البته بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که از آغاز تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابتِ خاص در قرن‌های چهارم و پنجم هجری توسط علمای شیعه مانند شیخ طوسی و برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است. پس از یک دوره هفتاد ساله (موسوم به غیبت صغری) و با مرگ علی بن محمد سمری، چهارمین نائب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت شیعیان را فراگرفت. آنها در نهایت در سده پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند. به باور شیعیان، پس از دوران سفرا، شیعیان با مهدی در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً غیبت کبری می‌نامند. پس از پایان دورهٔ غیبت، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که از طریق وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.

اعتقاد به امام غائب، برکات متعددی برای شیعیان تحت آزار و ستم داشت. از آنجا که امام غائب پتانسیل تهدید کمتری نسبت به یک امام حاضر داشت تنش ها با حاکمان سنی مذهب کاهش یافت. اعتقاد به ظهور امام غائب باعث شد که انتظار بتواند جایگزین چالش مستمر نظام سیاسی حاکم شود. امام غائب باعث عامل وحدت شیعیانی شد که پیش از آن، هر گروه، دور یکی از امامان حاضر گرد می آمدند و دچار انشقاق شده بودند. به علاوه اعتقاد به ظهور امام غایب (به عنوان مهدی)، شیعیان را در تحمل شرایط دشوار یاری نموده و به آنها امید آینده‌ای سرشار از دادگری داده است.




منبع‌شناسی

به نوشته جاسم حسین احادیث مربوط به غیبت مهدی قائم را بسیاری از گروه های شیعه گردآوری کرده اند. پیش از سال ۲۶۰ ه./۸۷۴ م. در آثار سه مذهب واقفیه، زیدیه جارودیه و امامیه موجود است. از واقفیه، انماطی ابراهیم بن صالح کوفی از اصحاب امام محمد باقر کتابی به نام «الغیبه» نوشت. علی بن حسین طائی طاطاری و حسن بن محمد بن سماعه هر یک کتابی به نام «کتاب الغیبه» نوشتند و امام موسی کاظم را به عنوان امام غائب معرفی کردند. از زیدیه ابوسعید عباد بن یعقوب رواجینی عصفری (و. ۲۵۰ ه./۸۶۴ م.) در کتابی به نام «ابوسعید عصفری» احادیثی در خصوص غیبت، ائمه دوازده گانه و ختم ائمه به دوازده می آورد بی آنکه نام آنها را برشمرد. از امامیه علی بن مهزیار اهوازی (وکیل امام نهم و دهم) (وفات حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ ق.)، دو کتاب به نام های «کتاب الملاحم» و «کتاب القائم» نوشت که هر دو درباره غیبت امام و قیام او با شمشیر مطالبی دارد. حسن بن محبوب سراد (م. ۲۲۴ ه./ ۸۳۸ م.) کتاب «المشیخه» را در موضوع غیبت می نویسد. فضل بن شاذان نیسابوری (۲۶۰ ه./ ۸۷۳ م.) کتاب «الغیبه» را نوشت که ظاهراً مطالب آن از کتاب «المشیخه» نقل شده است. وی که دو ماه پیش از امام یازدهم می میرد، امام دوازدهم را قائم می داند. به نوشته پوناوالا منابع پیش از دوران موسوم به غیبت کبری بسیار پراکنده و ناکافی‌اند و مشکلی که پژوهشگران در هنگام بررسی این منابع با آن مواجه می‌شوند، میزان تاریخی بودن این منابع است.

در خلال دوره سفارت موسوم به غیبت صغری (۲۶۰-۳۲۹ ه./۸۷۴-۹۴۱ م.) فقها و مبلغان بر اساس اطلاعات کتب پیشین و فعالیت های سازمان وکالت نوشته اند که در کتب تاریخی این دوره یافت نمی‌شود. ابراهیم بن اسحاق نهاوندی (م. ۲۸۶ ه./۸۹۹ م.) که مدعی نیابت امام دوازدهم بود کتابی در موضوع غیبت نوشت. عبدالله بن جعفر حمیری(م. بعد از ۲۹۳ ه./ ۹۰۵ م.) که خود کارگزار امامان دهم و یازدهم و نواب اول و دوم بود کتاب «الغیبه و الحیره» را نوشت. ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م.) کتاب «الامامه و التبصره من الحیره» و کلینی (م. ۳۲۹ ه. / ۹۴۰ م.) بخش عمده ای از کتاب حجت اصول کافی را به غیبت اختصاص داد.

از سال (۳۲۹ ه./۹۴۱ م.) با پایان سفارت و آغاز دوره موسوم به غیبت کبری چندین اثر برای تبیین غیبت و علت طولانی شدن ان نگاشته شد. به گفته جاسم حسین پنج اثر در این زمان نگاشته شد که اساس عقاید بعدی امامیه درباره غیبت را تشکیل می دهد. نخستین کتاب الغیبه نعمانی توسط ابوعبدالله محمد بن جعفر نعمانی (م.۳۶۰ ق.) با استفاده از آثار فوق‌الذکر بدون توجه به اعتقادات نویسندگان آن آثار تدوین شده است. دومین اثر کمال‌الدین و تمام‌النعمة است که توسط شیخ صدوق (۳۰۶ تا ۳۸۱ ه.ق./ ۹۲۳ تا ۹۹۱ م.) بر اساس اصول اربعمائه گردآوری شده است و با توجه به جایگاه پدرش، علی بن بابویه، اطلاعات معتبری از دوران وکلا و ارتباط مخفی آنها با امام غایب از طریق چهار سفیر ارائه می دهد. سومین مورد «الفصول العشرة فی الغیبة» توسط شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۲ م.) نوشته شد و اطلاعات تاریخی در مورد دوران غیبت و پانزده دیدگاه پدیدار شده در میان امامیه در دوران غیبت و از میان رفتن همه آنها جز اثنی عشریه بیان می کند. همچنین در کتاب الارشاد به سبک کلینی و نعمانی به نقل احادیث و توجیه طولانی شدن عمر امام غایب می پردازد. چهارمین اثر توسط سید مرتضی (۳۵۵ - ۴۳۶ ه.ق /۱۰۴۴-۱۰۴۵ م.) شاگرد شیخ مفید با عنوان «مسئلة وجیزة فی الغیبة» نوشت. این اثر و کتاب دیگری با نام «البرهان علی صحة طول عمر الامام الزمان» تألیف محمد بن علی کراجکی (م. ۴۴۹ ق./ ۱۰۵۷ م.) فاقد اطلاعات تاریخی هستند. پنجمین اثر الغیبة نوشته شیخ طوسی (۳۸۵-۴۶۰ ق. / ۱۰۶۷ م.) بر مبنای کتابی به نام «الاخبار الوکالة الاربعة» نوشته احمد بن نوح بصری اطلاعات تاریخی معتبری از فعالیت های مخفی سفرا ارائه می دهد و نیز به شیوه حدیثی و عقلی اثبات می کند امام دوازدهم همان مهدی قائم است که باید در غیبت به سر برد و سایر ادعاها در خصوص غیبت دیگر افراد نظیر علی بن ابیطالب، محمد بن حنفیه و موسی کاظم مردود است. این کتاب مأخذ اصلی نویسندگان بعدی شیعه امامی و بخصوص بحار الانوار محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷-۱۱۱۰ ق.) بوده است.

به نوشته جاسم حسین منابع غیرشیعه بر کتاب «المسترشد» اثر ابوالقاسم بلخی معتزلی (م. حدود ۳۰۱ ق./ ۹۱۳ م.) اتکا دارد که معتقد است حسن عسکری بی وارث از دنیا رفت و ظاهراً اطلاعات خود در خصوص دسته بندی شیعه پس از سال ۲۶۰ را از حسن بن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه.ق.) گرفته است. این کتاب مبنای اطلاعات المغنی عبدالجبار معتزلی (م. ۴۱۵ ق. / ۱۰۲۴ م.) و ابوالحسن اشعری (م. ۳۲۴ ق./ ۹۳۵ م.) قرار گرفت و کتاب اشعری مرجع سایر کتاب های اهل سنت نظیر ابن حزم (م. ۴۵۶ ق. / ۱۰۳۷ م.) و شهرستانی (م. ۵۴۸ ق. / ۱۱۵۳ م.) درباره دسته بندی های شیعه بوده است.

بیان موضوع در منابع تاریخ عمومی مسلمانان متفاوت است. محمد بن جریر طبری (۲۲۴ - ۳۱۰ ق./ ۹۲۲ م.) که معاصر دوران غیبت بود در تاریخ طبری اشاره ای به موضوع امام دوازدهم و فعالیت های شیعیان امامی نمی‌کند در حالی که به فعالیت های سایر گروه های شیعه نظیر اسماعیلیه می پردازد و حتی کاربرد حدیث مهدی قائم توسط این گروه ها در کسب قدرت را پی می گیرد. جاسم حسین علت ذکر نشدن فعالیت های امامیه در این کتاب را مخفیانه بودن آن می داند. مسعودی (حدود ۲۸۳ – ۳۴۶ ق. / ۸۹۶ - ۹۵۷ م.) در مروج‌الذهب، التنبیه و الاشراف و نیز اثبات و الوصیه که به وی منسوب است به فشارها و سخت گیری های عباسیان علیه امامان شیعه که منجر به وقوع غیبت شد می پردازد. ابن اثیر (۵۵۵ - ۶۳۰ه ق / ۱۲۳۲ م.) در الکامل فی التاریخ به اختلافات میان وکلای امام در دوران غیبت و تأثیر غلو در بروز آن می پردازد. به عقیده جاسم حسین ممکن است وی اطلاعات خود را از کتاب «تاریخ الامامیه» اثر یحیی بن ابی طی (م ۶۳۰ ق. / م.۱۲۳۲) گرفته باشد.

به نوشته ساشادینا بسیار مشکل‌است که مرزی میان مطالب تاریخی از یک طرف با تذکره‌نویسی و مطالب اعتقادی شیعه از طرف دیگر در کتاب‌های نویسندگان شیعه تعیین کرد. زیرا زندگی‌نامهٔ امامان در کتاب‌های نویسندگان شیعه، آکنده از داستان‌هایی به سبک تذکره‌هایی‌است که عارفان برای مرشدان و قدیسان خود می‌نویسند. برای مطالعه دربارهٔ امام دوازده شیعیان باید به منابعی اتکا کرد که نه می‌توان آنها را کاملاً تاریخی و نه می‌توان کاملاً زندگی‌نامه‌های مذهبی و تذکره‌ای دانست. به هر حال این منابع بیشترین کمک را به پژوهشگران در راه درک دوره‌ای می‌کند که ایدهٔ منجی آخرالزمان را به عقیدهٔ غالب در مذهب شیعه تبدیل کرده‌است.




پیشینه اعتقاد شیعه به مهدی و قائم

چنانکه جاسم حسین توضیح می دهد مفهوم «مهدی» به عنوان شخص هدایت شده از زمان پیامبر استعمال می شد. هم اهل سنت آن را برای خلفای راشدین به کار بردند و هم شیعه آن را برای امامان استفاده کرد. برای مثال در قیام حسین بن علی شیعیان کوفه از وی به عنوان مهدی دعوت کردند و هم سلیمان بن صرد پس از کشته شدنش با این عنوان از او تجلیل کرد. اما کاربرد آن در مفهوم منجی از زمان قیام مختار و توسط مختار ثقفی برای محمد حنفیه پدیدار شد.

به‌گفته سعید امیرارجمند و ویلفرد مادلونگ، اولین اشارات به وجود «باور به مهدی»، غیبت و منجی در نزد مسلمانان به زمان فرقهٔ شیعهٔ کیسانیه بازمی‌گردد؛ فرقه‌ای که پس از سرکوب قیام مختار شکل گرفت. آنان محمد حنفیه، فرزند علی و امام اول شیعیان را مهدی می‌دانستند و پس از فوت او چنین اعلام کردند که او نمرده‌است و در کوه رضوا در مدینه در غیبت بسر می‌برد و روزی به عنوان مهدی و قائم بازخواهد گشت. به نوشته مادلونگ شیعیان بارها به افراد متعددی از خاندان پیامبر اسلام به عنوان مهدی روی آوردند. اما این افراد نتوانستند انتظارات شیعیان را برآورده سازند. افرادی مانند محمد حنفیه، ابوهاشم فرزند محمد حنفیه، محمد بن معاویه از خاندان جعفر ابوطالب، محمد ابن عبدلله نفس زکیه، جعفر صادق و موسی کاظم هر کدام در برهه‌ای، مهدی موعود شیعیان شناخته می‌شدند. علاوه بر کیسانیه، زیدیه از عنوان مهدی با مفهوم منجی انتهای تاریخ برای رهبرانشان که قیام مسلحانه کردند مکرراً استفاده نمودند. همچنین گروه های منشعب از امامیه نظیر ناووسیه و واقفیه این لقب را با همین مفهوم برای امامان ششم و هفتم پس از درگذشتشان به کار بردند.

به گفته عبدالعزیز ساچادینا هم محمد باقر و هم جعفر صادق در موارد مختلف توسط پیروانشان مورد اطمینان قرار گرفتند که اگر در مقابل حکومت فعلی قیام کنند از آنها پشتیبانی خواهند نمود. ولی این امامان در پاسخ شیعیانشان را به آرامش فرا می‌خوانند و می‌گفتند گرچه همه امامان قائم هستند و قابلیت سرنگون کردن حکومت‌های جور را دارند ولی قائم موعود پس از غیبت به فرمان خدا ظهور خواهد کرد تا بی عدالتی را از میان ببرد. در خصوص کاربرد مهدی به عنوان منجی توسط امامیه اختلاف نظر وجود دارد. به نوشته مدرسی امامیه از زمان علی و کیسانیه با ایده قائم آشنا بودند. تا زمان دوران موسوم به غیبت صغری، مفهوم مهدی یک ایده متعلق به غیر امامیه بود. شیعیان در دوران غیبت به تدریج ایده مهدی متعلق به غیر امامیه و قائم متعلق به امامیه را در هم ادغام کردند. هرچند در کتاب‌های برجا مانده تا دهه‌های آخر قرن سوم هجری/نهم میلادی امام دوازدهم شیعه همان قائم دانسته می‌شد. اما از شروع قرن بعدی، کتاب‌های شیعه امام دوازدهم شیعه را مهدی می‌نامیدند. ساشادینا نیز می گوید مهدویت امام دوازدهم بسط نظریه امامت امام غائب بود که آن را با عقیده ظهور مهدی و ایجاد عدالت ترکیب نمود در حالی که پیش از آن امام دوازدهم مهدی موعود تلقی نمی شد. در مقابل جاسم حسین می نویسد نه تنها مهدی به معنای منجی نزد امامیه از زمان ائمه به کار می رفته، بلکه امامان پیشین معتقد بودند هر یک از آنان اگر شرایط ایجاب کند می تواند مهدی قائم باشد.وی می گوید از نخستین سال ها مسلمانان باور داشتند که پیامبر نوید آمدن مردی از نسل حسین بن علی را داده که در آینده با شمشیر قیام می کند تا بدعت ها را از اسلام بزداید. اما رقابت سیاسی میان مسلمانان سبب شد برخی گروها اقدام به بهره برداری و تحریف احادیث نبوی نمایند تا از آنها در نبرد سیاسی استفاده برند.

به گفته ارجمند بیشتر این کیسانی‌ها ایرانیان نومسلمان بودند و احتمالاً این ایرانیان با باورهای زردشتی در مورد منجی آشنا بودند؛ با قهرمانانی مانند گرشاسب که پس از بیداری از یک خواب طولانی، اهریمنان را از زمین برمی‌چینند. به نوشتهٔ محمدعلی امیرمعزی و تیموتی فرنیش،بسیاری از اعتقادات مسلمانان در مورد منجی، ظهور منجی، غیبت و مؤلفه‌های آن، مدیون ادیان پیشین مانند مانویت، دین زردشت، یهودیت و مسیحیت است.

اما به نوشته جاسم حسین منشأ دیدگاه مهدی به عنوان منجی در احادیث پیامبر بوده است که توسط بیست و شش نفر از صحابه و در کتاب های حدیث اهل سنت، زیدیه و امامیه نقل شده است. وی ضعیف بودن احادیث را رد می کند و می گوید این احادیث در زمان امویان نیز رواج داشته و در کتاب سلیم بن قیس منسوب به سلیم بن قیس هلالی (م. حدود 80-90 ق./ 699- 708 م.) هم آورده شده است. از سوی دیگر مورخان و متکلمان شیعه نظیر سید مرتضی عسکری و محمدحسین طباطبایی با تأکید بر اشتراک ادیان مختلف در خصوص کلیت موضوع نوید به آمدن مهدی و برپایی دین و برقراری عدل در زمین، این موضوع را از مشترکات ادیان الهی و ناشی از منشأ فطری ادیان می دانند. این گروه نخستین اشاره به مهدی را در احادیث پیامبر اسلام که از طرق شیعه و سنی روایت شده ذکر می کنند برمی شمارند و وجود وی را از ضروریات تحقق وعده های اسلام و قرآن در برپایی عدل و قسط در زمین می دانند.





شرایط محیطی امامیه در سده های سوم و چهارم

شرایط محیطی در دوران آخرین امامان شیعه

از زمان حکومت متوکل عباسی (۲۳۲- ۲۴۷ ه. ق. / ۸۴۷ - ۸۶۱ م.) سیاست مدارای مأمون (۱۹۸- ۲۱۸ ه. ق. / ۸۱۳ - ۸۳۳ م.) و خلفای پس از وی با شیعیان یکباره به کنار گذشته شد. در دوران متوکل به دستور او حرم حسین بن علی تخریب شد و امام دهم شیعه، هادی، از مدینه به سامرا فراخوانده شد تا تحت نظارت خلیفه باشد. متوکل از هیچ وسیله ممکن در آزار رساندن و بی احترامی به وی دریغ نمی‌کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که فشار شدیدی بر امامان در سامرا می‌آمد و شیعیان در عراق و حجاز در شرایط اسف باری زندگی می‌کردند. منتصر، پسر و جانشین متوکل این سیاست‌ها را برداشت و در نتیجه امام هادی آزادی بیشتری پیدا کرد. سیاست‌های متوکل در زمان مستعین (۸۶۲ - ۸۶۶ م.) هم ادامه یافت. احتمالاً در این زمان بود که امام دهم شیعه عثمان بن سعید را به نمایندگی خود در عراق برگزید (که البته این نمایندگی در زمان امام یازدهم حسن عسکری نیز تایید شد).در دوران آخرین امامان شیعه، شبکه‌ای از وکلا شکل گرفته بود؛ البته این شبکه بیشتر از آنکه به مانند سایر شبکه‌های علوی آن زمان (اسماعیلیه، زیدیه، نوادگان حسن بن علی) به قصد برپایی قیام تشکیل شده باشد، کار گردآوری وجوهات دینی مانند خمس و زکات را انجام می‌داد. شرایط سیاسی و مذهبی سال‌های آخر امامت حسن عسکری و نخستین دهه‌های پس از مرگ او —همزمان با خلافت معتمد عباسی (۲۵۶ -۲۷۹ ه. ق. /۸۷۶-۸۹۲ م.)— بسیار پرچالش بود. این دوران به جهت سیاسی، مصادف بود با عصر ضعف خلافت عباسیان؛ بدین صورت آنان از اعمال مؤثر حاکمیت خود جز در بخش محدودی از سرزمین عراق ناتوان بودند. در این دوره، افراد مختلف در جای‌جای قلمرو عباسیان قیام کرده‌بودند و سرزمین مسلمانان دچار تجزیه سیاسی شده‌بود. معتمد عباسی، حسن عسکری را —که رقیبی بالقوه برای خلافت به شمار می‌رفت— در سامرا تحت نظارت و مراقبت قرار داده و او را حتی از ملاقات با پیروانش نیز بازداشته بود.



شرایط محیطی در سال‌های آغازین غیبت کبری

سال‌های آغازین موسوم به غیبت کبری، همزمان با دورانی بود که به «قرن شیعه» معروف است. در سال ۳۳۴ ه. ق. /۹۴۵ م. بنی‌عباس تحت سلطهٔ حکومت شیعهٔ آل‌بویه درآمد؛ آل بویه با اینکه احتمالاً در آغاز زیدی بودند، هنگامی که به حکومت رسیدند به شیعهٔ دوازده امامی گرایش یافتند؛ آل‌بویه چون از نسل پیامبر مسلمانان نبودند باید امامی زیدی از نسل پیامبر را برای اطاعت کامل از او به امامت می‌رساندند. بنابراین احتمالاً به همین دلیل بود آنان پس از رسیدن به حکومت، به شیعه دوازده امامی متمایل شدند و ایدهٔ یک امام غائب از نظر سیاسی برای بوییان مطلوبتر بود.همزمان با آل‌بویه، حکمرانان شیعه فاطمی در مصر و شمال آفریقا، خاندان بنی حمدان در شمال عراق و سوریه و ادریسیان بر بخش‌هایی از شمال آفریقا حکمرانی می‌کردند.

شیعه در این زمان به دلیل نفوذ سلسله‌های فاطمیان و آل‌بویه در قلب سرزمین‌های اسلامی، مستحکمترین بنیادهای دینی و فکری خود را بنیان نهاد. در این دوره بود که آثار بنیادین اعتقادی شیعه برای نسل‌های بعدی فراهم‌شد. آل‌بویه علوم شیعی را ترویج نمودند و علمای دینی را از مکاتب گوناگون حمایت کردند و زمینه ورود علوم کلامیِ معتزلی به شیعه را فراهم ساختند.





رویکرد تاریخی: از دوران حیرت تا تبیین نهایی اعتقادات تشیع دوازده امامی
در این بخش در خصوص دیدگاه های مختلف درباره سیر تاریخی اعتقاد به حجت بن حسن به عنوان امام دوازدهم، مهدی و غیبت وی در جامعه شیعه توضیح داده می شود.




فرقه های امامیه در دوران حیرت

با درگذشت حسن عسکری(و. ۲۶۰ ه.ق. /۸۷۴ م.)، امام یازدهم شیعه، سردرگمی بزرگی برای نیم قرن در بین شیعیان پدید آمد که نویسندگان شیعه از آن تحت عنوان «دوران حیرت» نام می‌برند. در این دوران، انشقاق در بین شیعیان شدت یافت و جنبش‌های رقیب مانند اسماعیلیه نیز استفادهٔ کافی از این موقعیت نمودند. تبلیغات در این دوران به حدی بود که بسیاری از شیعیان و بسیاری از بزرگان شیعهٔ امامی، مذهب خود را ترک نمودند. شیعه امامی به فرق متعدد منشعب شد. مسعودی (و. ۳۴۶ ه.ق. /۹۵۷ م.) در کتاب مروج‌الذهب تعداد این فرقه‌ها را بیست فرقه شمرده‌است و حسن ابن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه.ق.) در کتاب فرق الشیعه، از چهارده فرقه با ذکر جزئیات اعتقادی آنها نام می‌برد.

در یک دسته بندی کلی گروهی از شیعیان چنین می‌پنداشتند که حسن عسکری اصلاً فرزندی نداشته‌است و گروهی دیگر می‌گفتند حسن عسکری امام بدون فرزندی است که نمرده‌است و حسن عسکری همان مهدی غایب است.گروهی نیز معتقد بودند که حسن عسکری فرزندی ندارد و آنها روی به سوی برادر حسن عسکری، جعفر گردانیدند.گروه دیگری عنوان می‌کردند که فرزند حسن عسکری پیش از مرگ پدرش درگذشته‌است.یک گروه هم اعتقاد داشتند که فرزند حسن عسکری همان مهدی است که پدرش او را از ترس خلیفه زمان مخفی نگاه داشته و تنها توسط شمار کمی از یاران مورد اعتمادش دیده شده‌است.به گفتهٔ امیرمعزی، تنها بخشی از شیعیان که در آن زمان در اقلیت کوچکی بودند چنین دیدگاهی داشتند اما به گفته جاسم حسین اکثریت شیعیانی که امامت حسن عسکری را پذیرفته بودند تابع این دیدگاه بودند. مذهب این گروه به‌مرور به مذهب تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی می‌باشند.

این فرقه‌ها را به پنج دسته کلی تقسیم می‌شوند؛ به جز آخرین دسته، سایر فرقه‌های منشعب شده تا صد سال پس از فوت حسن عسکری از میان رفتند:

واقفیه بر حسن عسکری: کسانی که مرگ حسن عسکری را باور نداشته و او را به عنوان «مهدی آل محمد» زنده می‌پنداشتند و به نام «واقفیه»، یعنی کسانی که بر امامت حسن عسکری توقف کرده‌اند، شناخته می‌شدند.
جعفریه: کسانی که پس از مرگ حسن عسکری، به برادر او جعفر بن علی الهادی ( ۲۲۶ تا ۲۷۱ ق.) گرویده و به دلیل آنکه فرزند حسن عسکری را ندیده بودند، به امامت جعفر گردن نهادند که دسته ای از آنان وی را جانشین امام دهم شیعه (هادی) و دسته ای دیگر او را به عنوان امام دوازدهم می شناختند. به این گروه «جعفریه» می‌گفتند.
محمدیه: عده ای که پس از انکار امامت حسن عسکری، به امامت اولین فرزند هادی محمد (حدود ۲۲۸ تا ۲۵۲ ق.) که در زمان حیات پدرش درگذشته بود، گرویدند. به اینان «محمدیه» گفتند.
ختم امامت: شمار دیگری بر این باور بودند که همان‌گونه که پس از محمد (پیامبر مسلمانان) دیگر پیامبری نخواهد آمد، پس از مرگ حسن عسکری نیز امامی وجود نخواهد داشت.
قطعیه: این گروه که خود چندین شاخه بودند، به امامت فرزندی که خود برای حسن عسکری قائل بودند اعتقاد داشتند. این جریانی همان جریانی بود که به تدریج به شیعه دوازده امامی فعلی تبدیل گشت.

دوره‌ای که باعث ایجاد این ابهام شد، در دوران خلافت معتمد عباسی (خلافت: ۲۵۶ تا ۲۷۹ ق. / ۸۷۰ تا ۸۹۲ م) شروع شد و تا زمان خلیفه عباسی مقتدر (خلافت: ۲۹۵ تا ۳۲۰ ق. / ۹۰۸ تا ۹۳۲ م) ادامه یافت.
ساعت : 12:25 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
ظهور | next page | next page